خانه فرهنگ و هنر آقای نامجو این بار ما دیگر حال ادامه دادن نداریم

آقای نامجو این بار ما دیگر حال ادامه دادن نداریم

برای فهم بازگشت محسن نامجو، باید دو جمله‌اش را کنار هم گذاشت: جمله قدیمیِ «دیگه حال ادامه دادن ندارم» و حرف تازه‌اش که «غربت بس است».

یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی

برای فهم بازگشت محسن نامجو، باید دو جمله‌اش را کنار هم گذاشت: جمله قدیمیِ «دیگه حال ادامه دادن ندارم» و حرف تازه‌اش که «غربت بس است».

این دو جمله الزاماً متناقض نیستند. شاید هر دو از یک خستگی حرف بزنند؛ با این تفاوت که آن زمان خستگی از ادامه‌دادن یک مسیر بود و امروز خستگی از ادامه‌دادن زندگی در غربت.

نامجو گفته حتی اگر در ایران امکان فعالیت موسیقی و فرهنگی نداشته باشد، باز هم بودن کنار خانواده، دوستان و ریشه‌هایش برایش اهمیت بیشتری دارد. این یعنی بازگشت او را نمی‌شود فقط با معیارهای حرفه‌ای توضیح داد. ظاهراً بعد از حدود بیست سال، مسئله اصلی دیگر صحنه و کنسرت نیست؛ مسئله تعلق است.

البته نمی‌شود با قطعیت گفت او از مهاجرت پشیمان شده یا صرفاً از زندگی بیرون از ایران خسته است. آنچه از حرف‌های خودش برمی‌آید، این است که اولویت‌هایش تغییر کرده‌اند. مهاجرت شاید زمانی انتخابی لازم یا درست بوده، اما هیچ انتخابی الزاماً برای تمام عمر پاسخ‌گو نیست.

لغو کنسرت‌های پیش‌رو و موکول‌کردن موسیقی به آینده هم همین تغییر اولویت را نشان می‌دهد. او فعلاً می‌خواهد تکلیف زندگی‌اش را روشن کند و بعد درباره کار هنری تصمیم بگیرد؛ نه اینکه موسیقی را برای همیشه کنار گذاشته باشد.

پس فاصله میان «حال ادامه دادن ندارم» و «غربت بس است»، فاصله میان دو آدم کاملاً متفاوت نیست؛ شاید فاصله میان دو مرحله از زندگی یک آدم باشد. نامجو این بار برای ادامه‌دادن موسیقی برنگشته؛ برای ادامه‌دادن زندگی‌اش برگشته است اما این بار این ما هستیم که دیگر حال ادامه دادن نداریم آقای نامجو .

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن