اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
از نخستین دقایق قطع شدن آنتن شبکه خبر در پی اظهارات سید محمود نبویان بود که نام این نماینده تندروی منتسب به جبهه پایداری در مجلس اقلیت در کنار اخبار پیرامون جام جهانی به سرتیتر نخست اخبار رسانههای داخلی و حتی برخی از رسانههای خارجی بدل شد. اگرچه به گفته رسانههای داخلی، این برنامه قطع شد اما پیش از این اتفاق، نماینده تندروی مجلس با انتخاب بخشهایی از نامه به کلی سری سید مجتبی خامنهای در کنار حذف عامدانه بخشهای دیگر که شامل چندین نامه و مکاتبه بود و القصه؛ نقلقولهایی ناقص و تقطیع شده منسوب به رهبری پردهنشین را در تلویزیون منعکس کرد.
حال اینکه چطور نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در یک برنامه زنده و در آستانه سفر قالیباف و عراقچی و تیم مذاکره کننده به ژنو اقدام به چنین درفشانیهای مگویی کرده را نباید با تسامح و تساهل، سرسری رد کرد! به هر ترتیب در حالی که کرور، کرور از نخبگان، فعالین سیاسی، کنشگران مدنی و فعالین صنفی در این مملکت به دلیل بیان کوچکترین اظهار نظر یا ابراز عقیده خود در زمینه و موضوعی، بسیار پیش پا افتاده در بدو ورود به جلسه دادگاه و پیش از هر سلام و علیکی به تشویش اذهان عمومی، فعالیت تبلیغی علیه نظام و یک قدم جلوتر با عنوان اتهامی اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور تفهیم اتهام میشوند، بیان چنین مواضع یکه تازانه و مبتنی بر اسناد سری از سوی یک نماینده مجلس اقلیت در تلویزیون، «علیالاصول» شامل اصل مترقی «کشش ندید!» میشود؟ حکم انتشار اسناد به کلی سری، توسط یک شهروند در همین قانون اساسی جمهوری اسلامی چیست؟ کمتر از ده سال حبس؟
اینکه چنین فردی که با کارنامه مشعشع آتش زدن برجام در مجلس و انواع و اقسام مهرپرانیها به نمایندگان مجلس و دیگر شامورتیبازیها به خودی خود برای اشغال کرسی پارلمان نیز، واجد کوچکترین صلاحیتی، مبتنی بر منافع ملی نیست، چنین بیپروا در کادر دوربین صدا و سیما ظاهر شده و اسباب حملات آتش به اختیار هم پالگیهای خود به تیم مذاکره کننده را فراهم میکند، سوالی است که در واقع؛ همان حضرات امنیتی که با یک توئیت، فورا به خبرنگار و فعال مدنی و مجازی تماس گرفته و از پشت خطوط تلفن، قداره میکشند؛ باید پاسخ بدهند.
حال که پس از پخش این اظهارات، یک مدیرکل استعفا داده، سوال اینجاست که پس؛ سهم رئیس سازمان و معاونش-جلیلی-در چنین افتضاح به بار آمدهای چیست؟ اگر در یکی از همین پلتفرمهای موجود یا رسانههای مستقل، گفتوگویی اینچنین منتشر میشد، همین صدا و سیما و 20:30 و یک قشون دوربین به دست، بسیج نمیشدند تا برای منکوب آن اظهارات برنامه به فرموده بسازند و خوش رقصی کنند؟ تماسهای پرایوت نامبر نبود که به گوشی همراه مدیرمسئول و دبیر سیاسی و سیاست خارجی آن رسانه روانه میشد و از ساس و واجا گرفته تا یک دو جین دستگاه موازی امنیهچی برای آن رسانه خط و نشان گل درشت نمیکشیدند و پشت بندش هم احضار و فلان و بهمان؟
چطور است که در چنین فقرههایی حضرات «بپا»ی امنیت ملی مملکت به یکباره رو به افق میگیرند و گویی که نه خانی آمده باشد و نه خانی رفته باشد، صدایش را در نمیآورند؟ این چه تبعیضی است که در نهایت، ریشه هرچه رسانه مستقل است را خشکانده و به فربه شدن روزافزون غول پفکی به مانند صدا و سیما منتج شده است؟
آن هم در صدا و سیمایی که «مرکز» که همان مردم باشند در آن مدتهاست از دایره بیرون افتادهاند و همان رسانه که روزگاری با برنامههایش؛ خیابان خلوت میکرد، امروز به گعده و پاتوق یک گروهک معلومالحال و مشکوک بدل شده است. آری که واقعا در مملکت تحت زعامت جمهوری اسلامی، همانا سردمداران ملک، شامل «اشغل الظالمین بالظالمین» شده و چه در رادیو و تلویزیون و چه در سایر حوزهها، خود با دست خود در حال کندن تتمه باقی مانده ریشههای مشترک این نظام با مردم هستند. مملکتی که ظاهرا، زعمایش مدتهاست؛ بنا کردهاند که روی همان چند میلیون اقلیت حامی خود سرنوشتشان را گره زده و هست و نیست کشور را به دست همان جماعت بسپارند. وضعیتی که خروجیاش؛ مدید مدتیست که همین نظام را به خاک سیاه نشانده و به فرموده ادیبالممالک؛ «افسوس که این مزرعه را آب گرفته، دهقان مصیبتزده را خواب گرفته».