خانه سیاست رهبر در سایه؛ مجتبی تا کی می‌تواند از مردم پنهان بماند؟

هموطن غیبت طولانی رهبر موروثی جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند:

رهبر در سایه؛ مجتبی تا کی می‌تواند از مردم پنهان بماند؟

شش ماه از به قدرت رسیدن مجتبی خامنه‌ای گذشته است؛ اما رهبر موروثی جمهوری اسلامی هنوز چهره‌ای است که مردم ایران او را نه از پشت تریبون، نه در یک دیدار عمومی و نه در یک پیام تلویزیونی زنده، بلکه عمدتاً از طریق متن‌های منتشرشده و روایت مقام‌های حکومتی می‌شناسند.

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

شش ماه از به قدرت رسیدن مجتبی خامنه‌ای گذشته است؛ اما رهبر موروثی جمهوری اسلامی هنوز چهره‌ای است که مردم ایران او را نه از پشت تریبون، نه در یک دیدار عمومی و نه در یک پیام تلویزیونی زنده، بلکه عمدتاً از طریق متن‌های منتشرشده و روایت مقام‌های حکومتی می‌شناسند.

مجتبی خامنه‌ای پس از کشته‌شدن پدرش، علی خامنه‌ای، در حملات آمریکا و اسرائیل، به رهبری جمهوری اسلامی رسید. از آن زمان، حضور عمومی او تقریباً به یک غیبت کامل تبدیل شده است. رویترز گزارش داده که با گذشت حدود شش ماه، هیچ تصویر، ویدئو یا فایل صوتی قابل تأییدی از فعالیت عمومی رهبر جدید منتشر نشده است.

این غیبت را حکومت با «ملاحظات امنیتی» و جراحات ناشی از حمله توضیح می‌دهد. گزارش‌های دیگر نیز از آسیب‌های شدید جسمی او خبر داده‌اند. اما برای افکار عمومی، مسئله فقط وضعیت جسمی رهبر نیست؛ پرسش بزرگ‌تر این است که چرا کسی که قرار است قدرتمندترین مقام سیاسی ایران باشد، حتی حاضر نیست برای چند دقیقه در برابر مردم ظاهر شود؟

رهبری که از تصویر خودش هم می‌ترسد

در جمهوری اسلامی، رهبر فقط یک مقام اداری نیست. رهبر قرار است نماد اقتدار سیاسی و دینی نظام باشد؛ فرمانده کل نیروهای مسلح است و درباره سیاست خارجی، امنیت ملی و برنامه هسته‌ای حرف آخر را می‌زند.

علی خامنه‌ای طی نزدیک به چهار دهه حکومت، بخش بزرگی از اقتدار خود را از حضور دائمی در عرصه عمومی می‌گرفت. سخنرانی می‌کرد، با فرماندهان نظامی دیدار داشت، در مراسم رسمی حاضر می‌شد و پیام‌هایش مستقیماً از تلویزیون حکومتی پخش می‌شد.

پسر او اما مسیری کاملاً متفاوت را طی کرده است.

از زمان آغاز رهبری مجتبی خامنه‌ای، مقام‌های حکومت تلاش کرده‌اند نشان دهند که او در حال اداره کشور است. رئیس‌جمهوری و دیگر مقام‌ها نیز از دیدارها یا ارتباط با او سخن گفته‌اند. اما چیزی که در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته، ساده‌ترین نشانه یک رهبری فعال است: تصویر و صدای خود رهبر.

حتی پیام‌های عمومی او نیز بدون حضور تصویری یا صوتی خودش منتشر شد و متن پیام از تلویزیون قرائت می‌شود.

در چنین شرایطی، این پرسش اجتناب‌ناپذیر است: آیا این غیبت صرفاً نتیجه ملاحظات امنیتی است یا نشانه‌ای از ترس رهبر جدید از دیده‌شدن؟

هیچ‌کس خارج از حلقه نزدیکان او نمی‌تواند با قطعیت به این سؤال پاسخ دهد. اما از منظر سیاسی، پنهان ماندن طولانی‌مدت یک رهبر، خود به یک پیام سیاسی تبدیل می‌شود.

رهبر موروثی جمهوری اسلامی از مردم می‌خواهد به نظام اعتماد کنند، در شرایط جنگی به حکومت وفادار بمانند و تصمیم‌های آن را بپذیرند؛ اما خودش در برابر همان مردم ظاهر نمی‌شود. اما این تناقض نمی‌تواند برای همیشه ادامه پیدا کند.

حکومتی که می‌گوید رهبر حاضر است، اما دیده نمی‌شود

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت، ایجاد شکاف میان «تصویر رسمی قدرت» و «واقعیت قابل مشاهده» است.

حکومت می‌گوید رهبر حضور دارد و تصمیم می‌گیرد. گزارش‌های رسمی نیز از جلسات و پیام‌های او خبر می‌دهند. اما هم‌زمان، هیچ امکان مستقیمی برای مشاهده او وجود ندارد.

رویترز گزارش کرده است که مقام‌های ایرانی می‌گویند مجتبی خامنه‌ای همچنان در تصمیم‌گیری‌های مهم نقش دارد و جراحات او در حال بهبود است. در مقابل، نبود شواهد دیداری و شنیداری مستقل باعث شده درباره وضعیت جسمی، میزان کنترل او بر ساختار قدرت و نحوه اداره کشور پرسش‌هایی مطرح شود.

این وضعیت از یک نظر برای جمهوری اسلامی حتی از انتشار یک تصویر نامطلوب هم خطرناک‌تر است.

تصویر می‌تواند واقعیت را نشان دهد؛ غیبت، میدان را برای پرسش و شایعه باز می‌گذارد.

و پرسش اصلی روزبه‌روز بزرگ‌تر می‌شود: چه کسی واقعاً تصمیم می‌گیرد؟

اگر رهبر در خفا کشور را اداره می‌کند، نقش سپاه پاسداران، شورای عالی امنیت ملی و دیگر مراکز قدرت در تصمیم‌گیری‌های اصلی چیست؟

گزارش آسوشیتدپرس نیز نشان داده است که پس از کشته‌شدن علی خامنه‌ای، مراکز متعدد قدرت در ساختار جمهوری اسلامی نقش پررنگ‌تری پیدا کرده‌اند و شورای عالی امنیت ملی به یکی از کانون‌های مهم تصمیم‌گیری تبدیل شده است.

این یعنی حتی اگر مجتبی خامنه‌ای واقعاً در پشت پرده تصمیم‌های اصلی را تأیید کند، سؤال درباره میزان قدرت واقعی او همچنان پابرجاست.

پنهان ماندن تا کجا ممکن است؟

پنهان شدن یک مقام امنیتی شاید برای مدتی قابل توجیه باشد؛ اما پنهان ماندن رهبر یک کشور برای ماه‌ها، آن هم در شرایط جنگ، بحران اقتصادی و فشار سیاسی، مسئله دیگری است.

مجتبی خامنه‌ای می‌تواند مدتی دیگر نیز در پشت دیوارهای امنیتی باقی بماند.

فناوری ارتباطات اجازه می‌دهد پیام‌ها بدون حضور فیزیکی رهبر منتشر شوند و ساختار امنیتی جمهوری اسلامی نیز ظرفیت بالایی برای کنترل اطلاعات دارد.

اما مشکل اصلی برای او امنیت فیزیکی نیست؛ مشروعیت سیاسی است.

هرچه غیبت طولانی‌تر شود، فاصله میان عنوان «رهبر» و تصویر عمومی از رهبری بیشتر می‌شود. رهبر جمهوری اسلامی نمی‌تواند برای همیشه فقط یک نام در بیانیه‌ها باشد.

دیر یا زود باید در برابر جامعه ظاهر شود؛ و آن لحظه می‌تواند برای حکومت یک آزمون بزرگ باشد.

اگر ظاهر شود، با پرسش‌های فراوانی درباره ماه‌ها غیبت، وضعیت جسمی و نحوه انتقال قدرت روبه‌رو خواهد شد. اگر ظاهر نشود، پرسش دیگری پررنگ‌تر خواهد شد: آیا واقعاً شخصی که در رأس نظام قرار گرفته، کشور را اداره می‌کند یا ساختار قدرت در غیاب او تصمیم می‌گیرد؟

این همان نقطه‌ای است که پنهان شدن از یک تاکتیک امنیتی به یک مشکل سیاسی تبدیل می‌شود.

جمهوری اسلامی می‌تواند تصویر رهبر را از تلویزیون حذف کند، می‌تواند مراسم عمومی را بدون حضور او برگزار کند و می‌تواند به جای صدای او، متن پیام‌هایش را از زبان گویندگان پخش کند.

اما نمی‌تواند برای همیشه نبودن او را از ذهن جامعه حذف کند.

مجتبی خامنه‌ای شاید بتواند از دوربین‌ها پنهان بماند؛ اما از پرسشی که با رهبری او شکل گرفته، نمی‌تواند پنهان شود:

اگر قرار است رهبر یک کشور پشت درهای بسته زندگی و حکومت کند، مردم دقیقاً باید به چه کسی پاسخ‌گو بودن قدرت را نسبت دهند؟

شش ماه غیبت شاید برای حکومت یک راه‌حل موقت بوده باشد. اما در سیاست، راه‌حل موقت اگر بیش از حد طولانی شود، خودش به بحران تبدیل می‌شود.

و برای جمهوری اسلامی، بحران فقط این نیست که رهبرش دیده نمی‌شود؛ بحران بزرگ‌تر این است که تصویر اقتدار نظام، بیش از هر زمان دیگری به یک جای خالی تبدیل شده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن