اختصاصی هموطن/ گروه اجتماعی- بیژن پویان
دریای خزر، این میراث کهن و بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان، اکنون در برابر دیدگان جهانیان در حال کوچک شدن است. در حالی که تصاویر ماهوارهای و گزارشهای میدانی از عقبنشینی بیسابقه خط ساحلی حکایت دارند، کارشناسان بینالمللی هشدار میدهند که بخشهای شمالی این دریا با سرنوشتی مشابه «دریاچه آرال» دستوپنجه نرم میکنند. این بحران که ریشه در تغییرات اقلیمی و مداخلات انسانی دارد، در حالی به نقطه بحرانی رسیده است که به نظر میرسد ایران، به عنوان یکی از ذینفعان اصلی، فاقد هرگونه تدبیر منسجم و استراتژی کوتاهمدت یا بلندمدت برای مقابله با این فاجعه است. در حالی که کشورهای همسایه با تاسیس نهادهای پژوهشی به دنبال راهکار هستند، تهران صرفاً به حضور در اجلاسهای تشریفاتی و گره زدن سرنوشت خزر به معادلات انرژی و دور زدن تحریمها بسنده کرده است.
تراز آب خزر در سه دهه اخیر بیش از ۲.۴۵ متر کاهش یافته است. این رقم به معنای افت متوسط سالانه ۸ تا ۹ سانتیمتر است که در سالهای اخیر شتاب بیشتری گرفته است. طبق دادههای مؤسسه پژوهشی قزاقستان برای خزر، میانگین سطح آب در ایستگاه پایش جزیره کولالی در دی ماه ۱۴۰۴ به منفی ۲۹.۴۲ متر رسیده است؛ سطحی که پایینترین رقم ثبتشده در کل دوره مطالعاتی این پهنه آبی محسوب میشود. این عقبنشینی تنها یک عدد در گزارشهای هیدرولوژیک نیست، بلکه به معنای نابودی هزاران کیلومتر مربع از زیستبومهای حساس و تهدید معیشت میلیونها ساحلنشین است.
ظهور جزایر پنهان
یکی از تکاندهندهترین نشانههای این بحران، ظهور خشکیهای جدید در مناطقی است که تا چند سال پیش زیر مترها آب قرار داشتند. دانیار آکیمژانوف، داوطلب و فعال محیط زیست که در جریان پیمایشهای هوایی اخیر در شمال خزر حضور داشته، میگوید پدیده ظهور جزایر جدید دیگر یک استثنا نیست، بلکه به یک روند عادی تبدیل شده است. او میگوید: «جزیرهای که در عکس فرستادم، کوچکترین آنهاست. جزایر جدید بسیار بزرگتری هم وجود دارد.» برخی از این جزایر حدود یک کیلومتر طول و ۳۰۰ متر عرض دارند و به قدری به خشکی نزدیک شدهاند که حیات وحش، از جمله گرازها و گرگها، راه خود را به آنها باز کردهاند.
این تغییرات جغرافیایی، اکوسیستم خزر را به شدت ناپایدار کرده است. مؤسسه پژوهشی قزاقستان که در سپتامبر ۲۰۲۵ به دستور رئیسجمهور این کشور آغاز به کار کرد، در گزارش اخیر خود آورده است: «آینده هر منطقهای که تازه از آب بیرون میآید به شکل بستر دریاچه، امواج، تغییرات ناشی از باد در سطح آب و روند بعدی تغییر سطح خزر بستگی دارد.» این موسسه هشدار میدهد که بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، مساحت پوشیده از آب در بخش شمالشرقی خزر حدود ۱۶ هزار و ۳۸۴ کیلومتر مربع کاهش یافته است. این وسعت عظیم از دست رفته، معادل نابودی یک کشور کوچک است که اکنون به شورهزار و بستر بادهای نمکی تبدیل شده است.
انفعال تهران و اولویتهای متناقض
در حالی که بحران خزر ابعادی جهانی یافته، رویکرد ایران با انتقادات شدیدی همراه است. منتقدان بر این باورند که تهران به دلیل وابستگیهای سیاسی به روسیه، توان مطالبهگری حقآبه خزر از رودخانه ولگا را ندارد. رودخانه ولگا که بیش از ۸۰ درصد آب ورودی خزر را تامین میکند، در سالهای اخیر به دلیل سدسازیهای گسترده روسیه و مصارف کشاورزی، با کاهش جریان خروجی مواجه شده است. با این حال، مقامات ایران در دیدارهای دوجانبه، به جای فشار بر مسکو برای رهاسازی آب، بر همکاریهای نفتی تمرکز کردهاند.
به گزارش برنا، محمد حسین دانشفر، مدیرعامل شرکت نفت خزر، در دیدار با سفیر ایران در مسکو، به جای بررسی بحران کمآبی، بر «بهرهگیری از ظرفیتهای راهبردی دریای خزر و استفاده از پتانسیل شرکتهای روس در این پهنه مهم انرژی» تاکید کرده است. این نگاه ابزاری به خزر، نشاندهنده آن است که در ساختار مدیریتی، استخراج نفت و گاز حتی به قیمت نابودی محیط زیست اولویت دارد. از سوی دیگر، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در سفر به ترکمنستان، بحران خزر را به مسائل امنیتی و تحریمها گره زد و گفت: «دشمنان نمیتوانند به این سادگی ایران را مورد محاصره قرار دهند، چرا که ایران با ۱۵ کشور همسایه است.» این اظهارات یعنی نگاه تهران به خزر، بیش از آنکه زیستمحیطی باشد، ژئوپلیتیک و تدافعی است.
فک خزری قربانی خاموش دیپلماسی انرژی
عقبنشینی آب خزر، تنها بنادر و کشتیها را متوقف نکرده، بلکه یکی از نادرترین گونههای جانوری جهان را به لبه انقراض کشانده است. فک خزری که تنها در این دریا یافت میشود، در طول یک قرن گذشته با سقوط ۹۰ درصدی جمعیت روبهرو شده و تعداد آن از یک میلیون به حدود ۱۰۰ هزار فرد رسیده است. آسل بایموکانووا، پژوهشگر فکهای خزری، هشدار میدهد که مساحت محلهای استراحت این جانوران از سال ۱۹۹۵ تاکنون بیش از ۱۵ برابر کاهش یافته است.
بایموکانووا در توصیف وضعیت یکی از جزایر که محل تجمع فکها بود، میگوید: «در سال ۲۰۲۱ هزاران فک در آن تجمع میکردند، اما وقتی در سال ۲۰۲۳ بازگشتیم، جزیره به خشکی اصلی متصل شده بود. برای فکها دیگر قابل استفاده نبود. وقتی جزیرهای منزوی وجود نداشته باشد، فکی هم باقی نمیماند.» این پژوهشگر همچنین به تهدید ناشی از افزایش دما اشاره میکند و میگوید: «برای تولههای تازهمتولدشده، از بین رفتن پوشش یخی پایدار به این معناست که شانس زنده ماندنشان بسیار ناچیز خواهد بود.» در حالی که دانشمندان قزاق و بینالمللی برای نجات این گونه تلاش میکنند، در سواحل ایران، فعالیتهای انسانی، آلودگیهای نفتی و فقدان مناطق حفاظتشده واقعی، فشار مضاعفی بر این گونه وارد میکند.
تغییرات اقلیمی یا سوءمدیریت انسانی؟
سیفان کوریچه، دانشمند هیدروکلیماتولوژی در دانشگاه آلاباما، معتقد است که وضعیت خزر نتیجه یک موازنه منفی ساده است. او میگوید: «آب ورودی از رودخانهها و بارش تأمین میشود، در حالی که خروج آب فقط از طریق تبخیر صورت میگیرد.» کوریچه در پژوهشهای خود نشان داده است که افزایش دمای منطقه باعث تبخیر شدید شده است، اما او تاکید میکند که «برداشت آب توسط انسان در برخی سناریوها میتواند تا هفت متر دیگر بر میزان کاهش سطح آب بیفزاید.»
اینجاست که نقش مدیریت مخازن سدها در حوضه آبریز خزر معلوم میشود. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در اجلاس سران کشورهای ساحلی خزر در ترکمنستان، تمام تقصیرها را به گردن تغییرات اقلیمی انداخت و گفت: «تغییرات اقلیمی علت اصلی کمعمق شدن دریای خزر است.» او مدعی شد که تودههای هوای گرم و خشک از آسیای مرکزی جایگزین جریانهای اطلس شدهاند. اما پوتین به این واقعیت اشاره نکرد که روسیه سالانه مبالغ هنگفتی را صرف لایروبی بنادر خود میکند تا اثرات کاهش آب را جبران کند، در حالی که جریان طبیعی ولگا را برای مصارف داخلی خود محدود کرده است. انفعال ایران در برابر این رویکرد روسیه، انتقادات داخلی را برانگیخته است؛ چرا که ایران به عنوان کشور پاییندست، بیشترین آسیب را از کاهش تراز آب در بخشهای جنوبی و تالابهای ساحلی خود میبیند.
سناریوی آرال؛ فاجعهای در کمین شمال خزر
بسیاری از دانشمندان نگرانند که بخش شمالی خزر به سرنوشت دریاچه آرال دچار شود. بخش شمالی خزر بسیار کمعمق است (بین ۳ تا ۶ متر) و حتی کاهش اندک سطح آب، خط ساحلی را کیلومترها عقب میبرد. سیفان کوریچه هشدار میدهد: «بخش شمالی حدود یکچهارم تا یکسوم کل پهنه آبی را تشکیل میدهد. این احتمال وجود دارد که این منطقه شمالی با سناریویی مشابه دریاچه آرال روبهرو شود.»
اگرچه بخشهای مرکزی و جنوبی خزر عمیقتر هستند، اما افت تراز آب در این مناطق نیز پیامدهای فاجعهباری دارد. عقبنشینی آب در سواحل ایران باعث خشک شدن تالابهای بینالمللی مانند انزلی و میانکاله شده و زیرساختهای بندری را با چالش جدی مواجه کرده است. الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، در اجلاس اخیر کشورهای منطقه خزر اعلام کرد که در بخش آذربایجان، نزدیک به ۳۰ هزار هکتار زمین در اثر عقبنشینی آب به خشکی تبدیل شده است. او خواستار ایجاد یک سازوکار دائمی برای نظارت شد، اما به نظر میرسد در غیاب یک اراده سیاسی واحد میان پنج کشور، این پیشنهادها تنها در حد کاغذ باقی بمانند.
خزر در بنبست دیپلماسی و اکولوژی
دریای خزر امروز بیش از هر زمان دیگری قربانی تضاد منافع قدرتهای منطقهای و بیکفایتی مدیریتی شده است. ایران، با در پیش گرفتن سیاست سکوت در برابر روسیه و اولویت دادن به پروژههای کوتاه مدت انرژی، عملاً چشمان خود را بر نابودی تدریجی سواحل شمالی بسته است. گزارشهای موسسات بینالمللی نشان میدهد که بدون مدیریت بهتر مصرف آب در حوضه ولگا و بدون یک برنامه هماهنگ برای سازگاری با تغییرات اقلیمی، خزر تا پایان قرن بیستویکم ممکن است تا ۸ متر دیگر از تراز خود را از دست بدهد.
ظهور جزایر جدید و اتصال آنها به خشکی، نابودی زیستگاه فکهای خزری و تبدیل شدن تالابها به کانونهای گرد و غبار، تنها آغاز یک بحران بزرگتر است. در حالی که کاظم غریبآبادی، معاون وزارت خارجه ایران از تشکیل کمیسیونهای عالیرتبه سخن میگوید، واقعیت روی زمین نشاندهنده عقبنشینی مداوم آب و پیشروی بیابان است. خزر برای بقا نیازمند فراتر رفتن از شعارهای سیاسی و ورود به عرصه عمل زیستمحیطی است؛ امری که با توجه به ساختار فعلی تصمیمگیری در تهران، دور از انتظار به نظر میرسد. اگر امروز تدبیری اندیشیده نشود، فردا خزر تنها نامی در کتابهای تاریخ خواهد بود که قربانی «توسعه ناپایدار» و «دیپلماسی ضعیف» شد.