امید آزادی
انتخابات میاندورهای آمریکا با شکستی کمسابقه برای حزب جمهوریخواه به پایان رسیده است. دموکراتها نهتنها توانستهاند کنترل مجلس نمایندگان را به دست بگیرند، بلکه در سنا نیز اکثریت را از جمهوریخواهان پس گرفتهاند؛ نتیجهای که موقعیت دونالد ترامپ را در دو سال پایانی ریاستجمهوریاش تضعیف میکند.
واکنشهای ترامپ به نتیجه انتخابات نیز گواه اهمیت این موضوع است. او در گفتوگو با فاکسنیوز پذیرفت که پرونده ایران یکی از عوامل شکست جمهوریخواهان بوده است؛ هرچند تأکید کرد آمریکاییها اهمیت دستاوردهای نظامی کشورشان در مقابله با ایران را میدانند. رئیسجمهوری آمریکا در توضیح نارضایتی رأیدهندگان از افزایش قیمت بنزین نیز گفت مردم احتمالاً حاضر نبودند هزینه اولیه و کوتاهمدت اقدامات او علیه ایران را تحمل کنند. این اظهارات در واقع اعترافی به وجود شکاف میان محاسبات نظامی کاخ سفید و انتظارات اقتصادی جامعه آمریکا است.
نکته مهم اما این است که نارضایتی رأیدهندگان آمریکایی از هزینههای جنگ را نباید الزاماً به معنای تغییر نگاه آنها به جمهوری اسلامی یا مخالفت با سیاست فشار علیه تهران دانست. ممکن است بخشی از جامعه آمریکا با ادامه یک عملیات نظامی پرهزینه مخالف باشد، اما همچنان از مهار برنامه هستهای و توان نظامی جمهوری اسلامی حمایت کند. این تمایز برای تهران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا پیروزی دموکراتها در انتخابات لزوماً به معنای تغییر رویکرد راهبردی واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی نیست. آنچه تغییر کرده، بیش از هر چیز هزینه سیاسی ادامه جنگ برای دولت ترامپ است.
برای ما و سایر ساکنان خاورمیانه اما اهمیت این انتخابات به تاثیر آن بر روند تحولات جاری و جنگ کنونی با ایران است. رسانههای حاکمیتی در تهران این پیروزی را بیش از دموکراتها از آن ایران دانستهاند. محمدباقر قالیباف اما واکنشی محتاطانهتر داشته است.
مقامات جمهوری اسلامی و رسانههای نزدیک به حاکمیت اکنون تلاش دارند نتیجه انتخابات را نشانه مخالفت جامعه آمریکا با جنگ و در نتیجه تأیید موضع جمهوری اسلامی معرفی کنند. اما این روایت یک واقعیت مهم را نادیده میگیرد و آن این است که رأیدهندگان آمریکایی در انتخابات خود درباره عملکرد دولت آمریکا، اقتصاد و هزینههای زندگی تصمیم گرفتهاند، نه درباره مشروعیت سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی. تبدیل نارضایتی آمریکاییها از سیاست ترامپ به نوعی حمایت از تهران، بیش از آنکه تحلیل سیاسی باشد، یک رویاپردازی یا عوام فریبی و بهرهبرداری تبلیغاتی از یک نتیجه انتخاباتی است.
با وجود اهمیت نتیجه انتخابات، تصور اینکه دموکراتها اکنون میتوانند بهسادگی مانع هرگونه حمله نظامی ترامپ شوند، واقعبینانه نیست. به همین خاطر نیز قالیباف ضمن استقبال از نتیجه این انتخابات نوشته: چه از روی وجدان و چه از فشار خرج و مخارج زندگی، مردم آمریکا به جنگ «نه» گفتند و ما هم این پیام را تأیید میکنیم. ️بهنظر میرسد قالیباف میداند که نتیجه انتخابات اخیر در آمریکا، بهمعنای تغییر در سیاست نظامی و خارجی دولت ترامپ نیست لذا افزوده است: «اگر دولت آمریکا به خواست عمومی مردم خود خیانت کند تا به اربابان و باجگیران بینالمللی خدمت کند، خواهد فهمید پاسخ ما به کابوسی برای دولت آمریکا تبدیل خواهد شد.»
ترامپ هنوز فرمانده کل قوا است
باید توجه داشت که رئیسجمهور آمریکا همچنان فرمانده کل قوای این کشور است و اختیارات اجرایی گستردهای در سیاست خارجی و نظامی دارد. کنترل کنگره به دست دموکراتها میتواند نظارت بر تصمیمات کاخ سفید را افزایش دهد، هزینههای نظامی را به موضوعی جدی در جلسات استماع تبدیل کند و زمینه محدود کردن برخی اختیارات دولت را فراهم آورد، اما بهخودیخود فرماندهی نظامی را از ترامپ نمیگیرد.
در مجلس نمایندگان، دموکراتها اکنون امکان برگزاری تحقیقات و احضار مقامهای دولت را دارند. در سنا نیز کنترل کمیتهها و نقش مهمتر در بررسی انتصابها میتواند فشار سیاسی بر کاخ سفید را افزایش دهد. حتی طرح موضوع اختیارات جنگی رئیسجمهور و بررسی هزینههای عملیات نظامی علیه ایران میتواند به یکی از محورهای اصلی تقابل دو حزب تبدیل شود.
رویترز پیش از انتخابات نیز در تحلیل سناریوهای احتمالی نوشته بود که حتی پیروزی دموکراتها در هر دو مجلس، به دلیل حق وتوی رئیسجمهور و موانع قانونی تصویب قوانین، به معنای توقف خودکار سیاستهای ترامپ نخواهد بود.
بنابراین، ممکن است که ترامپ برای نشان دادن اقتدار خود و جلوگیری از تبدیل شکست انتخاباتی به یک بحران فراگیر ریاست جمهوری، به سیاست خارجی تهاجمیتر روی بیاورد. چنین رفتاری در تاریخ سیاست آمریکا سابقه دارد؛ رهبران سیاسی گاهی در شرایط فشار داخلی تلاش میکنند با نمایش قدرت در عرصه خارجی، توجه افکار عمومی را از بحرانهای داخلی منحرف کنند. در عین ممکن است نتیجه انتخابات ترامپ را به سمت توافقی سریعتر سوق دهد تا بتواند پایان جنگ را بهعنوان یک دستاورد سیاسی و امنیتی به افکار عمومی آمریکا عرضه کند.
تریتا پارسی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، در یادداشتی برای پایگاه تحلیلی «رسپانسیبل استیتکرفت» هشدار داده است که شکست جمهوریخواهان و احتمال ناکامی مذاکرات دوحه میتواند خطر ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران را افزایش دهد. به اعتقاد پارسی، ترامپ پیش از انتخابات برای مهار پیامدهای اقتصادی جنگ و کاهش فشار بر جمهوریخواهان به توافق با تهران نیاز داشت، اما با پایان انتخابات بخشی از این فشار سیاسی از میان رفته است. او دو ماه باقیمانده تا آغاز به کار کنگره جدید را فرصتی برای جریانهای حامی جنگ در واشنگتن و اسرائیل میداند تا ترامپ را به ازسرگیری حملات ترغیب کنند. از نگاه این تحلیلگر، با آغاز به کار کنگره جدید و افزایش امکان نظارت دموکراتها بر بودجه و اقدامات نظامی دولت، فرصت اقدام نظامی ممکن است محدودتر شود.
رحمان قهرمان پور، تحلیلگر مسائل بین الملل نیز در تحلیل اثر نتیجه این انتخابات بر روند جنگ با ایران نوشت: نتایج انتخابات میان دورهای هم میتواند ترامپ را محتاطتر کند و هم میتواند او را بیش از پیش در سیاست خارجی بی پروا کند. باید دید ارزیابی او از این نتایج چیست؟ تا الان او خودش را مقصر نمیداند.
سایه حمله از سر ایران کنار نرفته است
انتخابات آمریکا به پایان رسیده و نتیجه نیز روشن است اما هنوز نشانهای از نزدیک شدن تهران و واشنگتن به یک توافق جامع وجود ندارد. حتی رویترز در گزارش دیروز خود به نقل از یک مقام ارشد ایرانی نوشت که دو طرف همچنان از دستیابی به توافق برای پایان جنگ فاصله زیادی دارند. با این حال، تلاشهای میانجیگران قطری برای نزدیک کردن مواضع ادامه دارد.
بر اساس این گزارش، طرح مورد مذاکره شامل توقف حملات ایران در تنگه هرمز در مقابل لغو محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا است. تهران همچنین خواستار لغو تحریمهای نفتی، آزادسازی داراییهای مسدودشده و دریافت تضمینهایی برای جلوگیری از تکرار حملات شده است.
محسن رضایی نیز در واکنش به پاسخ واشنگتن تأکید کرده است که این پاسخ قانعکننده نبوده و آمریکا باید بهصورت کامل و صریح هفت شرط ایران را بپذیرد. او بازگشایی تنگه هرمز را به اجرای این شروط مرتبط دانسته است.
در سوی مقابل، ترامپ در گفتوگو با فایننشالتایمز گفته است که به نظر میرسد آمریکا به خواستههای خود رسیده و برای ازسرگیری عملیات نظامی آمادگی دارد، اما ممکن است اساساً نیازی به حمله جدید نباشد. او همچنین از ادامه گفتوگوهای غیرمستقیم درباره ذخایر اورانیوم غنیشده ایران خبر داده است.
این اظهارات نشان میدهد کاخ سفید همچنان سیاست فشار و مذاکره را بهصورت همزمان دنبال میکند. واشنگتن میخواهد بدون پرداخت هزینه یک جنگ طولانی، امتیازهای مورد نظر خود را از تهران بگیرد؛ در حالی که ایران نیز حاضر نیست بدون تضمینهای مشخص، از اهرم فشار خود در تنگه هرمز و پرونده هستهای صرفنظر کند.
اما مسئله نگرانکننده این است که مذاکره در شرایطی جریان دارد که برخورد نظامی عملاً متوقف نشده است. شاهد این مدعا درگیری اخیر و حمله به مواضع پدافندی ایران در جزیره قشم بود. مقامهای آمریکایی این عملیات را محدود توصیف کردهاند، اما نفس چنین حملاتی نشان میدهد آتشبس موجود تا چه اندازه شکننده است.
وضعیت نتانیاهو چه تاثیری بر تحولات دارد؟
در این میان، موضع اسرائیل میتواند یکی از مهمترین موانع دستیابی به توافق باشد. آسوشیتدپرس در روزهای اخیر و به نقل از مقامهای منطقهای گزارش داد که بنیامین نتانیاهو در تلاش است دونالد ترامپ را به انجام موج تازهای از حملات علیه ایران پس از انتخابات آمریکا متقاعد کند.
بر اساس این گزارش، نتانیاهو در تماس با ترامپ نیز موضوع حمله مجدد را مطرح کرده، اما رئیسجمهور آمریکا تاکنون تعهدی برای انجام عملیات تازه نداده است.
این اختلاف در حالی مطرح میشود که نتانیاهو در انتخابات اخیر اسرائیل نیز نتوانسته اکثریت پارلمانی خود را حفظ کند. از دست رفتن اکثریت پیشین، موقعیت نتانیاهو را در داخل اسرائیل تضعیف کرده و تشکیل دولت آینده را به مذاکرات دشوار ائتلافی وابسته کرده است. در چنین شرایطی، ادامه بحران امنیتی و احتمال تشکیل یک دولت اضطراری میتواند برای نخستوزیر اسرائیل اهمیت سیاسی پیدا کند.
ترامپ میان شکست داخلی و فشار اسرائیل
اکنون ترامپ با وضعیتی پیچیده روبهروست. او از یک طرف با شکست حزب خود در انتخابات و افزایش نارضایتی اقتصادی مواجه است و از طرف دیگر، نمیخواهد در برابر ایران بهعنوان رئیسجمهوری که بدون دستیابی به اهداف اعلامشده جنگ را متوقف کرده، شناخته شود.
نتانیاهو نیز به دنبال حفظ موقعیت سیاسی خود و جلوگیری از تثبیت قدرت منطقهای ایران است. در مقابل، تهران اعلام کرده که در صورت حمله مجدد، پاسخ آن محدود به یک جغرافیای مشخص نخواهد بود.
در همین زمینه، مقامهای نظامی ایران از آمادهسازی فهرست اهداف جدید و پاسخ فوری به هرگونه حمله خبر دادهاند. در این وضعیت اگر درگیری مجدداً گسترش پیدا کند، پیامدهای آن به ایران و اسرائیل محدود نخواهد ماند. تنگه هرمز، بازار جهانی نفت، امنیت پایگاههای آمریکا در منطقه و حتی تجارت بینالمللی میتوانند در معرض بحران قرار بگیرند. کشورهای عربی خلیج فارس نیز با خطر گسترش جنگ به قلمرو خود روبهرو خواهند شد.
از سوی دیگر، ادامه جنگ برای جامعه ایران نیز هزینههای سنگینی دارد. تخریب زیرساختها، فشار بر اقتصاد، نااطمینانی سرمایهگذاری، اختلال در صادرات نفت و تشدید بحران معیشت، تنها بخشی از پیامدهای یک درگیری طولانی است.
شکست ترامپ، فرصت صلح یا مقدمه جنگی تازه؟
پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای میتواند فرصتی برای افزایش فشار داخلی بر ترامپ و محدود کردن سیاست خارجی پرهزینه او باشد. اما این فرصت زمانی به کاهش واقعی تنش منجر میشود که واشنگتن و تهران از سیاست تهدید و امتیازگیری حداکثری فاصله بگیرند و برای یک توافق قابل اجرا و دارای ضمانتهای متقابل آماده شوند.
در حال حاضر، هیچ نشانه قطعی وجود ندارد که ترامپ تصمیم به پایان جنگ گرفته باشد. او همچنان از آمادگی نظامی آمریکا سخن میگوید و در عین حال، مسیر مذاکرات را باز نگه داشته است. نتانیاهو نیز برای حمله دوباره فشار میآورد و تهران بر شروط خود پافشاری میکند.
آنچه انتخابات آمریکا روشن کرد، این است که هزینه جنگ دیگر صرفاً در میدان نبرد محاسبه نمیشود؛ این هزینه اکنون به صندوق رأی، قیمت بنزین، وضعیت اقتصادی خانوارها و اعتبار سیاسی رئیسجمهور آمریکا نیز رسیده است.
اما برای مردم ایران، مسئله فراتر از شکست یک حزب در انتخابات آمریکا یا بحران سیاسی نخستوزیر اسرائیل است. آینده کشوری که درگیر جنگ، تحریم، تخریب زیرساختها و فشار اقتصادی است، نباید به رقابتهای انتخاباتی و محاسبات بقای سیاسی رهبران واشنگتن و تلآویو گره بخورد.
انتخابات آمریکا میتواند معادله جنگ را تغییر دهد، اما تضمینی برای صلح نیست. ضمن اینکه احتمال دارد ترامپ برای جبران شکست داخلی و نتانیاهو برای عبور از بنبست سیاسی خود، بار دیگر مسیر نظامی را انتخاب کنند.