خانه پیشنهاد هم‌وطن کالبدشکافی بن‌بست دیپلماتیک در دهلی‌نو و تقابل بی‌سابقه تهران با امارات

کالبدشکافی بن‌بست دیپلماتیک در دهلی‌نو و تقابل بی‌سابقه تهران با امارات

اختصاصی هم‌وطن/گروه سیاسی-فرهاد جم :  نشست وزرای خارجه بریکس در دهلی‌نو که قرار بود ویترینی برای نمایش قدرت نوظهور اقتصادی و همبستگی اعضای جدید باشد، به صحنه یکی از تلخ‌ترین و سنگین‌ترین ناکامی‌های دیپلماتیک جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر تبدیل شد. ایران که با امید فراوان به جلب حمایت بین‌المللی و دریافت حکم محکومیت صریح علیه حملات نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل به خاک خود وارد این کارزار شده بود، نه تنها در دستیابی به یک بیانیه مشترک ناکام ماند، بلکه با واقعیتی گزنده و استراتژیک روبرو شد: امارات متحده عربی، کشوری که تا پیش از این به عنوان ریه اقتصادی، شریک تجاری و بانک غیررسمی ایران در منطقه شناخته می‌شد، اکنون در قامت یک دشمن سرسخت، کنشگر بازدارنده و مانعی نفوذناپذیر در برابر منافع حیاتی تهران قد علم کرده است. این نشست به وضوح نشان داد که حضور ایران در بلوک بریکس، برخلاف تصورات اولیه و تبلیغات رسمی، نتوانسته است چتری امنیتی یا دیپلماتیک برای مقابله با فشارهای همه‌جانبه غرب ایجاد کند و در بزنگاه حادثه، حتی شرکای استراتژیکی چون روسیه و چین نیز حاضر نشدند برای راضی کردن امارات و نجات بیانیه مورد نظر ایران، کوچک‌ترین هزینه سیاسی بپردازند.  

از شریک تجاری تا خصم دیپلماتیک تنش‌ها در دهلی‌نو زمانی به نقطه جوش رسید که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در واکنشی تند و بی‌سابقه به مواضع نماینده امارات، پرده از عمق اختلافات بنیادین برداشت. عراقچی در سخنانی که نشان‌دهنده نوعی استیصال دیپلماتیک در برابر تغییر رویه دراماتیک همسایه جنوبی بود، اظهار داشت:« من در سخنرانی خودم در این نشست به خاطر وحدت، نامی از امارات متحده عربی نبردم. اما حقیقت این است که امارات متحده عربی مستقیما در تجاوز علیه کشور من دست داشته است. وقتی حملات شروع شد، آنها حتی محکومیتی هم صادر نکردند.» این جملات به وضوح نشان‌دهنده پایان یک عصر در روابط دوجانبه است؛ عصری که در آن ملاحظات اقتصادی بر تضادهای سیاسی برتری داشت. اکنون امارات با چرخشی آشکار و با تکیه بر پیمان‌های ابراهیم و همکاری‌های نظامی با واشینگتن، امنیت و آینده خود را در پیوندی عمیق‌تر با جبهه ضدایرانی جستجو می‌کند.

عراقچی با لحنی که آمیزه‌ای از هشدار و نصیحت بود، خطاب به نماینده امارات گفت که نه پایگاه‌های ایالات متحده و نه اتحاد با اسرائیل، امنیت پایدار امارات را تامین نمی‌کنند و این کشور باید در سیاست‌های کلان خود در قبال ایران تجدیدنظر کند. او افزود:« ما باید در کنار هم در صلح زندگی کنیم و این مستلزم روابط صلح‌آمیز و درک کامل بین دو کشور است.» اما این سخنان در فضای نظامی‌گری و تنش‌آلود نشست دهلی، کمترین خریدار را داشت. واقعیت این است که اقدامات و سیاست‌های منطقه‌ای ایران کار را به جایی رسانده که امارات، متحد دیروز در دور زدن تحریم‌ها، امروز به معمار اصلی بن‌بست‌های دیپلماتیک ایران تبدیل شده است. ابوظبی دیگر تنها یک بازیگر اقتصادی نیست، بلکه به عنوان یک قدرت میانجی و گاه تهاجم‌گر، مستقیماً در عملیات‌های نظامی و سیاسی علیه تهران مشارکت می‌جوید.  

چگونه امارات بریکس را برای ایران قفل کرد در جبهه مقابل، امارات متحده عربی نه تنها از مواضع خود عقب‌نشینی نکرد، بلکه با استفاده از ساختار اجماع‌محور بریکس، عملاً حق وتوی خود را علیه ایران به کار گرفت. ابوظبی مانع از صدور هرگونه متنی شد که حاوی حتی ضعیف‌ترین کلمات در محکومیت اقدامات نظامی علیه ایران باشد. کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه، با انتقاد صریح از این رویکرد و با اشاره به نقش میدانی امارات در جنگ اخیر گفت: “یکی از کشورهای عضو بریکس در طول تجاوز نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران هم سابقه خوبی از خودش نشان نداده و قلمرو خودش را در اختیار متجاوزان قرار داده است و در این نشست هم ما با مشکلاتی از ناحیه این کشور مواجه هستیم.» این اظهارات تاییدکننده این واقعیت تلخ برای دستگاه دیپلماسی است که امارات از یک «همکار » به یک «رقیب استراتژیک» تبدیل شده که قادر است ابتکارات دیپلماتیک ایران را حتی در سازمان‌های غیرغربی و نوظهور به بن‌بست بکشاند.

امارات در این نشست با تکرار اتهام‌زنی‌ها به ایران در خصوص عملیات‌های دفاعی و موشکی، نه تنها خود را در موضع مظلوم قرار داد، بلکه خواهان محکوم شدن ایران در بیانیه پایانی شد. این پارادوکس رفتاری، یعنی کشوری که خاک خود را در اختیار متجاوز قرار داده اما مدعی نقض حاکمیت است، چالش بزرگی برای تیم ایرانی ایجاد کرد. عراقچی در این باره توضیح داد:« برای همه حاضران در جلسه عجیب بود که هیئت اماراتی هیچ موضوعی نداشت جز اینکه به مسئله جنگ و پاسخ‌هایی که ایران به آمریکا در خاک آن کشور داده بود بپردازد. امارات در این جنگ در کنار آمریکا بوده و نمی‌تواند مظلوم‌نمایی کند و بگوید به خاک ما حمله شده است.» اما در نهایت، این منطق ایران نبود که پیروز شد، بلکه نفوذ و لابی‌گری امارات بود که مانع از صدور بیانیه شد.  

سکوت معنادار قدرت‌های بزرگ یکی از تکان‌دهنده‌ترین و قابل‌تأمل‌ترین ابعاد نشست دهلی، انفعال و سکوت معنادار روسیه و چین در قبال بن‌بست ایجاد شده میان ایران و امارات بود. با وجود اینکه سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، اعلام کرد که «روسیه پیشنهاد تهیه پیش‌نویس بیانیه بریکس در مورد وضعیت تنگه هرمز را داده بود، اما اختلافات بین ایران و امارات مانع از این امر شد»، اما در نهایت مسکو و پکن ترجیح دادند نظاره‌گر شکست دیپلماتیک ایران باشند تا اینکه بخواهند فشار جدی بر امارات وارد کنند. این بی‌عملی نشان‌دهنده یک تغییر فاز در اولویت‌های قدرت‌های بزرگ بریکس است. همزمانی این نشست با سفر دونالد ترامپ به چین، گمانه‌زنی‌های بسیاری را درباره توافقات پشت‌پرده برای مهار ایران تقویت کرده است.

شاید پکن در قبال امتیازاتی از سوی ترامپ، ترجیح داده است در موضوع ایران، دست امارات و جبهه غربی را باز بگذارد. عباس عراقچی در حاشیه نشست در پاسخ به پرسشی درباره هم‌زمانی حضورش در دهلی و حضور ترامپ در چین گفت:«ما به این تهدیدها عادت داریم. آن‌ها مدت‌هاست که به اشکال و شیوه‌های مختلف تهدیدهای خود را تکرار می‌کنند اما خودشان نیز می‌دانند که از این تهدیدها و حتی از جنگی که به راه انداختند، هیچ نتیجه‌ای نگرفته‌اند.» با این حال، واقعیت‌های میدان دیپلماسی نشان داد که ایران در بریکس تحت تاثیر این اتمسفر سنگین، کارایی خود را از دست داده و شرکای شرقی نیز حاضر به فداکاری برای تهران نیستند.  

بریکس فراتر از یک باشگاه اقتصادی نیست   پایان نشست دهلی بدون صدور بیانیه مشترک، مهر تاییدی بر شکست راهبرد کلان ایران در بهره‌برداری سیاسی از بلوک‌های نوظهور بود. هند به عنوان میزبان، که خود روابط نظامی و اقتصادی عمیقی با امارات دارد، تنها به انتشار یک «بیانیه ریاستی» بسنده کرد که در آن به صراحت به وجود شکاف‌های غیرقابل ترمیم میان اعضا اشاره شده بود.

در این سند آمده است: «در مورد وضعیت منطقه غرب آسیا /خاورمیانه، بین برخی از اعضا دیدگاه‌های متفاوتی وجود داشت. این دیدگاه‌ها از لزوم حل و فصل زودهنگام بحران و ارزش گفتگو و دیپلماسی گرفته تا احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی را شامل می‌شد.» این عبارت در واقع پوششی بر این حقیقت بود که ایران نتوانست حتی یک جمله در حمایت از مواضع خود در متن نهایی بگنجاند. عراقچی با ابراز ناامیدی از این وضعیت تصریح کرد: «در واقع بخشی از بیانیه نهایی نشست وزرای خارجه بریکس توسط یکی از کشورهای عضو که روابط ویژه‌ای با اسرائیل دارد، متوقف شد و این مسئله بسیار تأسف‌بار است. تنها دلیل جلوگیری از صدور بیانیه نهایی، حمایت آن کشور از اسرائیل و آمریکا در تجاوز علیه ایران بود.»این ناکامی نشان داد که بریکس، علیرغم شعارهای ضدامپریالیستی، در درون خود دچار چنان تضاد منافعی است که حتی نمی‌تواند بر سر اصول اولیه حقوق بین‌الملل مورد نظر یکی از اعضای اصلی خود به توافق برسد. ایران عملاً بریکس را به عنوان یک ابزار فشار سیاسی از دست داده است.   انزوای نوین در لباس عضویت   آنچه در دهلی رخ داد، فراتر از یک شکست دیپلماتیک ساده بود؛ این یک زنگ خطر جدی برای بقای استراتژیک ایران در سازمان‌های بین‌المللی است. امارات متحده عربی با امضای توافقنامه‌های همکاری نظامی و سرمایه‌گذاری کلان ۵ میلیارد دلاری با هند در همان روزهای نشست، نشان داد که با قدرت مالی و دیپلماسی فعال، در حال منزوی کردن ایران در داخل بلوک‌های دوستانه است. غریب‌آبادی با لحنی تند و گزنده در این باره گفت: «امارات نه تنها به جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان یک کشور همسایه، خیانت کرد، بلکه در حال خیانت به آرمان فلسطین نیز هست. ایفای نقش نمایندگی از سوی رژیم صهیونیستی، نقشی است که امارات همواره در حال انجام آن بوده و می‌باشد.»

ایران که بریکس را به عنوان جاده‌ای برای دور زدن تحریم‌ها و خروج از انزوای تحمیلی غرب می‌دید، اکنون خود را در وضعیتی می‌بیند که حتی در داخل این گروه نیز با سد محکم و خصمانه متحدان منطقه‌ای آمریکا روبروست. امارات با استفاده از اهرم‌های اقتصادی و پیوندهای نظامی، توانست نشست را به سمتی ببرد که ایران نه تنها به اهداف خود نرسد، بلکه به عنوان یک بازیگر تنش‌زا معرفی شود. این واقعیت که سایر کشورهای عضو از جمله هند، برزیل و آفریقای جنوبی نیز حاضر نشدند برای حمایت از ایران، ریسک تقابل با امارات را بپذیرند، نشان می‌دهد که ایران در شطرنج پیچیده قدرت‌های نوظهور، به مهره‌ای تنها تبدیل شده است. شکست در صدور بیانیه مشترک در دهلی، نمادی از فرسایش نفوذ دیپلماتیک ایران و پیروزی استراتژی «مهار از درون» توسط امارات و متحدانش بود. ایران نه تنها بیانیه را، بلکه شاید جایگاه تاثیرگذار خود در آینده بریکس را نیز در این نشست از دست داد.   بریکس و سراب همبستگی غیرغربی   تجربه دهلی‌نو ثابت کرد که عضویت در سازمان‌های بین‌المللی بدون داشتن یک اقتصاد پویا و روابط متوازن منطقه‌ای، نمی‌تواند به تنهایی تضمین‌کننده منافع ملی باشد. ایران در حالی در بریکس با بن‌بست روبرو شد که امارات با استفاده از همان پلتفرم، پیوندهای خود را با هند و سایر قدرت‌ها مستحکم‌تر کرد. این نشست نشان داد که «نگاه به شرق» یا «عضویت در بلوک‌های نوظهور» بدون حل و فصل اختلافات بنیادین با همسایگان، تنها یک مسکن موقت است و در لحظات بحرانی، این منافع اقتصادی و پیوندهای امنیتی با قدرت‌های جهانی است که جهت‌گیری کشورها را تعیین می‌کند، نه همبستگی‌های ایدئولوژیک یا شعارهای چندجانبه‌گرایی. ایران در دهلی‌نو با واقعیتی روبرو شد که شاید تلخ‌ترین درس دیپلماتیک دهه اخیر باشد: در دنیای جدید، حتی دوستان قدیمی و شرکای تجاری سابق نیز می‌توانند به سخت‌ترین دشمنان در پشت میزهای مذاکره تبدیل شوند، اگر احساس کنند که هزینه‌ی همراهی با شما، بیش از سود آن است. شکست در دهلی، پایان یک توهم در سیاست خارجی و آغاز فصلی دشوار از انزوای نوین در قلب سازمان‌هایی است که قرار بود پناهگاه ایران باشند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن