خانه پیشنهاد هم‌وطن چگونه رهبر غایب ایران را به دره نزدیک‌تر می‌کند؟

هموطن آخرین پیام مکتوب مجتبی خامنه‌ای را بررسی می‌کند:

چگونه رهبر غایب ایران را به دره نزدیک‌تر می‌کند؟

پیام ۱۳ آبان مجتبی خامنه‌ای، بیش از آنکه یک بیانیه مناسبتی باشد، اعلامیه‌ای سیاسی ـ نظامی برای ادامه تقابل با آمریکا و گسترش دامنه تنش در منطقه است.

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

پیام ۱۳ آبان مجتبی خامنه‌ای، بیش از آنکه یک بیانیه مناسبتی باشد، اعلامیه‌ای سیاسی ـ نظامی برای ادامه تقابل با آمریکا و گسترش دامنه تنش در منطقه است؛ پیامی که در آن نه نشانی از مسئولیت‌پذیری در برابر سرنوشت مردم ایران دیده می‌شود، نه اراده‌ای برای پایان دادن به چرخه ویرانگر جنگ و نه حتی کمترین اعتنایی به هزینه‌هایی که سیاست‌های ماجراجویانه جمهوری اسلامی بر زندگی میلیون‌ها ایرانی تحمیل کرده است. رهبر جدید جمهوری اسلامی که از زمان نشستن بر جای پدرش تاکنون حتی یک حضور عمومی زنده و قابل راستی‌آزمایی نداشته، بار دیگر از پشت پرده پیام فرستاده تا به آمریکا و جهان اعلام کند که سیاست تقابل همچنان دستور کار اصلی حکومت است. گویی ایران نه به رهبر پاسخگو، بلکه به فرمانده‌ای نامرئی سپرده شده که می‌تواند فرمان تهدید صادر کند، بی‌آنکه در برابر مردم درباره پیامدهای آن توضیح بدهد.


رهبر غایب، تهدیدهای حاضر؛ قدرت بدون پاسخگویی
مجتبی خامنه‌ای در شرایطی بر کرسی رهبری جمهوری اسلامی تکیه زده که انتقال قدرت از پدر به پسر، پرسش‌های جدی درباره ماهیت و سازوکار جانشینی در نظامی برانگیخته که دهه‌ها مدعی نفی سلطنت و حکومت موروثی بوده است. اکنون اما فرزند رهبر پیشین در جایگاه بالاترین مقام سیاسی و نظامی کشور قرار گرفته است؛ آن هم بدون آنکه جامعه ایران فرصتی برای شناخت مستقیم او، شنیدن صدایش یا پرسش از برنامه‌ها و تصمیم‌هایش داشته باشد.
از زمان انتصاب او، نه سخنرانی عمومی قابل راستی‌آزمایی از او منتشر شده، نه حضور مستقیمی در برابر مردم داشته و نه حتی یک پیام صوتی تازه در دسترس افکار عمومی قرار گرفته است. آنچه وجود دارد، مجموعه‌ای از پیام‌های مکتوب و مواضعی است که رسانه‌های حکومتی به نام او منتشر می‌کنند.
این وضعیت تناقضی عمیق را آشکار می‌کند: کسی که قرار است درباره جنگ و صلح، امنیت ملی، سیاست خارجی و سرنوشت اقتصادی و سیاسی ده‌ها میلیون انسان تصمیم بگیرد، خود از پاسخگویی مستقیم به همان انسان‌ها غایب است.
البته مسئله صرفاً دیده نشدن یک مقام سیاسی نیست. مسئله این است که در نظامی با چنین تمرکز گسترده‌ای از قدرت، مردم چگونه می‌توانند بدانند تصمیم‌گیرنده واقعی کیست، چه کسی مسئول سیاست‌های جاری است و چه کسی باید پاسخگوی نتایج فاجعه‌بار احتمالی آن باشد؟ رهبری که می‌تواند از پشت پرده جهان را تهدید کند، اما در برابر جامعه خود حاضر نشود، نماد آشکار شکاف میان قدرت و مسئولیت است.
از تنگه هرمز تا جبهه مقاومت؛ اعلام آمادگی برای دور تازه تقابل
مهم‌ترین بخش پیام ۱۳ آبان، جایی است که مجتبی خامنه‌ای از مدیریت ایران بر تنگه هرمز و از بین بردن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه سخن می‌گوید و این اقدامات را نه فقط واکنشی به حملات پیشین، بلکه نوعی «جهاد ابتدایی علیه استکبار» توصیف می‌کند. او سپس هشدار می‌دهد که در صورت تکرار حملات، این اقدامات ابعاد بسیار وسیع‌تری خواهد یافت.
این عبارت را نمی‌توان در حد یک شعار تبلیغاتی یا ادبیات معمول مناسبت‌های حکومتی تقلیل داد. وقتی بالاترین مقام جمهوری اسلامی از گسترش دامنه عملیات نظامی سخن می‌گوید، با یک تهدید سیاسی و نظامی جدی روبه‌رو هستیم؛ تهدیدی که مخاطب آن فقط واشینگتن نیست. کشورهای منطقه، مسیرهای حیاتی تجارت جهانی، بازار انرژی و امنیت میلیون‌ها انسان نیز ممکن است از پیامدهای چنین تصمیم‌هایی آسیب ببینند.
خامنه‌ای همچنین از «جبهه مقاومت» در فلسطین، لبنان، عراق و یمن به‌عنوان بخشی از آرایش مطلوب منطقه‌ای خود نام می‌برد و از شکل‌گیری نظم جدید جهانی سخن می‌گوید. به این ترتیب، چشم‌انداز ارائه‌شده در پیام او نه کاهش تنش، نه عادی‌سازی روابط و نه تمرکز بر بازسازی ایران، بلکه استمرار یک رویارویی گسترده با آمریکا و متحدانش است.
نکته مهم‌تر، رد صریح هرگونه امید به تغییر رفتار آمریکا از طریق مذاکره یا امتیازدهی است. او کسانی را که چنین احتمالی را مطرح می‌کنند، در اشتباه می‌داند. معنای سیاسی این موضع روشن است: حتی اگر راهی برای کاهش تنش وجود داشته باشد، رهبر جمهوری اسلامی نمی‌خواهد آن را به‌عنوان یک گزینه جدی در برابر جامعه قرار دهد.
در واقع، پیام ۱۳ آبان را باید اعلام استمرار راهبردی دانست که در آن عقب‌نشینی دیپلماتیک با شکست، مذاکره با تسلیم و تنش‌زدایی با ضعف اشتباه گرفته می‌شود. این همان منطقی است که می‌تواند هر بحران را به بحران بعدی تبدیل کند.

صورت‌حساب جنگ را چه کسی می‌پردازد؟ نه رهبر غایب، بلکه مردم ایران
در سراسر پیام مجتبی خامنه‌ای، واژه‌هایی چون اقتدار، مقاومت، پیروزی، بازدارندگی مطلق و افول آمریکا بارها تکرار می‌شوند؛ اما جای یک موضوع اساسی خالی است: زندگی واقعی مردم ایران.
از تورم و سقوط قدرت خرید گرفته تا بیکاری، مهاجرت، ناامنی اقتصادی، فرسایش زیرساخت‌ها و آینده نامعلوم نسل جوان، هیچ‌یک در مرکز این پیام قرار ندارند. رهبر جمهوری اسلامی از «ایران هرچه قوی‌تر» سخن می‌گوید، اما توضیح نمی‌دهد چگونه می‌توان کشوری را قدرتمند کرد که بخش بزرگی از جامعه‌اش زیر فشار اقتصادی و نااطمینانی دائمی زندگی می‌کند.
او از وحدت ملی سخن می‌گوید، اما وحدت را نمی‌توان با فرمان، تهدید یا مطالبه حمایت بی‌قیدوشرط از مسئولان ایجاد کرد. وحدت زمانی شکل می‌گیرد که حکومت به خواست مردم احترام بگذارد، حقوق شهروندان را به رسمیت بشناسد و منافع ملی را بر بقای سیاسی خود مقدم بداند.
واقعیت تلخ این است که در صورت گسترش دوباره جنگ، رهبران جمهوری اسلامی تنها کسانی نخواهند بود که هزینه تصمیم‌هایشان را می‌پردازند. خانواده‌هایی که خانه و زندگی‌شان در معرض حمله قرار می‌گیرد، کارگرانی که شغلشان را از دست می‌دهند، بیمارانی که دسترسی‌شان به دارو و درمان دشوارتر می‌شود و جوانانی که آینده‌شان زیر سایه بحران و ناامنی نابود می‌شود، صورت‌حساب واقعی این سیاست را دریافت خواهند کرد.
مجتبی خامنه‌ای می‌تواند از پشت پرده از شکست آمریکا، پیروزی جبهه حق و تغییر نظم جهانی سخن بگوید؛ اما هیچ‌کدام از این عبارت‌های پرطمطراق، هزینه نان، دارو، اجاره خانه و امنیت ازدست‌رفته مردم را پرداخت نمی‌کند.
مسئله اصلی ایران امروز این نیست که کدام قدرت جهانی در رقابت ژئوپلیتیک پیروز خواهد شد. مسئله این است که چرا یک حکومت باید سرنوشت یک ملت را به چنین رقابت پرهزینه و خطرناکی گره بزند.
پیام ۱۳ آبان یک هشدار جدی است: جمهوری اسلامی، دست‌کم در موضع اعلام‌شده رهبرش، هنوز حاضر نیست از سیاست تقابل فاصله بگیرد. رهبر غایب اما تهدیدهای حاضر، بار دیگر بر طبل جنگ کوبیده است. در این میان، مردم ایران نه درباره آغاز این ماجراجویی‌ها تصمیم می‌گیرند و نه در تعیین هزینه‌های آن اختیار چندانی دارند؛ اما نخستین قربانیان پیامدهایش خواهند بود.
ایران خانه مردم ایران است، نه ملک موروثی هیچ خاندان و نه سکوی پرتاب رؤیاهای ایدئولوژیک هیچ رهبر و حکومتی. امنیت، رفاه و آینده این کشور نباید قربانی جنگی شود که تصمیم‌گیرندگانش از پاسخگویی به شهروندان خود نیز پرهیز می‌کنند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن