خانه پیشنهاد هم‌وطن پرستاران؛ ستون‌های خسته نظام سلامت

هموطن بررسی می‌کند؛

پرستاران؛ ستون‌های خسته نظام سلامت

در هفته‌ای که گذشت، فضای مجازی ایران پر شد از ویدئوهای پرستارانی که با انتشار احکام استعفای خود، خبر از ترک شغلشان دادند.

اختصاصی گروه اجتماعی/ مریم روشن

در هفته‌ای که گذشت، فضای مجازی ایران پر شد از ویدئوهای پرستارانی که با انتشار احکام استعفای خود، خبر از ترک شغلشان دادند. این موج که در کنار آمارهای قدیمی‌تر درباره کمبود و خروج نیروی پرستاری قرار می‌گیرد، نشانه‌ای از رسیدن فشار معیشتی به نقطه‌ای است که دیگر تخصص و سال‌ها تحصیل، تضمین‌کننده یک زندگی شرافتمندانه نیست.

ابعاد بحران نیروی انسانی در نظام سلامت
آمارها و برآوردهای موجود، عمق مشکل را نشان می‌دهند. پژوهش‌های مرتبط با منابع انسانی نظام سلامت، کمبود حدود ۱۰۰ هزار پرستار در سراسر کشور را برآورد کرده‌اند. دبیرکل خانه پرستار از خانه‌نشینی ۶۰ تا ۷۰ هزار پرستار خبر داده است؛ یعنی افرادی که آموزش دیده‌اند اما به‌دلیل شرایط نامناسب، دیگر به حرفه خود بازنمی‌گردند. سالانه حدود ۳ هزار پرستار به‌دلیل مشکلات معیشتی و فشار کاری از کشور مهاجرت می‌کنند یا کلاً از حرفه پرستاری خارج می‌شوند. در برخی استان‌ها مانند همدان، بیمارستان‌ها با کمبود حداقل ۱۰۰۰ نیروی پرستاری مواجه‌اند. این اعداد وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، تصویر یک سیستم سلامت را نشان می‌دهند که با وجود تربیت حجم زیادی نیرو، در «حفظ تجربه» و «نگه‌داشت نیروی کارآمد» ناتوان است.

تخصص در برابر فقر: وقتی مهارت، تضمین‌کننده زندگی نیست
بخش مهمی از تحلیل‌ها حول این محور می‌چرخد که امروز شغل پرستاری، از نظر اقتصادی «بی‌صرفه» شده است. برای بسیاری از پرستاران، درآمد حاصل از کار با حجم مسئولیت، ساعت کاری و استرس شغل تناسبی ندارد؛ به‌طوری که برخی فقط برای این‌که عنوان «بیکار» به آن‌ها تعلق نگیرد، در شغل خود می‌مانند. در شرایطی که حاشیه سود کارفرما (دولت یا بخش خصوصی) به‌شدت پایین است، افزایش دستمزدها به‌سادگی ممکن نیست و در نتیجه نوعی بن‌بست اقتصادی شکل گرفته است. این وضعیت باعث شده بسیاری از پرستاران، علی‌رغم سال‌ها سرمایه‌گذاری روی تحصیل و کسب مهارت، نتوانند با همان مهارت زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشند و مجبور به کارهای جانبی یا تغییر مسیر شغلی شوند. به بیان دیگر، مسئله فقط «حقوق کم» نیست؛ مسئله «بی‌ارزش‌شدن تخصص» در محاسبات اقتصادی کلان است.

پرستاران فرسوده؛ از شیفت‌های طولانی تا دوشغله‌بودن
وضعیت پرستاران نمونه بارز این فرسودگی است. بسیاری از پرستاران برای تأمین حداقل‌های زندگی، ناچارند در دو بیمارستان یا دو محل کار شیفت پر کنند؛ وضعیتی که فرسودگی شغلی را تشدید می‌کند. در مناطق محروم، پرستاران گاهی ۲۴ ساعته در دسترس‌اند، بدون استراحت کافی و با حجم کاری چندبرابر قراردادهای رسمی. با وجود اصلاح‌های جزئی در ضرایب کاری و اضافه‌کاری در یکی‌دو سال اخیر، مشکل اصلی یعنی «دستمزد غیرمنصفانه نسبت به مسئولیت و خطر شغل» پابرجاست. وقتی پرستاری که ۱۰ سال سابقه دارد، در زمان استراحتش زبان می‌خواند تا شاید روزی از این سیستم «مهاجرت» کند، یعنی سیستم به‌جای انباشت تجربه، در حال دفع تجربه است.

استعفا؛ نوعی مهاجرت داخلی
یکی از نکات کلیدی در تحلیل این پدیده، بازتعریف مفهوم «مهاجرت» است. مهاجرت فقط بستن چمدان و رفتن به خارج از کشور نیست؛ گاهی فرد از شغل خودش مهاجرت می‌کند و می‌گوید: «هر کاری حاضرم انجام دهم، جز کاری که برایش آموزش دیدم.» بسیاری از پرستاران در تعادلی شکننده قرار دارند؛ یک برخورد نامناسب، یک کامنت تحقیرآمیز یا یک بی‌توجهی مدیریتی می‌تواند آن‌ها را به نقطه تصمیم نهایی برساند. شبکه‌های اجتماعی در این میان کارکردی شبیه به «برون‌ریزی عاطفی» پیدا کرده‌اند؛ جایی که فرد برای لحظاتی فشار روانی‌اش را تخلیه می‌کند تا فردا دوباره به چرخه بازگردد. این نوع مهاجرت، اگرچه مرز جغرافیایی را جابه‌جا نمی‌کند، اما همان‌قدر برای سیستم هزینه‌آور است: از دست رفتن نیروی متخصص، تجربه انباشته و در نهایت کاهش کیفیت خدمات به مردم.

درآمدهای نجومی؛ استثنا یا قاعده؟
در واکنش به این موج استعفا، گاهی به درآمدهای بالای برخی پرستاران (کار خصوصی، پرستاری در منزل) استناد می‌شود تا کل صنف را ثروتمند جلوه دهند. اما این موارد، استثناهای محدودی هستند و نمی‌توان درآمد یک یا دو درصد افراد را به کل یک صنف تعمیم داد. دیدن یک پرستار خصوصی با تعرفه بالا، نباید باعث شود واقعیت بخش بزرگی از پرستاران در سیستم دولتی و مناطق محروم نادیده گرفته شود. این تعمیم‌های نادرست، هم درد نیروهای شاغل را نادیده می‌گیرد و هم مانع از درک واقعی عمق بحران می‌شود.
بحران انباشت تجربه، نه فقط کمبود نیرو سیاست‌گذار در سال‌های گذشته، پاسخ به کمبود نیرو را عمدتاً در «افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو» دیده است. انواع طرح‌های تعهدی، سهمیه‌های مناطق محروم و افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها اجرا شده، به‌طوری که به‌قول یکی از تحلیلگران، ایران با پول نفت خود برای بسیاری از کشورها کادر درمان تربیت کرده است. اما بحران اصلی، «کمبود تعداد» نیست؛ بحران «از دست رفتن تجربه» است. پرستاری با ۱۰ سال سابقه، تجربه‌ای دارد که با افزایش ظرفیت دانشجو جبران نمی‌شود. وقتی نیروهای باتجربه به‌دلیل فرسودگی شغلی و فشار معیشتی سیستم را ترک می‌کنند، فقط یک نیروی انسانی خارج نمی‌شود؛ سال‌ها تجربه انباشته نیز از سیستم حذف می‌شود.


جان مردم به قیمت سیاست‌گذاری؟
حساسیت موضوع وقتی بیشتر می‌شود که بدانیم این شغل مستقیم با «جان انسان‌ها» سروکار دارد. حضور یک پرستار هوشیار در بخش مراقبت‌های ویژه می‌تواند تفاوت بین زندگی و مرگ، یا بین سلامت و معلولیت مادام‌العمر باشد. وقتی بخش بزرگی از ذهن پرستار درگیر تأمین حداقل‌های زندگی باشد، طبیعی است که تمرکز او بر مراقبت از بیمار کاهش یابد. تحریم‌ها، شرایط اقتصادی، فساد و ناکارآمدی مدیریتی همگی در این وضعیت اثرگذارند، اما وقتی پای جان مردم در میان باشد، نمی‌توان با شعار «افزایش ظرفیت» یا «پشت در بودن نیرو» صورت‌مسئله را پاک کرد.

اگر امروز چاره‌ای نشود، فردا چه کسی می‌ماند؟
موج استعفای پرستاران، اگرچه در ظاهر یک پدیده صنفی به نظر می‌رسد، اما در باطن هشداری است درباره آینده سلامت در ایران. اگر اقتصاد ثبات نداشته باشد و معیشت نیروهای متخصص تأمین نشود، نه پرستاری برای مراقبت از بیمار می‌ماند. سیاست‌هایی که فقط به «تعداد نیرو» فکر می‌کنند و «کیفیت زندگی نیروی موجود» را نادیده می‌گیرند، در نهایت به سیستمی منجر می‌شوند که پر از نیروی تازه‌واردِ بی‌تجربه و خسته است. و در نهایت، این مردم عادی‌اند که هزینه این سیاست‌گذاری‌ها را با کیفیت پایین‌تر سلامت پرداخت می‌کنند. اگر امروز فکری به حال معیشت، حقوق و شأن پرستاران نشود، فردا نه‌تنها «نیرو» کم خواهد بود، بلکه «تجربه»، «انگیزه» و «امید» نیز از سیستم رخت خواهد بست.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن