خانه سیاست استیصال در نهاد علم

واکاوی اقدام به خودسوزی اعتراضی شاهین شکوهی در دانشگاه تهران

استیصال در نهاد علم

واقعه‌ای که در ظهر دهم آبان‌ماه در مقابل ساختمان موسوم به «فولاد» در دانشگاه تهران رخ داد، فراتر از یک حادثه صنفی، به نمادی از انسداد فضای گفتمان و غلبه رویکردهای امنیتی بر نهادهای آموزشی در ایران تبدیل شده است.

اختصاصی هموطن/ گروه اجتماعی- بیژن پویان
 
 
واقعه‌ای که در ظهر دهم آبان‌ماه در مقابل ساختمان موسوم به «فولاد» در دانشگاه تهران رخ داد، فراتر از یک حادثه صنفی، به نمادی از انسداد فضای گفتمان و غلبه رویکردهای امنیتی بر نهادهای آموزشی در ایران تبدیل شده است. شاهین شکوهی، دانشجوی مقطع دکتری جامعه‌شناسی، در اقدامی که ناظران آن را «فریاد نهایی علیه رنج ساختاری» توصیف کرده‌اند، بدن خود را در برابر ساختمان کمیته انضباطی به آتش کشید. ابعاد پنهان این فاجعه، نشان داد که تضاد شدید میان بیانیه‌های رسمی و واقعیت‌های میدانی، و فشارهای سیستماتیکی یک پژوهشگر جوان را به نقطه بی‌بازگشت رسانده است.
 
از احضار تا احتراق


شاهین شکوهی ظهر روز حادثه، پس از تحمل ماه‌ها فشار روانی ناشی از احضارهای مکرر به نهادهای امنیتی و کمیته انضباطی، در مقابل ساختمان فولاد (محل استقرار حراست دانشگاه تهران) اقدام به خودسوزی کرد. گزارش‌های واصله حاکی از آن است که این دانشجوی دکتری، پیش از این اقدام، بارها نسبت به وضعیت معلق خود و پرونده‌سازی‌های بی‌پایه اعتراض کرده بود. شکوهی که پیش‌تر در نهم دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، در ماه‌های اخیر تحت بازجویی‌های فرساینده‌ای قرار داشت که هدف آن‌ها اخذ تعهدنامه‌های اجباری و اعترافات ساختگی بوده است.
در حالی که شاهدان عینی از انتقال سراسیمه وی به مراکز درمانی خبر می‌دهند، سکوت اولیه مسئولان دانشگاه و سپس انتشار بیانیه‌های ضد و نقیض، بر ابهامات پرونده افزوده است. در ابتدا نگرانی‌های جدی وجود داشت که نهادهای امنیتی حتی در محیط بیمارستان نیز دست از سر این دانشجو برنداشته و پیش از تکمیل روند درمان، در صدد تشکیل پرونده قضایی جدید و انتقال وی به بازداشتگاه بوده باشند.
 
آنچه روزنامه شرق نوشت و پاک شد


یکی از کلیدی‌ترین قطعات این پازل، گزارشی بود که روزنامه «شرق» منتشر کرد اما تنها پس از چند ساعت، تحت فشارهای شدید امنیتی از روی خروجی این رسانه حذف گردید. به گزارش شرق در نسخه آرشیو شده، شاهین شکوهی در اعتراض به «تعهدنامه‌ها و پرونده‌سازی‌های انضباطی و حراستی» دست به این اقدام زده است. در این گزارش حذف شده، به نقل از دوستان نزدیک وی آمده است که شاهین درخواست بازپس‌گیری کاغذها و اظهاراتی را داشت که در جلسات بازجویی به او نسبت داده شده بود.
فشارهای وارده بر این دانشجوی دکتری تنها محدود به مسائل سیاسی نبوده است. دوستان وی فاش کرده‌اند که مقاله علمی او توسط یکی از اساتید دانشگاه به سرقت رفته و دانشگاه تهران نه تنها به این سرقت علمی رسیدگی نکرده، بلکه با قطع خدمات رفاهی و محروم کردن او از خوابگاه، وی را به آوارگی کشانده بود. در گزارش شرق آمده است: «شاهین شب قبل از حادثه در کانال تلگرام شخصی خود پیام‌هایی با حالت وصیت گذاشت؛ در پیام‌ها گفته بود نگذارید بگویند که من دیوانه بودم، بلکه تلاش کنید بدانند که من تحت فشار بودم و کسی نیز به وضعیت من رسیدگی نمی‌کرد. عکسی نیز از خودش هنگام خواب در پارک گذاشته بود زیرا دانشگاه به او خوابگاه نمی‌داد و مجبور بود در پارک بخوابد.»
شهادت «سارا»، یکی از دوستان نزدیک شاهین که در لحظات آخر در کنار او بوده، ابعاد دراماتیک این واقعه را روشن‌تر می‌کند. به گزارش شرق، سارا شاهد بوده است که شاهین با هندزفری به آهنگی گوش می‌داد که آن را به عنوان «آخرین آهنگ» خود انتخاب کرده بود. او با دو ظرف بنزین در مقابل ساختمان فولاد نشسته بود و فریاد می‌زد که اگر مدارک و اظهارات اجباری علیه او نابود نشود، خود را آتش خواهد زد. سمیرا، دیگر دوست او، ده دقیقه دیرتر می‌رسد و زمین را پر از بنزینی می‌بیند که شاهین روی خود ریخته بود. این روایت، به وضوح نشان‌دهنده یک بن‌بست کامل در تعامل دانشجو با ساختار قدرت در دانشگاه است.
 
مکانیسم انکار و اتهام‌زنی امنیتی


در سوی دیگر این ماجرا، دستگاه‌های رسمی و رسانه‌های وابسته به دولت، روایتی کاملاً متفاوت و تقلیل‌گرایانه ارائه دادند. به گزارش خبرگزاری فارس، حسین گلدانساز، معاون فرهنگی دانشگاه تهران، وقوع هرگونه خودسوزی را به طور کامل تکذیب کرد. وی در گفت‌وگو با این خبرگزاری مدعی شد: «اقدام اولیه دانشجو متوقف شده و هیچ‌گونه حادثه خودسوزی رخ نداده است.» گلدانساز مدعی شد که دانشجو تنها دچار «جرح دست» شده و وضعیت او «پایدار و طبیعی» است؛ عبارتی کلی که بدون ارائه جزئیات پزشکی، تصویر روشنی از وضعیت او به دست نمی‌دهد.

نکته قابل تأمل در اظهارات مقامات دانشگاه، تأکید بر «نبود حکم انضباطی» است. به گزارش خبرگزاری فارس، معاونت فرهنگی مدعی است که هیچ حکمی علیه شکوهی صادر نشده و دانشگاه در پی «مساعدت» به او بوده است. با این حال، خبرگزاری فارس در ادامه گزارش خود، با اتخاذ لحنی امنیتی، این حادثه را به «تلاش مخالفان برای ملتهب کردن دانشگاه‌ها در آستانه تنش‌های منطقه‌ای» پیوند زد. این خبرگزاری به نقل از منابعی مدعی شد که شاهین شکوهی «سابقه بازداشت و همراهی با ضد انقلاب» داشته و اقدام او را «تظاهر به خودکشی» نامید. این تغییر لحن از «مساعدت به دانشجو» به «اتهام‌زنی امنیتی»، نشان‌دهنده رویکرد دوگانه حاکمیت در برخورد با بحران‌های دانشگاهی است.
 
 
برای درک بهتر آنچه در لایه‌های زیرین دانشگاه تهران می‌گذرد، «هموطن» با یکی از فعالان دانشجویی این دانشگاه که از نزدیک در جریان پرونده شکوهی بوده، گفتگو کرده است. این فعال دانشجویی با رد قاطعانه ادعاهای معاونت فرهنگی، روایت رسمی را «تلاش برای پاک کردن صورت‌مسئله» خواند.
وی گفت: «اطلاعیه مسئولان دانشگاه و ادعای مطرح‌شده درباره این‌که حادثه صرفاً یک جراحت دست بوده، سناریویی ازپیش‌نوشته‌شده برای بی‌اهمیت جلوه‌دادن یک فاجعه انسانی است. آقای گلدانساز در حالی از نبود حکم انضباطی سخن می‌گوید که کاملاً نسبت به اصل ماجرا، یعنی ماه‌ها احضار مکرر، بازجویی‌های فرساینده و فشارهای سنگین روحی از سوی نهادهای امنیتی، سکوت کرده است. ما می‌دانیم که نداشتن حکم رسمی انضباطی به‌هیچ‌وجه به معنای عدم فشار بر دانشجو نیست، بلکه نشان‌دهنده استفاده از روش‌های فرسایشی غیررسمی برای به استیصال کشاندن دانشجویان معترض است.»
این فعال دانشجویی در ادامه افزود: «این‌که پس از وقوع حادثه، سوابق بازداشت گذشته دانشجو برجسته شده و ادعاهایی مانند تظاهر به خودکشی مطرح می‌شود، الگوی تکراری ترور شخصیتی قربانی برای شانه خالی کردن از مسئولیت است. چطور مسئولانی که ادعای پایدار بودن وضعیت دانشجو را دارند، تا کنون هیچ‌گونه گزارش شفاف و مستقلی از میزان آسیب‌دیدگی و روند درمان او ارائه نداده‌اند؟ نگرانی‌های جدی درباره تداوم فشارهای امنیتی و بازجویی از این دانشجوی دکتری در بیمارستان وجود دارد و احتمال تشکیل پرونده جدید قضایی پیش از تکمیل روند درمان، کاملاً جدی است.»
وی در پایان تصریح کرد: «ربط‌دادن اعتراضات درون دانشگاه به پروژه‌های بیرونی و سناریوهای ضدامنیتی، فرار به جلو برای سرپوش‌گذاشتن بر فضای پادگانی دانشگاه‌هاست. اگر مدیریت دانشگاه تهران به ادعاهای خود اطمینان دارد، باید به جای متهم‌کردن رسانه‌ها، امکان بررسی شفاف حادثه و بازبینی فیلم‌های دوربین‌های مداربسته ساختمان فولاد را برای یک هیئت حقیقت‌یاب مستقل فراهم کند. شاهین شکوهی قربانی سیستمی است که در آن دانشجو حق ندارد حتی مالکیت معنوی مقاله خود را داشته باشد یا سرپناهی برای خواب در شب‌های سرد تهران طلب کند.»
 
رنج ساختاری و پایان سکوت


در پی این حادثه، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران با صدور بیانیه‌ای ، وضعیت موجود را «رنج ساختاری» توصیف کرد. در این بیانیه آمده است: «امروز مسئله دانشگاه را نمی‌توان صرفاً به ضعف مدیریتی و فقدان تدبیر فروکاست؛ با نوعی رنج ساختاری روبه‌رو هستیم که از محدودیت‌ها، برخوردهای سلیقه‌ای و عادی‌سازی بی‌اعتنایی به شأن و کرامت دانشجو پدید آمده است. هنگامی که ساختار حکمرانی دانشگاه شأن و کرامت دانشجو را زیر سؤال می‌برد و چنین وضعی به رخدادهایی از این دست می‌انجامد، چه انتظاری می‌توان از نهادهای بالاتر داشت؟»
انجمن اسلامی در ادامه بیانیه خود به نقش مخرب کمیته‌های انضباطی اشاره کرده و آورده است: «فرایندهای فرساینده، مبهم و مسئله‌دار رسیدگی در کمیته انضباطی نیز به یکی از عوامل جدی فشار روانی بر دانشجویان تبدیل شده‌اند؛ کمیته‌ای که از نگاه بسیاری از دانشجویان به نمادی از برخوردهای سلیقه‌ای و رویه‌های تبعیض‌آمیز بدل شده است و تصمیم‌های غیرشفاف آن سرنوشت تحصیلی و روانی دانشجویان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. دانشگاهی که خود را پاسدار امنیت روانی دانشجویان می‌داند، اکنون به جایی رسیده است که دانشجویانش بیش از آنکه دغدغه تحصیل داشته باشند، نگران برخوردهای غیراصولی نهادهای دانشگاهی هستند.» این تشکل دانشجویی خواستار لغو احکام غیرقانونی، اصلاح عملکرد کمیته انضباطی و پاسخگویی مسئولان بابت این فاجعه شده و تأکید کرده است که «دیگر سکوت در برابر این وضعیت پذیرفتنی نیست.»

دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران


 دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز، ۱۲ آبان، از ساعت ۱۲:۳۰ در حوزه ریاست این دانشکده تحصن کردند. آزادی زندانیان سیاسی و دانشجویان بازداشتی، توقف احکام انضباطی و پاسخ‌گویی دانشگاه درباره فشارهای واردشده به دانشجویان، به‌ویژه شاهین شکوهی، از مطالبات معترضان بود. دانشجویان با سردادن شعارهایی از جمله «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «زن، زندگی، آزادی؛ پوشش اختیاری»، «کمیته‌های انضباطی لغو باید گردد» و «مسئولیت جان شاهین شکوهی با مسئولان دانشگاه است»، اعتراض خود را اعلام کردند.
 
دانشگاه در محاصره روایت‌ها


آنچه در پرونده شاهین شکوهی مشاهده می‌شود، برخورد دو جهان متفاوت است. در یک سو، دانشجویی قرار دارد که بر اساس گزارش‌های غیررسمی و حذف شده، از فقر، سرقت علمی و فشارهای امنیتی به تنگ آمده و بدن خود را به عنوان آخرین ابزار بیانی به کار می‌گیرد. در سوی دیگر، ساختاری قرار دارد که با استفاده از رسانه‌های رسمی، هرگونه صدای معترض را به «عوامل بیرونی» و «بیماری روانی» منتسب می‌کند.
به گزارش منابع مستقل، وضعیت در بیمارستان امام خمینی همچنان متشنج است. حضور نیروهای حراست و مرکز مشاوره دانشگاه در بیمارستان، بیش از آنکه جنبه حمایتی داشته باشد، به عنوان ابزاری برای کنترل روایت و جلوگیری از درز اطلاعات به بیرون نگریسته می‌شود. به گزارش فعالان حقوق بشر، این شیوه از مدیریت بحران، یعنی «حذف گزارش‌های رسانه‌ای (مانند مورد روزنامه شرق)» و «جایگزینی آن با روایت‌های امنیتی»، تنها باعث تعمیق خشم عمومی در بدنه دانشجویی خواهد شد.
شاهین شکوهی، چه با جراحت دست و چه با سوختگی عمیق، اکنون به نمادی از نسلی تبدیل شده است که در میان چرخ‌دنده‌های بوروکراسی انضباطی و بازجویی‌های امنیتی خرد شده است. سکوت یا انکار دانشگاه تهران، نمی‌تواند واقعیتی را که در کانال تلگرامی این دانشجو و در مقابل چشمان بهت‌زده همکلاسی‌هایش رخ داد، پاک کند. پرسش اساسی اینجاست: دانشگاهی که توانایی تامین حداقل‌های معیشتی و امنیت روانی برای نخبگان دکتری خود را ندارد، چگونه می‌تواند مدعی تولید علم و مدیریت فرهنگی جامعه باشد؟
برخورد با دانشجویان در ایران وارد فاز جدیدی از «فشارهای معیشتی-امنیتی» شده است که هدف آن نه تنها سرکوب سیاسی، بلکه درهم‌شکستن کرامت انسانی فرد است. پرونده شاهین شکوهی، آزمونی بزرگ برای وجدان بیدار جامعه دانشگاهی است تا مانع از آن شوند که این فریاد اعتراضی، در هیاهوی اتهامات امنیتی به فراموشی سپرده شود. حذف گزارش شرق و سکوت معنادار مسئولان، خود گویاترین گواه بر حقانیت روایتی است که دانشگاه سعی در دفن آن دارد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن