محمدپوریا بهشتی:
آقای مسعود پزشکیان رئیس جمهور محترم در مصاحبه اخیرش خبر داده: «گفتهام در خانه یک دیوار یا پرده بزنند که یک جای کوچک را گرم کنیم، بقیّه را اصلاً نگذاریم گرم بشود!» از اینکه زن و بچه ای ندارد که نگران گرمای آنها و فضای زندگی آنها باشد میگذریم اما این حرفها یادآور خاطراتی است که یکی از سرداران سپاه بعد از سقوط بشار اسد از وضعیت سوریه تعریف کرده بود. آیا ایران در چنین وضعیتی است که ناگزیر از رفتن در دیوارهایی کوچک برای حفظ انرژی باشد؟
به نظر میرسد با توجه به اینکه ایران در چنین شرایطی قرار ندارد، بازنمایی چنین تصویری از ایران از زبان او مطلوب نباشد. مخالفت با اسراف، بحثی اخلاقی است، اما در واقع آنچه آقای پزشکیان بر آن پافشاری و اصرار میکند، از سر ناچاریِ شرایط جامعه فهمیده میشود. حرفهای پزشکیان اظهارات سردار اثباتی را به یاد می آورد که در یک سخنرانی ـ که فایل صوتی آن منتشر شد ـ روایتی از تابستان و زمستان های پایانی در سوریه حرف می زد تا نشان دهد اوضاع تا چه اندازه وخیم بود.
سردار اثباتی توضیح میداد که چطور یک خانواده از کارمندان حکومت بشار اسد زمستان و تابستان را میگذراندند: «روزی یکی از همکارانم که اهل سوریه بود را دیدم. به او گفتم: «چی شده، چرا ناراحتی؟» گفت بچهام مریض شده. پرسیدم چرا مریض شده؛ گفت شبها آنقدر هوا گرم است که خانهمان گرم میشود. میگفت از بیرون آب میآورم، روی زمین میریزم و لباس بچهها را بالا میزنند تا شاید کمی خنک شوند. همانجا به این فکر افتادم که کودکانی که تابستانشان اینطور میگذرد، زمستانشان چگونه میگذرد؟»
زمستان سوریه را هم سردار اثباتی به گونه ای توصیف می کند که یادآور توصیه مسعود پزشکیان است: «در سوریه وسیله گرمایششان چیزی شبیه همان بخاریهای نفتی قدیمیِ مدرسههای ماست به اسم صبایا. به یکی دیگر از همکارانم گفتم: محمد؛ شما هر سه ماه فقط ۵۰ لیتر گازوئیل میگیرید؟ یعنی برای سه ماه، شب به شب، حدود ده لیتر سوخت در اختیارتان میگذارند؟ در حالی که خود این بخاریها پنج لیتر در شب میسوزانند. آقا چه جوری نمی رسونید؟ گفت ما زمستان که میشود هر پنج شش تا خانوار (مثلاً من با چهار تا برادرم و خواهرهام) دور هم جمع میشویم در یک اتاق. ما بزرگترها دور اتاق نشسته می خوابیم و بچه ها را وسط روی زمین می خوابانیم. گازوئیل را هم طوری مصرف می کنیم که شب دو ساعت روشن می کنیم و صبح هم بچهها میخواهند بیدار شوند بعد از نماز دو ساعت روشن میکنیم که فقط این بچههای ما از سرما یخ نزنند.»
آنچه از سخنان رئیسجمهور فهمیده میشود، در واقع بازنمایی این شرایط است. زمانی که برق، گاز و آب بهوفور در دسترس است، سخن گفتن از صرفهجویی و پرهیز از اسراف میتواند بهعنوان یک فضیلت اخلاقی برشمرده شود. اما سخنان امروز رئیسجمهور به معنای صرفهجویی برای مقابله با ناترازیهاست و همینجا محل اشکال است.
در واقع قرار بود مسعود پزشکیان به دفتر ریاستجمهوری برود تا آنگونه که خود ادعا کرده بود، ایران را از «قفس» خارج کند، در حالی که میبینیم آنچه اکنون توصیه میشود، رفتن از «قفس» به «محبس» است. این امر نه با تفکر رأیدهندگان او سازگار است و نه با وعدههای انتخاباتیاش همخوانی دارد.
مضاف بر این، میتوان گفت حاکمیت در ایران نیز با چنین تفکری موافقتی ندارند؛ آنان تمایلی ندارند که صدایی از ایران بلند شود که به جهان بگوید ایران در شرایطی مشابه روزهای پایانی حکومت سوریه قرار دارد. از همین رو، به نظر میرسد آقای رئیس جمهور به جای توصیه های اینچنینی بهتر است در بهبود وضعیت زندگی مردم و رفع تحریم ها تلاش کند.