خانه یادداشت ویژه هموطن پیام خیابان روشن است/ایران در حساس‌ترین بزنگاه سیاسی و اجتماعی

پیام خیابان روشن است/ایران در حساس‌ترین بزنگاه سیاسی و اجتماعی

پیام خیابان روشن است، فرصت تاریخی برای اصلاح‌طلبان برای صیانت از اعتبار و آبروی خود در پیشگاه تاریخ و مردم

اختصاصی هموطن /یادداشت مدیر مسئول

پیام خیابان روشن است، فرصت تاریخی برای اصلاح‌طلبان برای صیانت از اعتبار و آبروی خود در پیشگاه تاریخ و مردم

ایران در یکی از حساس‌ترین بزنگاه‌های سیاسی-اجتماعی چهار دهه اخیر ایستاده است. اعتراضات ده روز گذشته، که با جرقه فروپاشی معیشت و سقوط بی‌سابقه پول ملی آغاز شد، حالا دیگر صرفاً واکنشی اقتصادی نیست؛ این اعتراضات به شکلی عریان به پرسشی بنیادین رسیده‌اند: قدرت سیاسی در ایران به چه کسی پاسخ‌گوست و صدای مردم در کدام ساز و کار شنیده می‌شود؟

از یک سو در خیابان، مردمی ایستاده‌اند که چیزی برای از دست دادن ندارند و از سوی دیگر ساختاری که هنوز با منطق «مدیریت امنیتی بحران» واکنش نشان می‌دهد. فاصله این دو، همان شکافی است که هر روز عمیق‌تر می‌شود و اگر پر نشود، دیر یا زود همه بازیگران رسمی را با خود خواهد بلعید.

در این میان، جریان اصلاحات و به‌طور مشخص «جبهه اصلاحات» در معرض آزمونی است که شاید آخرین فرصت آن باشد. گفتنِ این‌که «مردم حق دارند» دیگر نه شجاعت محسوب می‌شود و نه موضع سیاسی؛ این جمله، اگر به اقدام ملموس تبدیل نشود، صرفاً اعترافی دیرهنگام به واقعیتی است که خیابان پیشاپیش آن را فریاد زده است.

مواضع اخیر رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، که اعتراضات را با ادبیاتی امنیتی و تهدیدآمیز صورت‌بندی می‌کند، عملاً مسیر برخورد قهری را هموار کرده است. این پیام، نه‌فقط خطاب به معترضان، بلکه پیامی درون‌حاکمیتی است: اولویت، حفظ نظم موجود است، حتی به قیمت تعمیق شکاف با جامعه. نتیجه روشن است؛ هر روزی که اعتراضات با زبان باتوم پاسخ داده می‌شود، امکان بازگشت به سیاست عادی کمتر و هزینه هرگونه اصلاح واقعی بیشتر می‌شود.

هم‌زمان، اظهارات دونالد ترامپ درباره ایران، که با تهدید و لحن مداخله‌جویانه همراه بوده، دقیقاً همان خوراکی را فراهم می‌کند که تندروها برای تغییر صورت مسئله نیاز دارند: تبدیل یک اعتراض اجتماعی-ملی به «پرونده دخالت خارجی». این بازی دو سر باخت است؛ از یک‌سو فشار خارجی، فضای امنیتی را توجیه می‌کند و از سوی دیگر، سکوت یا انفعال نیروهای میانه‌رو را به چشم مردم، هم‌دستی تعبیر می‌کند.

اما خطرناک‌تر از همه، زمزمه‌هایی است که از «معاملات پشت‌پرده» به گوش می‌رسد؛ معاملاتی که در آن، به‌جای پاسخ‌دادن به مطالبه عمومی، تلاش می‌شود با امتیازدهی محدود به بخش‌هایی از بازار یا شبکه‌های ذی‌نفوذ، آتش خیابان موقتاً خاموش شود. حتی اگر این گمانه‌زنی‌ها هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده باشد، نفسِ باورپذیری آن یک پیام تلخ دارد: جامعه دیگر به تجربه می‌داند که ممکن است مطالباتش در پشت درهای بسته معامله شود. این همان نقطه‌ای است که بی‌اعتمادی از بحران عبور می‌کند و به فروپاشی سرمایه اجتماعی می‌رسد.

در چنین شرایطی، نقش اصلاح‌طلبان نمی‌تواند «تماشاگر نگران» یا «میانجی بی‌قدرت» باشد. اصلاحات اگر قرار است معنایی داشته باشد، باید از مرز بیانیه و توصیه اخلاقی عبور کند. ایستادن در سمت درست تاریخ یعنی ایستادن بی‌تعارف در کنار مردم و در برابر سرکوب؛ یعنی اعلام صریح این‌که هیچ توافقی پشت سر معترضان مشروع نیست؛ یعنی پذیرش این واقعیت که اصلاحات اقتصادی یا جابه‌جایی چهره‌ها، دیگر پاسخ بحران نیست.

پیام خیابان روشن است: ایران نیازمند تغییر اساسی است. نه ترمیم‌های موقت، نه وعده‌های کلی، نه بازی با واژه‌ها. صحبت از همه‌پرسی، تدوین قانون اساسی جدید و انتخابات آزاد با مشارکت همه نیروهای سیاسی—در داخل و خارج از کشور—دیگر «رادیکالیسم» نیست؛ این حداقل زبان سیاست در برابر جامعه‌ای است که از بن‌بست عبور کرده است. هر جریانی که این مطالبه را نادیده بگیرد، خود را از آینده حذف می‌کند.

این لحظه، لحظه انتخاب است. اصلاح‌طلبان یا مسئولیت تاریخی خود را می‌پذیرند و به نیرویی برای گذار مسالمت‌آمیز و ملی تبدیل می‌شوند، یا با تعلل و محافظه‌کاری، در حافظه جمعی به‌عنوان بخشی از مسئله ثبت خواهند شد، نه بخشی از راه‌حل. خیابان منتظر نمی‌ماند؛ تاریخ هم.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن