صادق زیباکلام نوشت: شعار و برانگیختن عواطف و احساسات تودهها در جهت تحریک آرمانهای ملی و میهنپرستانه بهمنظور نجات کشور، امری بیسابقه نیست. ترامپ مظهر چنین رویکردی است. یا رویکرد جناب پوتین در جهت احیای امپراطوری روسیهٔ بزرگ، که بسیاری از سرزمینها، از جمله اوکراین را در اختیار داشت، نمونههای چنین حکمرانیهایی هستند. البته یک وجه این قبیل حاکمیتهای پوپولیستی، برانگیختن عواطف و احساسات ملیگرایانهٔ کشورشان و احیای شکوه و عظمت آن در گذشته میباشد. همچون تلاش تندروها در براه انداختن کارناوال «در برابر ایران زانو بزنید»؛ که در بهترین حالت، تلاشی مذبوحانه در بسیج مردم در پشتیبانی از نظام است و در بدترین حالت، نمایشی زشت از شوونیسم و نژادپرستی ایرانیان.
متأسفانه تلاش در بزرگنمایی خود، در بسیاری از موارد، با تحقیر و بعضاً آزار و اذیت دیگران همراه بوده. اینکه مشکلات مملکت بواسطهٔ حضور «غیر از ما» میباشد؛ که باز ترامپ، نمونهٔ برجستهٔ آن است و همهٔ مشکلات آمریکا را بواسطهٔ وجود «غیر آمریکاییها» در آمریکا میداند. و یا هیتلر و رهبران آلمان نازی که معتقد بودند با از بین بردن یهودیها، که «غیر آلمانی» بودند، آلمان کشوری پیشرفته و نیرومند میشد. و در مقیاسی کوچکتر، هموطنان ایرانی خودمان هستند که همهٔ مشکلات کشور را بواسطهٔ حضور افغانستانیها در ایران میدانند و یا هر تلاشی در جهت تحقق حقوق کردها و سایر اقلیتها را مترادف با تجزیهطلبی میخوانند.پوپولیسم و تحریک عواطف و احساسات میهنپرستی و عرق ملی، البته بدون نژادپرستی هم رایج است. شعار معروف «ما میتوانیم»، یا «انرژی هستهای، حق مسلم ماست» جناب احمدینژاد، مصادیق «شعارگرایی» بودند. البته «شعارزدگی» و تلاش در بهرهگیری از عواطف و احساسات مردم، روش رایج مسئولین ما بوده است. از جملهٔ یکی از رکوردداران شعارزدگی، جناب پزشکیان میباشند. در کمتر سخنرانی ایشان بوده که «شعار» غایب بوده باشد. اساساً شعار و کلیگویی، مهمترین ابزار ایشان در رویارویی با مشکلات است. در جلسهٔ شورایعالی جوانان فرمودند: «تمامی کمبودها و نارساییها را میتوان با مشارکت مردم و بهویژه با اتکا به ذهن پویا و خلاق جوانان به نتیجه رساند».میماند این سؤال از رئیسجمهور: ذهن پویا و برجستهٔ جوانان ایرانی در قبال مشکلات بیکاری، تورم، گرانی، کمبود آب، برق، گاز، آلودگی هوا و… چه میتواند بکند؟