خانه پیشنهاد هم‌وطن ترامپ و برهم زدن تفاهم نامه موقت با جمهوری اسلامی؛ آهنگ جنگ سوم کوک شد

هم وطن گزارش می دهد؛

ترامپ و برهم زدن تفاهم نامه موقت با جمهوری اسلامی؛ آهنگ جنگ سوم کوک شد

فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد که یک رشته حملات گسترده علیه اهداف ایرانی آغاز کرده است تا هزینه سنگینی برای هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری غیرنظامی در یک آبراه بین‌المللی بر ایران تحمیل کند.

گروه سیاسی / ماهور سیاسی

فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد که یک رشته حملات گسترده علیه اهداف ایرانی آغاز کرده است تا هزینه سنگینی برای هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری غیرنظامی در یک آبراه بین‌المللی بر ایران تحمیل کند. به گفته این نهاد، عملیات آمریکا سامانه‌های پدافند هوایی، رادارها، سایت‌های موشک ضدکشتی و ده‌ها قایق متعلق به سپاه پاسداران را هدف قرار داده است. رسانه‌های ایرانی از وقوع چند انفجار در نزدیکی بندرعباس، جزیره قشم و بندر سیریک در سواحل جنوبی ایران خبر دادند و گزارش‌ها حاکی از آسیب به اسکله‌های تجاری و صیادی در بندر سیریک بود.

وزارت خارجه ایران در واکنش، آمریکا را به نقض ماده ۱۰ تفاهم‌نامه از طریق لغو معافیت موقت تحریمی متهم کرد؛ همان اقدامی که وزارت خزانه‌داری آمریکا یک روز پیش با لغو مجوز فروش نفت و پتروشیمی ایران انجام داده بود. یک مقام آمریکایی نیز گفت اقدامات ایران در تنگه هرمز برای واشنگتن کاملاً غیرقابل‌قبول بوده و با پیامدهایی روبه‌رو خواهد شد.

این تحولات همزمان با برگزاری اجلاس سران ناتو در آنکارا رخ داد، جایی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در جمع خبرنگاران و در دیدار با مارک روته، دبیرکل ناتو، واکنشی بسیار تند نشان داد. او با اشاره به عملیات شب گذشته گفت که ضربه سنگینی به افراد بسیار بیمار ایران زده شده و کار برای آن‌ها بیست برابر سختتر از قبل شده است. ترامپ رهبران ایران را رذل و دروغگو خواند و گفت از آن‌ها متنفر است و هیچ‌کس هم آن‌ها را دوست ندارد. او افزود باید سرطان آن‌ها را ریشه‌کن کرد، زیرا به باور او سرطان را باید در همان مراحل ابتدایی از بین برد، و تأکید کرد این دیدگاه شخصی اوست.

ترامپ همچنین گفت به باور خودش تفاهم‌نامه‌ای که سه هفته پیش با ایران امضا شده اکنون به پایان رسیده و آتش‌بس از نظر او تمام شده است. او تصریح کرد که دیگر تمایلی به معامله با تهران ندارد و ادامه گفت‌وگو با آن‌ها را اتلاف وقت توصیف کرد. با این حال گفت به مذاکره‌کنندگان خود مانند استیو ویتکاف و جرد کوشنر اجازه می‌دهد در صورت تمایل گفت‌وگوها را ادامه دهند، هرچند نتیجه هر مذاکره باید مستقیماً به او گزارش شود. او ایران را همچنین به دلیل هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز و نقض آتش‌بس، بازیگرانی کثیف خواند.

در پی این اظهارات و تشدید تنش نظامی، قیمت نفت با جهشی محسوس روبه‌رو شد؛ نفت برنت با بیش از پنج درصد افزایش به حدود ۷۸ دلار در هر بشکه رسید و وست تگزاس اینترمدیت نیز با رشدی مشابه به نزدیک ۷۴ دلار صعود کرد. تحلیلگران این نوسان را ناشی از تردید فزاینده بازارها نسبت به سرنوشت توافق آتش‌بس و احتمال بازگشایی کامل تنگه هرمز به روی کشتیرانی جهانی می‌دانند.

تحولات ساعات اخیر، از حمله ایران به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز تا واکنش شدید ترامپ در حاشیه اجلاس ناتو در آنکارا، صحنه را برای چند مسیر احتمالی متفاوت در روزها و هفته‌های پیش‌رو باز کرده است. این تحولات را نه یک تصمیم قطعی و نهایی، بلکه نقطه‌ای دوراهی توصیف می‌شود که مسیر آن به انتخاب‌های دشوار طرفین در روزهای آینده بستگی دارد.

نخستین و بدیهی‌ترین برداشت این است که با پایان یافتن آتش‌بس از نظر ترامپ، جنگ از سر گرفته شود. اما سناریوی محتمل‌تر در فاز نخست، دامنه‌ای محدودتر دارد؛ به این معنا که نیروهای آمریکایی و ایرانی حول محور کشتیرانی، پایگاه‌ها و دارایی‌های نظامی ساحلی ضربه رد و بدل می‌کنند، بدون آنکه هیچ‌یک بخواهد هزینه سیاسی انفعال را بپذیرد. الگوی حملات اخیر، از حمله ایران به کشتی‌ها در هرمز تا پاسخ گسترده سنتکام به بیش از هشتاد هدف در ایران و حملات متقابل سپاه پاسداران به تأسیسات آمریکایی در بحرین و کویت، دقیقاً با همین الگوی درگیری کنترل‌شده همخوانی دارد.

در کنار این، احتمال از سرگیری دیپلماسی نیز کاملاً منتفی نیست. هرچند ترامپ به‌صراحت تفاهم‌نامه را پایان‌یافته اعلام کرده، اما همزمان گفته به مذاکره‌کنندگانش اجازه می‌دهد در صورت تمایل گفت‌وگو را ادامه دهند. آتش‌بس شاید به‌عنوان یک سند رسمی از میان رفته باشد، اما منطق پشت آن، یعنی مبادله امنیت در تنگه هرمز با محدودیت‌ها یا امتیازهای دیگر، همچنان می‌تواند به‌عنوان یک ضرورت عملی باقی بماند. ترامپ گفته آمریکا این هفته‌ها فهمید می‌تواند دوباره با فشار سنگین‌تر بازیگر اصلی میدان باشد، رویکردی که به گفته او تجربه نشان داده مؤثرتر از رایزنی است.

بدبینانه‌ترین سناریو کمتر یک تصمیم بزرگ و از پیش تعیین‌شده و بیشتر یک زنجیره واکنش‌های کنترل‌نشده است. حمله‌ای که به هدف اشتباه بخورد، ضربه‌ای آمریکایی که تلفات بیشتر از پیش‌بینی به بار بیاورد، غرق شدن یک کشتی به‌جای آسیب‌دیدن آن، یا درخواست یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس برای حمایت نظامی گسترده‌تر، هر یک می‌تواند جرقه گسترش سریع‌تر بحران باشد. نقشه کنونی منطقه، با حملات ایران به تأسیسات آمریکایی در بحرین و کویت، واکنش تند قطر به حمله به یک نفتکش قطری، و هشدار امارات درباره ناتوانی تهران در پایبندی به تعهدات کاهش تنش، پر از نقاطی است که می‌تواند به کانون درگیری تازه تبدیل شود.

سناریوی دیگری که در کنار ابعاد نظامی مطرح است، بعد سیاسی و اتحادی ماجراست. ترامپ در همین اجلاس بار دیگر متحدان ناتو، به‌ویژه اسپانیا، ایتالیا و برخی کشورهای اروپایی را به دلیل عدم همراهی در جنگ با جمهوری اسلامی هدف انتقاد قرار داد. بحران تازه با ایران می‌تواند به ابزاری برای سنجش وفاداری متحدان تبدیل شود؛ سؤالی که دیگر صرفاً نظامی نیست بلکه به آزمونی سیاسی بدل می‌شود که چه کسانی در لحظه بحران پشت واشنگتن می‌ایستند. در این مسیر ممکن است بزرگ‌ترین دستاورد نه گسترش جنگ، بلکه شکافی عمیق‌تر در اتحاد غرب باشد؛ اروپایی‌ها احتمالاً از امنیت دریایی حمایت می‌کنند اما با تشدید بی‌قیدوشرط درگیری مخالفت خواهند کرد، کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهان حمایت آمریکا هستند بی‌آنکه بخواهند خود در خط مقدم قرار گیرند، و حتی در میان جمهوری‌خواهان آمریکا نیز احتمال دارد بر سر ورود به یک جنگ خاورمیانه‌ای تازه اختلاف‌نظر ایجاد شود.

در سوی مقابل، مقام‌های ایرانی نیز لحنی تندتر در پیش گرفته‌اند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، دوران زورگویی و باج‌خواهی را پایان‌یافته توصیف کرده و گفته این راه به‌جایی نمی‌رسد و ایران کوتاه نخواهد آمد. فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران نیز هشدار داده که سواحل کشور در صورت دستور حمله، برای نیروهای آمریکایی به جهنم تبدیل خواهد شد. وزارت خارجه ایران نیز واشنگتن را به نقض آتش‌بس و تفاهم اسلام‌آباد متهم کرده است.

بازارهای جهانی نیز واکنش سریعی به این تحولات نشان دادند؛ قیمت نفت برنت نزدیک به شش درصد جهش کرد و شاخص‌های بورس آمریکا و اروپا و آسیا با افت محسوسی مواجه شدند، نشانه‌ای از نگرانی فزاینده سرمایه‌گذاران نسبت به ثبات تنگه هرمز و احتمال تداوم درگیری در منطقه‌ای که پنجم نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند.

جمع‌بندی این است که این سناریوها لزوماً یکدیگر را نقض نمی‌کنند و می‌توانند به‌طور همزمان یا پیاپی رخ دهند؛ درگیری می‌تواند با ضربات محدود آغاز شود، تلاشی دیپلماتیک تازه را برانگیزد، بازارهای انرژی جهانی را متشنج کند و در همان حال اتحاد غربی را نیز به آزمون بگذارد، پیش از آنکه هر یک از طرفین تصمیم بگیرد آیا مسیر تشدید را ادامه دهد یا خیر.

وزارت خارجه ایران در بیانیه‌ای آمریکا را به نقض آتش‌بس و تفاهم اسلام‌آباد متهم کرد و عملیات ارتش آمریکا علیه پایگاه‌های ساحلی هرمزگان و ماهشهر را بدون اشاره به حملات ایران به کشتی‌ها در تنگه هرمز محکوم کرد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در پیامی نوشت دوران زورگویی و باج‌خواهی به پایان رسیده، این راه به‌جایی نمی‌رسد و ایران کوتاه نخواهد آمد. فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران نیز هشدار داد در صورت دستور حمله، سواحل کشور برای نیروهای آمریکایی به جهنم تبدیل خواهد شد.

در سطح میدانی، سپاه پاسداران پیش‌تر با حمله به تأسیسات آمریکایی در بحرین و کویت به ضربات آمریکا واکنش نشان داده بود، اقدامی که کویت آن را نقض تلاش‌های کاهش تنش در منطقه خواند. این الگو نشان می‌دهد ایران تاکنون ترجیح داده پاسخ خود را در چارچوب همان درگیری محدود نظامی، یعنی حمله متقابل به اهداف نظامی و کشتیرانی، نگه دارد، نه گسترش دامنه به شکل باز.

با این حال، بعید است جمهوری اسلامی در شرایط کنونی دست به اقدام انتقام‌جویانه مستقیم علیه شخص ترامپ بزند، به‌ویژه در روزهایی که او میهمان رسمی ترکیه و اجلاس ناتو است و تدابیر امنیتی سنگینی، به گفته آناتولی بیش از پنجاه‌وشش هزار نیروی امنیتی، برای این نشست در نظر گرفته شده است.

در گذشته نیز رویه معمول جمهوری اسلامی در برابر اظهارات یا تهدیدهای مشابه ترامپ، ترکیبی از چند واکنش بوده است: محکومیت رسمی از سوی وزارت خارجه و طرح شکایت در نهادهای بین‌المللی مانند شورای امنیت سازمان ملل با استناد به حق دفاع مشروع، مواضع تند از سوی نمایندگان مجلس که این اظهارات را ناشی از استیصال یا تناقض‌گویی مکرر آمریکا توصیف کرده‌اند، و در عین حال تأکید رسمی بر آمادگی نیروهای مسلح برای پاسخ به هرگونه تعرض عملی، بدون آنکه لزوماً پیش از وقوع یک حمله واقعی، اقدام تلافی‌جویانه جدیدی آغاز شود.

بر این اساس، محتمل‌ترین مسیر واکنش ایران در روزهای آینده ادامه همین الگوی دوگانه است، یعنی محکومیت شدید کلامی و دیپلماتیک در کنار پاسخ نظامی محدود و متناسب با هر ضربه مشخص آمریکا، بدون آنکه لزوماً به‌دنبال تشدید کامل درگیری یا اقدامی نمادین علیه شخص ترامپ در حاشیه سفرش به ترکیه باشد.

جمع‌آوری واکنش‌های اسرائیل و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس عمدتاً در سطح دیپلماتیک و نظامی محدود بوده و نه ورود مستقیم به یک جبهه تازه.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در بازدید از یک پایگاه دریایی در حیفا گفت هدف نیروی دریایی و اسرائیل تضمین آزادی کشتیرانی و مسیرهای تجاری دریایی است که برای این کشور اهمیت زیادی دارد. این اظهارات همزمان با ادامه حملات ایران به نفتکش‌ها در تنگه هرمز و هشدارهای تازه حوثی‌های یمن، متحد ایران، علیه کشتی‌های اسرائیلی در دریای سرخ مطرح شد؛ به این معنا که تل‌آویو فعلاً موضع خود را در چارچوب دفاع از منافع دریایی تعریف کرده، نه اعلام اقدام تهاجمی تازه علیه ایران.

در میان کشورهای عربی، عربستان سعودی و قطر واکنش تندتری نشان دادند. وزارت خارجه عربستان، حمله ایران به نفتکش سعودی «ودیان» و نفتکش قطری «الرکیات» را محکوم کرد. قطر نیز ضمن احضار کاردار ایران، یادداشت اعتراضی رسمی تسلیم او کرد و از تهران خواست فوراً هرگونه اقدامی که امنیت منطقه‌ای و امنیت کشتیرانی و انرژی جهانی را تهدید می‌کند متوقف کند. کویت نیز پیش‌تر حمله سپاه پاسداران به تأسیسات آمریکایی در خاک خود را اقدامی مخل تلاش‌های کاهش تنش در منطقه توصیف کرده بود. امارات نیز از زبان مشاور رئیس این کشور، حملات ایران به نفتکش‌های قطری و سعودی و تعرض مکرر به بحرین و کویت را نشانه روشنی از ناتوانی تهران در پایبندی به تعهدات کاهش تنش دانسته است.در سطح نظامی، مرکز اطلاعات دریایی مشترک آمریکا سطح تهدید تردد در تنگه هرمز را از سطح قابل توجه به سطح شدید ارتقا داد و به کشتیرانان توصیه کرد انتظار حضور نظامی بیشتر و بازرسی‌های فشرده‌تر از سوی سپاه پاسداران را داشته باشند.

با توجه به این روند، در ادامه محتمل‌ترین واکنش کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ادامه همین الگو خواهد بود؛ یعنی محکومیت دیپلماتیک رسمی، شکایت و اعتراض از طریق کانال‌های سیاسی، درخواست از شورای امنیت یا نهادهای بین‌المللی برای واکنش، و در کنار آن افزایش هوشیاری و آمادگی دفاعی نظامی، بدون آنکه لزوماً وارد عملیات تهاجمی مستقیم علیه ایران شوند؛ چرا که این کشورها در دوره پیشین جنگ نیز عمدتاً نقش دفاعی و واکنشی داشته‌اند تا نقش آغازگر حمله.

اسرائیل نیز به احتمال زیاد در کوتاه‌مدت تمرکز خود را بر تأمین امنیت دریایی و آمادگی نظامی حفظ خواهد کرد، اما با توجه به سابقه درگیری مستقیم اسرائیل و ایران در همین جنگ و همراهی آمریکا با تل‌آویو در تصمیم‌گیری‌های نظامی، هرگونه تشدید بیشتر میان آمریکا و ایران می‌تواند به‌سرعت اسرائیل را نیز به میدان بازگرداند، به‌ویژه اگر ایران یا متحدان منطقه‌ای‌اش مانند حزب‌الله یا حوثی‌ها اقدام مستقیمی علیه اهداف اسرائیلی انجام دهند.

بر اساس شواهد و تحلیل‌های موجود تا این ساعت، می‌توان گفت نشانه‌های افزایش خطر تشدید نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در کوتاه‌مدت به‌طور محسوسی بیشتر شده، هرچند نمی‌توان آن را به یک عدد یا درصد دقیق تبدیل کرد؛ چراکه چنین ارزیابی‌هایی همواره با عدم قطعیت بالایی همراه است.

چند شاخص عینی در همین ساعات به این افزایش ریسک اشاره دارد. نخست، آمریکا از قبل اقدام عملی انجام داده است؛ سنتکام بیش از هشتاد هدف را در ایران هدف قرار داد و مجوز فروش نفت ایران را لغو کرد، یعنی از مرحله تهدید کلامی فراتر رفته و وارد فاز اقدام نظامی مستقیم شده است. دوم، مرکز اطلاعات دریایی مشترک آمریکا سطح تهدید تردد در تنگه هرمز را برای نخستین‌بار از زمان میانه ژوئن به بالاترین سطح یعنی شدید ارتقا داد، که نشانه ارزیابی رسمی نهادهای امنیتی از احتمال تشدید درگیری است. سوم، ترامپ به‌صراحت گفته تفاهم‌نامه را پایان‌یافته می‌داند و دیگر تمایلی به رایزنی ندارد، که ابزار دیپلماتیک بازدارنده در برابر تشدید را تضعیف می‌کند این وضعیت تخریب کامل تفاهم‌نامه میان آمریکا و ایران توصیف می‌شود.

در کنار این، شایع‌ترین سناریوی نزدیک همچنان محدودتر از یک جنگ تمام‌عیار است؛ یعنی رد و بدل شدن ضربات محدود حول محور کشتیرانی، پایگاه‌ها و دارایی‌های ساحلی، بدون آنکه لزوماً هدف صریح آن سرنگونی حکومت یا حمله گسترده باشد. با این حال، همین گزارش هشدار می‌دهد بدترین سناریو معمولاً نه یک تصمیم بزرگ، بلکه زنجیره‌ای از واکنش‌های کنترل‌نشده است؛ برای نمونه اگر ضربه‌ای به هدف اشتباه بخورد، کشتی به‌جای آسیب دیدن غرق شود، یا یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس خواستار حمایت نظامی گسترده‌تر شود.

از سوی دیگر، برخی عوامل بازدارنده هم در معادله وجود دارد. گزارش‌ها نشان می‌دهند که واشنگتن و اسرائیل معمولاً میان اهداف محدود، مانند بازدارندگی و تضعیف مقطعی توان ایران و اهداف بلندپروازانه‌تر، مانند تغییر حکومت، تعادل برقرار می‌کنند؛ زیرا سناریوهای گسترده‌تر با ریسک بالای واکنش زنجیره‌ای ایران، حزب‌الله و متحدان منطقه‌ای آن همراه است و می‌تواند به تنش‌های بازار انرژی جهانی و افکار عمومی داخلی آمریکا آسیب بزند. همچنین واکنش بازارها، افت شدید شاخص‌های سهام آمریکا، اروپا و آسیا و جهش قیمت نفت پس از اظهارات ترامپ، نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران هم این ریسک را جدی گرفته‌اند، اما هنوز آن را به معنای جنگ تمام‌عیار قریب‌الوقوع تفسیر نمی‌کنند.

جمع‌بندی این است که تمامی نشانه‌های عینی، از جمله اقدام نظامی واقعی آمریکا، لحن بی‌سابقه تند ترامپ، ارتقای سطح هشدار دریایی و واکنش تند بازارها، نشان می‌دهد احتمال یک دور تازه درگیری نظامی محدود در کوتاه‌مدت به‌طور قابل‌توجهی بالا رفته است؛ اما شواهد کافی برای پیش‌بینی قطعی یک جنگ فراگیر یا حمله هماهنگ و گسترده آمریکا و اسرائیل در همین روزها در دست نیست و این وضعیت بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات لحظه‌به‌لحظه هر دو طرف در میدان بستگی دارد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن