خانه پیشنهاد هم‌وطن زنگ مهر، صدای شکستن رویاها

هموطن بررسی می‌کند؛

زنگ مهر، صدای شکستن رویاها

امسال زنگ مهر در سراسر کشور نواخته شد، اما پشت این زنگ، صدای هزاران پرسش بی‌پاسخ درباره عدالت آموزشی شنیده می‌شود.

اختصاصی گروه اجتماعی رها صدیق

امسال زنگ مهر در سراسر کشور نواخته شد، اما پشت این زنگ، صدای هزاران پرسش بی‌پاسخ درباره عدالت آموزشی شنیده می‌شود. در شرایطی که احتمال بازگشت به آموزش مجازی همچنان روی میز است، شکاف دیجیتال به ضلع تازه‌ای از نابرابری آموزشی تبدیل شده که نه‌تنها یادگیری، بلکه حس تعلق و مشارکت اجتماعی دانش‌آموزان محروم را هدف گرفته است.

سه میلیون دانش‌آموز در خطر «ترک تحصیل دیجیتال»
آمارها گویای عمق فاجعه‌اند، طبق بررسی‌ها بیش از ۳.۲ میلیون دانش‌آموز در ایران به تبلت یا گوشی هوشمند دسترسی ندارند و عملاً از شبکه «شاد» و آموزش مجازی خارج‌اند. بزرگ‌ترین تعداد این دانش‌آموزان در سیستان‌ و بلوچستان متمرکز است، اما این محرومیت مختص یک استان نیست؛ از روستاهای لرستان تا مناطق حاشیه‌ای کلان‌شهرها، داستان یکسان است. دانش‌آموزی که یا دستگاه ندارد، یا اینترنتش قطع‌وصل می‌شود، یا در خانواده‌ای چندفرزندی تنها یک گوشی مشترک وجود دارد. در چنین شرایطی، آموزش مجازی برای همه یکسان نیست. دانش‌آموز برخوردار با لپ‌تاپ شخصی، اینترنت پرسرعت و فضای مطالعه مناسب، آموزش را تقریباً بدون وقفه ادامه می‌دهد؛ اما دانش‌آموز محروم با وقفه آموزشی، افت تحصیلی و حتی احتمال ترک تحصیل مواجه است.

فقر دیجیتال؛ فراتر از نداشتن گوشی
مسئله فقط «داشتن یا نداشتن موبایل» نیست. شکاف دیجیتال ابعاد پیچیده‌تری دارد، تفاوت در کیفیت دسترسی است. یک دانش‌آموز اینترنت خانگی پایدار دارد و دیگری به بسته‌های محدود موبایل وابسته است که با هر بار اتمام حجم، آموزش قطع می‌شود. گاها چند دانش‌آموز، یک دستگاه هستند. در خانواده‌هایی با سه فرزند دانش‌آموز و تنها یک گوشی، عملاً امکان حضور هم‌زمان در کلاس‌های آنلاین وجود ندارد. گزارش‌های یونیسف نیز تأیید می‌کند که در چنین خانواده‌هایی دسترسی به آموزش از راه دور با مشکل جدی مواجه می‌شود. هزینه‌ای که از عهده والدین برنمی‌آید. متاسفانه با حقوق کارمندی که به‌سختی به ۲۵ میلیون تومان می‌رسد و هزینه معیشت ماهانه یک خانوار شهری به حدود ۶۰ میلیون تومان رسیده، تعمیر یا تعویض گوشی خراب شده برای بسیاری از خانواده‌ها رویایی دست‌نیافتنی است.
از سوی اینترنت ناپایدار و گران است. حتی در روستاهایی که زیر پوشش اینترنت قرار دارند، کیفیت شبکه پایین و قطعی‌ها مکرر است. از سوی دیگر، افزایش ۴۵ درصدی تعرفه مکالمه و پیامک از ۲۰ شهریور ۱۴۰۵، فشار بیشتری بر خانوارهای کم‌درآمد وارد کرده است.

وقتی محرومیت اقتصادی به احساس طردشدگی تبدیل می‌شود
محرومیت دیجیتال تنها به نمره و معدل محدود نمی‌شود. دانش‌آموزی که نمی‌تواند در کلاس آنلاین حاضر شود، تکالیف را ارسال کند یا در گفت‌وگوهای گروهی شرکت نماید، به‌تدریج احساس می‌کند از جمع عقب افتاده است. این تجربه می‌تواند به کاهش اعتمادبه‌نفس، انزوای اجتماعی و حتی احساس شرم نسبت به همکلاسی‌های برخوردار منجر شود. از منظر جامعه‌شناختی، کودک فقط امکانات خودش را نمی‌سنجد؛ او خود را با دیگران مقایسه می‌کند. اگر این تفاوت ادامه‌دار باشد، محرومیت اقتصادی به احساس فاصله اجتماعی تبدیل می‌شود و نابرابری آموزشی به مسئله‌ای اجتماعی بدل می‌گردد.

درس‌های که فراموش‌شده؛ کرونا و جنگ چه گفتند؟
تجربه کرونا و سال گذشته به‌دلیل جنگ، یک هشدار روشن بود: آموزش اضطراری را نمی‌توان به یک پیام ساده مانند «کلاس‌ها مجازی شد» تقلیل داد. آموزش غیرحضوری نیازمند زیرساخت، ابزار، اینترنت، محتوای مناسب، معلم آموزش‌دیده و پشتیبانی از خانواده است. در دوران کرونا، حتی یونیسف از کودکانی در مناطق محروم خوزستان گزارش کرد که به آموزش مجازی دسترسی نداشتند و معلم برای آموزش آنان به خانه‌ها می‌رفت. اقداماتی مانند تأمین ۱۲۶۶ تبلت برای دانش‌آموزان دارای نیازهای ویژه نشان داد که بخشی از شکاف قابل شناسایی و جبران است، اما این اقدامات پراکنده و ناکافی بودند.

عدالت آموزشی یعنی چه؟
از نظر حقوقی و سیاست‌گذاری، صرف اعلام اینکه «آموزش برای همه برقرار است» کافی نیست. باید امکان استفاده واقعی از آن نیز وجود داشته باشد. اگر دو دانش‌آموز یک برنامه آموزشی یکسان دریافت کنند اما یکی دستگاه و اینترنت داشته باشد و دیگری نداشته باشد، برابری روی کاغذ با برابری در عمل متفاوت خواهد بود. آموزش عادلانه فقط ارائه محتوای یکسان نیست؛ بلکه فراهم‌کردن امکان دسترسی به آن محتوا نیز بخشی از عدالت آموزشی است. کودکانی که فاقد تجهیزات یا دسترسی مناسب هستند، در زمان تعطیلی مدارس ممکن است عملاً از آموزش از راه دور خارج شوند. بنابراین در شرایط بحرانی، دولت و نظام آموزشی باید برای دانش‌آموز فاقد ابزار راه جایگزین داشته باشند: دستگاه امانی یا حمایتی، اینترنت یارانه‌ای، محتوای آفلاین، آموزش تلویزیونی، بسته‌های آموزشی چاپی و امکان ارتباط حضوری کنترل‌شده در صورت امکان.

راه‌حل چیست؟
راه‌حل صرفاً اهدای چند تبلت نیست. باید یک بسته کامل حمایتی طراحی شود که شامل موارد زیر باشد:
دسترسی به اینترنت پایدار و ارزان: به‌ویژه برای مناطق روستایی و محروم که هنوز ۲۰ درصد روستاها بدون اینترنت هستند.
تأمین دستگاه آموزشی: برای دانش‌آموزان فاقد گوشی یا تبلت، با اولویت مناطق محروم.
محتوای کم‌حجم و آفلاین: تا دانش‌آموزان با اینترنت ضعیف نیز بتوانند از آموزش بهره‌مند شوند.
پشتیبانی معلم و نظارت: بر دانش‌آموزانی که در معرض افت تحصیلی هستند.
آموزش معلمان: برای استفاده مؤثر از ابزارهای دیجیتال و طراحی محتوای مناسب.
اگر این بسته طراحی نشود، آموزش دیجیتال به‌جای پل ارتباطی، به دیوار جدیدی میان مرکز و حاشیه تبدیل خواهد شد.

مهر امسال، بوی گرانی و حسرت می‌دهد
در شرایطی پا به ماه مهر گذاشته‌ایم که این ماه دیگر عطر و بوی مهر و مهربانی نمی‌دهد. مهر امسال بوی گرانی به خود گرفته و پر از حسرت است. هزاران سوال بی‌پاسخ باقی مانده: دانش‌آموز روستایی بدون اینترنت چه کند؟ خانواده کم‌برخوردار با گوشی خراب چه کند؟ مسئولان چرا قبل از فرارسیدن مهر اقدامی صورت ندادند؟ پرسش‌ها زیاد است، اما مگر با طرح پرسش مشکلی حل می‌شود؟ اکنون که شرایط این‌گونه است و احتمال آموزش مجازی نیز وجود دارد، باید این مسائل قبل از فرارسیدن مهر برطرف می‌شد. نه قیمت‌های گزاف موبایل کنترل شد، نه دسترسی برای همه دانش‌آموزان فراهم و نه اینترنت باکیفیت و باثباتی اعمال شد.


فناوری نباید ابزار بازتولید نابرابری شود
فناوری که قرار بود فرصت آموزشی را برابرتر کند، اگر بدون سیاست جبرانی توزیع شود، می‌تواند به ابزار بازتولید نابرابری تبدیل شود. سیاست آموزشی باید مراقب باشد که آموزش دیجیتال به‌جای کاهش فاصله طبقاتی، همان فاصله اقتصادی موجود را وارد کلاس درس نکند و حتی آن را عمیق‌تر نسازد. مهر نابرابر امسال، هشداری است برای مسئولان که اگر می‌خواهید آموزش مجازی عادلانه باشد، ابتدا زیرساخت‌های عدالت را فراهم کنید. در غیر این صورت، هر بار که زنگ مدرسه به صدا درمی‌آید، صدای شکستن رویاهای هزاران دانش‌آموز محروم نیز شنیده خواهد شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن