خانه پیشنهاد هم‌وطن سایه «حشدالشعبی» بر دانشگاه‌ها

بررسی ریشه‌های خشم متراکم مردم سمنان و تبعیض‌های ساختاری

سایه «حشدالشعبی» بر دانشگاه‌ها

وقوع درگیری‌های بی‌سابقه در شهر سمنان میان شهروندان ایرانی و گروهی از دانشجویان عراقی، بار دیگر خشم خفته و متراکم جامعه نسبت به سیاست‌های استعماری، رفتارهای تبعیض‌آمیز و حاکمیت شبه‌نظامی‌گری در نظام آموزش عالی کشور را به صدر توجهات رسانه‌ای و بین‌المللی بازگردانده است.

اختصاصی هم‌وطن/ گروه اجتماعی-بیژن پویان
 
 
وقوع درگیری‌های بی‌سابقه در شهر سمنان میان شهروندان ایرانی و گروهی از دانشجویان عراقی، بار دیگر خشم خفته و متراکم جامعه نسبت به سیاست‌های استعماری، رفتارهای تبعیض‌آمیز و حاکمیت شبه‌نظامی‌گری در نظام آموزش عالی کشور را به صدر توجهات رسانه‌ای و بین‌المللی بازگردانده است. شامگاه ۱۵ شهریورماه، خیابان‌های اطراف خوابگاه غیردولتی «نیکان» در سمنان به صحنه تجمعی اعتراضی و پرالتهاب مبدل شد که خیلی زود به درگیری‌های شدید و ورود معترضان به محوطه خوابگاه کشیده شد. انتشار سریع تصاویر و ویدیوها در شبکه‌های اجتماعی نشان داد که شهروندان سمنانی و دانشجویان ایرانی، در اعتراض به برخوردهای تحقیرآمیز، تعرض‌ها و رفتارهای آسیب‌زای برخی اتباع عراقی منتسب به گروه‌های شبه‌نظامی دست به تجمع زده‌اند. در حالی که رسانه‌های دولتی عراق و دستگاه‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی شتاب‌زده کوشیده‌اند این رویداد را به «خصومت‌های قومی» یا «نژادپرستی» تقلیل دهند، تحلیل عمیق‌تر تحولات نشان می‌دهد آنچه در سمنان رخ داد، ناشی از آتش فروخورده تبعیض‌های ساختاری، اعطای مصونیت قضایی و رفاهی به نیروهای نیابتی حکومت، و خشم متراکم مردم از نقش تاریخی این گروه‌ها در سرکوب‌های خونین خیابانی دهه اخیر است.
 
از ادعای تعرض تا شست‌وشوی خبری مسئولان
ابعاد تحولات سمنان از همان ساعات نخست با بازتاب گسترده در رسانه‌ها همراه شد، اما شکاف عمیقی میان روایت‌های رسمی حکومت و مشاهدات عینی شهروندان و دانشجویان به چشم می‌خورد. وب‌سایت رویداد۲۴ با انتشار گزارشی تحلیلی درباره ابعاد حادثه نوشت: «دست‌کم سه ویدیو از این حادثه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است؛ دو ویدیو از داخل ساختمان خوابگاه و از سوی دانشجویان عراقی دانشگاه سمنان ضبط شده و یک ویدیو نیز از تجمع بیرون خوابگاه منتشر شده است.» به نوشته این رسانه مستقل، برخی رسانه‌های محلی و کاربران شبکه‌های اجتماعی روایتی را منتشر کردند که بر اساس آن، «درگیری پس از آن آغاز شد که گروهی از دانشجویان ایرانی گفتند چند دانشجوی عراقی که از آن‌ها تحت‌عنوان حشد شعبی یاد شده، یک دختر ایرانی را به زور به داخل خوابگاه برده‌اند.» رویداد۲۴ افزود که پس از فرار چند دانشجوی عراقی به داخل ساختمان، مردم و جوانان خشمگین سمنان مقابل محل اسکان آنان تجمع کردند و دامنه درگیری به داخل محوطه خوابگاه کشیده شد.

در مقابل این روایت، رسانه‌های وابسته به دولت عراق روایتی کاملاً یک‌طرفه و تحریک‌آمیز ارائه دادند تا اصل مسئله را پنهان کنند. روزنامه اینترنتی «بغداد الیوم» به نقل از خبرنگار خود در استان سمنان مدعی شد که «بیش از ۱۵۰ نفر به خوابگاه دانشجویان عراقی حمله کرده و شماری از آنان را به‌شدت مجروح کرده‌اند.» این روزنامه همچنین اتهاماتی نظیر سرقت تلفن همراه، پول نقد و ساعت دانشجویان عراقی را مطرح کرد و مدعی شد که نیروی انتظامی مانع از اقدامات معترضان نشده است؛ ادعاهایی که از سوی هیچ مرجع مستقلی تأیید نشده و صرفاً به عنوان تاکتیکی برای جلب مظلومیت بین‌المللی ارزیابی شد.

مواضع مقامات قضایی و دانشگاهی ایران نیز منعکس‌کننده رویه همیشگی حاکمیت در سرپوش نهادن بر انگیزه واقعی معترضان و تکذیب صورت‌مسئله بود. خبرگزاری ایرنا به نقل از محمدصادق اکبری، رئیس‌کل دادگستری استان سمنان گزارش داد: «در پی وقوع درگیری میان تعدادی از شهروندان و برخی از دانشجویان عراقی در محدوده محل اسکان آنان، موضوع بلافاصله در دستور کار دستگاه قضایی و انتظامی استان قرار گرفت.» اکبری با ادعای اینکه گزارش‌های رسانه‌های غیررسمی با واقعیت تطبیق ندارد، اعلام کرد: «تاکنون ۲ نفر از افراد دخیل در این حادثه شناسایی و به مرجع انتظامی دعوت شدند.» تناقض در سخنان مسئولان زمانی به اوج رسید که روابط عمومی دانشگاه سمنان هرگونه برخورد میان دانشجویان ایرانی و خارجی را مطلقاً انکار کرد. خبرگزاری حکومتی ایسنا به نقل از روابط عمومی دانشگاه سمنان نوشت: «هیچ تقابل یا برخوردی بین دانشجویان ایرانی یا دانشجویان بین‌الملل در این فقره وجود نداشته است» و حادثه را صرفاً یک درگیری در فضای خارج از خوابگاه خواند؛ ادعایی که حتی با اظهارات رئیس دادگستری استان مبنی بر درگیری میان شهروندان و دانشجویان عراقی کاملاً در تعارض بود.

تلاش دستگاه‌های امنیتی برای پاک‌کردن صورت‌مسئله در حالی ادامه داشت که سفارت عراق در تهران با صدور بیانیه‌ای از تشکیل کمیته‌ای مشترک برای اعزام به سمنان خبر داد و به دانشجویان عراقی توصیه کرد تا زمان حل مشکل از محل اسکان خود خارج نشوند. در پی این تحولات، مسئولان دانشگاه سمنان در تصمیمی شتاب‌زده و معنادار، اعطای یک ماه مرخصی تحصیلی به دانشجویان عراقی را به اجرا گذاشتند. از نگاه ناظران سیاسی، این خروج موقت نه‌تنها تلاشی برای «خریدن زمان» و فرار از خشم عمومی مردم بود، بلکه ثابت کرد حاکمیت و طرف عراقی خوب می‌دانند که تداوم حضور این افراد در شرایط التهاب، می‌تواند به جرقه‌ای برای قیام‌های بزرگ‌تر تبدیل شود.
 
صداهایی از درون دانشگاه؛ فاجعه شهروند درجه دو بودن در وطن
برای درک عمیق‌تر آنچه در سمنان رخ داد، باید از بیانیه‌های دستوری و تکذیبیه‌های حکومتی فاصله گرفت و به صدای دانشجویانی گوش سپرد که سال‌هاست تحت شدیدترین فشارها و تبعیض‌ها روزگار می‌گذرانند. انباشت احساس تحقیر و تبدیل شدن دانشجو و شهروند ایرانی به «شهروند درجه دو» در کشور خود، اصلی‌ترین سوخت برای انفجار خیابان‌های سمنان بوده است. آرین متاجی، دبیرکل شورای هماهنگی امور مشترک شورای صنفی رفاهی دانشجویان دانشگاه سمنان، در ویدیویی که در کانال رسمی این شورا منتشر شد، خطاب به دادستان و رئیس دادگستری استان خواستار شفافیت شد و گفت: «در حال حاضر، در سطح دانشگاه‌های سراسر کشور، مواردی از تعارض‌های فرهنگی مشاهده شده است. مسئله اینجاست که همگان در برابر قانون یکسان باشند. هنگامی که دانشجوی ایرانی ما از امکان خوابگاه بهره‌مند نیست، چرا دیگری داشته باشد؟ فرد ایرانی هر زمان که اسکان یافت، آن‌ها نیز اسکان بگیرند.»

یک دانشجوی سال آخر دانشگاه سمنان که به دلایل امنیتی خواست نامش افشا نشود، در گفت‌وگویی اختصاصی با «هم‌وطن» ابعاد تلخ‌تر و نادیده‌گرفته‌شده‌تری از این تبعیض‌های روزمره را فاش کرد. این دانشجو می‌گوید: «آنچه در سمنان اتفاق افتاد ناگهانی نبود؛ خشم مردم و دانشجویان ماه‌ها و سال‌ها بود که روی هم انباشته می‌شد. مسئولان دانشگاه طوری رفتار می‌کنند که انگار ما مستأجر و اضافه هستیم و دانشجویان عراقی صاحب‌خانه و همه‌کاره. در حالی که دانشجویان نخبگی و ممتاز ایرانی برای گرفتن یک اتاق ترتیبی در خوابگاه‌های مخروبه باید هفت خان رستم را طی کنند و خیلی‌ها به خاطر مشکلات مالی انصراف می‌دهند، بهترین خوابگاه‌های شهر با بهترین امکانات رفاهی و سرویس‌های مجزا در اختیار دانشجویانی قرار می‌گیرد که حتی حداقل‌های علمی را هم ندارند. در جلسات امتحان می‌بینیم که این افراد برگه‌های سفید تحویل می‌دهند یا نمراتشان با دستور از بالا تغییر می‌کند، چون جذب آن‌ها برای دانشگاه منبع درآمد ارزی و برای حکومت یک پروژه سیاسی است.»
 
این دانشجوی دانشگاه سمنان درباره آزارها و تبعیض‌های انضباطی اضافه کرد: «چیزی که کارد را به استخوان دختران دانشجو رسانده، رفتارهای ناشایست و گستاخانه برخی از این نیروهاست. بارها پیش آمده که این افراد از دختران در محوطه دانشگاه یا کافه‌ها بدون اجازه فیلم و عکس گرفته‌اند یا در شبکه‌های اجتماعی مزاحمت‌های جدی ایجاد کرده‌اند. وقتی دختر ایرانی به حراست شکایت می‌برد، به جای برخورد با مزاحم، خود دختر دانشجو به خاطر نوع پوشش یا مقنعه‌اش توبیخ، تعلیق و به کمیته انضباطی احضار می‌شود! گشت‌های حراست برای کوچک‌ترین تار موی دختران ایرانی خط‌ونشان می‌کشند و دانشجو را تعلیق می‌کنند، اما همین عناصر عراقی که خیلی‌هاشان رسماً اعضای حشدالشعبی هستند، در داخل محوطه از کامل‌ترین مصونیت اخلاقی و رفتاری برخوردارند. ما در وطن خودمان تحقیر می‌شویم و وقتی اعتراض می‌کنیم، برچسب نژادپرستی به ما می‌زنند تا صدایمان را خفه کنند. حادثه خوابگاه نیکان انفجار همین صبر لبریز شده بود.»
 
الگوی تکراری مصونیت؛ حادثه دانشگاه همدان و خط سیر سرکوب
نگاهی به سیر تحولات یک سال گذشته نشان می‌دهد که ماجرای سمنان یک رویداد مجزا نیست، بلکه حلقه‌ای از یک زنجیره بحران‌زا در آموزش عالی ایران است. در مهرماه سال گذشته، اتفاقی مشابه و تکان‌دهنده در دانشگاه بوعلی‌سینای همدان رخ داد که توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد. بر اساس اطلاعاتی که رادیو زمانه به دست آورده بود، عده‌ای از دانشجویان عراقی وابسته به گروه حشدالشعبی، با سوءاستفاده از دسترسی به شماره تلفن دختران دانشجو در گروه‌های درسی، برای آن‌ها پیامهایی فرستاده و خواستار صیغه کردن آنان شده بودند. بی‌توجهی و سرپوش‌گذاری مسئولان دانشگاه بر این تعرض‌ها سبب شد تا اعتراضات از صحن دانشگاه به خیابان‌ها بکشد و خانواده‌ها و شهروندان همدان نیز به معترضان بپیوندند.

خبرگزاری فارس در ۱۵ مهرماه همان سال ناچار به اعتراف شد و گزارش کرد: «در پی مطرح شدن ادعایی مبنی بر تعرض برخی دانشجویان عراقی در دانشگاه بوعلی همدان، جمعیتی بیش از ۲۰۰ نفر در مقابل در دانشگاه تجمع کردند.» معترضان با سر دادن شعارهایی نظیر « دانشجو می‌میرد ذلت نمی پذیرد» و «حراست، حراست، حمایت» خواستار اخراج نیروهای خاطی شدند. اما پاسخ جمهوری اسلامی به این مطالبات مشروع چه بود؟ نیروهای امنیتی با استفاده از باتون، گاز اشک‌آور و تهدید به بازداشت، تجمعات روزهای بعد را به خاک و خون کشیدند، دادستانی همدان اصل تعرض را صرفاً یک «ادعا» خواند و معترضان را به برخورد قضایی تهدید کرد تا چتر مصونیت بر سر اعضای حشدالشعبی همچنان دست‌نخورده باقی بماند.
 
این رویکرد حمایتی بی‌دلیل نیست؛ جذب این افراد نه بر اساس صلاحیت‌های آکادمیک، بلکه بر اساس پروژه‌ای امنیتی و ایدئولوژیک پیش می‌رود. حسین سیمایی صراف، وزیر علوم جمهوری اسلامی، پیشتر در دیدار با حیدر عبدضهد، قائم‌مقام وزیر آموزش عالی عراق، جذب دانشجویان عراقی را یک «امر مقاومتی» توصیف کرده و از ایجاد شورایی ویژه برای اعطای بورس‌های تحصیلی سفارشی خبر داده بود. طبق این توافق‌ها، نیروهای شبه‌نظامی حشدالشعبی بدون نیاز به شرکت در آزمون ورودی و کنکور، در رشته‌های حساس مدیریتی و علوم انسانی در برترین دانشگاه‌های کشور از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی و صنعتی شریف پذیرفته می‌شوند.
این پروژه نظامی‌سازی با مقاومت شدید و بی‌پروای بدنه دانشجویی اصیل ایران مواجه شده است. فعالان دانشجویی دانشگاه تهران پیشتر در بیانیه‌ای در تیرماه ۱۴۰۲، ورود نیروهای حشدالشعبی را «لشکرکشی به دانشگاه» و جایگزینی دانشجویان منتقد، ستاره‌دار و اخراجی با «مزدوران دربار» خواندند. در بیانیه فعالان دانشجویی دانشگاه تهران آمده بود: «حضور هرگونه نیروی نظامی در دانشگاه چه در لباس رزم و چه در لباس درس را نپذیرفته و در برابر آن مقاومت خواهیم کرد. اجازه نمی‌دهیم نام دانشگاه با حماقت‌ها و بلاهت‌های خودفروختگان طماع لکه‌دار شود.»
 
پیوند با حافظه تاریخی و نقش شبه‌نظامیان نیابتی در سرکوب  مردم
ابعاد واقعی خشم مردم سمنان و سایر شهرهای ایران را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن نقش تاریخی این گروه‌های شبه‌نظامی در سرکوب‌های داخلی تحلیل کرد. مردم ایران بر اساس شواهد و تجربیات تلخ تاریخی، اصرار دارند که حضور پرحجم عناصر حشدالشعبی در شهرهای ایران، فرآیندی صرفاً آموزشی نیست، بلکه بخشی از طرح آماده‌سازی و استقرار نیروهای سرکوبگر کمکی برای روزهای مبادا است.
پیوند میان گروه‌های نیابتی تهران و ماشین سرکوب داخلی از زمان اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸ خبرساز شد و در سال‌های بعد به اوج رسید. نهادهای حقوق بشری و گزارش‌های متعدد میدانی تأیید کرده‌اند که در جریان خیزش سراسری «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ و همچنین اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، عناصر وابسته‌ای از گروه‌های نیابتی منطقه‌ای از جمله حشدالشعبی عراق در کنار نیروهای سپاه پاسداران، یگان ویژه و بسیج در سرکوب خشن، تیراندازی مستقیم به سوی مردم و ضرب‌وجرح معترضان در خیابان‌ها مشارکت داشته‌اند. این حضور میدانی و سرکوبگرانه، حس عمیقی از کینه و بی‌اعتمادی را در بدنه جامعه ایجاد کرده است؛ چرا که مردم، خشن‌ترین ابزارهای سرکوب حکومت را در چهره همین فرستادگان نیابتی می‌بینند. از همین رو، وقتی این افراد در محیط‌های شهری و دانشگاهی رفتارهای فراقانونی انجام می‌دهند، جامعه آن را ادامه همان زورگویی در خیابان ارزیابی کرده و رفتاری تدافعی و اعتراضی اتخاذ می‌کند.
 
مقاومت در برابر انحراف؛ افشای سناریوی «تقلیل به نژادپرستی»
رسانه‌های وابسته به حکومت ایران و برخی دستگاه‌های خبری در عراق، با درک خطرات سیاسی و اجتماعی این اعتراضات، تمام تلاش خود را به کار بسته‌اند تا حادثه سمنان را به یک «نزاع قومی» یا «زنوفوبیا (بیگانه‌هراسی)» تقلیل دهند. این تقلیل‌گرایی، یک استراتژی انحرافی هوشمندانه است که با هدف مخدوش کردن ماهیت ضداستبدادی اعتراضات و خفه کردن صدای مطالبات اصلی جامعه طراحی شده است.
جامعه ایران همواره در طول تاریخ ثابت کرده که مهمان‌نواز بوده و پذیرای ملل و فرهنگ‌های مختلف است؛ آنچه در سمنان، همدان و دانشگاه‌های کشور رخ می‌دهد، خصومت با ملیت یا مردم عراق نیست، بلکه ایستادگی در برابر «امتیازدهی سیستماتیک»، «نقض قوانین انضباطی و اخلاقی» و «باج‌دهی جمهوری اسلامی به بازوهای سرکوب خود» است. جامعه ایرانی حس می‌کند که حاکمیت، کرامت، امنیت و منابع آموزشی شهروندان خود را قربانی ماندگاری پروژه‌های سیاسی و نیابتی‌اش کرده است.

ماجرای خوابگاه نیکان سمنان و فوران خشم مردم، زنگ خطری جدی برای سیاست‌گذاران آموزش عالی است. این حادثه نشان داد که تجاری‌سازی دانشگاه‌ها و پذیرش نیروهای شبه‌نظامی تحت پوشش دانشجو، بدون زیرساخت‌های انضباطی یکسان و بدون احترام به کرامت جامعه میزبان، آتشی زیر خاکستر است. تا زمانی که تبعیض‌های ساختاری رفع نشود، قوانین برای همه به طور یکسان اعمال نگردد و استقلال و آزادی به دانشگاه‌های ایران بازنگردد، هر رویداد شهری کوچک می‌تواند به جرقه‌ای برای انفجار خشم فروخورده جامعه و پدید آمدن بحران‌های عظیم ملی و دیپلماتیک بدل شود. مردم ایران دیگر حاضر نیستند در کشور خود شهروند درجه دو باشند و حضور نیروهای سرکوبگر عاریتی را در هیچ قالبی برنمی‌تابند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن