اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در حالی که تنشهای نظامی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی در روزهای اخیر تشدید گردیده، تنگه هرمز – شاهرگ حیاتی تجارت جهانی نفت – بار دیگر به صحنه درگیری تبدیل شده است.
حملات متقابل باعث کاهش شدید تردد کشتیها، آسیب به زیرساختهای ساحلی ایران و افزایش فشار بر اقتصاد بحرانزده کشور شده است.
به طور قطع این دور جدید درگیری، نتیجه سیاستهای ماجراجویانهای است که اولویت را به تقابل خارجی داده و جان و معیشت مردم عادی را قربانی کرده است.
حکومت اسلامی تهران که سالها تنگه هرمز را اهرم فشار خود دانسته، اکنون با ادعای بستن آن یا تهدید کشتیهای تجاری، خود را در موقعیتی قرار داده که هزینهاش را عمدتاً شهروندان ایرانی پرداخت میکنند.
بر اساس گزارشهای متعدد، حملات آمریکا به تأسیسات بندری و پلهای راهآهن، همراه با پاسخهای نظامی تهران، نه تنها آزادی تجارت دریایی را مختل کرده، بلکه نشانهای از ضعف راهبردی رژیم در حفظ امنیت ملی و رفاه مردم است.
تنشافروزیها از سر ضعف است یا نشانه قدرت؟
در روزهای اخیر، رسانههای دولتی جمهوری اسلامی از حملات پهپادی و موشکی به پایگاههای آمریکایی در کشورهای همسایه مانند قطر، کویت، بحرین و عمان خبر دادند و آن را پاسخی به”تجاوز” واشنگتن توصیف کردند. همزمان، مقامات آمریکایی تأیید کردند که حملاتی هدفمند به سایتهای نظامی، پدافند هوایی و تأسیسات مرتبط با تهدید کشتیرانی در جنوب ایران انجام شدهاست.
انفجار ها در مناطقی مانند بندرعباس، سریک، جاسک و جزیره قشم گزارش شد و حتی به نزدیکی تأسیسات هستهای بوشهر رسید.
این تبادل آتش در حالی رخ میدهد که مراسم تشییع و خاکسپاری علی خامنهای، رهبر پیشین، هنوز در ذهنها تازه است. رژیم تلاش کرد این رویداد را نمادی از انسجام ملی نشان دهد، اما همزمان با تعطیلی اجباری و حملات به زیرساختها، تصاویر واقعیتری از یک کشور درگیر جنگ فرسایشی و اقتصاد فلجشده به نمایش گذاشته شد. مخالفان رژیم تأکید میکنند که چنین ماجراجوییهایی، در ادامه سرکوب اعتراضات گسترده سال۱۴۰۴، تنها به انزوای بیشتر ایران و رنج مردم دامن زده است.
کارشناسان اقتصادی هشدار میدهند که کاهش چشمگیر عبور کشتیها از تنگه هرمز – که به پایینترین سطح چند هفته اخیر رسیده – و اعمال مجدد محاصره دریایی ایران توسط ایالات متحده، صادرات نفت ایران را تهدید میکند. در شرایطی که تور منقطهبهنقطه ماههای پیش از ۸۰ درصد فراتر رفته و ارزش ریال به شدت سقوط کرده، هر اختلال در درآمدهای ارزی به معنای گرانی بیشتر کالاهای اساسی و افزایش فقر برای میلیونها خانوار ایرانی است.
شهروندان قربانیان پنهان؛ مردم عادی در مقابل آتش
وزارت بهداشت ایران از کشته شدن دستکم دهها نفر و زخمی شدن دهها تن در حملات اخیر خبر داده، هرچند منتقدان معتقدند آمار واقعی بالاتر است و رژیم مانند گذشته در پنهانکاری تلاش دارد. حملات به پلهای راهآهن، از جمله مسیرهای استراتژیک مرتبط با کریدور های شمالی، نه تنها جابهجایی داخلی را مختل کرده بلکه نمادی از آسیب به زیرساختهای حیاتی کشور است که میتوانست صرف توسعه و رفاه شود.
فعالان حقوق بشر و مخالفان خارج از کشور نیز میگویند رژیم با بستن تنگه یا تهدید کشتیها، در واقع مردم ایران را به گروگان گرفته است. در حالی که آقازادهها و نیروهای نیابتیاش ممکن است از ادامه تنش سود ببرند، خانوادههای ایرانی با گرانی،بیکاری و ناامنی روبرو هستند. این سیاستها در ادامه اعتراضات گسترده مردمی سال گذشته – که با سرکوب خونین مواجه شد – نشاندهنده فاصله عمیق میان ادعاهای رژیم و واقعیت زندگی شهروندان است.
از سوی دیگر عمان و دیگر کشورهای منطقه نیز نگرانی خود را از ناامنی منطقه اعلام کردهاند. حتی برخی گزارشها حاکی ازتلاشهای دیپلماتیک پنهان برای کاهش تنش است، اما سخنان تند مقامات ایرانی و تهدیدهای متقابل، چشم انداز بازگشت سریع به آرامش را تیره کرده است.
فرصتی برای بازنگری؛ صدای مردم در برابر سیاستهای ویرانگر
این دور از درگیریها، بار دیگر سؤال اساسی را مطرح میکند: تا چه زمانی رژیم اسلامی میتواند هزینه تقابلهای ایدئولوژیک را بردوش مردم بگذارد؟ مرگ رهبر پیشین و انتقال قدرت، میتوانست فرصتی برای بازنگری در سیاست خارجی باشد، اما به نظر میرسد تداوم همان رویکردهای گذشته، ایران را در چرخهای از تحریم، جنگ و بحران اقتصادی نگه داشته است.
صدای مخالفان داخل و خارج کشور، از جمله کسانی که در اعتراضات خونین دی ماه و جنبش “زن، زندگی، آزادی” و اعتراضات اقتصادی شرکت داشتند، اکنون بلندتر از همیشه است. آنها استدلال میکنند که امنیت واقعی نه از طریق تهدید تنگه هرمز،بلکه با تمرکز بر حقوق شهروندان، اقتصاد مولد و روابط سازنده با جهان به دست میآید.
در شرایطی که مردم ایران بیشترین آسیب را از این تنشها میبینند، فشار بینالمللی برای رژیم و حمایت از صدای مردم، بیش از پیش ضروری به نظر میرسد.
تحلیلگران معتقدند ادامه این وضعیت میتواند به فرسایش بیشتر رژیم منجر شود. هر حمله جدید، هر اختلال در تجارت و هر افزایش قیمت، فاصله میان حاکمان و حاکمشوندهها را بیشتر میکند. برای میلیونها ایرانی که در جستجوی زندگی عادی، آزادی و رفاه هستند، تنگه هرمز نه نماد قدرت، بلکه یادآوری تلخی از هزینههای سنگین سیاستهایی است که مردم را فدای بقای رژیم کرده است.