اختصاصی هموطن/ سید امیر موسوی
هر روز که سری به اخبار روزانه میزنید، تقریبا احتمال کمی وجود دارد که در میان اقسام اخبار باز و بسته شدن تنگه هرمز، خط و نشان کشیدن ترامپ برای تهران، دسته گلی جدید از شهروندان درجه یک تندرو با خبری از پرپر زدن جوانی دیگر بر سر چوبه گردویی دار نظام روبرو نشوید! «لحظاتی پیش به دار مجازات آویخته شد»، «اعدام سرکرده اغتشاشات فلان شهر» و اراجیفی از این دست از جمله اخبار دست به نقدی است که خبرگزاری عدلیه! هر روز در کنداکتور انتشارش ذخیره کرده و کمتر پیش میآید که در این باره، باکس اخبارش را خالی بگذارد! به وقت انتشار خبر، یک «همکاری با موساد»، «وطن فروشی»، «گرا دادن به دشمن» و عباراتی نظیر این را هم میزند تنگش و هنرمندانه در یک خبر دو پاراگرافی، همزمان چند واژه مقدس به مانند عدالت، وطن، شهید و امثالهم را به مسلخ میفرستد.
به عنوان مثال، یکی از معتبرترین مراجع شمار اعدامها در ایران، گزارشهای سازمان حقوق بشر ایران(IHRNGO) است. سازمانی که گزارشات حیرت آوری از میزان سربدار کردن رشیدترین جوانان این سرزمین را از اسفند ماه سال گذشته تا کنون(مردادماه) منتشر کرده و اعداد و ارقامش هر بینندهای را مبهوت و مات میکند.
بر اساس گزارشات این سازمان، تنها در شش ماهه نخست سال ۲۰۲۶، عدد خیرهکننده دست کم ۳۷۰ مورد اعدام در ایران گزارش شده که تنها ۱۰۱ مورد آن در ماه ژوئن به اجرا درآمده است! همچنین در ماه ژوئیه نیز، گزارشات این سازمان از اعدام ۷۱ نفر در زندانهای جمهوری اسلامی حکایت دارد.
این سازمان در یکی از گزارشهای خود، تصریح کرده که از ۱۹ مارس تا ۶ اوت، دست کم ۲۸ معترض سیاسی اعدام شدهاند. در این بازه زمانی، ۲۶ نفر از معترضان دیماه ۱۴۰۴، دو نفر از معترضان جنبش زن، زندگی، آزادی، ۱۳ زندانی سیاسی از دیگر گروهها و ۱۲ متهم به جاسوسی اعدام شدهاند.
گزارش این سازمان از مه ۲۰۲۶، دست کم ۶۷ مورد اعدام را ثبت کرده که ۹ نفر از آنها از معترضین بودهاند و ۵۰ مورد حکم اعدام نیز بدون اعلام رسمی به اجرا درآمده است. به عبارت دیگر از اسفند سال گذشته تا کنون، بیش از ۳۷۰ مورد اعدام به گواه گزارش سازمانهای حقوق بشری در ایران به اجرا درآمده که به احتمال بسیار زیاد-به حکم تجربه طولانی رسانهای در حوزه حقوق بشر و عدم اعلام رسمی بسیاری از احکام اجرا شده-باید گفت که شمار احکام به اجرا در آمده از این دست به مراتب بیشتر از این اعداد و ارقام ثبت شده است.
باری! به هر ترتیب به نظر میرسد که ماشین اعدام نظام جائر حاضر تازه در حال روشن شدن بوده و جلادان ضحاک صفت مستقر در قوه به اصطلاح عدلیه مترصد آرام شدن اوضاع هستند تا پس از جان سالم به در بردن از اعدامهای شبانه در اصفهان، این بار به سراغ نمایش شنیع این حکم در دیگر کلانشهرها به مانند مشهد و دست آخر تهران بیایند تا پازل سیاست همواره النصر بالرعب تکمیل شود.
بر این اساس میتوان گفت که اگر چنانچه جنگ سومی در آینده پیش رو در نگرفته و کشور دوباره درگیر تخاصم جدیدی نشود-که احتمالا میشود-این جمهوری اسلامی خامنهای از دست داده و زخمی است که شمشیر خود را برای مردمان مظلومش در داخل از رو بسته و تازه به سراغ انتقام از مردم داغدار در داخل خواهد آمد تا به مدد خون جوانان دیگر وطن، چند صباح بیشتر بر این ملک بلاخیز حکم براند. گویی که انگار نه انگار به گواه اعتقادات و روایات تاریخی که مدعی صیانت از آن هستند، شمربن ذیالجوشن نیز روزگاری بر سینه حسینبنعلی فاتحانه ننشسته بود و امروز مزارش در دمشق و در بخشی از شبکه فاضلاب شهری پایتخت سوریه واقع نشده است!