خانه سیاست ولایت‌مداری با طعم منافع سیاسی

هموطن پروژه عبور از رهبری را بررسی می‌کند

ولایت‌مداری با طعم منافع سیاسی

در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی،بالاترین مقام محسوب می‌شود. حامیان سرسخت جمهوری اسلامی، ولایت فقیه را اصل اساسی نظام دانسته و بر اطاعت مطلق از رهبر تأکید دارند و هرگونه مخالفت با دیدگاه‌های رهبر را به مانند عبور از خطوط قرمز و نافرمانی و حتی اقدامی کفرآمیز می‌دانند.

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی، بالاترین مقام محسوب می‌شود. حامیان سرسخت جمهوری اسلامی، ولایت فقیه را اصل اساسی نظام دانسته و بر اطاعت مطلق از رهبر تأکید دارند و هرگونه مخالفت با دیدگاه‌های رهبر را به مانند عبور از خطوط قرمز و نافرمانی و حتی اقدامی کفرآمیز می‌دانند.

با این حال، تاریخ معاصر ایران نشان‌دهنده موارد بسیاری است که گروه‌های تندرو – که اغلب خود را مدافعان اصلی انقلاب و ولایت معرفی می‌کنند – در عمل، وقتی منافع سیاسی، ایدئولوژیک یا گروهی‌شان ایجاب کرده، از مواضع رهبر عبور کرده‌اند. 

این پدیده نه تنها نشان‌دهنده شکاف درونی در جناح تندرو است، بلکه سوالاتی جدی درباره ماهیت اصلی این گروه‌ها را مطرح‌ می‌کند.

تندروها، که شامل جریان‌هایی مانند جبهه پایداری، پیروان مصباح یزدی، خطبای نماز جمعه منصوب مستقیم رهبرو برخی رسانه‌های نزدیک به نهادهای امنیتی می‌شوند، اغلب با شعار دفاع از ارزش‌های انقلابی وارد میدان می‌شوند. اما بررسی موارد متعدد نشان می‌دهد که این گروه‌ها در مواقعی که احساس کنند منافع‌شان در خطر است، حتی به نهادهای نزدیک به رهبر مانند دفتر حفظ و نشر آثار او یا رسانه‌های وابسته دفتر وی حمله کرده‌اند. 

یکی از تازه‌ترین نمونه‌ها، اعتراض شدید تندروها به نشریه اینترنتی «صدای ایران» وابسته به دفتر رهبر بود. این نشریه در یکی از شماره‌های خود، تصویری از نیلوفر قلعه‌وند را روی جلد برد. انتشار تصویر نیلوفر قلعه‌وند، مربی پیلاتس اهل اصفهان، که گفته می‌شود در حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی و در محله نوبنیاد کشته شده، موجی از مخالفت‌ها از سوی جریان‌های تندرو را برانگیخت.

در تصویر منتشرشده توسط صدای ایران، نیلوفر قلعه‌وند حجاب اجباری مدنظر تندروها را نداشت، به همین دلیل مهری طالبی دارستانی نوشت: “آیا واجب بود برای یک هدف الهی متعالی (جذب حداکثری) حدود الهی متعالی(حجاب) را نادیده بگیریم و ترویج منکر کنیم؟!” 

این فرد که روزی با ایده راه‌اندازی کلینک ترک بی‌حجابی و مقایسه افراد مخالف حجاب اجباری با معتادان، نام خود را بر سرزبان‌ها انداخته بود، وقتی با مدافعان آیت‌الله علی خامنه‌ای روبرو گردید که به وی تذکر می‌داند، تصویر نیلوفر قلعه‌وند توسط وب‌سایت رهبری منتشر شده، پس او یا  درجریان بوده و یا افراد مورد وثوق رهبری اقدام به این کار کرده‌اند نیز گفته بود:‌ “از نظر من، هیچ کس مصونیت آهنین ندارد. همه در مقابل قانون و مسوولیت‌هاى خودشان پاسخگو هستند و باید جواب بدهند.”

اینکه آیت‌الله علی خامنه‌ای نیز مانند دیگر افراد در برابر جامعه مسئول عملکرد خود است و باید پاسخگو باشد، خواسته بسیاری از مردم است، اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که افرادی مانند مهری طالبی دارستانی، سال‌ها مخالفان سیاسی خود را به اتهام مخالفت با رهبری مورد حمله قرار داده و در حال حاضر زندانیان بسیاری در زندان‌های جمهوری اسلامی وجود دارند که حرف آن‌ها فقط “ضرورت پاسخگویی رهبری” بوده است.

به هر حال اعتراضات به چاپ تصویر فاقد حجاب اجباری نیلوفر قلعه‌وند،‌ در وبسایت زیر نظر دفتر رهبر جمهوری اسلامی چنان گسترده بود که بسیاری از مدافعان آیت‌الله، حتی به نهادهای نزدیک به رهبر هم تاختند، در حالی که رهبر جمهوری اسلامی حداقل در ظاهر بارها بر لزوم احترام به شهدا و نقش همه ایرانیان در دفاع از کشور در حمله اسرائیل تأکید کرده بود، انتشار تصویر یکی از کشته‌شدگان حمله اسرائیل، خشم تندروها را برانگیخت.

البته این ماجرا تنها یک نمونه نیست. تندروها در مسائل مرتبط با حجاب اجباری نیز بارها از خطوط رهبر عبور کرده‌اند. آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با بانوان در سال‌های اخیر گفته بود: “اطمینان دارم که بانوان کشورمان حتی کسانی که در زمینه حجاب قدری سهل‌انگاری دارند، دلبسته به اسلام و نظام هستند”، با این وجود گروه‌های تندرو، مانند ستاد امر به معروف و برخی چهره‌های نزدیک به جبهه پایداری، بر اجرای سختگیرانه قانون حجاب اصرار ورزیده‌اند و حتی پس از آنکه شورای عالی امنیت ملی – با تأیید مستقیم رهبری – اجرای برخی قوانین را تعلیق کرد، آنها همچنان ساز ناکوک خود را می‌نوازند.

تشکیل «اتاق وضعیت حجاب» و فشار برای احیای گشت ارشاد، علی‌رغم نشانه‌های عدم تمایل رهبر به برخوردهای قهری حداقل در شرایط فعلی، نمونه‌ای از این نافرمانی است. دقیقا زمانی که مشخص شد رهبر جمهوری اسلامی هم حداقل در شرایط فعلی تمایلی برای اجرای قانون حجاب‌ ندارد، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان تهران خبر از تشکیل «اتاق وضعیت عفاف و حجاب» داد و حتی گفت که برای برخورد با مخالفان حجاب اجباری بیش از 80 هزار داوطلب را آموزش داده است. 

مخالفت تندروها با سیاست‌های بین‌المللی جمهوری اسلامی

در حوزه سیاست خارجی نیز تندروها بارها مواضع رهبر جمهوری اسلامی را نادیده گرفته‌اند. در مذاکرات هسته‌ایمشهور به برجام، آیت‌الله خامنه‌ای تیم مذاکره‌کننده را «فرزندان انقلاب» خواند و از تلاش‌هایشان حمایت کرد. اما حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان (که نماینده رهبر در این موسسه است)، بارها تیم مذاکره‌کننده را به سازش و خیانت متهم کرده و حتی پس از حمایت رهبر، نوشت که «با جرأت می‌توان گفت که ایشان به هیچ وجه از متن تهیه شده راضی نیستند.» 

این اظهارات، علی‌رغم تأکید رهبر بر حمایت از مذاکرات و تیم مذاکره کننده، فشار بر تیم دیپلماتیک را افزایش داد. تندروها در مجلس نیز با تهدید به رد برجام، عملا از خط رهبر فاصله گرفتند.

انتخابات و افزایش فاصله بین تندروها و آیت‌الله

نمونه دیگری مخالفت صریح تندروها با نظرات آیت‌الله خامنه‌ای را می‌توان در ادوار مختلف انتخابات مشاهده کرد.در انتخابات ریاست‌جمهوری 1400، شورای نگهبان با رد صلاحیت گسترده نامزدها – از جمله علی لاریجانی، مشاور نزدیک رهبر – صحنه را برای پیروزی ابراهیم رئیسی آماده کرد. حتی زمانی که علی خامنه‌ای دستور داد تا از علی لاریجانی دلجویی شود، آنها حاضر نشدند که اختلافات خود با خانواده لاریجانی‌‌ها را حداقل در ظاهر برطرف و یا حتی کتمان کنند.

این الگو در دوران محمود احمدی‌نژاد نیز تکرار شد. احمدی‌نژاد ابتدا مورد حمایت کامل رهبر بود، اما وقتی منافع شخصی‌اش ایجاب کرد، از جمله در خانه‌نشینی 11 روزه، از رهبر نافرمانی کرد.

احمدی‌نژاد در ابتدا تمام وزرای خود را با نظر مستقیم و مثبت رهبر جمهوری اسلامی انتخاب کرد، اما پس از مدت کوتاهی، تمام آنها را برکنار کرد و نزدیکان فکری خود را به کرسی وزارت نشاند.

احمدی‌نژاد حتی رئیس بانک مرکزی را تنها به دلیل اینکه گزارشی را به دفتر رهبر جمهوری اسلامی ارسال کرده از کار برکنار کرد و یا وزیر اطلاعات را به دلیل همراهی او با دفتر رهبری، به محل وزارت راه نداد و خودش چند روزی با حفظ سمت، مسئولیت وزارت اطلاعات را بر عهده گرفت.

ماجرای عزل محمدحسین صفارهرندی، وزیر ارشاد احمدی‌نژاد و سپس بازگشت او به کابینه برای اینکه دولت احمدی‌نژاد از حد نصاب نیافتد، خود شنیدنی‌های عبرت‌آموز بسیاری دارد یا اینکه احمدی‌نژاد برای اینکه رهبر جمهوری اسلامی را در عمل انجام شده قرار دهد، منوچهر متکی، وزیر خارجه دولت خود را در حین یک سفر بین‌المللی عزل کرد.

به طور قطع ریشه این رفتارها در منافع گروهی تندروها نهفته است. آنها هر زمان که بخواهند از رهبر جمهوری اسلامی برای خود هزینه می‌کنند و هر جایی که هم که منافعشان به خطر بیافتد، به راحتی از رهبری عبور می‌کنند.

نمونه عینی این ماجرا را می‌توان در رفتار ابراهیم رئیسی دید. او سال‌ها خود را پیرو ولایت معرفی می‌کرد، اما زمانی که به مسند ریاست جمهوری رسید، در خیالاتش برای خود عبای رهبری دوخت که با مرگ مشکوکش، به این آرزو دست نیافت.

از سوی دیگر تندروها وقتی احساس کنند قدرت‌شان در خطر است – مثلاً در مسئله حجاب که آن را خط قرمز ایدئولوژیک خود می‌دانند – حتی به دفتر رهبر حمله می‌کنند. 

روزنامه هم‌میهن در این ارتباط نوشت: “برایشان فرقی ندارد که چه کسی و چه نهادی باشد، هر جا که مخالف خواسته‌های آنها حرکتی انجام شود، تاخت و تاز را شروع می‌کنند؛ انگار همه محکوم هستند که براساس میل آنها رفتار کنند و هر رفتاری خلاف خواسته آنها حرام به شمار می‌رود.”

در مواردی مانند تلاش برای استیضاح دولت پزشکیان نیز بسیاری از تندروها در درون مجلس با استناد به نظرات علی خامنه‌ای، اعلام کردند که باید اعضای کابینه و حتی شخص پزشکیان استیضاح شود. در مقابل روزنامه اصولگرای فرهیختگان به این شیوه انتقاد کرد و نوشت: “گروه مورد نظر با علم به مخالفت رهبر انقلاب با استیضاح، تلاش کرده‌اند با بازخوانی معیار‌های تاریخی استیضاح بنی‌صدر، رئیس‌جمهور فعلی را با همان معیار‌ها مواجه کنند؛ در واقع، مخالفت رهبری با استیضاح پزشکیان، به‌نوعی مخالفت با معیار‌های خود ایشان معرفی شده است و آنها به دنبال قراردادن رهبری مقابل رهبری هستند!”

به هر حال بررسی این موارد نشان می‌دهد که ادعای ولایت‌مداری مطلق، در عمل، اغلب ابزاری برای حفظ قدرت گروهی است. در ساختار جمهوری اسلامی، عده‌ای یاد گرفته‌اند که برای بالا رفتن از پله‌های ترقی، باید همواره خود را مدافع رهبری نشان دهند، اما اگر منافع آنها به ویژه در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی به خطر افتاد، حتی می‌توانند بدترین الفاظ را هم نثار نهادهای زیر نظر رهبری کنند.

به عبارتی، ادعای ولایت‌مداری فقط برای بالارفتن از پله‌های ترقی قدرت و ثروت است و از سوی دیگر با این ادعا که فلانی مخالف “منویات رهبری است” می‌توان علیه او پرونده‌سازی کرد و او را به مرز نابودی برد!

اگر به واکنش‌هایی که رهبر جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر به این افراد داشته نگاه کنیم، در می‌یابیم که عملا رفتارها و واکنش‌های رهبر، تندروها را تشویق به تداوم راهی که در پیش گرفته‌اند، کرده است.

به عنوان نمونه احمدی‌نژاد همچنان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است، اما سیدمحمدخاتمی از همان فردای پایان دوره ریاست جمهوری، خانه نشین شده است.

امثال حمید رسایی‌ها همواره برای انتخابات تایید صلاحیت می‌شوند و در کرسی‌های مختلف قدرت حضور دارند، اما سوالات ساده امثال تاجزاده، برای او احکام طویل‌المدت زندان به ارمغان می‌آورد. 

این پدیده، سؤالی اساسی را یادآور می‌شود مبنی بر اینکه “آیا نظام می‌تواند با چنین شکاف‌هایی، چالش‌های پیش رو را مدیریت کند؟” آیا آیت‌الله می‌تواند به حمایت چنین افرادی در روزهای سخت و نفس‌گیر پیش‌روی امیدوار باشدیا این افراد، در بزنگاه‌های تاریخی از رهبری عبور خواهند کرد؟

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن