اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی: در حالی که مذاکرات غیرمستقیم برای احیای توافق هستهای یا دستیابی به توافقی جدید جریان دارد، گزارشها از ارسال یک پاسخ ناقص و عجولانه از سوی تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی به میانجیهای پاکستانی حکایت دارند. این پاسخ، که ظاهرا بدون تایید شخص و یا حتی دفتر مجتبی خامنهای تهیه و ارسال شده، نه تنها خشم مقامات آمریکایی را برانگیخته، بلکه شکاف عمیق درون حاکمیت ایران را بیش از پیش آشکار کرده است. بر اساس اطلاعات به دست آمده، تیم مذاکرهکننده به رهبری عباس عراقچی پس از جلسات فشرده شبانه، پیشنویسی جزئی و ناتمام را تحویل داده است.
این سند که بسیاری از بخشهای کلیدی آن به دلیل عدم دریافت مجوز از دفتر رهبر موروثی جمهوری اسلامی حذف شده، تنها با هدف جلوگیری از فروپاشی کامل آتشبس و تحت فشار مستقیم مسعود پزشکیان، ارسال شده است. منابع آگاه گزارش میدهند که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، نقش محوری در تشویق پزشکیان برای دور زدن موانع داخلی داشته و تلاش کرده تا نفوذ فرماندهان سپاه پاسداران و شورای عالی امنیت ملی را خنثی کند. این رویداد در شرایطی رخ میدهد که پیشنهاد ۱۴ مادهای ایالات متحده – که جزئیات آن هنوز به طور کامل علنی نشده – قرار بود چارچوبی برای مذاکرات جدی فراهم کند. اما پاسخ تهران، که توسط دونالد ترامپ «تکه زباله» توصیف شده، نه تنها فاقد جدیت لازم بوده، بلکه نشاندهنده هرج و مرج تصمیمگیری در بالاترین سطوح رژیم است. دونالد ترامپ، پاسخ حکومت ایران به پیشنهاد صلح ایالات متحده را «پیشنهادی احمقانه» توصیف کرد و حتی گفت که این پیشنهاد را تا آخر مطالعه نکرده است. او پاسخ ارسالی رژیم ایران به آمریکا درباره توافق پیشنهادی را «غیرقابل قبول» و «آشغال» توصیف کرد و افزود: «ما چهار روز برای دریافت سندی از ایران منتظر ماندیم که تنظیم آن بیش از ۱۰ دقیقه زمان نمیبرد. [سران رژیم ایران] فکر میکنند من از این قضیه خسته میشوم، حوصلهام سر میرود، تحت فشار قرار میگیرم. اما اصلاً هیچ فشاری روی من نیست. ما به یک پیروزی کامل خواهیم رسید.» و اما در آن سوی میدان، جمهوری اسلامی با حکومتی سرگردان و فاقد تمرکز کامل روبرو است.
طوفان پنهان در هرم قدرت به طور قطع، این ماجرا بیش از یک اختلاف تاکتیکی، نمادی از فلج شدن نظام و جنگ قدرت آشکار میان دو جناح است: جناح غیرنظامی به رهبری پزشکیان و قالیباف که به دنبال توافق برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی هستند، در مقابل جناح نظامی – امنیتی سپاه که عملا کنترل دفتر رهبری و شخص مجتبی خامنهای (بر فرض که زنده و سالم باشد) و مراکز تصمیمگیری کلیدی را در دست گرفته است. ارسال پاسخ بدون تأیید مجتبی خامنهای – که به عنوان جانشین موروثی پدرش شناخته میشود – حاکی از آن است که حتی در حلقه نزدیک رهبری، هماهنگی وجود ندارد. این اقدام عجولانه، نه تنها ریسک سیاسی سنگینی برای پزشکیان ایجاد کرده، بلکه نشان میدهد که حکومت در موقعیت ضعف مطلق قرار دارد. وقتی رئیسجمهور و رئیس مجلس مجبور میشوند برای ارسال یک پیشنویس ناقص، عملا قوانین داخلی رژیم را دور بزنند، این به معنای آن است که «ولایت فقیه» بیشتر به یک عنوان تشریفاتی تبدیل شده تا یک مرکز تصمیمگیری واقعی. سپاه پاسداران، که سالهاست با ابزارهای امنیتی و اقتصادی بر تمام شئون کشور مسلط شده، به وضوح مخالف هرگونه توافقی است که محدودیتهایی بر برنامه موشکی، فعالیتهای منطقهای و غنیسازی تحمیل کند. نفوذ این نهاد بر دفتر رهبری، پزشکیان را در موقعیتی قرار داده که یا باید تن به بیعملی بدهد یا مانند اکنون، با ریسک بالا و به صورت پنهانی عمل کند.
نتیجه این کشمکش، پاسخی ضعیف و تحقیرآمیز بوده که بیش از آنکه دیپلماتیک باشد، بازتابی از بحران مشروعیت و انسجام داخلی رژیم است. جمهوری اسلامی در بنبست استراتژیک این اتفاق تایید میکند که جمهوری اسلامی دیگر حتی قادر به ارائه یک پاسخ منسجم و واحد نیست. حذف بخشهای مهم پیشنویس به دلیل ترس از واکنش دفتر رهبری، نشاندهنده فقدان جسارت و استراتژی روشن است. در حالی که اقتصاد ایران تحت فشار شدید تحریمها و تورم افسارگسیخته قرار دارد، حاکمیت به جای ارائه یک پیشنهاد جدی، مشغول بازیهای داخلی و ارسال سند ناقص شده است. این وضعیت، رژیم را در برابر آمریکا در موضع ضعیفتری قرار میدهد. ترامپ و تیمش به خوبی میدانند که طرف مقابلشان متفرق است و نمیتواند تعهدات محکمی بپذیرد. نتیجه محتمل، تشدید فشارها، تحریمهای جدید یا حتی گزینههای نظامی خواهد بود – سناریویی که هزینهاش را مردم ایران خواهند پرداخت. در نهایت، ارسال این پاسخ ناقص بدون تأیید مجتبی خامنهای، بیش از آنکه یک اشتباه دیپلماتیک باشد، اعترافی آشکار به فروپاشی ساختاری نظام است. جمهوری اسلامی که زمانی خود را قدرتی منطقهای با تصمیمگیری متمرکز معرفی میکرد، امروز در باتلاق جنگ قدرت داخلی غرق شده و حتی در سادهترین امور دیپلماتیک ناتوان از انسجام عمل میکند. این بحران، زنگ خطری برای ادامه حیات جمهوری اسلامی در شکل فعلی آن است.