اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
محسن محمدی، مدیر گروه سلامت محیط دانشگاه علوم پزشکی تهران، از افزایش ۱۳۵ درصدی مصرف دخانیات در میان دختران ۱۸ تا ۲۵ ساله خبر داده است.
این رقم نه تنها یک آمار ساده نیست، بلکه نشاندهنده تغییر عمیق در الگوهای رفتاری نسل جوان، بهویژه دختران، در جامعه ایرانی است. او همچنین اعلام کرده که سال گذشته حدود ۶۰ هزار نفر بر اثر مصرف دخانیات جان خود را از دست دادهاند.
این ارقام در حالی مطرح میشوند که جامعه ایران با چالشهای متعدد جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند و مصرف دخانیات به عنوان یک عامل خاموش، تهدیدی بلندمدت برای سلامت و پایداری اجتماعی ایجاد کرده است.
این افزایش چشمگیر در مصرف سیگار و سایر محصولات دخانی میان دختران جوان، ریشه در عوامل متعددی دارد.
فشارهای روانی ناشی از تحصیل، اشتغال، انتظارات اجتماعی و نفوذ رسانههای اجتماعی از مهمترین عوامل هستند.
دختران امروز بیش از گذشته در معرض تبلیغات غیرمستقیم صنعت دخانیات قرار دارند که با تصویرسازیهای جذاب از استقلال و مدرنیته، این محصول را به عنوان ابزاری برای کاهش استرس یا ابراز وجود عرضه میکنند.
اما آنچه در پس این ظاهر فریبنده پنهان است، آسیبهای جبرانناپذیری است که نه تنها فرد، بلکه کل جامعه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
هزینههای انسانی و بار سنگین مرگومیر
مرگ ۶۰ هزار نفر در یک سال به دلیل مصرف دخانیات، رقمی است که معادل فاجعهای ملی به شمار میرود. این آمار فراتر از یک مسئله بهداشتی است و به یک بحران اجتماعی تبدیل شده.
بیماریهای قلبی – عروقی، سرطانهای مختلف بهویژه سرطان ریه، و اختلالات تنفسی، مهمترین علل مرگومیر مرتبط با دخانیات هستند. در میان دختران جوان، این مصرف نه تنها سلامت جسمی را تهدید میکند، بلکه با توجه به نقش آنان به عنوان آیندهسازان خانواده و جامعه، اثرات آن به نسلهای بعدی نیز منتقل خواهد شد.
مصرف دخانیات در سنین جوانی، احتمال ابتلا به بیماریهای مزمن را به شدت افزایش میدهد. دخترانی که در این سنین مصرف را آغاز میکنند، در دهههای آتی با مشکلات باروری، عوارض بارداری و زایمان، و حتی افزایش خطر ابتلا به سرطانهای وابسته به هورمون مواجه خواهند شد.
این مسئله در کشوری مانند ایران که با کاهش نرخ باروری دستوپنجه نرم میکند، میتواند به تشدید بحران جمعیتی منجر شود.
اثرات اجتماعی ویرانگر در افق آینده
یکی از مهمترین ابعاد این پدیده، اثرات اجتماعی آن در بلندمدت است. افزایش مصرف دخانیات میان دختران جوان میتواند الگوی خانواده ایرانی را دگرگون کند. مادرانی که خود مصرفکننده هستند، احتمال بیشتری دارد که فرزندانشان نیز به این عادت گرایش پیدا کنند.
این چرخه معیوب، به تدریج فرهنگ مصرف دخانیات را در جامعه نهادینه خواهد کرد و ارزشهای سلامتمحور را تضعیف مینماید.
از منظر اجتماعی، زنان و دختران مصرفکننده ممکن است با انگ اجتماعی بیشتری مواجه شوند، هرچند این انگ در سالهای اخیر کاهش یافته است.
اما مهمتر از آن، تأثیر بر روابط خانوادگی و کیفیت زندگی است. زنان مبتلا به بیماریهای ناشی از مصرف دخانیات، نقش خود را در مراقبت از فرزندان و سالمندان به سختی ایفا خواهند کرد.
این امر بار مراقبتی را بر دوش مردان و سایر اعضای خانواده سنگینتر کرده و به افزایش استرسهای خانوادگی منجر میشود.
در سطح گستردهتر، این روند میتواند به نابرابری جنسیتی در حوزه سلامت دامن بزند. در حالی که مصرف دخانیات به طور سنتی بیشتر در میان مردان رواج داشت، گسترش آن به میان دختران، بار بیماری بر سیستم بهداشتی کشور را دوچندان خواهد کرد.
بیمارستانها، مراکز درمانی و صندوقهای بیمه با هجوم بیماران مزمن مواجه خواهند شد که هزینههای هنگفتی را تحمیل میکند.
این هزینهها نهایتاً بر اقتصاد خانوارها و بودجه عمومی تأثیر گذاشته و منابع لازم برای توسعه آموزشی و فرهنگی را کاهش میدهد.
پیامدهای اقتصادی و چالشهای نیروی کار
از دیدگاه اقتصادی، افزایش مصرف دخانیات میان نیروی جوان ، بهرهوری نیروی کار را در آینده تهدید میکند. دختران ۱۸ تا ۲۵ ساله، بخش قابل توجهی از دانشجویان و تازهواردان بازار کار هستند. بیماریهای ناشی از دخانیات، غیبتهای کاری بیشتر، کاهش تمرکز و افت عملکرد تحصیلی و شغلی را به دنبال خواهد داشت.
این مسئله در شرایطی که ایران به نیروی انسانی جوان و سالم برای پیشرفت اقتصادی نیاز دارد، زنگ خطری جدی است.
علاوه بر این، هزینههای مستقیم و غیرمستقیم درمان این بیماران، فشار بر بودجه سلامت را افزایش میدهد. پیشبینی میشود که با ادامه این روند، بخش قابل توجهی از منابع دولتی صرف درمان عوارض دخانیات شود و برنامههای پیشگیری و ارتقای سلامت عمومی به حاشیه رانده شوند.
ریشهها و ضرورت اقدام فوری
ریشههای این افزایش را باید در تحولات فرهنگی و اجتماعی جستوجو کرد. دسترسی آسان به محصولات دخانی، تبلیغات پنهان در فضای مجازی، ضعف آموزشهای پیشگیری در مدارس و دانشگاهها، و نقش الگوهای رسانهای از عوامل اصلی هستند.
دختران جوان در سنی هستند که هویت اجتماعی خود را شکل میدهند و تحت تأثیر همسالان و رسانهها قرار میگیرند. عدم وجود برنامههای جذاب جایگزین برای مدیریت استرس و اوقات فراغت، خلأیی ایجاد کرده که دخانیات آن را پر میکند.
برای مقابله با این بحران، نیاز به رویکردی چندبعدی است. آموزشهای هدفمند در دانشگاهها و محیطهای کاری، افزایش قیمت محصولات دخانی از طریق مالیات، محدودیت شدید تبلیغات، و حمایتهای روانی از دختران جوان باید در دستور کار قرار گیرد. رسانههای ملی نیز نقش کلیدی دارند تا با تولید محتوای آگاهکننده، تصویر واقعی از عواقب مصرف دخانیات را نشان دهند.
اگر این روند ادامه یابد، ایران در دهههای آینده با نسلی از زنان مواجه خواهد شد که سلامت کمتری دارند، باروری پایینتری تجربه میکنند و نقش کمرنگتری در فعالیتهای اجتماعی ایفا مینمایند.
این مسئله نه تنها توسعه پایدار را مختل میکند، بلکه انسجام اجتماعی را نیز تضعیف خواهد کرد. مصرف دخانیات یک انتخاب فردی به نظر میرسد، اما اثرات آن کاملا جمعی است.
جامعه ایران نیازمند بیداری جمعی است. خانوادهها، نهادهای آموزشی، مسئولان بهداشتی و رسانهها باید دست در دست هم بگذارند تا این زنگ خطر را جدی بگیرند.
سرمایهگذاری بر سلامت دختران جوان، سرمایهگذاری بر آینده ایران است. بدون اقدام قاطع و بهموقع، آمارهای امروز به بحرانهای فردا تبدیل خواهند شد و نسلی که باید سازنده باشد، به مصرفکنندهای آسیبدیده مبدل خواهد شد.