خانه پیشنهاد هم‌وطن شمارش معکوس در خلیج فارس

هم‌وطن پایان مهلت آتش‌بس میان ایران و آمریکا را بررسی می‌کند

شمارش معکوس در خلیج فارس

زمانی اندک تا پایان مهلت «آتش‌بس ۶۰ روزه» میان ایران و ایالات متحده باقی مانده است، مهلتی که بسیاری از ناظران بین‌المللی آن را سپری در برابر رویارویی‌های مجدد و پرمخاطره و شروع دوباره بی‌ثباتی نامیده‌ بودند.

مصداق هدایت
 
زمانی اندک تا پایان مهلت «آتش‌بس ۶۰ روزه» میان ایران و ایالات متحده باقی مانده است، مهلتی که بسیاری از ناظران بین‌المللی آن را سپری در برابر رویارویی‌های مجدد و پرمخاطره و شروع دوباره بی‌ثباتی نامیده‌ بودند. این مهلت روز دوشنبه به پایان می‌رسد و در حالی که فضای سیاسی بین دو کشور بیش از هر زمان دیگری متشنج است، نه تنها هیچ افق روشنی برای تمدید این تنفس نظامی به چشم نمی‌خورد، بلکه تحلیل‌ها و داده‌های موجودنشان می‌دهند که تحرکات دیپلماتیک جای خود را به تقابل‌های عملیاتی و لفاظی‌های تند داده‌اند. جمهوری اسلامی که تحت فشار شدید تحریم‌ها و فرسایش مشروعیت داخلی دست‌وپا می‌زند، با انکار وجود یک «آتش‌بس رسمی»، سعی دارد از یک سو ضعف خود در برابر اجبار به صلح را بپوشاند و از سوی دیگر با گره زدن امنیت بین‌المللی به تنگه هرمز، کارت‌های بازی خود را برای بقا حفظ کند. در مقابل، واشنگتن با ترکیبی از تهدیدهای بی‌سابقه اقتصادی و مانورهای کلامی پرتنش، خود را برای فشاری ملموس‌تر و کارسازتر آماده می‌سازد.

واقعیت جنگ و بحران در هرمز
در حالی که افکار عمومی و رسانه‌های جهانی روز دوشنبه را خروج رسمی از وضعیت تعلیق مخاصمات می‌دانند، به نظر می‌رسد که مقامات تهران ادبیات متفاوتی را در پیش گرفته‌اند. در تاریخ 23 مرداد، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با اتخاذ موضعی دفاعی و در عین حال تهاجمی، وجود هرگونه «آتش‌بس ۶۰ روزه» را انکار کرد. عراقچی تاکید کرد که آنچه در یادداشت تفاهم اسلام‌آباد بر سر آن توافق شد، «خاتمه جنگ» بود و نه یک آتش‌بس موقت که نیاز به تمدید داشته باشد. به گفته او، آمریکا با نقض این تفاهم و ادامه فشارهای خود، عملاً درگیری‌ها را از سر گرفته است. عراقچی همچنین تصریح کرد که گرچه کشورهایی مانند قطر و پاکستان به‌عنوان میانجی در حال تبادل پیام میان دو طرف هستند، اما این تبادلات «اصلاً به معنای مذاکره نیست» و هنوز هیچ تصمیمی برای ازسرگیری گفت‌وگوهای مستقیم یا غیرمستقیم ساختاریافته با ایالات متحده اتخاذ نشده است. این تاکتیک فرار به جلوی دیپلماسی تهران، بیش از آنکه نشان‌دهنده دست برتر باشد، حاکی از سردرگمی عمیق در ساختار تصمیم‌گیری حکومت است؛ حکومتی که از یک سو توان تحمل یک درگیری نظامی کشنده و فراگیر را ندارد و از سوی دیگر، ورود رسمی به مذاکره تحت فشار را مایه تنزل جایگاه ادعایی خود می‌داند.

هم‌زمان با نزدیک شدن به زمان انقضای مهلت روز دوشنبه، شریان حیاتی انرژی جهان یعنی تنگه هرمز، بار دیگر به مرکز ثقل تقابل تبدیل شده است. اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، مبنی بر این‌که به‌زودی تنگه هرمز را «قلمرو ایالات متحده» اعلام خواهد کرد، موجی از واکنش‌ها را برانگیخت. ترامپ در سخنرانی خود در گاردن سیتی با لحنی بی‌پروا گفت: «بعد از این‌که شکست ایران را کامل کردیم… خیلی زود تنگه هرمز را قلمرو ایالات متحده اعلام خواهم کرد.» اگرچه روزنامه وال‌استریت ژورنال به نقل از یک مقام کاخ سفید گزارش داد که این سخنان ترامپ جنبه «شوخی» داشته است، اما نفس بیان چنین عباراتی نشان‌دهنده میزان شکنندگی اوضاع و شدت گرفتن جنگ روانی میان دو طرف است.

پاسخ تهران به این موضع‌گیری‌ها البته قابل‌پیش‌بینی بود. حسین نوش‌آبادی، مدیرکل پارلمانی وزارت خارجه ایران، این ادعاها را «سخیف، مضحک و جنجالی» خواند و مدعی شد که این سخنان صرفاً مصرف داخلی برای ترامپ دارد و ناشی از «تنگنای راهبردی» واشنگتن در برابر طرح‌های ایران است. اشاره نوش‌آبادی به «طرح اقدام راهبردی تأمین امنیت و پیشرفت پایدار تنگه هرمز و خلیج فارس» است که هم‌اکنون در مجلس شورای اسلامی در دست بررسی است؛ طرحی که جمهوری اسلامی امیدوار است از طریق آن، تسلط عرفی و نظامی خود بر عبور و مرور دریایی را به رخ بکشد. در همین راستا، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد که تهران در حال گفت‌وگو با عمان برای صدور یک بیانیه مشترک در خصوص تعیین مسیر تردد در تنگه هرمز است. بقایی ادعا کرد که این طرح، یک کار «فنی با ملاحظات امنیتی و زیست‌محیطی» است که با مشارکت تمامی دستگاه‌های دفاعی انجام شده، اما مداخله‌های ایالات متحده مانع از نهایی شدن آن در سه هفته اخیر شده است. وی افزود: «اکنون گفت‌وگو با عمان در مورد صدور بیانیه مشترک در جریان است.»

با این حال، واقعیت میدان با ادعاهای دیپلماتیک فاصله زیادی دارد. در آخرین تحولات در رابطه با آب‌های جنوبی ایران، آژانس عملیات تجارت دریایی بریتانیا اعلام کرده است که یک کشتیفله‌بر روز شنبه در تنگه هرمز هدف حمله ناشناسی قرار گرفته که به بدنه کشتی اصابت کرده است. بر اساس این گزارش، خدمه کشتی در سلامت هستند.

در عین حال، شرکت ملی نفت ابوظبی اعلام کرد یکی از شناورهایش هنگام عبور از تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفته است، اقدامی که با واکنش شدید مشاور ارشد رئیس‌ دولت امارات همراه بود.

سناریوهای پیش رو
به‌رغم اظهارات مقامات ایرانی درباره احتمال مثبت بودن مذاکرات بر سر کنترل تنگه هرمز، باید در نظر داشت که این احتمال همچنان مطرح است که توافقات بالقوه نتواند نظر ساکن فعلی کاخ سفید را جلب کند. در عین حال، از یاد نباید برد که وضعیت یک بام و دوهوای ساختار تصمیم‌گیری در تهران نیز خود امیدها برای عملیاتی‌شدن یک توافق همه‌جانبه یا تفاهم مجدد با واشنگتن را کمرنگ می‌کند. با در نظر گرفتن این المان‌ها، عدم تمدید مهلت و به بن‌بست رسیدن کانال‌های میانجی‌گری، منطقه را به سمت سه سناریوی اصلی سوق می‌دهد.

سناریوی نخست مبتنی بر جنگ فرسایشی کم‌شدت و ناامنی‌های نقطه‌ای است. این چه‌بسا محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت باشد. در چنین سازوکاری، جمهوری اسلامی به دلیل نداشتن توان مواجهه مستقیم نظامی با آمریکا، به استراتژی کلاسیک خود یعنی«جنگ سایه‌ها» روی خواهد آورد. این سناریو شامل حملات بی‌نام‌ونشان به نفت‌کش‌ها در تنگه هرمز، انحراف یا توقیف کشتی‌های تجاری، حملات سایبری به زیرساخت‌های منطقه‌ای و تحریک گروه‌های نیابتی باقی‌مانده برای هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا خواهد بود. هدف تهران از این اقدام، بالا بردن هزینه ریسک در بازار انرژی و مجاب کردن جامعه جهانی برای مهار آمریکا است. در عین حال، باید در نظر داشت که مارپیچ تنش و درگیری مستقیم محدود نیز از جمله گزینه‌های احتمالی پیش روست.

در صورت بروز هرگونه خطای یا تداوم خرابکاری در تنگه هرمز ایالات متحده ممکن است دست به اقدامات سریع و نابودگر بزند. این سناریو می‌تواند شامل حملات موشکی و هوایی هدفمند به پایگاه‌های موشکی و پهپادی سپاه پاسداران، تأسیسات هسته‌ای باقیمانده و زیرساخت‌های اقتصادی کلیدی ایران باشد. در همین رابطه، وال استریت ژورنال به تاریخ 15 اوت طی گزارشی نوشت که تسلیم تاکتیکی زیر فشار اقتصادی و عقب‌نشینی تهران را نباید از سناریوهای موجود در وضعیت فعلی کنار گذاشت، هرچند که به گفته نویسندگان این مقاله، چنین احتمالی کم‌وبیش دور از ذهن است. در این سناریو، جمهوری اسلامی تحت فشار خرد کننده معیشتی و ترس از فروپاشی داخلی، مجبور می‌شود بدون دستاورد ملموس، به پلتفرم مذاکراتی مستقیمی که واشنگتن دیکته می‌کند تن دهد. باید در نظر داشت که تجربه نشان داده است که نظام حاکم بر ایران در بزنگاه‌های زیستی، حفظ خود را بر شعارهای ایدئولوژیک ترجیح داده و دست به عقب‌نشینی‌های ناگهانی می‌زند.
از سوی دیگر، روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز طی گزارشی به تاریخ 15 اوت نوشت که تهران ایالات متحده را ناقض عهد و غیرقابل اعتماد می‌داند و در مقابل، واشنگتن رژیم ایران را بازیگری غیرقابل پیش‌بینی می‌بیند که از زمان خریدن صرفاً برای پیشبرد برنامه‌های تسلیحاتی و سرکوب داخلی استفاده می‌کند. بنا به این گزارش، در چنین فضایی، احتمال این‌که طرفین بتوانند بر سر رئوس اساسی یک توافق کلان و بلندمدت به تفاهم برسند، چندان امیدبخش به نظر نمی‌رسد.

تسلیحات اقتصادی واشنگتن
آنچه چشم‌انداز پیش رو برای ایران بیش از پیش تیره و تار کرده، تهدیدهای اخیر مقامات آمریکایی درباره فشار اقتصادی بی‌سابقه علیه تهران است. به بیان دیگر، هم‌زمان با اتمام مهلت روز دوشنبه، به نظر می‌رسد که جبهه دوم و چه بسا کشنده‌تر تقابل در بخش مالی در حال گشوده شدن است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، روز پنج‌شنبه به صراحت اعلام کرد که واشنگتن قصد دارد آسیب‌های مالی بیشتر و «بی‌سابقه» به ایران وارد کند. این سخنان بدین معناست که آمریکا قصد دارد معدود منافذ مالی و شریان‌های تنفسی اقتصاد ایران را که تا پیش از این از طریق دور زدن تحریم‌ها یا اغماض‌های موقت فعال بودند، به طور کامل مسدود کند. بنا به گزارش‌های رسانه‌ای، هدف قرار دادن شبکه صرافی‌های تضامنی، تنگ‌تر کردن حلقه بر صادرات نفت ایران به چین، تحریم شبکه نقل‌وانتقال مویرگی در امارات و ترکیه، و بستن مسیرهای تبادل ارز در عراق، از محورهای اصلی این فشار «بی‌سابقه» خواهند بود.

برای درک پیامدهای تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا، باید به وضعیت اسفبار فعلی اقتصاد ایران نگریست. اقتصاد تحت مدیریت جمهوری اسلامی نه با یک بحران عابر، بلکه با یک «ابرچالش ساختاری» مواجه است که ناشی از ناکارآمدی، فساد نهادینه، هزینه‌های سنگین ماجراجویی‌های منطقه‌ای و فشار تحریم‌هاست. با اجرای تحریم‌های «بی‌سابقه» وزارت خزانه‌داری آمریکا، ورود درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت و پتروشیمی به شدت افت خواهد کرد. این موضوع به معنای کاهش شدید منابع بانک مرکزی برای کنترل بازار ارز است.

در چنین شرایطی، دلار رکوردهای قیمتی جدیدی را ثبت خواهد کرد و ارزش پول ملی ایران به نازل‌ترین حد تاریخ خود خواهد رسید. از سوی دیگر، دولت مسعود پزشکیان برای جبران کسری بودجه مزمن خود، راهی جز استقراض از بانک مرکزی و چاپ پول بدون پشتوانه ندارد. با تشدید تحریم‌ها و کاهش درآمدها، کسری بودجه گسترده‌تر شده و رشد پایه پولی به جهش تورمی منجر می‌شود.

رسیدن تورم به کانال‌های ۷۰ تا ۱۰۰ درصدی، اقلام اولیه خوراکی و دارویی را از دسترس بخش بزرگی از جامعه خارج خواهد کرد. از سوی دیگر، تنگنای مالی شدید، قدرت سرمایه‌گذاری جمهوری اسلامی در بخش‌های کلیدی مانند انرژی (بنزین، گاز و برق) را، حوزه‌هایی که هم اکنون نیز در آن‌ها شاهد کاستی‌های بی‌سابقه هستیم، به صفر می‌رساند. ایران هم‌اکنون با ناترازی شدید گاز و برق روبروست و تشدید تحریم‌ها به معنای عمیق‌تر شدن قطع سراسریبرق و گاز و احتمال سهمیه‌بندی شدیدتر بنزین خواهد بود.


در پایان باید گفت که پایان مهلت روز دوشنبه، نقطه‌ای عطف در مناقشه میان ایران و آمریکا است. انکار وجود آتش‌بس توسط مقامات جمهوری اسلامی و متوسل شدن به ادعاهای حاکمیتی در تنگه هرمز، بیش از آنکه نشان‌دهنده قدرت باشد، سرپوشی بر ناکارآمدی دیپلماتیک و انزوای روز افزون تهران است. در آن سو، ایالات متحده با تکیه بر قدرت مالی و نظامی خود، آماده است تا با اعمال فشارهای بی‌سابقه، شریان‌های حیاتی حکومت ایران را بفشارد.

در این میان، این مردم ایران هستند که بار اصلی تاوان سنگین ماجراجویی‌های منطقه‌ای و ناکارآمدی ساختاری را بر دوش می‌کشند. جامعه‌ای که زیر بار تورم کمرشکن و سرکوب‌هایسیاسی فرسوده شده، اکنون باید با سایه سنگین جنگ و فروپاشی عمیق‌تر اقتصادی روبرو شود. اگر حاکمیت تهران نتواند در روزهای پیش رو مسیر خود را تغییر دهد و واقعیت‌های توازن قوا را بپذیرد، ورود به این دور تازه از فشارها می‌تواند نه تنها اقتصاد ایران را به نقطه بی‌بازگشت برساند، بلکه بستر ساز درگیری‌های بی‌سابقه و ویرانگر دیگری شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن