خانه سیاست آخرین هشدار جامعه به حاکمیت

هم وطن دومین روز اعتراضات مردمی را بررسی می کند

آخرین هشدار جامعه به حاکمیت

کسبه خیابان‌های لاله‌زار و میدان توپخانه تهران امروز هشتم دی‌ماه، راهی را رفتند که دیروز فعالان بازار در چارسو و علاالدین و خیابان شوش در آن قدم گذاشتند. این تجمعات اعترضاتی که تند شدن شعارهای روز دوم به نسبت روز نخست ویژگی قابل توجه آن است، پرشمار نبود اما بسیار مهم است. 

اختصاصی گروه سیاسی/ آوا مهرگانی

کسبه خیابان‌های لاله‌زار و میدان توپخانه تهران امروز هشتم دی‌ماه، راهی را رفتند که دیروز فعالان بازار در چارسو و علاالدین و خیابان شوش در آن قدم گذاشتند. این تجمعات اعترضاتی که تند شدن شعارهای روز دوم به نسبت روز نخست ویژگی قابل توجه آن است، پرشمار نبود اما بسیار مهم است. 

این اولین نشانه‌ها یا بهتر بگوییم، جرقه‌های شروع اعتراضات است. اعتراضی که ناشی از یک نارضایتی عمیق و انباشته شدن در جامعه ایران است. در سال‌ها و ماه‌های گذشته بارها شاهد اعتراضات صنفی بوده‌ایم ؛ یک روز بازنشستگان، یک روز پرستاران ، یک روز کارگران و یک روز معلمان و … . این مرتبه اما فرق دارد این صدای خشم مردمی است که دیگر تاب سکوت و تحمل سیاست‌های اقتصادی غلط را ندارند. شرایط اقتصادی رسما تحمل‌ناپذیر شده و سیاست‌هایدولت نه تنها راه‌گشا نیست، بلکه آتش زیر خاکستر جامعه را شعله‌ور می‌کند. 

آشفتگی اقتصادی؛ ریشه اصلی بحران

روند صعودی و شیب تند تورم، افزایش لحظه‌ای قیمت ارز و سکه و طلا و … آب پاکی را روی دست مردم ریخته و این باور را میان طبقه فرودست و تتمه طبقه متوسط ایجاد کرده که راه نجاتی نیست. دغدغه‌های اقتصادی در حد نان شب تنزل کرده و این وضعیت جدای از نگرانی‌های اقتصادی و معیشتی ، مردم را تحقیر و سرخورده کرده است. 

صدای اعتراضات فعلا از سوی کاسبان بلند شده اما بعید است که به همین‌جا ختم شود. بازنشستگان، معلمان و پرستاران و سایر اقشار ماه‌هاست با وعده‌های تکراری مسئولان روبه‌رو شده‌اند و در شرایطی قرار دارند که هیچ چشم‌اندازی برای بهبود زندگی خود نمی‌بینند. تورم سرسام‌آور و گرانی‌های روزانه، زندگی روزمره مردم را فلج کرده و حتی کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که اقتصاد ایران در مسیر دلاریزه شدن و فروپاشی واقعی است. این واقعیت تلخ نشان می‌دهد که جامعه نه تنها با مساله نان شب مواجه است، بلکه اعتماد خود به ساختار حکمرانی را نیز به طور جدی از دست داده است.

دولت هیزم به آتش می‌ریزد!

در برابر این آشفتگی، واکنش مسئولان نه تنها امیدی ایجاد نکرده، بلکه خشم عمومی را هم تشدید می‌کند. رئیس‌جمهور با درماندگی تمام می‌گوید: «پول از کجا بیاورم حقوق‌ها را زیادکنم؟»؛ وزیر امور خارجه او هم تحریم‌ها را دارای برکات می‌داند و رئیس بانک مرکزی، با وجود آشفتگی بی‌سابقه در بازار ارز، بر کرسی خود تکیه زده و رسانه‌های نزدیک به حاکمیت نیز دائما بار این وضعیت را به دوش مردم انداخته و نسخه صرفه‌جویی می‌پیچند. این واکنش‌ها، نشان از عدم درک واقعی بحران دارد و جامعه را به سوی انفجار اجتماعی سوق می‌دهد.

سیاست‌های اقتصادی دولت نه تنها تورم را کنترل نکرده، بلکه نارضایتی را گسترش می‌دهد. کاهش ارزش پول ملی، افزایش بی‌رویه قیمت‌ها و بی‌توجهی به حقوق مردم، به شکل‌گیری یک چرخه معیوب در اقتصاد انجامیده است. 

ایستگاه آخر

اعتراض کاسبان و به جوش آمدن خون بازار صرفاً یک اعتراض اقتصادی محدود نیست؛ بلکه نشانه‌ای از پایان صبر جامعه است. وقتی حتی بخشی از جامعه که به قول قدیمی‌ها دستش به دهنش می‌رسد، به خیابان می‌آید، می‌توان حدس زد که فشار اقتصادی و تنگناهای معیشتی کارد را به استخوان کارگران، کارمندان و بازنشستگان هم رسانده است. جامعه دیگر تاب تحمل تورم، گرانی و کاهش قدرت خرید را ندارد. تجربه اعتراضات سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نیز سبب شد که هراس از برخوردهای امنیتی شدید به اندازه دهه‌های گذشته بازدارندگی نداشته باشد. 

در این شرایط که بنا به پیش‌بینی اقتصاددانان رو به وخامت است، نیاز به یک اقدام فوری و موثر داریم تا خشم جامعه فروکش کند و امیدی ایجاد شود. از عملکرد دولت و مجموعه حاکمیت اما برآورد نمی‌شود که اراده یا برنامه‌ای برای استفاده از این فرصت آخر داشته باشد. آتشی که این گرانی و تورم به زندگی مردم انداخته در حال سرایت به خیابان است و تبعات تسری آن نیز بسیار است.

پیام اعتراضات دیروز و امروز روشن است ؛ جامعه دیگر تاب سیاست‌های غلط اقتصادی و بی‌تدبیری مسئولان را ندارد. از بازاری که سرمایه‌اش را از دست می‌دهد، تا معلم و پرستاری که حقوقش کفاف زندگی را نمی‌دهد، همه یک درد مشترک دارند. این اعتراض، نه یک هشدار، بلکه یک تلنگر جدی برای حاکمیت است: اگر امروز صدای مردم شنیده نشود، شاید فردا دیگرفرصتی برای جبران باقی نماند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن