خانه سیاست دانشگاه در محاصره؛ روایت یک پاکسازی بزرگ در اسفند سیاه

هم وطن موج جدید سرکوب، احضارهای فله‌ای و استراتژی مجازی‌سازی در دانشگاه‌ها را بررسی می‌کند

دانشگاه در محاصره؛ روایت یک پاکسازی بزرگ در اسفند سیاه

در حالی که تقویم آموزشی دانشگاه‌های ایران باید روزهای پرشور بازگشایی ترم جدید را سپری کند، سایه‌ی سنگین امنیتی و تدابیر پلیسی، فضای آکادمیک را به یک پادگان بزرگ بدل کرده است. گزارش‌های رسیده از قلب دانشگاه‌های بزرگ کشور، از تهران و شریف تا بیرجند و شیراز، حاکی از یک نقشه‌ی هماهنگ و سراسری برای خاموش کردن صدای اعتراضات دانشجویی است.

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-فرهاد جم

در حالی که تقویم آموزشی دانشگاه‌های ایران باید روزهای پرشور بازگشایی ترم جدید را سپری کند، سایه‌ی سنگین امنیتی و تدابیر پلیسی، فضای آکادمیک را به یک پادگان بزرگ بدل کرده است. گزارش‌های رسیده از قلب دانشگاه‌های بزرگ کشور، از تهران و شریف تا بیرجند و شیراز، حاکی از یک نقشه‌ی هماهنگ و سراسری برای خاموش کردن صدای اعتراضات دانشجویی است. ایننقشه از طریق ترکیبی پیچیده از «خشونت عریان»،«احضارهای فله‌ای»، «تهدید خانواده‌ها» و در نهایت «تبعید به فضای مجازی» به اجرا درآمده است. حاکمیت با درک این نکته که صحن دانشگاه کماکان کانون تپنده اعتراضات مدنی است، به سیاستی روی آورده که می‌توان آن را «قرنطینه سیاسی علم» نامید؛ اقدامی که نه یک تصمیم آموزشی ناشی از ضرورت‌های فنی، بلکه یک مانور پیشگیرانه امنیتی برای متفرق کردن بدنه دانشجویی و جلوگیری از شکل‌گیری هسته‌های اعتراضی در آستانه پایان سال است.

کارخانه تولید پرونده؛ نقض سیستماتیک حقوق انضباطی

در دانشگاه تهران، به عنوان نماد آموزش عالی ایران، ماشین سرکوب با سرعتی بی‌سابقه به راه افتاده است. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که تنها در طی دو روز، دست‌کم ۱۱۰ دانشجو با احضارهای پیامکی مواجه شده‌اند و بیش از ۶۰ نفر دیگر، بدون دریافت هیچ‌گونه ابلاغیه رسمی و تنها از طریق تماس‌های تلفنی غیرقانونی، از ورود به دانشگاه منع شده‌اند. آنچه این وضعیت را بحرانی‌تر می‌کند، بدعت عجیبی است که در کمیته انضباطی این دانشگاه رخ داده؛ جلسات تفهیم اتهام به صورت «فله‌ای» و در بازه‌های زمانی کوتاه ۱۵ دقیقه‌ای برگزار می‌شود. این سرعت در رسیدگی، که بیشتر به یک نوار نقاله صنعتی شباهت دارد تا یک روند حقوقی، نشان‌دهنده فرمایشی بودن کامل این جلسات است. در این روند، تمامی بندهای شیوه‌نامه‌ی انضباطی مصوب سال ۱۴۰۳که بر حق دفاع دانشجو و رعایت تشریفات قانونی تاکید دارد، به طور کامل نقض شده است. حتی گزارش شده که دانشجویانی که در هفته‌های اخیر اصلاً در محیط دانشگاه حضور نداشته‌اند، با اتهامات واهی مربوط به فعالیت‌های داخل دانشگاه روبرو شده‌اند که نشان‌دهنده پرونده‌سازی‌های کور و بی‌هدف برای ایجاد فضای رعب است.

در دانشگاه صنعتی شریف نیز که همواره کانون نخبگان کشور بوده، وضعیت به همین منوال است. دست‌کم ۱۳ دانشجو ممنوع‌الورود شده و تعداد زیادی به کمیته انضباطی احضار شده‌اند. نکته تامل‌برانگیز در مورد شریف، تلاش مدیریت دانشگاه برای بی‌اعتبار کردن بدنه معترض است. رئیس دانشگاه در نامه‌ای به وزیر علوم، معترضان را با برچسب‌هایی چون «دانشجویان انصرافی» یا «سهمیه‌ای با معدل پایین» مورد خطاب قرار داده است تا به جای پاسخگویی به مطالبات، صورت‌مسئله را پاک کند. ایندر حالی است که اتهامات منتسب به این دانشجویان بدون ارائه هیچ‌گونه مدرک مستدلی صادر شده و صرفاً بر اساس گزارش‌های نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه تنظیم گشته است.

خشونت عریان و جولان وحوش در صحن دانشگاه

وقتی از خشونت عریان سخن می‌گوییم، منظور تنها فشارهای اداری نیست، بلکه برخورد فیزیکی مستقیمی است که در دانشگاه‌های بهشتی، علم‌وصنعت و خواجه نصیر به اوج خود رسیده است. در دانشگاه بهشتی، گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای از ضرب‌وشتم دانشجویان توسط شخص رئیس حراست منتشر شده است. در این دانشگاه، نه تنها دانشجویان مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته‌اند، بلکه گوشی‌های همراه آنان به زور ضبط شده تا اطلاعات خصوصی و ارتباطات مجازی‌شان استخراج شود؛ اقدامی که مصداق بارز نقض حریم خصوصی و تفتیش عقاید است. همچنین گزارش شده که در میان جمعیت معترض، حال برخی دانشجویان به دلیل فشارهای فیزیکی بد شده و اورژانس به داخل دانشگاه اعزام شده است. در این دانشگاه ۲۲ دانشجو به کمیته انضباطی احضار شدند وبرای ۵۲ دانشجوی پرونده قضایی تشکیل شده است.

در دانشگاه علم‌وصنعت، وضعیت به یک محاصره نظامی شباهت دارد. طبق شمارش دانشجویان، حدود ۲۳۷ نیروی سرکوبگر وارد صحن دانشگاه شده‌اند. حراست این دانشگاه با استفاده از موتور سیکلت، دانشجویان را در محوطه تعقیب می‌کند و فضای رعب و وحشتی ایجاد کرده که در تاریخ این دانشگاه بی‌سابقه است. ۳۵نفر ممنوع‌الورود شده‌اند، ۵ دانشجو به کمیته انضباطی احضار شدند و حراست با در دست داشتن لیست‌های سیاه، هر لحظه نام‌های جدیدی را به آن اضافه می‌کند. ضبط کارت‌های دانشجویی و تماس‌های تهدیدآمیز با خانواده‌ها، به ویژه خانواده‌های دانشجویان دختر، ابزاری شده است تا با استفاده از اهرم فشار خانواده، دانشجو را به سکوت و دادن تعهد اجباری وادار کنند.

در دانشگاه خواجه نصیر نیز خشونت به قدری بالا بوده که منجر به شکستگی سر و جراحت‌های شدید چندین دانشجو شده است. نیروهای بسیجی در این دانشگاه با پرتاب گاز اشک‌آور در ساختمان‌های آموزشی و شکستن شیشه‌های دانشکده برق، عملاً محیط درس را به میدان جنگ بدل کرده‌اند. در این دانشگاه ۲۵ دانشجو به کمیته انضباطی احضار شدند. تعداد دانشجویان احضار شده به دانشگاه الزهرا نیز ۱۰ نفر اعلام شده است اما گفته می‌شود تعداد بیشتر است. 

تبعید به فضای مجازی؛ استراتژی هراس از تجمع

سیاست مجازی‌سازی ناگهانی و اجباری کلاس‌ها، آخرین و گسترده‌ترین سنگر حاکمیت برای مقابله با تجمعات دانشجویی است. دانشگاه‌های متعددی از جمله علامه طباطبایی، خوارزمی، آزاد تهران مرکز، آزاد قزوین، ارومیه، کردستان، زنجان و علم‌وفرهنگ به صورت زنجیره‌ای اعلام کرده‌اند که کلاس‌ها تا پایان سال مجازی خواهد بود. این تصمیمات دقیقاً زمانی اتخاذ شد که اعتراضات دانشجویی در حال گسترش بود. در دانشگاه علامه، این تصمیم تنها دو روز پیش از موعد بازگشایی حضوری اعلام شد؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از دانشجویان خوابگاهی با مشقت فراوان بلیط تهیه کرده و به تهران بازگشته بودند. دانشجویان علامه این اقدام را نشانه «کابوس‌های شبانه جمهوری اسلامی از بیداری دانشگاه» توصیف کرده‌اند.

در دانشگاه خوارزمی، ابعاد این تصمیم فراتر از یک تصمیم دانشگاهی است. معاون دانشگاه صراحتاً اعلام کرده که مجازی شدن کلاس‌ها دستور مستقیم «شورای عالی امنیت ملی» بوده است. دانشجویان این دانشگاه که در اعتراض به این وضعیت دست به تحصن سه روزه زدند، با تهدیدهای مداوم روبرو شدند. مسئولان دانشگاه نه تنها تلاشی برای حضوری شدن کلاس‌ها نکردند، بلکه با تهدید دانشجویان و خانواده‌هایشان، سعی در خاموش کردن صدای اعتراض به این تبعید آموزشی داشتند. شدت سرکوب در خوارزمی به قدری بالاست که اطلاع‌رسانی دقیق از وضعیت دانشجویان بازداشتی یا تعلیقی با دشواری‌های فراوان روبرو است.

ارعاب در سایه؛ تهدیدهای جانی و پرونده‌سازی‌های امنیتی

یکی از هولناک‌ترین جنبه‌های سرکوب اخیر، ورود تهدیدهای جانی صریح به فضای دانشگاه است. در برخی گروه‌های مجازی دانشگاهی، تصاویری از اسلحه منتشر شده که زیر آن نوشته شده است: «کیا هوس جاویدنام شدن کردن؟». این پیام که مستقیماً دانشجویان فراخوان‌دهنده برای تجمعات را هدف قرار داده، نشان‌دهنده مصونیت مطلق نیروهای شبه‌نظامی و بسیجی در داخل دانشگاه است. در کشوری که «جاویدنام» به اسم رمز سنگ قبرهای جوانان معترض بدل شده، اشاره به اسلحه به معنای یادآوری مستقیم سناریوی جنایت است. این سوال بزرگ در ذهن دانشجویان باقی است که چطور اعتراض مسالمت‌آمیز با تعلیق پاسخ می‌گیرد، اما تهدید به مرگ با اسلحه در فضای دانشگاه بی‌هزینه می‌ماند؟

همزمان، در دانشگاه تهران کانالی تحت عنوان «اخوان‌المخبرین»ایجاد شده که وظیفه آن انتشار اطلاعات شخصی، عکس‌ها و آدرس دانشجویان معترض است تا آن‌ها را در معرض خطر نیروهای لباس‌شخصی قرار دهد. در دانشگاه علم و فرهنگ نیز گزارش شده که برخی افراد از بالای پل‌های عابر پیاده یا با استفاده از سیستم‌های اسکن چهره، اقدام به شناسایی و لو دادن نام دانشجویان به حراست کرده‌اند. این شبکه نفوذ و جاسوسی، اعتماد را در محیط دانشگاه به کلی نابود کرده است. 

وضعیت خوابگاه‌ها و فشار بر دانشجویان شهرستانی

دانشجویان غیربومی و خوابگاهی، آسیب‌پذیرترین بخش بدنه دانشجویی در این موج سرکوب هستند. پس از مجازی شدن ناگهانی دانشگاه‌ها، فشارها برای تخلیه فوری خوابگاه‌ها آغاز شده است. در دانشگاه الزهرا، دانشجویان بدون هیچ ابلاغ رسمی یا حکم انضباطی، ناگهان از ورود به خوابگاه منع و عملاً در خیابان رها شده‌اند. سیستم‌های تشخیص چهره در گیت‌های ورودی الزهرا به ابزاری برای فیلتر کردن دانشجویان معترض بدل گشته است. در دانشگاه علم‌وصنعت نیز گزارش شده که یک دانشجوی پسر را به دلیل شرکت در تجمعات از خوابگاه اخراج کرده‌اند. این اقدامات نه تنها حق تحصیل، بلکه حق سکونت و امنیت اولیه دانشجویان را نیز هدف قرار داده است.

در دانشگاه‌هایی مانند بیرجند و علوم پزشکی شیراز، تهدیدها از طریق تماس‌های تلفنی «پرایوت نامبر» یا پیامک‌های هشدارآمیزانجام می‌شود. در این پیام‌ها صراحتاً ذکر شده که مسئولیت«تبعات احتمالی» حضور در تجمعات با خود دانشجو است؛ عبارتی که در ادبیات امنیتی ایران به معنای مجوز برای هرگونه برخورد فیزیکی یا بازداشت خودسرانه تلقی می‌شود. دانشگاه بیرجند حتی از ارائه ابلاغیه کتبی خودداری می‌کند تا دانشجویان نتوانند روند غیرقانونی طی شده را در مراجع بالاتر یا رسانه‌ها پیگیری کنند. آن‌ها قصد دارند در سکوت خبری و در ایام تعطیلات، برای دانشجویان احکام سنگین صادر کنند.

مقاومت در برابر پادگانی شدن

آنچه در اسفندماه ۱۴۰۴ در دانشگاه‌های ایران می‌گذرد، فراتر از یک برخورد انضباطی ساده و در واقع یک «پاکسازی سیاسی و امنیتی» است. حاکمیت با ترکیبی از تکنولوژی‌های نظارتی(اسکن چهره)، فشار روانی (تهدید خانواده‌ها)، خشونت فیزیکی(ضرب‌وشتم توسط حراست و بسیج) و انزوای آموزشی (مجازی کردن کلاس‌ها)، سعی در خاموش کردن صدای دانشگاه دارد. هدف نهایی، تبدیل دانشگاه از یک نهاد نقاد و زنده به یک آموزشگاه بی‌روح و تحت کنترل است که در آن هیچ صدایی جز صدای رسمی شنیده نشود.

با این حال، مقاومت دانشجویان در قالب تحریم کلاس‌های مجازی،تحصن‌های شجاعانه در محوطه دانشگاه خوارزمی و علم‌وفرهنگ، و انتشار بیانیه‌های افشاگرانه نشان می‌دهد که استراتژی «تبعید به فضای مجازی»، لزوماً به معنای پایان اعتراضات نیست. دانشجویان با درک این نکته که مجازی شدن کلاس‌ها ناشی از وحشت حاکمیت است، این تهدید را به فرصتی برای رسوا کردن ساختار سرکوب بدل کرده‌اند. دانشگاه امروز به خط مقدم مواجهه جامعه مدنی با ساختار قدرت بدل شده و هزینه‌ای که دانشجویان با تعلیق، اخراج، جراحت و زندان می‌پردازند، بهای زنده نگه داشتن چراغ نقد و آزادی‌خواهی در یکی از حیاتی‌ترین سنگرهای مدنی کشور است. این گزارش سندی است بر مظلومیت و در عین حال ایستادگی نسلی که حاضر نیست دانشگاه را به عنوان پادگان بپذیرد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن