اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
تهدید نمایندگان جمهوری اسلامی به خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، در شرایطی که جنگ با آمریکا و اسرائیل هنوز به توافقی پایدار منتهی نشده، میتواند به یکی از پرهزینهترین تصمیمهای سیاست خارجی تهران تبدیل شود؛ تصمیمی که نهفقط مناسبات هستهای ایران، بلکه مسیر مذاکرات، فشارهای بینالمللی و خطر رویارویی نظامی را تحت تأثیر قرار میدهد.
اظهارات ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، درباره آماده بودن بیش از ۱۰ طرح برای خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، بار دیگر بحثی قدیمی را به مرکز مناقشه سیاسی در تهران بازگردانده است: آیا جمهوری اسلامی میخواهد با تهدید خروج از NPT امتیاز بگیرد یا واقعاً درصدد کنار گذاشتن یکی از مهمترین چارچوبهای حقوقی مرتبط با برنامه هستهای خود است؟
این پرسش در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که آتشبس میان ایران و آمریکا و اسرائیل به توافقی جامع و باثبات تبدیل نشده و مذاکرات برای پایان دادن به جنگ همچنان با اختلافهای جدی روبهرو است. گزارشهای اخیر نیز از ادامه بنبست در مذاکرات و اختلاف بر سر برنامه هستهای و تنگه هرمز حکایت دارند.
از طرحهای پارلمانی تا تصمیمی که هنوز قطعی نیست
طرح خروج از NPT در مجلس ایران پدیدهای تازه نیست. پس از تشدید تنشهای هستهای و حملات نظامی به تأسیسات ایران، گروهی از نمایندگان بارها خواستار کنار گذاشتن این پیمان شدهاند. انجمن کنترل تسلیحات آمریکا در گزارشی در سال ۲۰۲۶ نوشت که طرحی با عنوان «حمایت از حقوق هستهای ملت ایران» نیز در مجلس مطرح شده که خروج از پیمان، لغو قانون مرتبط با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ و تنظیم همکاریهای جدید هستهای را در بر میگیرد.
با این حال، تعدد طرحها به معنای وجود اجماع سیاسی برای خروج نیست. پیشتر رضایی از ارائه حدود ۱۵ طرح خبر داده بود، اما همزمان تأکید داشت که هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است. گزارشهای اخیر نیز از اختلاف میان نمایندگان درباره میزان حمایت مجلس از چنین اقدامی حکایت دارند.
این اختلاف را باید جدی گرفت. در ساختار جمهوری اسلامی، مجلس میتواند با تصویب قانون دولت را برای پیگیری خروج تحت فشار قرار دهد، اما تصمیمی با این ابعاد صرفاً یک منازعه پارلمانی نیست. شورای عالی امنیت ملی، دولت و نهادهای تصمیمگیر در سیاست خارجی و هستهای و در راس آنها بیت رهبر غايب جمهوری اسلامی نیز در تعیین مسیر نهایی نقش دارند. حتی اگر نمایندگان طرحی را تصویب کنند، چگونگی اجرا و پیامدهای آن به تصمیمها و اقدامات بعدی حکومت وابسته خواهد بود.
استدلال طرفداران خروج روشن است: ایران عضو پیمانی بوده که قرار بوده امکان استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را تضمین کند، اما عضویت در آن مانع تحریمها، فشارهای سیاسی و حملات نظامی نشده است. از نگاه این گروه، ادامه عضویت بدون برخورداری از تضمین امنیتی و منافع اقتصادی، نامتوازن و زیانبار است.
اما این استدلال یک پرسش اساسی را بیپاسخ میگذارد: آیا خروج از پیمان، هزینههای رفتار قدرتهای خارجی را کاهش میدهد یا هزینههای بیشتری بر دوش ایران میگذارد؟ تجربه روابط بینالمللی نشان میدهد که فقدان تضمین امنیتی، لزوماً با کنار گذاشتن سازوکارهای نظارتی جبران نمیشود.
چرا خروج در میانه آتشبس میتواند خطرناک باشد؟
مهمترین پیامد سیاسی خروج از NPT در شرایط کنونی، تغییر برداشت طرف مقابل از نیت هستهای جمهوری اسلامی است. تهران ممکن است این اقدام را واکنشی به حملات نظامی و راهی برای افزایش قدرت چانهزنی معرفی کند؛ اما واشینگتن، اسرائیل و شماری از دولتهای اروپایی آن را نشانه کاهش محدودیتهای حقوقی بر برنامه هستهای ایران و افزایش خطر گسترش تسلیحات هستهای ارزیابی خواهند کرد.
این تفاوت در برداشتها اهمیت تعیینکننده دارد. در شرایطی که اعتماد میان طرفین بهشدت آسیب دیده، خروج از پیمان میتواند فضای محدود باقیمانده برای مذاکره را کوچکتر کند. آمریکا ممکن است برای جلوگیری از پیشرفت احتمالی برنامه هستهای ایران، فشار اقتصادی و نظامی را افزایش دهد؛ اسرائیل نیز ممکن است چنین تصمیمی را دلیلی تازه برای توجیه اقدامات امنیتی یا نظامی بداند.
از نظر حقوقی نیز خروج فوری و یکجانبه امکانپذیر نیست. ماده دهم NPT به هر کشور عضو اجازه میدهد در صورت وقوع رویدادهای فوقالعاده مرتبط با موضوع پیمان که منافع عالی آن کشور را به خطر انداخته باشد، از پیمان خارج شود. با این حال، کشور خارجشونده باید سه ماه پیشاپیش به دیگر اعضا و شورای امنیت سازمان ملل اطلاع دهد و دلایل تصمیم خود را اعلام کند.
بنابراین، حتی اعلام رسمی خروج نیز یک دوره سهماهه ایجاد میکند که میتواند هم فرصتی برای دیپلماسی باشد و هم به دورهای از تشدید تنش تبدیل شود. اگر تهران این مهلت را با هدف وادار کردن آمریکا به امتیازدهی آغاز کند، باید احتمال شکست این محاسبه را نیز بپذیرد.
نکته دیگر آن است که خروج از NPT بهخودیخود تمام تعهدات حقوقی مرتبط با مواد و تأسیسات هستهای را محو نمیکند. وضعیت توافقهای پادمانی، تعهدات پیشین و مواد هستهای دریافتشده در چارچوب همکاریهای بینالمللی همچنان میتواند محل اختلاف حقوقی باشد. از این رو، خروج نه به معنای آزادی نامحدود در فعالیت هستهای است و نه تضمینی برای مصون ماندن از فشارهای خارجی.
هزینه واقعی خروج؛ از انزوای دیپلماتیک تا خطر رویارویی دوباره
مهمترین هزینه احتمالی خروج، افزایش فاصله ایران با نظام بینالمللی عدم اشاعه است. عضویت در NPT برای ایران محدودیتهایی ایجاد میکند، اما همزمان چارچوبی حقوقی برای دفاع از حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و مذاکره درباره همکاریهای فنی فراهم میآورد. خروج میتواند این موقعیت را تضعیف کند و همکاری کشورهای تأمینکننده فناوری و تجهیزات هستهای با ایران را دشوارتر سازد.
در حوزه تحریمها نیز نباید انتظار داشت که خروج از پیمان بهتنهایی سازوکارهای فشار اقتصادی را متوقف کند. تحریمهای آمریکا و محدودیتهای دیگر بر اساس مبانی حقوقی متعددی اعمال شدهاند و خروج از NPT آنها را خودکار لغو نمیکند. در مقابل، تصمیم تهران ممکن است زمینه سیاسی تازهای برای تحریمهای بیشتر یا هماهنگی گستردهتر میان کشورهای مخالف برنامه هستهای ایران فراهم کند.
خطر دیگر، افزایش احتمال محاسبه اشتباه نظامی است. هنگامی که بازرسیها و دسترسیهای نظارتی محدود باشند، تشخیص ماهیت و وضعیت فعالیتهای هستهای دشوارتر میشود. در چنین فضایی، دولتهای ممکن است بدترین سناریو را مبنای تصمیمگیری قرار دهند. خروج از پیمان، بهویژه اگر با قطع همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همراه شود، میتواند این ابهام را تشدید کند.
در نهایت، خروج از NPT ممکن است برای بخشی از جریان سیاسی حاکم، نماد ایستادگی در برابر فشار خارجی باشد؛ اما سیاست خارجی را نمیتوان صرفاً بر مبنای ارزش نمادین یک تصمیم سنجید. پرسش تعیینکننده این است که آیا این اقدام امنیت ایران را افزایش میدهد، قدرت چانهزنی آن را تقویت میکند و راهی برای پایان دادن به بحران میگشاید، یا برعکس، فشار اقتصادی و خطر جنگ را بیشتر میکند.
در شرایطی که آتشبس شکننده است و مذاکرات هنوز به توافقی پایدار نرسیده، خروج از NPT میتواند بیش از آنکه راهحلی برای بحران باشد، به عاملی تازه برای تشدید آن تبدیل شود. اگر هدف تهران گرفتن امتیاز در مذاکرات است، تهدید به خروج شاید ابزار فشار تلقی شود؛ اما تبدیل این تهدید به تصمیمی عملی، ممکن است هزینهای بهمراتب بیشتر از امتیازهایی داشته باشد که حکومت امیدوار است به دست آورد.