فرهاد فربودی
اکنون بازار طلا و سکه به صحنهای برای نمایش اثرگذاری سیاستهای ارزی بانک مرکزی تبدیل شده است؛ جایی که کاهش حدود ۹ میلیون تومانی قیمت سکه در چند روز اخیر برجسته میشود، اما افزایش نزدیک به ۷۵ میلیون تومانی آن از نیمه مردادماه تا روزهای اخیر، در حاشیه قرار میگیرد. این شیوه روایت، بیش از آنکه تصویری کامل از وضعیت بازار ارائه کند، توجه افکار عمومی را به یک مقطع کوتاه معطوف میکند و امکان ارزیابی واقعبینانه عملکرد سیاستگذار پولی را کاهش میدهد.
اظهارات اخیر رئیس اتحادیه فروشندگان طلا و جواهر تهران درباره کاهش قیمت طلا و سکه و نسبت دادن بخشی از این افت به سیاستهای ارزی بانک مرکزی، در ظاهر بر یک واقعیت بازار تکیه دارد. قیمتها در روزهای اخیر کاهش یافتهاند و نمیتوان اصل این اتفاق را انکار کرد. با این حال، مسئله اصلی نه ثبت کاهش قیمت، بلکه نحوه تفسیر آن و تصویری است که از عملکرد سیاستگذار به جامعه منتقل میشود. هنگامی که یک نهاد اقتصادی برای اثبات موفقیت سیاستهای خود به تغییرات چندروزه استناد میکند، اما روند چندماهه قیمتها را در محاسبات خود وارد نمیکند، ارزیابی عملکرد آن بهجای یک بررسی اقتصادی جامع، به گزارشی گزینشی تبدیل میشود.
بررسی ارقام بازار سکه نشان میدهد که قیمت سکه تمام بهار آزادی طرح جدید در روز پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵ به ۲۶۸ میلیون و ۷۹۰ هزار تومان رسید. این رقم در روز شنبه ۱۸ مهر به ۲۶۹ میلیون و ۳۱۰ هزار تومان افزایش یافت، اما پس از آن مسیر نزولی در پیش گرفت. قیمت سکه در روزهای یکشنبه و دوشنبه بهترتیب به ۲۶۷ میلیون و ۲۵۵ هزار تومان و ۲۶۳ میلیون و ۵۷۵ هزار تومان رسید و عصر روز سهشنبه نیز ۲۶۰ میلیون تومان گزارش شد. به این ترتیب، قیمت سکه از شنبه تا سهشنبه ۹ میلیون و ۳۱۰ هزار تومان کاهش یافت؛ افتی که در مقیاس چندروزه قابلتوجه است، اما برای قضاوت درباره عملکرد بانک مرکزی بهتنهایی کفایت نمیکند.
نقطه تعیینکننده در این بررسی، مقایسه این کاهش با روندی است که پیش از آن در بازار شکل گرفته بود. قیمت سکه طرح جدید در ۱۵ مردادماه ۱۸۵ میلیون و ۲۰ هزار تومان بود؛ رقمی که تا روز سهشنبه ۲۱ مهر به ۲۶۰ میلیون تومان رسید. این مقایسه از افزایش حدود ۷۵ میلیون تومانی قیمت سکه در این فاصله حکایت دارد. به بیان دیگر، بازار پس از تجربه یک افزایش سنگین، تنها بخشی از مسیر صعودی خود را در چند روز اخیر عقبنشینی کرده است. اگر قرار باشد کاهش اخیر بهعنوان نشانه موفقیت سیاست ارزی معرفی شود، افزایش پیشین قیمتها نیز باید در همان ارزیابی لحاظ شود؛ زیرا نمیتوان یک حرکت کوتاهمدت را معیار موفقیت دانست و روند بزرگتری را که قدرت خرید مردم را تحت فشار گذاشته است، نادیده گرفت.
مقایسه قیمت سکه در ابتدای مهرماه با نرخهای روزهای اخیر نیز همین تصویر را تأیید میکند. در اول مهرماه، قیمت هر سکه تمام بهار آزادی طرح جدید ۲۳۶ میلیون و ۴۸۰ هزار تومان بود؛ یعنی حدود ۲۳ میلیون و ۵۲۰ هزار تومان کمتر از قیمت ثبتشده در روز سهشنبه ۲۱ مهر. بنابراین، حتی پس از افت چندروزه اخیر، قیمت سکه در مقایسه با ابتدای مهر افزایش قابلتوجهی را تجربه کرده است. این داده نشان میدهد که کاهش اخیر را نمیتوان بدون در نظر گرفتن افزایش قیمت در هفتههای گذشته تحلیل کرد. بازار ممکن است در چند روز نزولی شود، اما این افت لزوماً به معنای بازگشت قیمتها به سطوح قبلی یا جبران فشار واردشده بر خریداران نیست.
در بازار سکه یکگرمی نیز روندی مشابه دیده میشود. قیمت این سکه در ۱۵ مرداد ۱۸ میلیون و ۵۷۸ هزار تومان و در اول مهر ۲۳ میلیون و ۷۶۵ هزار تومان بود. بر این اساس، قیمت سکه یکگرمی در مقایسه با ۱۵ مرداد حدود ۷ میلیون و ۸۰ هزار تومان افزایش یافته و در مقایسه با اول مهر نیز حدود یک میلیون و ۸۹۵ هزار تومان بیشتر شده است. این ارقام نشان میدهند که افزایش قیمت محدود به سکههای گرانقیمت نیست و حتی در بخشهایی از بازار که مبالغ کمتری برای خرید لازم دارند، فشار افزایش قیمت همچنان محسوس است. برای خانوارهایی که طلا را بهعنوان پساندازی کوچک یا ابزاری برای حفظ ارزش دارایی خود انتخاب میکنند، چنین تغییراتی صرفاً نوسان بازار نیست؛ بلکه به معنای دشوارتر شدن دسترسی به داراییهایی است که زمانی با مبالغ بسیار کمتری قابل خریداری بودند.
تحلیل بازار طلا بدون توجه به تحولات اونس جهانی و نرخ ارز در داخل کشور ناقص خواهد بود. رئیس اتحادیه فروشندگان طلا و جواهر تهران اعلام کرده است که قیمت اونس جهانی از ابتدای هفته ۲۲ دلار افزایش یافته، در حالی که قیمت طلا و سکه در بازار داخلی کاهش پیدا کرده است. اما ارقام ثبتشده در بررسی حاضر با این میزان افزایش انطباق ندارند.
قیمت هر اونس طلا در روز جمعه ۴۱۹۵ دلار بود و در روز شنبه به ۴۱۹۳ دلار کاهش یافت. در روز دوشنبه، با افت ۲۳ دلاری، قیمت اونس به ۴۱۷۰ دلار رسید و روز سهشنبه با افزایش ۱۶ دلاری به ۴۱۸۶ دلار رسید. بنابراین، اونس در مقایسه با روز شنبه ۷ دلار کاهش داشته، هرچند نسبت به نرخ روز دوشنبه ۱۶ دلار افزایش یافته است. در نتیجه، رقم افزایش ۲۲ دلاری از ابتدای هفته با دادههای ارائهشده در این بررسی همخوانی ندارد.
اهمیت این اختلاف زمانی بیشتر میشود که روند اونس در بازه طولانیتر بررسی شود. قیمت اونس در اول مهر ۴۲۸۴ دلار بود؛ یعنی حدود ۹۸ دلار بیشتر از نرخ ۴۱۸۶ دلاری روز سهشنبه ۲۱ مهر. در ۱۵ مرداد نیز قیمت اونس ۴۲۴۲ دلار گزارش شده بود؛ رقمی که ۵۶ دلار بالاتر از نرخ روز ۲۱ مهر است. به این ترتیب، در فاصله مورد بررسی، قیمت جهانی طلا کاهش یافته، اما قیمت سکه در بازار داخلی از ۱۸۵ میلیون و ۲۰ هزار تومان به ۲۶۰ میلیون تومان رسیده است. این واگرایی نشان میدهد که نوسانات اونس بهتنهایی نمیتواند تغییرات بازار داخلی را توضیح دهد و نرخ ارز و سایر عوامل اثرگذار بر قیمتگذاری طلا در ایران نقش تعیینکنندهای دارند.
کاهش نرخ ارز در بازار داخلی میتواند اثر افزایش قیمت جهانی طلا را خنثی کند یا حتی در شرایطی که اونس نیز نزولی است، افت قیمت طلا و سکه را تشدید کند. برعکس، افزایش نرخ ارز ممکن است اثر کاهش قیمت جهانی طلا را جبران کند و قیمت داخلی را بالا ببرد. از این رو، اگر مداخله بانک مرکزی به کاهش نرخ ارز و افت قیمت سکه منجر شده باشد، میتوان این سیاست را یکی از عوامل مؤثر در تحولات اخیر دانست؛ اما نسبت دادن تمام کاهش قیمتها به سیاست ارزی، بدون بررسی سهم سایر عوامل، نتیجهای فراتر از دادههای موجود خواهد بود. مهمتر آنکه کاهش قیمت در چند روز، بهخودیخود نشان نمیدهد که سیاست اتخاذشده در بلندمدت نیز موفق خواهد بود.
بانک مرکزی از عرضه ارز در مقیاسی تا سقف دو میلیارد دلار سخن گفته است. چنین مداخلهای، بهویژه در شرایط جنگ و محدودیتهای ناشی از محاصره دریایی و تحریمها، نیازمند ارزیابی دقیق اقتصادی است. منابع ارزی محدود هستند و استفاده از آنها برای مدیریت کوتاهمدت بازار، هزینه فرصت دارد؛ یعنی منابعی که در یک مسیر مصرف میشوند، دیگر به همان شکل در دسترس سایر نیازهای اقتصادی نخواهند بود. بنابراین، پرسش اصلی این نیست که آیا قیمت سکه در چند روز کاهش یافته است یا خیر؛ پرسش این است که این کاهش با چه میزان منابع حاصل شده، چه مدت دوام خواهد داشت و آیا دستاورد آن با هزینههای صرفشده تناسب دارد یا نه. بدون پاسخ به این پرسشها، اعلام کاهش قیمت نمیتواند بهتنهایی معیاری برای موفقیت سیاست ارزی باشد.
آنچه در نحوه بازتاب تحولات اخیر بازار طلا اهمیت دارد، فاصله میان یک واقعیت کوتاهمدت و تصویری است که از آن ساخته میشود. کاهش ۹ میلیون و ۳۱۰ هزار تومانی قیمت سکه از شنبه تا سهشنبه، دادهای واقعی است؛ همانطور که افزایش حدود ۷۵ میلیون تومانی آن از ۱۵ مرداد تا ۲۱ مهر نیز واقعیتی انکارناپذیر است. تمرکز بر داده نخست و کمرنگ کردن داده دوم، میتواند این تصور را ایجاد کند که سیاستگذار توانسته بازار را بهطور معناداری مهار کند، در حالی که سطح قیمتها همچنان بسیار بالاتر از ماههای گذشته قرار دارد. حتی افت اخیر نیز قیمت سکه را به سطح ابتدای مهر بازنگردانده است. ارزیابی سیاست ارزی بانک مرکزی باید بر پایه مجموعهای از شاخصها، از جمله روند قیمتها در بازههای زمانی متفاوت، تغییرات نرخ ارز، تحولات اونس جهانی، هزینه مداخله و پایداری نتایج صورت گیرد. اگر کاهش قیمتها ادامه یابد و بدون مصرف مستمر منابع ارزی به ثبات بازار منجر شود، میتوان از دستاوردی ماندگارتر سخن گفت. اما تا زمانی که چنین پایداریای اثبات نشده است، تبدیل افت چندروزه قیمت سکه به نشانه قطعی موفقیت سیاست ارزی، بیشتر از آنکه بیانگر کارنامه کامل بانک مرکزی باشد، بازتاب انتخاب یک بازه زمانی محدود برای روایت عملکرد آن است. بازار طلا را نمیتوان تنها با چند روز کاهش قیمت سنجید؛ بهویژه هنگامی که در همان بازار، قیمت سکه طی حدود دو ماه نزدیک به ۷۵ میلیون تومان افزایش یافته است.