اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در حالی که دیپلماتهای جمهوری اسلامی با میانجیگری قطر و عمان در تلاش برای احیای مذاکرات با ایالات متحده هستند،نیروهای مسلح حکومت تهران همچنان به عملیات تهاجمی در تنگه هرمز ادامه میدهند. این دیپلماسی دوگانه مجتبی خامنهای، که تنها چند ماه از جانشینی او گذشته، نه تنها اعتبار ایران را در عرصه جهانی زیر سؤال برده، بلکه بار سنگین دیگری بر دوش اقتصاد فلجشده و مردم خسته از جنگ تحمیل کرده است.
مراسم تشییع علی خامنهای هنوز در شهرهای مختلف ایران و عراق ادامه داشت که اخبار حملات به کشتیهای تجاری در آبراه حیاتی هرمز منتشر شد. طبق گزارشهای بینالمللی، نیروهای وابسته به سپاه چندین شناور را هدف قرار دادند که منجر به اختلال جدی در مسیرهای تجاری شد.
همزمان، مقامات آمریکایی از ادامه مذاکرات فنی خبر میدهند ومیانجیگران قطری و عمانی در رفت و آمد به تهران و مسقط هستند. این تضاد آشکار، تصویری از رژیم تازه تأسیس مجتبی خامنهایترسیم میکند که از یک سو شعار مقاومت و انتقام سر میدهد و از سوی دیگر به دنبال کاهش فشارهای تحریمی است.
تناقض آشکار در رفتار رژیم جدید
رژیم ایران پس از کشته شدن علی خامنهای در اسفند ۱۴۰۴، باچالشهای متعددی روبرو شده است. مجتبی خامنهای که به عنوان رهبر جدید معرفی شده، در نخستین آزمون جدی خود نتوانسته انسجام داخلی و خارجی را حفظ کند. از یک طرف، وزیر خارجه عباس عراقچی برای گفتوگو درباره مدیریت ایمن تنگه هرمز عازم این کشور و آن کشور شده و میانجیگران قطری و پاکستانی و عمانی با هماهنگی آمریکا به مشهد و تهران سفر کردهاند. از طرف دیگر، نیروی دریایی سپاه با صدور هشدارهای رادیویی، تنها مسیر امن عبور کشتیها را مسیرهای تحت کنترل خود اعلام کرده است.
این سیاست دوگانه، یادآور تاکتیکهای قدیمی جمهوری اسلامی است: استفاده از اهرم نظامی برای کسب امتیاز در میز مذاکره. اما کارشناسان معتقدند در شرایط کنونی، این رویکرد بیش از پیش خطرناک شده است.
ایالات متحده پس از اعلام دونالد ترامپ مبنی بر پایان آتشبس،حملات هدفمندی به تأسیسات ساحلی ایران انجام داد. مقامات ایرانی از اصابت به پایگاههای نظامی نزدیک بوشهر و بندرعباس خبر دادهاند، در حالی که وزارت خارجه تلاش میکند تصویر یکطرف منطقی و مذاکرهکننده را از خود نشان دهد.
در نشستهای فنی اخیر به میزبانی کشورهای منطقه، طرف ایرانی بر لزوم رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدود شده تأکید کرده، اما همزمان از کنترل عملیاتی بر تنگه هرمز عقبنشینی نکرده است. این تناقض، اعتماد احتمالی شرکای منطقهای مانند عمان و قطر را نیز خدشهدار کرده است. عمان که به طور سنتی نقش میانجی بیطرف را ایفا میکرد، اکنون در موقعیت دشواری قرار گرفته و تلاش دارد چارچوبی برای عبور ایمن کشتیها تعریف کند، چارچوبی که تهران ظاهراً آن را نادیده میگیرد.
هزینه سنگین ماجراجویی برای مردم ایران
پیامدهای این سیاست برای شهروندان ایرانی ویرانگر بوده است. نرخ تورم نقطه به نقطه در خرداد ۱۴۰۵ از ۸۰ درصد عبور کرده است. اختلال در صادرات نفت و عبور کشتیها از هرمز، که حدود۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، مستقیماً بر درآمد ارزی کشور تأثیر گذاشته. در شرایطی که دولت مسعود پزشکیان به طور مرتب قول بهبود شرایط اقتصادی را میدهد، اکنون مردم به طور کامل ناامید شده و میدانند که این وعدهها بی فایده خواهد بود.
مردم عادی بیشترین آسیب را دیدهاند. افزایش قیمت کالاهای اساسی، قطعیهای مکرر برق و سوخت، و نگرانی از گسترش درگیریها، فضای روزمره زندگی سنگین کرده است. در مراسم تشییع، شعارهای “مرگ بر آمریکا” و “انتقام” توسط نیروهای سازمانیافته تکرار میشد، اما بسیاری از شهروندان از ادامه جنگ و ماجراجویی ابراز خستگی میکنند.
رژیم با دعوت از اینفلوئنسر های داخلی و خارجی و تلاش برای تصویرسازی مثبت از مراسم تشییع، سعی در پنهان کردن این نارضایتی دارد، اما گزارشهای حقوق بشری از افزایش اعدامها و فشار بر فعالان مدنی حکایت دارد. دهها اعدام از ابتدای سال جاری ثبت شده که بخش قابل توجهی از اعدام شدگان را زندانیان سیاسی تشکیل میدهند. این آمار نشان میدهد رژیم جدید برای کنترل اعتراضات احتمالی، به ابزار سرکوب متوسل شده است.
چشمانداز مبهم و فشارهای فزاینده بینالمللی
آینده این دیپلماسی دوگانه نامعلوم به نظر میرسد. ایالات متحده ضمن اعلام آمادگی برای ادامه مذاکرات، تأکید کرده که هرگونه حمله به کشتیهای تجاری غیرقابل قبول است. ترامپ در اظهاراتی آتشبس را “پایانیافته” خوانده اما در عین حال در را برای گفت و گو باز گذاشته است. این موضع، فشار بر تیم مذاکرهکننده ایرانی را افزایش داده است.
در داخل رژیم نیز نشانههایی از اختلافنظر وجود دارد.
برخی مقامات میانهروتر مانند پزشکیان بر لزوم تعهد به توافقات تأکید دارند، در حالی که نهادهای نظامی و امنیتی همچنان بر حفظ اهرم هرمز اصرار میورزند. جانشینی موروثی مجتبی خامنهای، که مشروعیت کامل در میان نخبگان سنتی پیدا نکرده، این شکافها راعمیقتر کرده است.
تحلیلگران معتقدند ادامه این سیاست میتواند منجر به تشدیدتحریمها، انزوای بیشتر منطقهای و حتی دور جدید درگیری شود. تنگه هرمز به جای اینکه اهرم قدرت باشد، به دام تبدیل شده که اقتصاد ایران را بیشتر به ورطه میکشاند. در حالی که مردم ایران خواهان آرامش و رفاه هستند، رژیم جدید با تکرار اشتباهات گذشته، آیندهای مبهم را برای کشور رقم میزند.
رژیم جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داده که اولویتش حفظ قدرت و ایدئولوژی است، نه رفاه مردم. تا زمانی که این رویکرد دوگانه ادامه داشته باشد، هرگونه مذاکره تنها به خرید زمان برای ادامه ماجراجوییها تبدیل خواهد شد.
19