اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق
بامداد شنبه ۱۴ فروردین، آسمان کوه سیاه دهدشت در کهگیلویه و بویراحمد با غرش موشکها و انفجارهای مهیب شکافته شد. یک جنگنده دوسرنشینه F-15E ارتش آمریکا در حین حمله به دکل مخابراتی هدف سامانههای پدافندی قرار گرفت و سقوط کرد. خلبان اول بلافاصله توسط تیم جستوجوی رزمی آمریکایی نجات یافت، اما سرهنگ دوم، زخمی و مجهز به کیت بقا، در صخرههای صعبالعبور کوههای وزگ و کاکان پنهان شد. این اختفا، آغاز یک بحران ۴۸ ساعته شد که همزمان نفوذ ۲۰۰ کیلومتری نیروهای ویژه آمریکا، عملیات فریب اطلاعاتی سپاه و هجوم مردم محلی به مناطق پرخطر را به دنبال داشت. صبح دوشنبه، ۱۶ فروردین، دونالد ترامپ در کاخ سفید نجات خلبان دوم را اعلام کرد و آن را «پیروزی کامل از عمق ایران» توصیف کرد. سقوط و اختفا؛ آغاز بحران جنگنده F-15E پس از هدف قرار گرفتن توسط سامانههای پدافندی، هر دو خدمه خود را مجبور به اجکت کرد. خلبان اول، در ساعات اولیه، توسط تیمهای جستوجوی آمریکایی یافت شد، اما سرهنگ دوم، با شکستگی پا و تجهیزات بقا، در مسیرهای روستایی و صخرههای کوههای وزگ و کاکان پنهان شد. قطع کامل اینترنت، تلفن همراه و خطوط مخابراتی باعث شد ابهام اطلاعاتی به حداکثر برسد و امکان هر گونه هماهنگی محلی کاهش یابد. شایعات متعددی در شبکههای اجتماعی و رسانههای محلی منتشر شد: دیده شدن خلبان در روستاهای اطراف دهدشت، اسارت، یا ادامه حضور در ارتفاعات صعبالعبور فریب اطلاعاتی و جایزه ۱۰ میلیاردی سپاه پاسداران برای یافتن خلبان جایزه ۱۰ میلیارد تومانی اعلام کرد و با بلندگوهای مساجد و میادین، مردم محلی را به جادههای کوهستانی کشاند. هدف از این اقدام، فشار روانی و پراکنده کردن تجمعات محلی بود. تصاویر شبکههای اجتماعی و تلگرام نشان داد که خودروها و مردم به امید جایزه هجوم بردند، اما آمریکاییها با ایجاد کمربند آتش شامل هلیکوپترهای بلکهاوک، A-10 ثاندربولت II و آپاچی AH-64، هر حرکت مشکوک را هدف قرار میدادند. دو فروند C-130 ترابری آمریکایی که برای انتقال خلبان وارد منطقه شده بودند، به دلیل نقص فنی زمینگیر شدند و طبق پروتکل، توسط خلبانان خودی تخریب شدند تا به دست نیروهای ایرانی نیفتند؛ مانوری حرفهای در عمق ۲۰۰ کیلومتری خاک دشمن. قربانیان در دام فریب و شایعات دهدشت شهری ۸۰ هزار نفری که نیمی از آنها در فقر زندگی می کنند؛ در این دو روز جهنمی به میدان خطر تبدیل شد. در جریان انفجارها و شلیکها، ۵ نفر کشته و ۸ نفر مجروح شدند؛ کودکان، کشاورزان و رانندگان در میان قربانیان بودند. بیمارستان امام خمینی دهدشت با هجوم مجروحان سوخته، ترکشخورده و اهداکنندگان خون مواجه شد. مردم محلی که به امید جایزه ۱۰ میلیارد تومانی وارد مناطق پرخطر شدند، قربانی کمربند آتش آمریکاییها شدند. برخی منابع محلی میگویند: «به بهانه جایزه رفتیم، آمریکاییها کشتندمان». این فاجعه انسانی، پیامد مستقیم فریب اطلاعاتی و ابهام گسترده ایجاد شده بود. عملیات نجات آمریکاییها: شاهکار نظامی آمریکا با استفاده از تیم دلتا فورس، پهپادهای MQ-9 و جنگندههای F-35 عملیات استخراج خلبان دوم را اجرا کرد. عملیات شامل پوشش هوایی، شناسایی پهپادی و هماهنگی تیمهای زمینی در مناطق صعبالعبور بود. بامداد دوشنبه، ۵ آوریل، خلبان زخمی با هلیکوپتر MH-60 بلکهاوک به بغداد منتقل شد. ترامپ نجات موفق را اعلام و آن را نمونهای از برتری هوایی و عملیات بدون تلفات توصیف کرد. تحلیل نظامی و اطلاعاتی آمریکا توانست حداقل ۲۰۰ کیلومتر وارد خاک ایران شود و خلبان را بدون درگیری مستقیم خارج کند. همچنین فریب اطلاعاتی دو جانبه؛ شایعات سپاه و روایتهای متناقض رسانههای خارجی (CNN و Fox) باعث ایجاد ابهام و خرید زمان برای آمریکا شد. از سوی دیگر هماهنگی دلتا فورس و استفاده همزمان از پهپاد، جنگنده و هلیکوپتر، یک عملیات بینقص را رقم زد. اما بسیج مردم محلی و ترغیب آنها به مناطق پرخطر، باعث قربانی شدن غیرنظامیان شد. درسهای ژئوپولیتیک و انسانی این حادثه بیش از یک عملیات نظامی ساده بود؛ نماد شکست اطلاعاتی و انسانی ایران و برتری عملیاتی آمریکا در منطقه به شمار میرود. هماهنگی سریع و بدون تلفات آمریکاییها در مقابل فریب اطلاعاتی و قربانی شدن مردم محلی، نشاندهنده تفاوت عمیق در تجربه و تجهیزات نظامی است. قطع اینترنت، ابهام رسانهای و قربانیان محلی، قیمت انسانی این مأموریت را سنگین کرده است. پرسش اساسی این است که آیا این عملیات پایان تنشها خواهد بود یا جرقهای برای دور جدیدی از درگیریها؟ پاسخ تاریخ، ولی هزینه انسانی آن برای دهدشت غیرقابل بازگشت است.