خانه سیاست چند خطی برای حسین شریعتمداری که از قلمش، خون می‌چکد! 

هموطن بررسی می‌کند

چند خطی برای حسین شریعتمداری که از قلمش، خون می‌چکد! 

ماجرای یادداشت‌های و سرمقاله‌های گاه به گاه حسین شریعتمداری و هم پالگی‌هایش در سیاهه کیهان، مسئله جدیدی نیست. به خودی خود و به قواره تیراژ و برد رسانه‌ای رسانه ولی فقیه، هیچ گاه هم چندان محل اعتنا نبوده اما، تا دلتان بخواهد می‌توان برای خشم‌افروزی، کینه‌گساری و توزیع نفرت از چاپخانه شاهچراغی مصداق برشمرد و نگاه‌ها را در هر بزنگاهی به قلم خون‌آلود کیهان و مدیرمسئولش جلب کرد. 

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی

ماجرای یادداشت‌های و سرمقاله‌های گاه به گاه حسین شریعتمداری و هم پالگی‌هایش در سیاهه کیهان، مسئله جدیدی نیست. به خودی خود و به قواره تیراژ و برد رسانه‌ای رسانه ولی فقیه، هیچ گاه هم چندان محل اعتنا نبوده اما، تا دلتان بخواهد می‌توان برای خشم‌افروزی، کینه‌گساری و توزیع نفرت از چاپخانه شاهچراغی مصداق برشمرد و نگاه‌ها را در هر بزنگاهی به قلم خون‌آلود کیهان و مدیرمسئولش جلب کرد. 

اما در این روزها و ایام سیاهی که در آن زنده‌ایم، دیدن واژه به واژه از مرقومه‌های این به اصطلاح روزنامه بر میزان خشم و نفرت‌مان افزوده و حتی تحمل تورق یک یادداشت ساده به قلم مدیرمسئول آن را از تاب هر وجدان بیداری خارج می‌کند. 

در جریان بررسی گزارش کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها درباره «‌طرح حمایت از برگزاری اجتماعات و راهپیمایی‌ها» که برگرفته از اصل ۲۷ قانون اساسی است، با ماده یک این طرح موافقت شد. همانگونه که انتظار می‌رفت؛ پشت بند این خبر بود که حسین شریعتمداری در روزنامه‌اش نوشت؛ «در اغتشاشات فاجعه‌آمیز و خسارت‌بار اخیر، از «اعتراضات‌» به‌عنوان یک پیش‌زمینه و بهانه برای آشوب و قتل و تنش‌آفرینی و برهم‌زدن ثبات و امنیت کشور استفاده شده است و همه اسناد و شواهد از سازمان‌دهی و برنامه‌ریزی آن توسط سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتیموساد و سیا حکایت می‌کنند. از این روی، «‌قانونمندی اعتراضات»، اگرچه ضروری است ولی در مقایسه با وضع قوانین لازم برای دو موضوع بسیار بااهمیت و تعیین‌کننده، از اولویت برخوردار نیست. دو موضوع مورد اشاره، عبارتند از اول؛ «‌تشدید مقابله با عوامل اغتشاش و حامیانآنها» و دوم؛ «‌برخورد سخت و پیشگیرانه با مفسدان اقتصادی و عوامل پیدا و پنهان گرانی‌های افسارگسیخته‌».

مدیرمسئول روزنامه نماینده ولی وفقیه به همین لفاظی‌ها و اباطیل بسنده نکرده و در ادامه، خطاب به مجلس، اضافه کرد؛ «در جریان اغتشاشات اخیر، برخی از رسانه‌ها، سلبریتی‌ها و افراد زاویه‌دار با نظام، به حمایتآشکار و یا نیمه‌آشکار از اغتشاشگران پرداختند که انتظار می‌رفت و می‌رود که مجلس محترم با وضع قوانین صریح و پیشگیرانه برای مقابله با آنها و تعیین مجازات‌های پشیمان‌کننده، به مهار این حرکت پلشت و پلید بپردازد. از سوی دیگر، تنگی معیشت مردم و گرانی‌هایافسارگسیخته که بهانه‌ای برای اعتراضات بوده است، طبیعی به نظر نمی‌رسد و انتظار از نمایندگان مردم، این بوده و هست که با استمداد از صاحبنظران متعهد که شمار فراوانی دارند و در اقدامی عاجل به ارزیابیو بررسی موضوع پرداخته و برای عاملان زیرپوستی این پدیدهخسارت‌بار و آزاردهنده، مجازات‌های سخت وضع کند.»

بسیار خب! بسیار هم عالی! حضرت والا، خواستار وضع «مجازات‌های سخت» برای معترضین شده و باز در حاشیه‌ای امن، بی‌هیچ بازداشت، تماس پرایوت‌نامبر همکارانش یا حتی زبانم لال، یک سوال و جواب ساده، مشتی نمک برداشته و به شکلی مشمئزکننده به زخم عمیق جامعه‌ای پاچیده که خواب آسوده از چشمانش رخت بربسته و سوگمندانه عزاداران بهترین و رشیدترین جوانانش است. 

شریعتمداری در مرقومه‌اش از اعتراضات به عنوان بهانه‌ای برای «آشوب»، «قتل» و «تنش‌‌آفرینی» اشاره کرده و وقیحانه خواستار «وضع قوانینصریح و پیشگیرانه برای مقابله با آنها و تعیین مجازات‌هایپشیمان‌کننده» شده است. 

سوال مشخص از او و هم‌قماشان‌اش-که دیگر مخاطب جامعه نبوده و صرفا برای درج در تاریخ و پاسخگویی در محضر ملت به وقتش مورد سوال قرار می‌گیرند-این است که اساسا به زعم و آنکه منصوبش کرده، «اعتراض» را باید با چه مختصات و ساز و کاری به گوش ناشنوای حاکمیت اقتدارگرا و تمامیت‌خواهش رساند؟ مردم با چه زبانی بگویند که اعتراض دارند؟ مگر در سال 88، مردم جز با شعارهایی نظیر؛ «یا حجه‌ابن‌الحسن ریشه‌ی ظلمُ بکَن»، «نصر من الله و فتح القریب، ننگ بر این دولت مردم فریب» و امثالهم اعتراض خود را با صدای بلند فریاد می‌زدند و حتی شب‌ها بر پشت بام خانه‌ها؛ «الله اکبر» می‌گفتند؟ مگر پاسخ این اعتراض، جز با به خاک و خون کشیده شدن ترانه، ندا، سهراب و دیگر جوانان بلندبالای وطن داده شد؟ مگردر همان زمان هم، نیروهای سرکوب با گشودن آتش بر روی مردم بی‌دفاع و بی‌سلاح با اسم رمز «فتنه» و خزئبلات مشمئزکننده‌ای از این دست، نهایت شقاوت و خوی یزیدی‌شان را به نمایش نگذاشتند؟

مگر در اعتراضات دیماه 1396 که طراحی فاز نخست آن اتفاقا از حلقه مشهد آغاز شد و لبخند طراحان به وقت شنیدن شعارهایی علیه حسن روحانی، خیلی زود در مواجهه با شعارهای تند خطاب به ولی فقیه به چهره‌هایی عبوس و مایوس بدل شده بود، همین خط آتش را به عینه به تماشا ننشستیم؟ مگر در اعتراضات آبان 98، وزیر کشور وقت نگفت که هم به سر زدیم و هم به پا؟ مگر جوی خون در آبان به راه نیفتاد؟ مگر در نیزارهای ماهشهر، رعناترین و آقازاده‌ترین جوانان این سرزمین به خاک خونین ننشستند؟ 

مگر در اعتراضات جنبش پرافتخار زن، زندگی، آزادی و در ماجرای پرکشیدن مهسا و کرور، کرور جوانان تماشایی و برومند این آب و خاک، شاهد قتل عام هزاران ایرانی معترض و کور شدن زیباترین جوانان وطن نبودیم؟ کدام‌‍ یک از این گل‌های پرپرشده وطن که از آن‌ها از 88 به این سو یاد شد، سلاح در دست داشت و حتی به روی اشقیای تا بن دندان مسلح سرکوب به درنگی تیغ کشید؟ 

سوال دیگر چنین که، مگر مدام صحبت از حضور تروریست‌های بیگانه در رسانه‌های حکومتی، گوش فلک را کر نکرده و روان هر شنونده‌ای ملتهب نمی‌کند؟ خب! در همین دوشنبه 22 دیماه 1404 که باز به سیاق کهنه و نخ نمایی، «نه دی»گونه شاهد تجمعی حکومتی با پذیرایی و تمهید وسیله ایاب و ذهاب برای قدم رنجه حامیان جمهوری اسلامی در میدان انقلاب تهران بودیم، این به زعم حضرات، «تروریست‌ها» و عوامل بیگانه کجا بودند؟ چرا خون از دماغ احدی بر زمین نریخت و حتی یک فنجان چای ایستگاه‌های صلواتی بر یک نفر هم زهر مار نشد؟ تروریست، اگر تروریست باشد، خب عقلا و منطقا باید تحرکات جدی از سوی آن در چنین تجمعاتی نیز شاهد باشیم؟ این چه تروریست هوشمندی است که به شکلی ترموستاتی در تجمعات مردم بی‌پناه معترض سلاح کشیده و سر می‌‎برد و در گعده حامیان حکومت، ردی از آن در هیچ نقطه از مسیر تجمع پیدا نیست؟ 

خب! البته همه به یاد داریم، سخنان آن سردار بی‌افتخاری که در سوریه در صانحه تصادف کشته و شد. همان حسین همدانی که با افتخار از تجهیز، تهییج و سازماندهی به هزاران اراذل و اوباش شرور به وقت اعتراضات 88 سخن گفته و چگونه از مسلح کردن چنین جرثومه‌هایی به کابل و کاتر و تیغ حرف می‌زد. این دست فرمان را هم باید از همان مدل دید، مگر اینکه خلافش ثابت شود!

باز سوال، اینکه؛ اگر صحبت از حضور نیروهای بیگانه در اعتراضات مردم باشد که گیریم هست، پس مسئولیت خوفیه‌نشینان و امنیه‌چی‌هایی که پشت پستو نشسته و کلیددار زندانی به وسعت ایرانند، چه می‌شود؟ همان‌ها که به لایک توئیتی با کاربران ایرانی تماس بی‌شماره گرفته و با اقسام تهدید و ارعاب، حتی همین را هم برنمی‌تابند، همان‌ها که حسین شنبه‌زاده‌ها را به خاطر درج یک « . » زیر پیام ولی امر مسلمین جهان! به قل و زنجیر کشیده و از قتل اسیری در بند هم ابا ندارند، همان‌ها که از دانشجو و کارگر گرفته تا روزنامه‌نگار و فعال مدنی و سیاسی به بهانه کوچکترین اقدامی حق‌خواهانه انتقام می‌گیرند، پس به وقت جولان به زعم خودشان عوامل موساد و سیا و فلان و بهمان در کدام پستو خزیده و به کدام وظیفه‌شان برای تامین امنیت عمل می‌کردند؟ همان‌ها که سالیان سال از بیت‌المال ارتزاق کرده و برای زنان و دختران و مردان و پسران این سرزمین رگ گردن کلفت می‌کردند، امروز در باب این ادعای خود، پاسخگوی کدام اهمال و متنبه کدام عطاب و خطاب خواهند شد؟ 

النهایه که روی سخن با شریعتمداری و امثال او این است که باید ضمن پیدا کردن کنج امنی به همین نزدیکی برای خود در همین مختصر مجال باقی، فکری به حال گفتمان نخ نما و تاریخ گذشته خود کنند. همان‌ها که از چهار دهه گذشته به این سو، هرگاه گفتیم؛ توسعه کشور؟ گفتند عوضش امنیت داریم! گفتیم؛ رفاه و تامین معیشت مردم ثروتمند اما فقیر ایران؟ گفتند؛ عوضش امنیت داریم! گفتیم؛ رفع تحریم‌ها؟ گفتند؛ عوض امنیت داریم و گفتیم و گفتندهای پرتعداد دیگری که از حوصله این مقال خارج است و حال، تشت رسوایی همین حضرات از بام افتاده و خودشان حتی برای خودشان هم شاهدند که امنیت هم نداریم! هیچ چیز نداریم! اما؛ عوضش تا حسین شریعتمداری و هم‌قبیله‌ای‌هایش بخواهند، خشم داریم و خون خواهیم و این تو بمیری، دیگر از آن تو بمیری‌ها نیست! 

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن