مصداق هدایت
تنشها در خاورمیانه وارد فاز جدیدی شده است. پس از چندین ماه کارزار نظامی و تبادل آتش شدید میان ایران و آمریکا، اکنون به نظر میرسد که کاخ سفید سلاح اقتصادی جدید خود را در معرض نمایش قرار داده و رئیسجمهور آمریکا از آغاز عملیاتاقتصادی خردکننده و بیسابقه علیه ایران خبر داده است. این در حالی است که وضعیت تنگه هرمز هنوز در هالهای ابهام قرار دارد و مشخص نیست که آیا امکان خروج از این کلاف سردرگم وجود دارد یا خیر. در این میان تاثیر این کارزار اقتصادی بر آینده ایران ئو معیشت ساکنان این سرزمین، اهمیت بسیار دارد و لزوم تحلیل همهجانبه آن بیش از پیش حس میشود.
طبلهای جنگ اقتصادی
با تشدید تنشهای ژئوپلیتیک و نظامی در خاورمیانه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، فصل جدید و بیسابقهای از فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی ایران را کلید زده است. این کارزار تحریمی جدید که ترامپ از آن با عنوان «روز دی اقتصادی» (Economic D-Day) یاد کرده، ابعادی فراگیرتر و خفه کنندهتر از تمامی دورههای گذشته دارد. او در اظهاراتی تند روی پلتفرم تروت سوشیال این کارزار را «خردکنندهترین عملیات اقتصادی تاریخ علیه یک کشور» نامید و تأکید کرد که واشنگتن قصد دارد تمام شریانهای مالی و تجاری ایران را کاملاً مسدود کند.
در این راستا، اسکات بست، وزیر خزانهداری ایالات متحده، و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، ابعاد فنی و استراتژیک این فشار را تبیین کردهاند. وزیر خزانهداری آمریکا تصریح کرده است که این تحریمها تنها محدود به نهادهای داخلی ایران نیست، بلکه هر کشور، شرکت یا سیستمی که به عنوان «طناب نجات» برای اقتصاد ایران عمل کند، با تاوان و عواقب اقتصادی سنگینی روبهرو خواهد شد. نشانه گرفتن شریانهای قاچاق نفت، شبکههای صرافی، سوآپهای ارزی، ثبت کشتیها و شرکتهای پوششی، همگی گویای این است که کاخ سفید تلاش میکند مسیرهای سنتی دور زدن تحریمها را کاملاً مسدود سازد.
این در حالی است که عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران در واکنش به طرح مجازات اقتصادی دونالد ترامپ علیه تهران، آن را ادامه سیاستهای «شکستخورده» دانست و گفت این اقدامات باعث «شکست بیشتر» واشنگتن خواهد شد. در عین حال، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه ایران گفت که «جنگ اقتصادی» دولت آمریکا با ایران به این دلیل آغاز شده که «جنگ نظامی نتیجه نداد.» غریبآبادی در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «جنگ نظامی نتیجه نداد، حالا نام شکست بعدی را جنگ اقتصادی گذاشتهاند.» از سوی دیگر، در تاریخ 29 مرداد، وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران در بیانیهای با اشاره به بیانیهرئیسجمهور آمریکا، مبنی بر آغاز «خردکنندهترین عملیات اقتصادی» علیه تهران آن را به شدت محکوم کرده و اعلام کردتحریمهای آمریکا «مصداق تروریسم اقتصادی و جنایت علیه بشریت است.»
بحران بیسابقه: صفر شدن صادرات نفت ایران
یکی از ملموسترین و در عین حال تکاندهندهترین آثار این تنشها و کارزار جدید، وارد آمدن ضربهای مهلک به اصلیترین منبع درآمدی جمهوری اسلامی است. طبق اعترافات و اظهارات اخیر مقامات ارشد اقتصادی کشور، در پی درگیریهای نظامی اخیر و تشدید محاصره شریانهای صادراتی، میزان صادرات نفت ایران عملاً به صفر رسیده است. عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، در اظهاراتی بیپرده تأیید کرده است که به دلیل توقف فرآیندهای بارگیری و مسدود شدن راههای انتقال ارز، صادرات نفت کشور به نقطه بحرانی صفر تنزل یافته است.
صفر شدن درآمد نفتی برای کشوری که ساختار بودجه و منابع ارزی آن دههها به درآمدهای حاصل از فروش طلای سیاه وابسته بوده، شوکی معادل قطعی کامل جریان خون در رگهای اقتصادی است. هرچند مقامات ساختار حاکمیتی تلاش کردهاند این وضعیت را گذرا یا ناشی از شرایط اضطراری جنگی توصیف کنند، اما واقعیات ساختاری نشان میدهد که فلج شدن شریان نفتی، کلیه بازارهای موازی از جمله بازار ارز، واردات کالاهای اساسی و تخصیص بودجه عمرانی را به سرعت تحت تأثیر قرار داده است.
ابعاد فنی و عملیاتی کارزار تحریمی آمریکا
گزارشهای تحلیلی نشان میدهد که تحریمهای جدید واشنگتن فقط روی کاغذ باقی نمانده و دامنه اجرایی بسیار گستردهتر و عملیاتیتری پیدا کرده است. بر اساس تحلیلهای بینالمللی و گزینههای مطرحشده در راهبرد واشنگتن، ابزارهای اصلی این فشار اقتصادی از جمله قطع راههای تنفسی منطقهای را در بر میگیرد. بر این اسسا، یکی از شدیدترین ضربات تحریمی، تصمیم اخیر امارات متحده عربی مبنی بر اعمال ممنوعیتهای تجاری بیسابقه علیه ایران تحت فشارهای آمریکا بوده است.
دبی که سالها به عنوان ریه اقتصادی و مرکز اصلی مبادلات درهمی و شرکتهای پوششی ایران عمل میکرد، اکنون به شدت دسترسی تجار و نهادهای ایرانی را محدود کرده است. مسدودسازی شبکههای مویرگی مالی از دیگر نتایج بلاواسطه شبکه جدید تحریمی آمریکا خواهد بود. هدف قرار دادن سیستمهای صرافی در کشور واسط، بستن حسابهای تجاری موقت و اعمال مقررات سختگیرانه بر حوزههای کشتیرانی و ثبت پرچم کشتیها، فرآیند دور زدن تحریمها را بسیار پرهزینه و تا حد زیادی غیرممکن خواهد ساخت. آنگونه که تحلیلگران بینالمللی نیز اشاره میکنند، واشنگتن با ترکیب محاصره دریایی و فشار تحریمی شدید درصدد است تا بدون ورود به یک جنگ تنبهتن طولانی، ساختار حکمرانی و اقتصادی جمهوری اسلامی را عقب بنشاند یا به زانو درآورد.
اما در عین حال باید دیوار حامیان شرقی جمهوری اسلامی را نیز در این معادله لحاظ کرده و پرسید که تا تهران چه حد میتواند برای مقابله با این کارزار جدید روی پکن و مسکو حساب کند؟برای پاسخ به این پرسش باید در نظر گرفت که در مواجهه با این فشار همهجانبه، راهبرد ساختار حاکمیتی ایران بر پناه بردن به چتر حمایتی متحدان شرقی، بهویژه چین و روسیه، و همچنین بهرهگیری از ظرفیت گروه بریکس متمرکز شده است. با این حال، تحلیلهای واقعبینانه نشان میدهد که این دیوار دفاعی آسیبپذیریها و محدودیتهای جدی دارد. چین اگرچه بزرگترین خریدار نفت ایران بوده، اما همواره ترجیح داده است که منافع راهبردی خود با واشنگتن را حفظ کند. پالایشگاههای مستقل چینی و بانکهای بزرگ این کشور در صورت مواجهه با تحریمهای ثانویه جدی آمریکا، محافظهکارانه عمل خواهند کرد. از سوی دیگر، روسیه خود زیر بار سنگین تحریمهای غرب کمر خم کرده و اگرچه در حوزههای نظامی یا مبادلات محدود در خزر با ایران همراهی میکند، اما ابزار مالی لازم برای نجات اقتصاد ایران از این بحران بزرگ را در اختیار ندارد.
زلزله در بازارهای حیاتی
اما تاثیر عمده فشارهای آتی آمریکا بر حیات و ممات مردم و معیشت ساکنان این آب و خاک چه خواهد بود؟ بیتردید، یکی از بحرانیترین تجلیهای کارزار جدید تحریمی و صفر شدن درآمد ارزی، نفوذ مستقیم شوکهای اقتصادی به بازارهای حیاتی و مصرفی مردم، بهویژه دارو و مسکن است. فروپاشی بازار رسمی دارو و گسترش بازار سیاه از جمله تهدیدهایی است که مردم ایران را در زمینه کارزار اقتصادی جدید آمریکا تهدید میکند. با خشک شدن منابع ارزی بانک مرکزی، تخصیص ارز برای تأمین مواد اولیه دارویی و داروهای خاص دچار اختلال شدید شده است. این مسئله منجر به خالی شدن فروشگاههای رسمی و داروخانهها شده و بیماران سرطانی و صعبالعلاج را روانه بازار سیاه و کانالهای غیررسمی کرده است. افزایش سرسامآور هزینههای درمان و داروهای قاچاق، خانوادهها را مجبور به فروش آخرین داراییهای خود مانند خانه و خودرو کرده است. شکی نیست که این وضعیت در چارچوب تحریمهای جدید آمریکا بسیار اسفبارتر خواهد شد. بسیاری از کارشناسان معتقدند که در صورت عملیاتیشدن دقیق دور جدید تحریمهای آمریکا، باید انتظار کمبودهای گسترده در موارد اولیه دارویی یا حتی داروهای اساسی را در کشور داشت.
بحران بیسابقه مسکن و اجارهبها نکته قابلتوجه دیگری است که باید در زمینه به آن توجه داشت. تورم ناشی از سقوط ارزش ریال باعث شده قیمت مسکن و اجارهبها بیش از ۵۰ درصد از درآمد هر خانوار را ببلعد. تلاشهای ناکارآمد حاکمیت نظیر سقفگذاریهای دستوری ۲۵ درصدی برای اجارهبها نیز شکست خورده و حاشیهنشینی، کانکسنشینی و رشد بیسابقه پدیده ساختوسازهای غیرمجاز را به همراه داشته است. از سوی دیگر، باید در نظر داشت که جنگ اخیر شاسیب جدی به صنایع ایران وارد کرده است و به همین خاطر کارشناسان معتقدند که باید در ماههای آتی انتظار جهش شدید بازار مسکن و کاهش جدی ساختوساز را در سراسر ایران کشید.
مقایسه دو کارزار
البته این نخستینباری نیست که ترامپ ایران را به فشار بیسابقه اقتصادی تهدید میکند. وی در دوره نخست ریاستجمهوری خود نیز کارزار گستردهای را علیه اقتصاد ایران شکل داده بود. با این اوصاف، تفاوتهای کلیدی میان کارزار اول ترامپ در سال ۲۰۱۸ و کارزار جدید ۲۰۲۶ وی نشان میدهد که چرا وضعیت فعلی برای اقتصاد ایران به مراتب وخیمتر است. ترکیب مدیریت ناکارآمد اقتصادی در داخل، فساد ساختاری و کارزار تحریمی بیسابقه از خارج، وضعیت جامعه ایران را به نقطه سرسامآوری رسانده است. آمارهای اقتصادی و دادههای میدانی نشان میدهند که تعمیق این فشارها چه بلایی سر سفره و معیشت مردم میآورد.
جهش نرخ ارز و تورم افسارگسیخته نکته دیگری است که در این زمینه باید بدان توجه داشت؛ با صفر شدن درآمدهای نفتی و خشک شدن منابع درهمی، بانک مرکزی توان تزریق ارز به بازار را از دست داده و نرخ دلار در بازار آزاد رکوردهای تاریخی ثبت کرده است. تداوم این وضعیت در سایه فشارهای اقتصادی کاخ سفید، میتواند اوضاع را به طور کامل از کنترل خارج کند.
کسری بودجه ساختاری و چاپ پول از سوی بانک مرکزی قاعدتا در زمره سیاستهای کلان اقتصادی جمهوری اسلامی قرار دارد و میتوان انتظار داشت که در مواجهه با تحریمهای جدید آمریکا نیز تهران به رویکرد مشابهی روی بیاورد. از یاد نباید برد که دولت برای تأمین هزینههای جاری و پرداخت حقوقها، راهی جز استقراض از بانک مرکزی و چاپ بدون پشتوانه پول نداشته و همین چرخه باطل تورم را به سطوح بالای ۶۰ درصد سوق داده است. ادامه سیاست تحریمی آمریکا و ورود آن به ابعاد ویرانگرتر بیتردید سبب خواهد شد که دولت بار دیگر به سراغ سیاستهای اشتباه قبلی خود برود و در نهایت بار اقتصادی و تورمی بیش از پیش بر گرده خانوارها بیفتد، امری که معنایی ندارد جز کوچک شدن سفره طبقات محروم و متوسط. در وضعیت فعلی، سقوط قدرت خرید، لایههای وسیعی از طبقه متوسط را به زیر خط فقر مطلق رانده است؛ تا جایی که بیش از ۵۰ درصد جمعیت با سوءتغذیه یا عدم تأمین کالاهای پایه مواجهند. به بیان دیگر، میتوان انتظار داشت که عملیاتیشدن فشار اخیر کاخ سفید در بطن جامعه به صورت ملموس حس شده و آثار مخربی را بر سلامت و روان مردم باقی بگذارد. از یاد نباید برد که حتی پیش از کارزار اخیر آمریکا، واحدهای تولیدی داخلی که برای تأمین مواد اولیه و ماشینآلات به ارز نیاز داشتند و وضعیت فعلی میتواند اوضاع را برای آنها بدتر از پیش کند، امری که به تعطیلی ساختارهای صنعتی و خدماتی ختم شده که این امر نرخ بیکاری را به شدت افزایش خواهد داد.
آیندهای در هالهای از ابهام
کارزار تحریمی جدید آمریکا، اقتصاد ایران را در یکی از حساسترین و بحرانیترین مقاطع تاریخ معاصر قرار داده است. اصرار بر سیاستهای تقابلی و عدم انجام اصلاحات ساختاری در عرصه بینالمللی و داخلی، توان مقاومت اقتصادی کشور را به شدت فرسوده کرده است. در شرایطی که صادرات نفت به صفر رسیده، راههای تنفسی منطقهای مسدود شده و متحدان شرقی نیز قادر یا مایل به جبران این خسارات عظیم نیستند، بار اصلی این نبرد اقتصادی بار دیگر بر دوش مردم و طبقات ضعیف جامعه افتاده است؛ مردمی که میان فشارهای معیشتی و مدیریتی در داخل و تحریمهای بیرحمانه از خارج، در محاصره قرار گرفتهاند.