سعید مدنی
تو باید جرأت ادامهدادن داشته باشی، نه امیدِ رسیدن
مردم ایران سالهاست شرایط دشوار اقتصادی و معیشتی را تحمل میکنند و در هر کنش جمعی ازجمله اعتراضات دیماه تلاش کردهاند صدای خود را به گوش زمامداران برسانند و در مقابل با سرکوب و قتل و اعدام و بازداشتهای وسیع به آنها پاسخ داده شده است. تصور برخی آن است که این جامعه پس از تلاشهای مستمر اکنون به استیصال و ناامیدی رسیده و تاب و توان تلاش برای ساخت زندگی بهتر را از دست داده است. پیش از این نیز بارها نوشتهام که کاربرد مفهوم ناامیدی (متأثر از دیدگاههای روانشناختی) را برای گروهها و جوامع و نادرست میدانم. افراد در برابر مصایب و سختیهای زندگی ممکن است افسرده و ناامید شوند؛ اما دینامیسم گروهی و اجتماعی به جامعه اجازه نمیدهد به نقطهی ناامیدی برسد. واکنش جامعه در برابر ناامیدی عبارت است از تغییر سویهی امید.
و امید عبارت است از تصور ذهنی از شرایطی مطلوب نسبت به وضعیت موجود که فرد یا گروه یا جامعهی امیدوار راه رسیدن به آن وضعیت مطلوب را میداند و برای تحقق آن تلاش میکند. گروههای اجتماعی و جوامع پس از مواجهه با شکست یا عدمموفقیت بلافاصله بر اساس خرد جمعی سویهی امیدشان را تغییر میدهند؛ یعنی تصور جدیدی از وضعیت مطلوب و راههای رسیدن به آن را به دست میآورند. ازاینرو جامعهی ایران را نمیتوان ناامید دانست. برای مثال در چهلم جانباختگان دیماه، خانوادههای داغدار در سراسر ایران سعی کردند از مراسم یادبود سنتی فراتر روند و با برگزاری چهلمهای دستهجمعی مشترک (در نجفآباد برای حدود ۷۰ خانواده) در بسیاری شهرها، چاپ بنرهای متعدد با عکس همهی جان باختگان و فیلمبرداری و عکسبرداری از این مراسم بدون نگرانی از عواقب آن، اجرای رقص و موسیقی بر مزار عزیزان بهجای نمایش سوگواری، سخنرانی مادران و پدران دربارهی آرمانهای فرزندان ازدسترفتهشان همه شواهد جدی از امکان بازتولید امید در جامعهی ایران پس از فاجعهی دی ماه است.
اساساً جامعه ای که در دورهای طولانی از اواسط دههی ۱۳۷۰ تا امروز درگیر کنشهای جمعی اعتراضی و جنبشها بوده را نمیتوان ناامید محسوب کرد. بازهم باید بر جنبشیبودن جامعهی ایران تأکید کرد، به جامعهی مدنی مقاوم ایران بالید، و با امیدواری آیندهی ایران را از دریچه تحولات در حوزهی عمومی مورد بررسی قرار داد. هزاران سازمان مردمنهاد و خیریه که دهها هزار داوطلب در آنها به گروههای محروم خدمت میکنند، رسانههای غیررسمی و بعضاً رسمی متعدد مستقل، احزاب و گروههای رسمی و غیررسمی، دهها هزار شبکهی اجتماعی خانوادگی، دوستان، همکاران، همسایگان، سازمانهای صنفی فعال معلمان، کارگران، بازنشستگان، فعالان کثیر اجتماعی، سیاسی، زیستمحیطی، حقوق بشری، و بالاخره جنبشهای اجتماعی زنان، جوانان، مادران، اقوام در سطح ملی و محلی سرمایهی بزرگی است که طی دهههای اخیر رو به رشد و بالندگی بوده؛ اینها منشأ امید بسیار به تحولات دموکراتیک در آینده است.
منبع: ایران فردا