اختصاصی گروه سیاسی/ آوا مهرگانی
در تقویم سیاسی جمهوری اسلامی، روزهایی هست که فراتر از جابهجایی مهرهها، نشاندهنده تغییر فصل کلان در استراتژی نظام است. انتصاب «محمدباقر ذوالقدر» به سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی، دقیقاً از همین جنس وقایع است. در روزگاری که سایه جنگ بیش از هر زمان دیگری بر سر نقشه ایران سنگینی میکند و پس از حذف فیزیکی علی لاریجانی که آخرین نوار پیوند میان دیپلماسی سنتی و امنیت سخت بود، حالا تهران پردهها را کنار زده است. ورود ذوالقدر به دبیرخانه شعام، پیامی صریح به جهان و البته به مردم ایران است؛ پیامی مبنی بر اینکه دوران سیاستورزی مصلحتآمیز به پایان رسیده و نظام، فرمان عالیترین نهاد امنیتی خود را به دست کسی سپرده که تخصصش نه در گفتگو، بلکه در ساختاربندی سرکوب و مهندسی قدرت است.
ذوالقدر کیست؟
برای درک اهمیت این انتصاب، باید از القاب رسمی عبور کرد. ذوالقدر صرفاً یک سردار سپاه نیست؛ او تئوریسین نفوذ ساختاری نظامیان در ارکان غیرنظامی است. کارنامه او، نقشهای از نقاط حساس حاکمیت در چهار دهه گذشته است. از فرماندهی «قرارگاه رمضان» در دوران جنگ که محل تلاقی عملیات برونمرزی و اطلاعاتی بود، تا تکیه زدن بر کرسی جانشینی فرمانده کل سپاه، او همواره در جایی ایستاده که قدرت عریان با طراحی استراتژیک گره میخورد. او همان کسی است که در دهه ۸۰، با انتقال از سپاه به وزارت کشور – در قامت معاون امنیتی و انتظامی – ، پروژه نظامیسازی بدنه اجرایی را کلید زد. ذوالقدر نه یک مجری، که یک مهندس سیستم است. حضور او در قوه قضاییه به عنوان معاون راهبردی و سپس دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، به او اشراف بینظیری بر حفرههای قانونی و اداری کشور داده است. او اکنون به دبیرخانهای بازگشته که تمامی این رشتههای پراکنده -نظامی، قضایی، اجرایی و مصلحتی- را در یک نقطه به هم گره میزند.
جای خالی لاریجانی و الزامات شرایط جدید
این انتصاب در حالی صورت گرفته که مرگ علی لاریجانی یک حفره بزرگ در ساختار میانجیگری نظام ایجاد کرده است. لاریجانی نماینده جریان سیاسی بود که باور داشت امنیت را باید در سایه توازن قوا و بازیهای دیپلماتیک حفظ کرد. با حذف او، نظام آخرین لایه محافظ کُتوشلواری خود را از دست داد. انتخاب ذوالقدر اما یک انتخاب از روی ناچاری نیست، بلکه یک انتخاب آگاهانه برای مواجهه با خطر جدی از هم پاشیدن نظم مستقر است.
جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده که در محاصره بحرانهای چندلایه، از تنش مستقیم با اسرائیل و آمریکا گرفته تا فروپاشی اقتصادی و خشم نهفته در خیابانها؛ دیگر جایی برای سیاستمداران چندپهلو نیست. ذوالقدر، برخلاف اسلاف خود، به دنبال قانع کردن طرفهای خارجی یا تلطیف فضای داخلی نیست؛ او آمده است تا قرارگاه امنیت ملی را به معنای واقعی کلمه، به یک ستاد فرماندهی جنگ تبدیل کند.
ماموریت مهم ذوالقدر درشعام
حضور ذوالقدر در این مقطع زمانی حساس، سه هدف حیاتی را دنبال میکندکه به هیچ وجه نباید از آن غافل شد. نخست اینکه ذوالقدر متخصص «پیشگیری از جرم» با رویکرد امنیتی است. سوابق او در قوه قضاییه نشان میدهد که او قائل به مهندسی پیشدستانه برای جلوگیری از اعتراضات است. در حالی که جامعه ایران مانند یک بشکه باروت آماده انفجار است، ذوالقدر وظیفه دارد شبکه امنیتی کشور را به گونهای بازطراحی کند که هرگونه تحرک اجتماعی قبل از شکلگیری، در نطفه خفه شود. او مرد هزینهزا کردن مخالفت و اعتراض است.
دوم اینکه ، با انتصاب ذوالقدر به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی دوگانه میدان و دیپلماسی بعد از سالها از میان رفته و «خالصسازی» تماما محقق میشود. دبیر جدید شورا، خود «میدان» است که لباس سیاست پوشیده و این یعنی از این پس، تصمیمات سیاست خارجی ایران نه در راهروهای وزارت خارجه، بلکه در اتاقهای تاریک عملیاتی سپاه و با منطق «تهدید در برابر تهدید» اتخاذ خواهد شد.
مسئله سوم نیز نقش او در گذار از بحران جانشینی است. نباید فراموش کرد که شورای عالی امنیت ملی نقش کلیدی در دوران فعلی که رهبر قبلی کشته شده و رهبر جدید هنوز رویت نشده، دارد. ذوالقدر با اشرافی که بر جبهه مردمی نیروهای انقلاب و لایههای سیاسی وفادار به بیت دارد، مهرهای است که تضمین میکند در روزهای بحرانی انتقال قدرت، هیچ صدایی جز صدای هسته سخت شنیده نشود. او ضامن بقای فیزیکی ساختار در تلاطمهای کنونی خواهد بود.
پیام به جامعه جهانی ؛ مذاکره مرده است
نام محمدباقر ذوالقدر برای پایتختهای غربی یادآور رادیکالترین لایههای امنیتی ایران است. انتصاب او در شرایطی که منطقه در وضعیت جنگی به سر میبرد، به معنای آن است که تهران برای بدترین سناریوها آماده شده است.
ذوالقدر کسی نیست که پشت میز مذاکره بنشیند تا امتیاز بدهد؛ او مینشیند تا زمان بخرد یا تهدید را به خاک حریف منتقل کند.
این انتصاب، پایان رسمی رویاهای نیمبند بخشی از مردم و اصلاحطلبان برای توافق و خروج از جنگ و نجات از سرنگونی است.
پیام به مردم ؛ رسما حکومت نظامی
محمدباقر ذوالقدر، قطعه نهایی پازلی است که با حذف لاریجانی ناقص مانده بود. او با کارنامهای که از سرکوبهای داخلی (معاونت امنیتی وزارت کشور) تاطراحیهای استراتژیک (دبیری مجمع) را در بر میگیرد، اکنون قدرتمندترین فرد بوروکراسی امنیتی ایران است. این جابهجایی، هشداری جدی به تمامی نیروهای تحولخواه و اپوزیسیون است. نظام نه تنها عقبنشینی نکرده، بلکه با فراخواندن یک سردار کهنهکار ، بر آمادگی نظامی خود تاکید و آب پاکی را روی دست قالیباف یا هر فرد دیگری که گمان کند میتوان از این آب گلآلود ماهی گرفته و توافقی را صورت داده و جایگاه ویژهای برای خود ایجاد کند؛ ریخته است. جمهوری اسلامی با انتصاب ذوالقدر، به ریشههای سخت خود بازگشته است؛ بازگشتی که بوی مواجههای بزرگ میدهد.