اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق
در سالهای گذشته، عددی ثابت در گزارشهای رسمی ایران تکرار شده است؛ ۳۱۱۷. عددی که روزی به مبتلایان کرونا نسبت داده شد، روزی به مسمومان الکلی و امروز به قربانیان یک سرکوب خونین. تکرار این رقم، ذهنم را از دنیای آمار جدا کرد و به دنیای نشانهها و رازهای عددی برد. آیا ۳۱۱۷ فقط یک تصادف است، یا اعترافی پنهان در لفافهی آمار؟
عددی که از کرونا تا خیابان کش آمد
اولین بار نام این عدد را در روزهای نخست کرونا شنیدم؛ تعداد مبتلایان جدید، دقیقاً ۳۱۱۷ نفر. چند ماه بعد، همان عدد در گزارشی دربارهی مسمومیتهای الکلی ظاهر شد، و حالا، دوباره، در آمار رسمی کشتهشدگان اعتراضهای اخیر. در نگاه نخست، آدم فکر میکند با اتفاقی عجیب اما بیاهمیت روبهروست. اما وقتی عددی با چنین تکرار وسواسگونهای در سه پروندهی کاملاً متفاوت ظاهر میشود، دیگر سخت میتوان به تصادف فکر کرد. آن وقت عدد، از یک “دادهی خام” به یک “نشانه” بدل میشود.
جستوجوی معنا در کتاب مقدس
وسوسهی معناجویی مرا به دنیای تفسیر کشاند. ۳۱۱۷ اگر نشانی قرآنی باشد، سورهی ۱۷، آیهی ۳۱ فرمانی الهی به چشم میخورد: نهی از خونریزی و کشتن فرزندان. و اگر برعکسش کنیم، سورهی ۳۱، آیهی ۱۷، دعوت به صبوری و ایستادگی است.
این دو آیه در کنار هم، پارادوکسی تکاندهنده میسازند، از یکسو نهی از قتل، از سوی دیگر دعوت به استقامت در برابر ستم. عددی که میتواند از متن آمار بیرون بیاید و به متنی اخلاقی تبدیل شود.
رمز و راز ابجد و طلسم عدد
در محافل علوم غریبه، گفته میشود تکرار یک عدد خاص در رویدادهای مرگبار میتواند نوعی “کدگذاری” باشد؛ نشانی از دستکاری خبر. تحلیلگران عددی با محاسبهی ابجد این رقم، گاهی به جمع ۱۲ میرسند؛ عددی مقدس در فرهنگ شیعی. برخی دیگر آن را ترکیبی از دو عدد ۳۱ و ۱۷ میدانند، نماد تقدیر، پایان و نفی.
حتی اگر ایمان چندانی به این تفسیرهای غیبی نداشته باشیم، باز هم وسوسهی معنا، ما را به دنبال رمز پنهان عدد میکشاند.
مهندسی ادراک؛ آمارهای تصادفی یا فرمایشی؟
اگر از لایههای نمادین فاصله بگیریم، تکرار یک عدد میتواند نشان از یک الگوی اداری تکراری باشد. در دستگاههایی که آمار به ابزاری برای “مدیریت افکار عمومی” تبدیل شده، اعداد دیگر حاصل شمارش نیستند، بلکه طراحی میشوند.
شاید عدد ۳۱۱۷ از دل هیچ خیابانی، هیچ بیمارستانی و هیچ میدان جنگی نیامده باشد؛ شاید فقط پشت میزها ساخته شده تا حجم فاجعه را در قالب عددی کنترلشده پنهان کند. گاهی حتی تنبلی بوروکراتیک، همین تکرار را ممکن میکند؛ عددی که بارها کپی و چسبانده میشود تا راهی برای گفتن حقیقت باقی نماند.
۳۱۱۷؛ امضای پنهان یا اعتراف ناخواسته؟
در نهایت، نمیدانم ۳۱۱۷ “کد” است یا “اتفاق”. اما هر بار که میبینمش، حس میکنم چیزی در زبان رسمی ترک برداشته است. شاید نویسندگان آمار، ناخودآگاه، حقیقت را در دل همین عدد دفن کردهاند؛ یا شاید عدد خودش، مثل هر نشانهی سرکش، راهی برای گفتن یافته است. در عصرِ جعل و سکوت، حتی یک رقم تکراری هم میتواند فریادی بیصدا باشد.