اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-فرهاد جم
سهشنبه پنجم اسفندماه، در تقویم تحولات دانشگاهی ایران به عنوان روزی ثبت شد که در آن، مرزهایمیان کلاس درس و میدان مبارزه به باریکترین حد خود رسید و صحن مراکز آموزشی، شاهد تلاقی بیسابقه روایتهای متضاد، خشم فروخورده و تقابلهای فیزیکی بود. آنچه در این روز در دانشگاههای تهران و سایر شهرهای بزرگ گذشت، تنها یک تجمع اعتراضی ساده نبود، بلکه تصویری تمامقد از شکافی عمیق میان بدنه دانشجویی و ساختارهای مدیریتی و امنیتی بود که با نمادهای جدید و شعارهای صریحتر از همیشه همراه شد.
تنشهای نمادین و تقابلهای فیزیکی در قلب تپنده صنعت
دانشگاه صنعتی شریف که همواره به عنوان نماد نخبگی و پویایی شناخته میشود، در این روز به کانون یکی از عجیبترین و در عین حال خشنترین درگیریها تبدیل شد. جرقه تنشها زمانی زده شد که گروهی از دانشجویان با استفاده از یک عروسک موش، به شکلی نمادین به نقد ساختار قدرت پرداختند. این اقدام که با هدف تمسخر آنچه «نماد دیکتاتوری» میخواندند انجام شد، بلافاصله با واکنش تند و سازمانیافته نیروهای بسیج دانشجویی مواجه گشت. گزارشهای میدانی حاکی از آن است که نیروهای بسیجی با حملهای برقآسا سعی در پایین کشیدن این نماد داشتند که این اقدام به درگیریهای فیزیکی شدید میان طرفین منجر شد. در این میان، فضای دانشگاه میان فریادهای معترضان و تلاشهای حراست برای کنترل اوضاع، به شدت ملتهب شد.
در واکنش به این حوادث، مدیریت دانشگاه راهبرد متفاوتی را در پیش گرفت. تجریشی، رئیس دانشگاه صنعتی شریف، با صدور بیانیهای که لحنی آمیخته به هشدار و دلجویی داشت، از وقایع رخداده ابراز تأسف کرد. او با اشاره به اینکه دانشگاه باید محیطی امن برای فعالیتهای علمی باشد، رفتارهای اخیر را «تحریکآمیز» و «خارج از شأن دانشگاه» توصیف کرد. نکته قابل تامل در سخنان وی، عذرخواهی رسمی از خانواده شهدا و مردم بابت اقدامات صورتگرفته بود، اما سوال اینجاست آویزان شدن یک عروسک موش چه توهینی به خانواده شهدا و مردم است! وی با ترسیم خط قرمزی به نام «امنیت دانشگاه»، از دانشجویان خواست تا با پرهیز از تجمعات غیرقانونی، مسیر تحصیلی خود را دنبال کنند و به مدیریت اجازه دهند تا خشونتهای کلامی و فیزیکی را مهار کند. این موضعگیری نشاندهنده فشار سنگینی است که بر دوش مدیران دانشگاهی برای بازگرداندن نظم به محیطهای آموزشی سنگینی میکند و به واسطهای برای فشار بیشتر بر دانشجویان تبدیل شدهاند.
محاصره علمی؛ از حکومت نظامی تا تهدیدهای مسلحانه در شرق تهران
در سوی دیگر پایتخت، دانشگاه علموصنعت وضعیتی را تجربه کرد که بسیاری از دانشجویان آن را به «حکومت نظامی» تشبیه کردند. از ساعات اولیه صبح، فضای دانشگاه با حضور سنگین نیروهای لباسشخصی و حراست، حالتی رعبآور به خود گرفت. گزارشهای رسیده از این دانشگاه حاکی است که تمامی درهای ورودی به جز درب شماره سه مسدود شده و ورود و خروج دانشجویان با چک کردن دقیق کارت دانشجویی و ثبت اسامی همراه بوده است. شاهدان عینی از ورود یک وانت به محوطه دانشگاه خبر دادند که علیرغم تلاش برای پنهان کردن محتویاتش،دانشجویان موفق به رویت باتومها و لباسهای ضدضربه مخصوص نیروهای سرکوب در داخل آن شدند. در چنین فضای خفقانآوری، حتی تجمعهای کوچک چندنفره نیز با تذکر و تهدیدنیروهای امنیتی متفرق میشد و دانشجویان به اجبار به سمت کلاسهای درس هدایت میشدند.
همزمان با این فشارها در علموصنعت، دانشگاه علموفرهنگ نیز شاهد وقایع تکاندهندهای بود. پس از آنکه مدیریت دانشگاه به طور ناگهانی اعلام کرد کلاسها به صورت مجازی برگزار خواهد شد، دانشجویان در اعتراض به این تصمیم و برای نشان دادن مخالفت خود در مقابل در دانشگاه تجمع کردند. این تجمع مسالمتآمیز که در ابتدا بدون شعار بود، با برخورد بسیار خشن نیروهای پلیس و موتورسواران مواجه شد. گزارشها و ویدیوهای منتشر شده نشان میدهد که یک سرهنگ نیروی انتظامی در تقابل با دانشجویان دست به اسلحه برده و کلت کمری خود را خارج کرده است. استفاده از شوکر و ضربوشتم دانشجویان در خیابان، در حالی که درهای دانشگاه توسط حراست به روی آنها بسته شده بود، یکی از تلخترین صحنههای روز سهشنبه را رقم زد.
جغرافیای اعتراض؛ از دانشکدههای فنی تا راهروهای هنر و علوم اجتماعی
دانشگاه تهران و پردیسهای تابعه آن نیز از موج اعتراضات برکنار نماندند. در پردیس مرکزی و در نزدیکی دانشکده فنی، جمع کثیری از دانشجویان با سر دادن شعارهای تندی همچون «خامنهای قاتل، زهی خیال باطل» بر تداوم اعتراضات خود تأکید کردند. حراست دانشگاه با در دست داشتن لیستهایی از دانشجویان ممنوعالورود، در ورودیها مستقر شده و فضای امنیتی شدیدی را حاکم کرده بود.
با این حال، دانشجویان با شعار «قرارمون هرروزه» نشان دادند که فشارهای امنیتی نتوانسته است انگیزه آنها را برای حضور در صحنه کاهش دهد. در دانشکده علوم اجتماعی نیز تحصنی با شعارهای متنوع برگزار شد که در آن مطالباتی نظیر آزادی دانشجویان زندانی، لغو احکام اعدام و توقف فعالیت کمیتههای انضباطی مطرح گشت. شعار «نه سلطنت نه رهبری، دموکراسی برابری» در این دانشکده، نشاندهنده تکثر دیدگاههای سیاسی در میان معترضان بود.
در دانشگاه شهید بهشتی، وضعیت در دانشکده دندانپزشکی به شدت بحرانی گزارش شد. حوالی ساعت یک ظهر، افرادی غیردانشجو با خودروهایی که تصاویر فرماندهان نظامی و شعارهای مذهبی بر آنها نقش بسته بود، وارد محوطه شدند. این افراد که به گفته دانشجویان چهرههایی ناشناس داشتند، با حمایت نیروهای حراست به دانشجویان معترض حمله کردند. روایتهای تکاندهندهای از ضربوشتم دانشجویان دختر، کشیدن مقنعه و ماسک آنها و حتی لگد کردن کفشهایشان برای جلوگیری از فرار منتشر شده است. این درگیریها در حالی رخ داد که رئیس دانشگاه شهید بهشتی علیرغم تغییر دولت و اعتراضات صنفی پیشین، همچنان در سمت خود باقی مانده و تغییری در رویکرد مدیریتی این دانشگاه ایجاد نشده است.
نبرد روایتها و نفوذ
یکی از ابعاد مهم وقایع روز سهشنبه، تلاش رسانههای رسمی و نیمهرسمی برای مقابله با اخبار منتشر شده در فضای مجازی بود. در این راستا، شایعاتی مبنی بر فوت محمدمهدی محمدی،دانشجوی دانشگاه علموصنعت، به شدت تکذیب شد و مقامات آن را یک دروغ رسانهای نامیدند. همچنین در مورد ویدیوهای منتشر شده از دانشگاه شریف، روایتی مطرح شد که در آن ادعا شده بود استاد دانشگاه، ابوالحسنی، نه به «کهریزک» بلکه به «جزیره اپستین» اشاره کرده است تا به زعم خود، ریشههای فکری معترضان را زیر سوال ببرد. این جنگ روایتها نشاندهنده اهمیت فضای مجازی در جهتدهی به افکار عمومی و تلاش هر دو طرف برای تسلط بر جریان اطلاعرسانی است. اما دانشجویان دانشگاه علم وصنعت همچنان نسبت یه دلایل فوت یکی از همکلاسیهای خود تردید دارند و تا شفاف شدن ابعاد ماجرا روایتهای حکومتی را قابل قبول نمیدانند.
دامنه این اعتراضات به خارج از دیوارهای دانشگاه نیز کشیده شد. در مشهد، دانشجویان دانشگاه سجاد با روشهای خلاقانه اعتراض خود را نشان دادند و در اصفهان، دانشجویان دانشگاه صنعتی (آریامهر سابق) به حضور نیروهای بسیج با پرچمهای زرد رنگ واکنش نشان دادند. حتی در سطح آموزش متوسطه، هنرستان دخترانه سوره تهران شاهد تجمعی بود که در آن دانشآموزان با نمایش تصاویر کشتهشدگان و پرچمهای نمادین، همبستگی خود را با جنبش دانشجویی اعلام کردند. مجموع این وقایع در روز ۵ اسفند، نشاندهنده آن است که دانشگاه همچنان به عنوان قلب تپنده اعتراضات عمل میکند و علیرغم تمامی تهدیدها، بازداشتها و برخوردهای فیزیکی، دانشجو میمیرد ولی ذلت نمیپذیرد. این روز با شعارهایی به پایان رسید که نویدبخش تداوم این مسیر در روزهای آینده بود، مسیری که در آن دانشگاه نه فقط مکانی برای آموزش، بلکه سنگری برای دادخواهی و آزادیطلبی است.