خانه پیشنهاد هم‌وطن قمار روی سراب شرق

هم‌وطن زیان‌های راهبردی اتحاد ایران با چین و روسیه در میانه بحران خاورمیانه را بررسی می‌کند؛

قمار روی سراب شرق

 در ادبیات سیاست خارجی جمهوری اسلامی طی دو دهه اخیر، «نگاه به شرق» و ایجاد چرخش راهبردی از غرب به سمت قدرت‌های نوظهور یعنی چین و روسیه، به عنوان گزینه‌ای بی‌جایگزین، نجات‌بخش و اهرمی برای خنثی‌سازی فشارهای بین‌المللی بازنمایی شده است.

مصداق هدایت
 
 در ادبیات سیاست خارجی جمهوری اسلامی طی دو دهه اخیر، «نگاه به شرق» و ایجاد چرخش راهبردی از غرب به سمت قدرت‌های نوظهور یعنی چین و روسیه، به عنوان گزینه‌ای بی‌جایگزین، نجات‌بخش و اهرمی برای خنثی‌سازی فشارهای بین‌المللی بازنمایی شده است. دیپلماسی رسمی تهران همواره بر این فرض استوار بوده که در روزهای بحرانی و در رویارویی حاد با ایالات متحده یا به‌اصطلاح غرب، پکن و موسکو به عنوان دو قدرت دارنده حق وتو و رقبای جهانی آمریکا، تمام‌قد پشت جمهوری اسلامی خواهند ایستاد و چتر حمایتی اقتصادی و دیپلماتیک خود را بر سر ایران خواهند گشود. اما سیر تحولات واقعی، به‌ویژه در بحران‌ها و تنش‌های نظامی اخیر، توهم بودن این پندار را بیش از هر زمان دیگری آشکار کرده است.
قمار روی برگ چین و روسیه نه تنها منافع ملی ایران را به مسلخ وابستگی یک‌جانبه برده، بلکه در مقام عمل، حاکمیت را در مواجهه با فشارهای خارجی، بی‌دفاع و تنها رها کرده است. نگاهی به موضع‌گیری‌های طرف‌های شرقی، ابراز تشکر دونالد ترامپ از «بی‌طرفی» پکن و موسکو در منازعه اخیر، و دست خالی دیپلماسی ایران در دیدارهای دوجانبه، همگی نشان‌دهنده شکست فاحش استراتژی «تکیه بر شرق» هستند.

بی‌طرفی منفعت‌طلبانه: چرا شرکای شرقی تهران را تنها گذاشتند؟
طی روزهای اخیر، «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا از «شی جین پینگ»، رئیس‌جمهور چین و «ولادیمیر پوتین»، رئیس‌جمهور روسیه، به خاطر «بی‌طرفی» در جنگ ایران تشکر کرد. به گزارش رویترز، ‌ترامپ شی و پوتین را در طول جنگ با ایران «بی‌طرف» توصیف کرد و گفت که آن‌ها تلاش‌های او برای مهار جاه‌طلبی‌های هسته‌ای تهران را خنثی نکرده‌اند. ترامپ گفت: «من فقط می‌خواهم از آن‌ها تشکر کنم زیرا آن‌ها اوضاع را بسیار بهتر کردند.»
یکی از روشن‌ترین نشانه‌های ناکارآمدی نگاه به شرق، واکنش‌های پکن و موسکو به تشدید بحران و منازعات نظامی پیرامون ایران بوده است. در حالی که تبلیغات رسمی در تهران، چین و روسیه را «شرکای راهبردی» و «متحدان در برابر سلطه آمریکا» می‌نامید، هر دو کشور در جدی‌ترین بحران‌های نظامی پیش‌آمده، رفتاری مبتنی بر «بی‌طرفی محافظه‌کارانه» و محاسبه دقیق منافع ملی خود در پیش گرفتند.

تشکر ترامپ از شی جین‌پینگ و ولادیمیر پوتین به دلیل اتخاذ موضع «بی‌طرفی» در جنگ و بحران‌های مرتبط با ایران، ضربه‌ای کاری به روایت رسمی حاکمیت در داخل ایران بود. این خرسندی واشنگتن نشان می‌دهد که قدرت‌های شرقی نه تنها قصدی برای ورود به هزینه‌های درگیری با آمریکا به خاطر ایران ندارند، بلکه حاضر نیستند مناسبات حجیم و حیاتی خود با اقتصاد جهانی و ایالات متحده را قربانی ماجراجویی‌ها یا خطرات ناشی از تنش‌های جمهوری اسلامی کنند.

از دیدگاه چین، ایران تنها یکی از تامین‌کنندگان انرژی و یک بازار مصرفی جانبی است. پکن در عین حال که بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران بوده، بزرگ‌ترین شریک تجاری کشورهای حوزه خلیج فارس و دومین شریک تجاری اسرائیل نیز هست. چین اقتصاد و امنیت انرژی خود را به خطوط مواصلاتی بین‌المللی گره زده و سیاست خارجی‌اش بر پایه «دوستی با همه» و احتیاط کامل شکل گرفته است. از این رو، پکن ترجیح می‌دهد خریدار سوخت ارزانی باشد که تحت تحریم‌ها به دستش می‌رسد، اما هرگز خود را درگیر تقابل مستقیم نظامی یا تحریمی با آمریکا بر سر حمایت از تهران نکند.

از سوی دیگر، روسیه که خود زیر فشار تحریم‌های گسترده ناشی از جنگ اوکراین قرار دارد، نگرشی کاملاً ابزاری به جمهوری اسلامی داشته است. موسکو اگرچه از اهرم ایران برای درگیر کردن ذهنی و نظامی آمریکا در خاورمیانه و کاهش فشار بر جبهه اوکراین استقبال می‌کند، اما یک ایران قدرتمند و مستقل یا یک ایران کاملاً بحرانی که توانایی بازیگری را از دست بدهد، در اولویت‌های اول آن قرار ندارد. روس‌ها در بحران اخیر بار دیگر نشان دادند که تسلیحات و امنیت ایران نقدینگی معامله با غرب یا ابزار حفظ موازنه خودشان است، نه تعهدی برای دفاع از تهران.

فلج شدن شریان‌های اقتصادی: سقوط تجارت و خنثی شدن اهرم فشار
تصور مقامات جمهوری اسلامی این بود که حتی در صورت انسداد کامل روابط با غرب، بازار و توان مالی چین می‌تواند شریان اقتصادی کشور را زنده نگه دارد، اما آمارها و وقایع اخیر، نادرستی این فرض را به شکلی ملموس عیان کرده‌اند. بر اساس گزارش روزنامه ساوث مورنینگ چاینا پست، صادرات چین به ایران در ۷ ماهه نخست سال ۲۰۲۶ با افت شدید حدود ۵۲ درصدی مواجه شد و از حدود ۴ میلیارد دلار در مدت مشابه سال قبل به ۱.۹ میلیارد دلار کاهش یافت.

گزارش مذکور، عامل این فروپاشی تجاری را تشدید فشارهای تحریمی، محاصره دریایی و فشارهای ثانویه بر سیستم بانکی و حمل‌ونقل عنوان کرد، امری که نشان داد که شرکت‌ها و بانک‌های چینی به محض بالا رفتن ریسک و جدی شدن تحریم‌های ثانویه آمریکا، بدون فوت وقت بازار ایران را تخلیه می‌کنند تا پیوندهای مالی خود با بازار چند تریلیون دلاری آمریکا و غرب را حفظ کنند.

کاهش صادرات چین در حوزه‌هایی چون صنعت خودروسازی و مونتاژ، صنایع شیمیایی، پلاستیک و داروسازی و ماشین‌آلات،تجهیزات صنعتی و خطوط تولید اثرات تخریبی گسترده‌ای می‌گذارد، یعنی حوزه‌هایی که ساختار صنعتی ایران طی دو دهه اخیر شدیداً به آن‌ها وابسته شده است.

از سوی دیگر، عدم ارائه هرگونه کمک مالی، اعتباری یا تسهیلات ویژه تجاری از سوی چین و روسیه در اوج بحران اقتصادی فعلی، ثابت کرد که قمار تهران روی این دو کشور برای ایجاد اهرم فشار علیه آمریکا پوچ بوده است. حتی در بحث خرید نفت، پکن تنها تا جایی اقدام به خریدهای نفت ایران کرد که بتواند ذخایر استراتژیک خود را با تخفیف‌های هنگفت تکمیل کند، اما به محض تشدید فشارهای اجرایی در تنگه هرمز و محاصره‌های مواصلاتی، نفتکش‌های چینی نیز ترجیح دادند مسیرهای امن‌تر را برگزینند یا وارد ریسک مقابله با تحریم‌ها نشوند. به بیان دیگر، نتیجه عملی نگاه به شرق در عرصه اقتصاد، موازنه منفی تجاری، فروش ثروت ملی زیر قیمت بازار و تحمیل وابستگی اقتصادی به طرف‌هایی است که در روز مبادا هیچ تعهدی برای تسکین دردهای اقتصادی ایران احساس نمی‌کنند.

دیپلماسی دست‌خالی: حاشیه‌های نشست بیشکک
عقیم بودن این استراتژی در حوزه‌های دیپلماتیک نیز به روشنی قابل مشاهده است. دیدارهای مسعود پزشکیانبا ولادیمیر پوتین و شی جین‌پینگ در حاشیه نشست سازمان همکاری شانگهای دربیشکک نمادی از این دست‌خالی بودن دیپلماسی «نگاه به شرق» بود. در شرایطی که تهران انتظار داشت این نشست‌ها به دستاوردهای ملموسی نظیر گشایش خطوط اعتباری جدید، انعقاد قراردادهای امنیتی-دفاعی بازدارنده یا بیانیه‌های صریح در محکومیت رفتارهای آمریکا منجر شود، خروجی جلسات از جملات تشریفاتی و توصیه‌های کلی به «خویشتن‌داری» و «حفظ ثبات منطقه» فراتر نرفت.
در نشست بیشکک طرف چینی بر موازنه روابط خود در خاورمیانه و لزوم حفظ امنیت مسیرهای انرژی تأکید کرد، بی‌آنکه هیچ ضمانت اقتصادی برای پوشش تحریم‌های ثانویه یا جبران افت شدید تجاری ارائه دهد. طرف روسی نیز با وجود مانورهای کلامی، از دادن هرگونه تعهد شفاف نظامی یا دفاعی که موسکو را در رویارویی مستقیم با واشنگتن قرار دهد، سر باز زد. این دیدارها بار دیگر حقیقت تلخی را برای ناظران داخلی و بین‌المللی روشن ساخت: در الگوی رفتاری چین و روسیه، ایران ابزاری برای بازی در شطرنج بزرگ‌تر با ایالات متحده است، نه متحدی استراتژیک که برای حفظ آن هزینه‌ای پرداخته شود.

ضرورت بازنگری در منافع ملی
نقدهای وارد بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی در این پرونده، متوجه عدم درک دقیق از ‌ساختار نظام بین‌الملل‌ و ‌معنای منافع ملی‌است. گره زدن تمام ظرفیت‌های کشور به یک جبهه بین‌المللی و اتکای یک‌جانبه به شرق، ناخواسته ایران را از ابزارهای چانه‌زنی و گزینه‌های جایگزین محروم کرده است.
وقتی کشوری به‌طور پیش‌فرض اعلام می‌کند که تمام درها به سمت غرب را بسته و خود را منحصر به اتحاد با شرق کرده است، طرف‌های شرقی (چین و روسیه) نیازی به امتیاز دادن نمی‌بینند،چراکه می‌دانند ایران گزینه دیگری روی میز ندارد و در نتیجه، سخت‌ترین شروط تجاری و کمترین حمایت سیاسی را تحمیل می‌کنند. همچنین، عدم درک این موضوع که اقتصاد چین عمیقاً با زنجیره‌های ارزش و بازارهای غربی گره خورده است، بزرگ‌ترین خطای محاسباتی دستگاه تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی بود،چراکه تجارب ماه‌های اخیر به‌خوبی نشان داد که پکن هیچ‌گاه حجم تجارت صدها میلیارد دلاری خود با آمریکا و اروپا را فدای حمایت از ایران زیر تحریم نخواهد کرد. این در حالی است که سیاست خارجی موفق در دنیای چندقطبی امروز بر پایه «موازنه همه‌جانبه» و نقد کردن منافع از همه جبهه‌ها شکل می‌گیرد، نه انزوا از یک سو و وابستگی مطلق از سوی دیگر.

قمار جمهوری اسلامی روی اتحاد چشم‌بسته و یک‌جانبه با چین و روسیه، در مقام عمل نتیجه‌ای جز تعمیق بحران‌های اقتصادی، کاهش توان بازدارندگی و انزوای دیپلماتیک به همراه نداشته است. افت بیش از ۵۰ درصدی صادرات چین به ایران، خنثی بودن دیدارهای سطوح عالی مانند نشست بیشکک و در نهایت رضایت و تشکر آمریکا از بی‌طرفی شرق، همگی گواه آنند که پکن و موسکو شرکای روزهای آفتابی‌اند، نه متحدان روزهای سخت.

برای خروج از این فرسایش راهبردی، تنها راهکار منطقی، تجدیدنظر در الگوی دیپلماسی کشور، عبور از نگاه‌های ایدئولوژیک به روابط بین‌الملل و احیای اصل موازنه و تنوع‌بخشی به روابط خارجی بر محور «منافع واقعی و ملموس ملی» است. تا زمانی که سیاست خارجی ایران بر پایه توهم «چتر حمایتی شرق» استوار باشد، هزینه‌های این قمار ناپایدار از جیب اقتصاد، تولید و معیشت مردم پرداخته خواهد شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن