خانه اقتصاد هموطن از وضعیت ناپایدار بازار تلفن همراه در ایران گزارش می‌دهد قیمت‌های سرسام‌آور، مغازه بی‌مشتری!

هموطن از وضعیت ناپایدار بازار تلفن همراه در ایران گزارش می‌دهد قیمت‌های سرسام‌آور، مغازه بی‌مشتری!

اختصاصی گروه اقتصادی: محمدرضا گلسار: چندماه پیش، وقتی دلار به ۱۴۴ هزار تومان رسید، صدای اعتراض از دل پاساژهای علاالدین و چارسو بالا رفت؛ صدایی که بیشتر از هر چیز شبیه فریادِ گیر افتادن بود. کسبه‌ای که سال‌ها با بالا و پایین شدن بازار کنار آمده بودند، این‌بار در برابر چیزی ایستاده بودند که دیگر با تجربه و صبر حل نمی‌شد. درهای مغازه‌ها نیمه‌باز ماند، نگاه‌ها عصبی شد و اعتراض شکل گرفت. کمی بعد، همین فشار از دیوار پاساژها بیرون زد و به خیابان رسید؛ مردمی که دیگر توان جمع کردن زندگی با این اعداد را نداشتند. چند ماه از آن زمان گذشته و حالا قیمت دلار وارد کانال ۱۷۰ هزار تومان شده است. همان مغازه‌ها هنوز باز هستند، اما حال‌وهوایشان فرق کرده؛ خبری از آن هیاهوی اعتراض نیست، یک سکوت سنگین جایش را گرفته. در این فاصله، یک گوشی میان‌رده به حوالی ۱۰۰ میلیون تومان رسیده؛ عددی که تا همین یکی دو سال پیش حتی برای پرچمدارها هم دور از ذهن بود. این جهش تنها محصول افزایش نرخ ارز نیست؛ توقف واردات تلفن همراه عملاً نبض بازار را کند کرده و جریان طبیعی عرضه را از کار انداخته است. نتیجه این اتفاقات، بازاری است که در آن قیمت‌ها بر اساس ترس و حدس حرکت می‌کنند. اعتراضی که آن روزها شکل گرفت، نه تغییری در نگرش مسوولان ایجاد کرد و نه حتی روند اجرای سیاست‌های غلط را کند کرد. فشار اقتصادی از یک نقطه عبور کرده و به وضعیت مزمن رسیده؛ جایی که دیگر اتفاق‌ها غافلگیرکننده نیستند، فقط سنگین‌تر می‌شوند. بحران، تبدیل به بخشی از زندگی روزمره شده و هر روز در قالبی تازه خودش را نشان می‌دهد. در همین بستر، هزینه‌های پنهان هم بی‌وقفه روی هم انباشته می‌شوند.

قطعی اینترنت، روزانه ده‌ها میلیون دلار خسارت به اقتصاد تحمیل می‌کند. تنش‌های منطقه‌ای و محدودیت در مسیرهای حیاتی مثل تنگه هرمز، هزینه‌های دیگری به این زنجیره اضافه می‌کنند. این اعداد در نهایت از جایی جبران می‌شوند که همیشه بوده: «جیب مردم.» کافی است سری به بازار مواد غذایی بزنید: «تخم‌مرغ دانه‌ای ۲۰ هزار تومان»! بنابراین وقتی این قطعات کنار هم قرار می‌گیرند، تصویری شکل می‌گیرد از فشاری که از چند جهت همزمان وارد می‌شود و راه فراری باقی نمی‌گذارد. در بازار موبایل، ماجرا شکل پیچیده‌تری پیدا کرده. مسئله فقط بالا رفتن قیمت‌ها نیست؛ خودِ مفهوم قیمت در حال فروریختن است.

آیفون، که همیشه شاخص این بازار بوده، حالا در ویترین‌ها عدد مشخصی ندارد. کنار نام مدل‌های ۱۵، ۱۶ و ۱۷ نوشته شده: «قیمت در لحظه صدور فاکتور اعلام می‌شود». این جمله یعنی فاصله بین خرید و فروش آن‌قدر پرنوسان شده که قیمت‌گذاری به یک ریسک جدی تبدیل شده است. در پلتفرم‌های آنلاین، اعداد هنوز دیده می‌شوند، اما ثباتی پشت آن‌ها نیست. آیفون ۱۷ پرو مکس ۵۱۲ گیگ در یک سایت حدود ۴۷۰ میلیون تومان ثبت شده و در جایی دیگر تا ۴۸۵ میلیون بالا رفته. آیفون ۱۶ پرو مکس هم در همین بازه نوسان دارد. این اختلاف‌ها فقط رقابت فروشنده‌ها نیست؛ نشانه بازاری است که در آن هیچ عددی ماندگار نیست و هر قیمت، یک برآورد موقتی به حساب می‌آید. بازار موبایل ایران در سال‌های گذشته هم موج‌های ارزی را تجربه کرده؛ در سال‌های ۹۸، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ همین الگو دیده شد که قیمت‌ها با سرعت بالا می‌روند و کاهش آن‌ها با تأخیر همراه است. اما آنچه امروز جریان دارد، گسترده‌تر و بی‌مهارتر است. این‌بار بازار حتی به کاهش احتمالی هم واکنش مطمئن نشان نمی‌دهد، چون اعتماد از بین رفته و هیچ نشانه‌ای از ثبات پایدار دیده نمی‌شود. در چنین فضایی، بازار از حالت خرید و فروش خارج شده و بیشتر به یک صحنه انتظار تبدیل شده است.

خریداران دست نگه داشته‌اند و فروشندگان محتاط‌تر از همیشه رفتار می‌کنند. نگه داشتن کالا در انبار، در بسیاری از موارد منطقی‌تر از فروش فوری به نظر می‌رسد. در این نقطه تنها کسانی وارد معامله می‌شوند که یا نیاز فوری دارند یا تلاش می‌کنند قبل از جهش بعدی خریدشان را انجام دهند. این وضعیت، نشانه یک اختلال عمیق در سازوکار بازار است؛ جایی که عرضه و تقاضا هر دو در حالت تعلیق قرار گرفته‌اند. نبود سیگنال روشن ارزی، نبود چشم‌انداز مشخص در سیاست خارجی و بی‌ثباتی در تصمیمات داخلی، همه به این بلاتکلیفی دامن زده‌اند. از طرف دیگر، محدودیت‌های گسترده اینترنت، کارکرد اصلی گوشی را هم تحت تأثیر قرار داده و این تناقض را پررنگ‌تر کرده است. در نهایت، اگر این تصویر را کامل ببینیم—از دلار ۱۷۵ هزار تومانی تا گوشی ۱۰۰ میلیونی، از توقف واردات تا اینترنت خاموش، از هزینه‌های روزانه چند ده میلیون دلاری جنگ تا کوچک شدن سفره مردم—با وضعیتی روبه‌رو هستیم که به‌صورت تدریجی شکل گرفته و حالا به نقطه‌ای رسیده که تغییر آن به‌سادگی ممکن نیست.

این روند، محصول تصمیم‌هایی است که هرکدام در زمان خود شاید کوچک به نظر می‌رسیدند، اما در کنار هم یک مسیر مشخص ساخته‌اند. آنچه امروز به شکل جهش قیمت، آشفتگی عرضه و فروپاشی نظم خرید دیده می‌شود، سال‌ها قبل در قالب هشدارهایی درباره ارز، واردات و زیرساخت‌های ارتباطی مطرح بود؛ هشدارهایی که شنیده شدند، اما در سیاست‌گذاری جایی پیدا نکردند. در چنین وضعیتی، این قفل‌شدگی چندلایه در اقتصاد دیگر قابل مدیریت نیست. آنچه شکل گرفته، انباشتی از فشارهای حل‌نشده است که حالا همزمان در چند نقطه تخلیه می‌شوند. این وضعیت بیش از آنکه نشانه ثبات باشد، نشانه رسیدن به مرز یک تغییر ناگزیر است؛ تغییری که هرچه به تعویق بیافتد، شکل نهایی‌اش سخت‌تر و پرهزینه‌تر خواهد بود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن