رضا رئیسی روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی
از تندترین لایههای محافظهکار و جدیترین منتقدان تا خوشبینترین حامیان تعاملگرایی در روابط ایران و ایالات متحده در پایتختهای دو سوی اقیانوس، کسی نیست که شرایط بغرنج و برزخی امروزی در منظومه نیمقرنی پرفرازونشیب روابط فیمابینی را حامل ارزش و مزیتی در ارتباط با منافع ملی خود ببیند. همه متفقالقول هستند که این حالت «نه جنگ، نه صلح»ِ فرسایشی و اصطکاکمدار، نه منافع تخاصمجویان را تامین میکند و نه آبی به آسیاب مداراجویان میریزد.
در این وضعیت برزخی، در این وانفسای گرگومیش و در این حالت معلقگونه، بنبستشکنی و راهحلنمایی با آنهمه عقبه سخت و پرتلاطم، امر سهل و آسانی نیست؛ بهخصوص که مخالفان و معارضان هرگونه تلطیف وضعیت، دستمایههای ملموسی برای ساخت و پرداخت دیوار بلند بیاعتمادی و ذهنیتهای مشوشی از تخاصمگرایی سهمگین و مهلک را در مخیله دور و نزدیک خود دارند.
بهرغم چنین فضا و عقبهای، محمدجواد ظریف، وزیرخارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران، نه مانند بسیاری از دیگران، به جای عافیتطلبی و کنارهگیری یا طرح شعارهای کلی و نسخهپیچیهای شعاری و لفاظیهای کلامی، آنهم بهرغم همه نوسانات و حملات و نامهریهایی که دیده، تمامقامت به میدان آمده و در فضای رکود دیپلماسی رسمی، از هر زمینه و فرصتی برای روزنهگشایی و راهنمایی برای عبور از فضای نابهنجار کنونی اهتمام میورزد.
در آخرین نمونه، ظریف در قالب مقالهای مشترک در یکی از معتبرترین رسانههای دیپلماسیمحور ایالات متحده (فارین افرز)، ضمن ترسیم واقعیات کنونی و مرور بسترها و رویکردهای منجر به پیدایش وضعیت موجود، سعی کرده است که راهحلهای ملموسی برای برونرفت از وضعیت باخت-باخت موجود را برای تصمیمگیران در هر دو سو ترسیم و تبیین کند.
نکته آنکه یکی از مهمترین عوامل مناقشهبرانگیز در طول نیمقرن روابط ایران و ایالات متحده، فقدان میانجیگرانی بوده که با تسلط و اشراف به فضای داخلی در هر دو جبهه و اردوگاه منفک از هم، با بهرهگیری از دیپلماسی عمومی به واقعیتنمایی و ظرفیتنمایی قابلاتکا در منافع مشترک بهرغم فضاسازی تخریبگران ثالث بپردازند؛ ظرفیتی که ظریف برخوردار از آن است و وی را در این عرصه و سپهر ممتاز و متمایز میکند.