اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-بیژن پویان
گزارشهای دریافتی از منابع دیپلماتیک در واشینگتن و تحلیلهای استراتژیک نهادهای امنیتی بینالمللی نشاندهنده ورود تقابل ایالات متحده و جمهوری اسلامی به فازی بیسابقه و خطرناک است که بسیاری از ناظران آن را مرحله «خفگی تدریجی» توصیف میکنند. بلومبرگ گزارش میدهد، دولت ترامپ در حال نهایی کردن اقدامات اقتصادی بیسابقهای علیه تهران است که هدف آن نه تنها فلج کردن ماشین جنگی، بلکه وادار کردن این کشور به تسلیم محض پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر ارزیابی میشود. این خبرگزاری تأکید میکند که ترامپ، علیرغم فشارهای داخلی برای حملات نظامی مستقیم، فعلاً محاصره دریایی و انزوای مطلق مالی را به عنوان سلاح اصلی برگزیده است؛ سلاحی که به نظر میرسد کارآمدتر از موشکها، در حال درهمشکستن ساختارهای باقیمانده از اقتصاد ایران است. پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، در اظهاراتی اعلام کرد که نیروی دریایی آمریکا آمادگی دارد محاصره دریایی ایران را تا زمانی نامشخص و بدون محدودیت زمانی ادامه دهد.
این اقدام که در حقوق بینالملل به مثابه اعلان جنگ تلقی میشود، با سخنان تحریکآمیز دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال ابعاد تازهای یافت. ترامپ مدعی شده است که بهزودی تنگه هرمز را به عنوان قلمرو ایالات متحده اعلام خواهد کرد تا هزینه دستیابی ایران به سلاح هستهای را برای این کشور به حداکثر برساند. او از شهروندان آمریکایی خواسته است که افزایش قیمت بنزین در بازارهای جهانی را به عنوان بهای جلوگیری از دستیابی یک کشور بسیار شرور به سلاح هستهای بپذیرند.
محاصره دریایی و استراتژی انزوای مطلق اقتصادی
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در گفتگوی ویژه با خبرگزاری نیوزمکس، ابعاد فنی این محاصره را تشریح کرد و مدعی شد که کارزار فشار حداکثری پیش از این باعث فروپاشی بخش بانکی ایران شده است. او اعلام کرد که در هفتههای آتی اقداماتی اعمال خواهد شد که در تاریخ انزوای اقتصادی یک کشور بیسابقه بوده و جهان تاکنون مشابه آن را ندیده است. بسنت تأکید کرد که تمامی حسابهای بانکی مرتبط با تهران و حتی کیفپولهای ارز دیجیتال آنها در سراسر جهان ردیابی و مسدود خواهد شد تا حتی یک سنت ارز وارد این کشور نشود.
این فشار همهجانبه، تهران را در موقعیتی قرار داده که نایبرئیس اتاق بازرگانی ایران، داوود رنگی، نسبت به آن هشدار داده و اعلام کرده است که در صورت تداوم این محاصره شدید، کشور تنها برای سه ماه ذخیره کالاهای اساسی نظیر گندم و ذرت دارد و بنادر شمالی نیز به دلیل ناامنی، دیگر مسیر قابلاعتمادی برای تأمین نیازهای مردم محسوب نمیشوند. این وضعیت یعنی محاصره دریایی تنها یک تهدید نظامی نیست، بلکه مستقیماً امنیت غذایی و بقای روزمره شهروندان را هدف قرار داده و گلوی اقتصاد ایران را به شدت میفشارد.
در حالی که ترامپ مدام از مذاکرات بین ایران و آمریکا صحبت میکند، طبق گزارشهای منتشر شده، ارتش آمریکا در حال آمادهسازی برای یک حمله بزرگ و گسترده در صورت شکست فشارهای اقتصادی است. این تناقض در رفتار واشینگتن، مقامات تهران را در یک سردرگمی استراتژیک قرار داده است. از سوی دیگر، عضو هیئت علمی دانشگاه شریف هشدار داده است که حتی اگر جمهوریخواهان در انتخابات شکست بخورند و سنا و کنگره هم رأی به پایان تنشها دهند، باز هم ترامپ میتواند این تصمیمات را وتو کند. این یعنی ایران با یک بنبست دیپلماتیک طولانیمدت روبروست که هیچ چشمانداز روشنی برای خروج از آن وجود ندارد. در این میان، نایبرئیس اتاق ایران تأکید کرده است که وابستگی شدید به واردات کالا، کشور را در برابر محاصره دریایی بسیار آسیبپذیر کرده و توان مقابله بیش از نود روز وجود ندارد.
بحران بنزین و فروپاشی شریانهای انرژی
تأثیرات اولیه و ملموس این محاصره دریایی، اکنون در خیابانهای شهرهای بزرگ و کوچک ایران خودنمایی میکند و بنزین به پاشنه آشیل نظام تبدیل شده است. احسان حسینی، خبرنگار حوزه انرژی، در گزارشی تکاندهنده وضعیت مخازن سوخت کشور را بحرانی توصیف کرد و گفت که اصلاً بنزینی برای واردات وجود ندارد و مخازن راهبردی به ته دیگ خوردهاند. این در حالی است که نیمی از شکاف مصرف سوخت در ایران ناشی از خودروهای فرسوده و غیراستانداردی است که توسط انحصارهای دولتی به مردم تحمیل شده است. طبق آمار، بیست و چهار میلیون وسیله نقلیه فرسوده در کشور وجود دارد که چهارده میلیون آن مربوط به موتورسیکلتهاست. این حجم از فرسودگی نه تنها باعث اتلاف منابع انرژی میشود، بلکه آلودگی هوای ناشی از آن مرگومیرهای گستردهای را رقم زده است. رئیس انجمن صنفی مراکز اسقاط خودرو اعلام کرده که برنامه خروج خودروهای فرسوده بیش از پنجاه درصد از اهداف پیشبینی شده عقب است.
دولت مسعود پزشکیان در میان یک بنبست کامل قرار گرفته و سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینهسازی مصرف انرژی در یک گفتگوی ویژه خبری، گزینههایی نظیر توزیع محدود بنزین تا زمان اتمام ذخایر، سهمیهبندی شدید با قیمت نجومی هشتاد و هفت هزار و دویست تومان و یا اختصاص سهمیه ناچیز بیست لیتری را پیش روی دولت گذاشته است که هر یک پتانسیل انفجار اجتماعی را در بطن خود دارند. سقاب اصفهانی، رئیس این سازمان، تأکید کرده که مصرف روزانه بنزین در ایران حدود هفتاد تا هشتاد میلیون لیتر بیشتر از استانداردهای جهانی است و نیمی از این شکاف به دلیل کیفیت پایین خودروهای داخلی و مونتاژی است. در این شرایط، واردات خودروهای هیبریدی میتوانست راهگشا باشد، اما منافع باندهای قدرت مانع از اجرای چنین طرحهایی شده است. در حالی که مردم در صفهای طولانی بنزین معطل هستند، گزارشهای تکاندهندهای از سرقت مسلحانه بنزین در خاش منتشر شده که نشاندهنده تبدیل شدن سوخت به یک کالای امنیتی و حیاتی است
زهره فراهانی، خبرنگار سیاسی، با انتشار یادداشتی ، پرده از دروغپردازیهای دولتی برداشت و خطاب به مقامات نوشت که باید با مردم رک حرف بزنند و بگویند چه بلایی سر تأسیسات آمده و محاصره دریایی چه پیامدهای سیاهی برای زندگی مردم داشته است. او تأکید کرد که مردم حق دارند بدانند چرا باید هزینههای این برنامههای کودکانه را بپردازند. این فریادها در حالی است که قاچاق سازمانیافته سوخت توسط نهادهای نظامی همچنان ادامه دارد. مصطفی نخعی، نماینده مجلس، فاش کرده است که قاچاق روزانه بیست تا سی میلیون لیتر سوخت با مجوزهای خاص و از مبادی رسمی انجام میشود. این یعنی در حالی که دولت مردم را مقصر کمبود میداند، سالانه بیش از هفت میلیارد لیتر سوخت توسط باندهای قدرت قاچاق میشود که مبلغی معادل کل کسری بودجه بنزین کشور است.
تورم افسارگسیخته و سقوط آزاد سفرههای خانوار
آمارهای رسمی مرکز آمار ایران نیز تصویر وحشتناکی از فروپاشی معیشت ترسیم میکنند. تورم نقطهبهنقطه در تیرماه به مرز نود درصد رسیده و تورم خوراکیها و آشامیدنیها برای پنجمین ماه متوالی بالای صد درصد باقی مانده است. قیمت کالاهای اساسی در بازار مردادماه نشاندهنده یک سقوط آزاد در قدرت خرید است، به طوری که قیمت هر کیلوگرم گوشت گوسفندی به مرز سه میلیون تومان نزدیک شده و مرغ و برنج از سفره بسیاری از خانوارها حذف شدهاند. بر اساس دادههای رسمی، قیمت روغنهای خوراکی بیش از دویست و هفتاد درصد و گوشت قرمز بیش از صد و هفتاد درصد افزایش یافته است. این ارقام به این معناست که گرانی مواد غذایی بسیار سریعتر از تورم عمومی حرکت کرده و مستقیماً بقای طبقات ضعیف را نشانه رفته است.
مقایسه سادهای که در میان مردم زمزمه میشود، نشان میدهد با پول یک ظرف ماست پرچرب در سال جاری، ده سال پیش میشد هزینه کل خوراک یک خانواده را برای یک ماه تأمین کرد. نایبرئیس کمیسیون اجتماعی مجلس، علی جعفریآذر، اعتراف کرده است که اعتبار کالابرگها باید دستکم دو برابر شود تا مردم تنها بتوانند از گرسنگی مطلق نجات یابند. او پیشنهاد افزایش حداقل هفتصد هزار تومانی اعتبار کالابرگ را مطرح کرده، اما با توجه به جهش قیمت مرغ به سیصد و بیست هزار تومان و تخممرغ به پانصد هزار تومان، این مبالغ نیز دردی از مردم دوا نمیکند. مسعود پزشکیان در اظهاراتی ناامیدکننده، گرانیها را طبیعی خوانده و اعلام کرده که به دلیل عدم فروش نفت و محاصره اقتصادی، دولت درآمدی ندارد و نمیتواند معجزه کند.
فساد سیستماتیک نیز نمک بر زخم مردم میپاشد؛ مجیدرضا حریری، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، فاش کرده است که دوازده میلیارد دلار ارز حاصل از فروش نفت توسط واسطههای حکومتی موسوم به تراستیها مفقود شده و به چرخه اقتصادی بازنگشته است. این در حالی است که قوه قضاییه تنها برای تعداد معدودی از این افراد اعلان قرمز صادر کرده است. این حجم از خروج سرمایه در حالی رخ میدهد که کشور برای تأمین دارو و نهادههای دامی با بحران ارزی روبروست. بنبست امروز بنزین و اقتصاد، حاصل دههها سیاستگذاری غلط و طرحهایی نظیر تثبیت قیمتها در مجلس هفتم است که به گفته کارشناسانی چون اسفندیار ذوالقدر، دولتها را در یک تله قیمتی گرفتار کرده است.
نظامیگری داخلی و ماجراجوییهای بیفرجام
جمهوری اسلامی در مواجهه با این بنبست همهجانبه، به جای دیپلماسی واقعی یا اصلاحات اقتصادی، به سمت نظامیگری افراطی و سرکوب داخلی حرکت کرده است. انتصابات جدید در ردههای بالای امنیتی و استفاده از فرماندهانی که در جنگهای اخیر شکستخورده محسوب میشوند اما در سرکوب اعتراضات مردمی تخصص دارند، نشاندهنده هراس نظام از خیزشهای احتمالی ناشی از فقر است. حضور چهرههایی نظیر طائب در بدنه بسیج، گواهی بر این مدعاست که اولویت اصلی حاکمیت، حفظ کنترل امنیتی بر خیابانهاست، حتی اگر قیمت آن نابودی کامل طبقه متوسط و فقیرتر شدن محرومان باشد. این فرماندهان که به جای تخصص اقتصادی، سابقه معرکهگیری و دادزنی در مجامع بینالمللی را دارند، اکنون برای معیشت مردم نسخه میپیچند.
در حالی که مسئولان در حال رجزخوانی برای رقبا هستند و احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران مدعی است که ایران به یک ابرقدرت تبدیل شده، واقعیتهای روی زمین خلاف این را ثابت میکند. محسن رضایی، رییس تازه منصوب شده شعام نیز از تاکتیکهای ناشناخته سخن میگفت، اما واقعیت این است که مدیریت کشور از دست دولت خارج شده و قاچاق و فساد بیداد میکند. حتی متحدان استراتژیک نظیر چین نیز پشت تهران را خالی کردهاند؛ گزارشهای اقتصادی نشان میدهد که پکن در عربستان هفتاد برابر ایران سرمایهگذاری کرده است. چینیها به وضوح نشان دادهاند که به ایران تحت محاصره و تحریمزده که درگیر تنشهای دائمی است، علاقهای ندارند. مشکل پکن با دولتها نیست، بلکه آنها به دنبال ثبات و امنیت سرمایه هستند که در فضای فعلی ایران یافت نمیشود.
جمهوری اسلامی اکنون در بنبستی گرفتار شده که خروجی آن یا برخورد نظامی سهمگین با ایالات متحده در تنگه هرمز است و یا فروپاشی اجتماعی در اثر فشاری که هر روز بیشتر گلوی مردم را میفشارد. در حالی که مقامات در دنیای موازی خود از نابودی قریبالوقوع اقتصاد غرب سخن میگویند، اقتصاد کشور خودشان در آستانه فروپاشی قطعی قرار گرفته است. ادعاهای نادرستی که سالها پیش توسط افرادی نظیر محسن رضایی درباره تمام شدن نفت آمریکا مطرح شد و حتی مورد تایید مقامات عالی قرار گرفت، امروز به عنوان اطلاعات غلط و نابخردانه شناخته میشود. ایران اکنون در لبه پرتگاهی ایستاده که یک سوی آن محاصره بیسابقه بینالمللی و سوی دیگر آن خشم فروخورده مردمی است که شاهد غارت منابع ملی توسط خواص و نظامیان قاچاقچی هستند. بررسیها نشان میدهد که بدون تغییر بنیادین در سیاستهای کلان، محاصره دریایی به زودی به یک فاجعه انسانی تمامعیار تبدیل خواهد شد.