خانه پیشنهاد هم‌وطن ولایت بر تابوت؛ چگونه جمهوری اسلامی حتی در سوگ رهبرش به منطقه پیام می‌دهد

هم وطن گزارش می دهد؛

ولایت بر تابوت؛ چگونه جمهوری اسلامی حتی در سوگ رهبرش به منطقه پیام می‌دهد

در نخستین روز مراسم وداع با پیکر علی خامنه‌ای که جمعه در مصلای امام خمینی تهران برگزار شد، توجه بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌ها به آیاتی جلب شد که هنگام حضور هیئت‌های خارجی در برابر تابوت رهبر پیشین جمهوری اسلامی قرائت می‌شد.

گروه سیاسی / ماهور ایرانی
در نخستین روز مراسم وداع با پیکر علی خامنه‌ای که جمعه در مصلای امام خمینی تهران برگزار شد، توجه بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌ها به آیاتی جلب شد که هنگام حضور هیئت‌های خارجی در برابر تابوت رهبر پیشین جمهوری اسلامی قرائت می‌شد. تشریفات ادای احترام این‌گونه بود که هیئت‌ها با نواخته شدن مارش نظامی وارد سالن می‌شدند و وقتی در مقابل تابوت قرار می‌گرفتند، یک آیه از قرآن برای آن‌ها تلاوت می‌شد. آنچه این تشریفات را از یک رسم عادی تشییع فراتر برد، گزینش آیاتی بود که به‌گفته بسیاری از کاربران عرب و ایرانی، به‌طور خاص با تاریخ سیاسی و مناسبات کشور میهمان گره خورده بود.

حضور هیئت عربستان سعودی به ریاست ولید بن عبدالکریم خریجی، قائم‌مقام وزیر خارجه این کشور، با توجه به تنش‌های اخیر میان تهران و ریاض در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، از حساسیت ویژه‌ای برخوردار بود. آیه‌ای که در برابر این هیئت خوانده شد آیه سیزدهم سوره آل‌عمران بود، آیه‌ای که بر پایه تفاسیر رایج به نبرد بدر اشاره دارد؛ نخستین جنگ بزرگ مسلمانان که با وجود کمبود نفرات و تجهیزات به پیروزی آنان بر «کافران» انجامید. گزینش این آیه در برابر هیئتی از کشوری که تهران آن را در جریان جنگ اخیر به حمایت از حملات آمریکا متهم کرده و هدف موشک و پهپاد قرار داده بود، در فضای مجازی به‌سرعت به‌عنوان پیامی سیاسی و نه‌چندان اتفاقی تفسیر شد.

الگوی مشابهی در برابر هیئت قطر نیز دیده شد. هیئت عالی‌رتبه قطر به ریاست حسن بن عبدالله غانم، رئیس مجلس این کشور، در مراسم حضور داشت و آیه دوم سوره فتح در برابر آنان قرائت شد؛ آیه‌ای که مفسران آن را مرتبط با صلح حدیبیه می‌دانند، پیمانی که پیامبر اسلام با آنچه مسلمانان «مشرکان قریش» می‌خواندند منعقد کرد. از آنجا که دوحه در ماه‌های اخیر نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را بر عهده داشته، برخی کاربران واژه «ذنب» در این آیه را که در ترجمه رایج به «گناه» برگردانده می‌شود، اشاره‌ای تلویحی به نقش قطر در مذاکرات دانستند، هرچند برخی مفسران این واژه را در بافت صلح حدیبیه به معنای موانع یا اتهام‌ها تعبیر کرده‌اند نه گناه به معنای متعارف. در برابر هیئت عراق نیز، هنگام حضور رئیس‌جمهور تازه‌کار این کشور، آیه‌ای از سوره فتح با محتوایی درباره یاران پیامبر و رحمت میان مؤمنان خوانده شد، انتخابی که در تحلیل‌ها تفاوت آشکاری با آیه‌ خطاب به عربستان داشت.

نکته‌ای که تحلیل این ماجرا را پیچیده‌تر می‌کند این است که تاکنون هیچ نهاد رسمی جمهوری اسلامی، انتخاب آگاهانه این آیات برای هیئت‌های مختلف را تأیید یا تکذیب نکرده است. رسانه‌های داخلی ایران نیز بدون توضیح درباره سازوکار گزینش، تنها آن را «معنادار» توصیف کرده‌اند. با این حال، این ماجرا کاملاً بی‌سابقه نیست. علی خامنه‌ای خود در سال ۲۰۰۶ پس از پایان جنگ ۳۳ روزه حزب‌الله و اسرائیل، همین آیه سیزدهم آل‌عمران را در نامه‌ای خطاب به حسن نصرالله به‌عنوان «پیام تبریک پیروزی» به کار برده بود، جنگی که با قطعنامه شورای امنیت پایان یافت و هیچ مرزی در آن جابه‌جا نشد اما هر دو طرف مدعی پیروزی شدند. استفاده از آیات قرآن به‌عنوان ابزار پیام‌رسانی سیاسی در جمهوری اسلامی سابقه‌ای چند ده‌ساله دارد، از شعارهای انقلاب ۵۷ گرفته تا کاربرد آیه «نصر من الله و فتح قریب» در جریان جنگ دوازده‌روزه ژوئن ۲۰۲۵.

آنچه در مصلای تهران رخ داد را می‌توان نمونه‌ای گویا از سبک دیرینه جمهوری اسلامی در سیاست خارجی دانست؛ سبکی که در آن حتی مناسکی به‌ظاهر کاملاً مذهبی و تشریفاتی، از تلاوت قرآن در برابر تابوت یک رهبر گرفته تا انتخاب سوره و آیه، به بستری برای ارسال پیام، اعمال فشار نمادین یا یادآوری برتری اخلاقی و ایدئولوژیک به دیگر کشورها بدل می‌شود. این خوانش با تصویری که خود جمهوری اسلامی از رهبرش در چهار دهه گذشته ساخته همخوانی دارد؛ روایتی که در آن هر رویداد، از جنگ تا تشییع جنازه، در قاب یک روایت بزرگ‌تر از مقاومت و برتری معنوی بر رقیبان منطقه‌ای جای می‌گیرد. در این چارچوب، حتی لحظه خداحافظی با پیکر رهبر نیز فرصتی برای تکرار همان زبان آشناست، زبانی که مخاطبان خارجی را نه صرفاً میهمانان عزا بلکه گیرندگان یک پیام سیاسی می‌بیند.

اگر بپذیریم که گزینش این آیات حساب‌شده بوده، می‌توان چند سطح از پیامد یا هدف را برای آن در نظر گرفت، سطح نخست، بازتعریف روایت جنگ اخیر به نفع تهران است. آیه خوانده‌شده برای هیئت عربستان که به نبرد بدر و پیروزی گروه اندک مؤمنان بر کافران برتر اشاره دارد، در بستر جنگی که به کشته شدن خامنه‌ای انجامید، تلاشی برای واژگون کردن روایت شکست است. جمهوری اسلامی در این جنگ رهبر خود را از دست داد و زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای‌اش هدف قرار گرفت، اما با چارچوب‌بندی آن در قالب آیه بدر، پیام این می‌شود که با وجود تلفات، ایران در جایگاه اخلاقی «گروه حق» باقی مانده و پیروزی نهایی، ولو نمادین، از آنِ اوست. این دقیقاً همان الگویی است که خامنه‌ای در سال ۲۰۰۶ درباره جنگ حزب‌الله و اسرائیل به کار برد، جنگی که نه مرزی جابه‌جا کرد و نه غالب و مغلوب روشنی داشت، اما با ادبیات قرآنی به‌عنوان «پیروزی» بازخوانی شد.

سطح دوم، هشدار یا یادآوری ضمنی به عربستان است. با توجه به اتهام تهران به ریاض درباره حمایت از حملات آمریکا، آیه بدر را می‌توان نوعی زبان دوگانه دانست، هم زبان تسلیت و ادای احترام دیپلماتیک در ظاهر، و هم در باطن یادآوری اینکه در روایت جمهوری اسلامی، عربستان در صف «کافر» یا دست‌کم همراه دشمن قرار گرفته است. چنین پیامی برای مخاطب داخلی و برای گروه‌های هم‌پیمان منطقه‌ای ایران، از حزب‌الله تا حوثی‌ها، کارکرد دارد؛ نشان می‌دهد که حتی در اوج ضعف و سوگ، تهران از موضع اخلاقی برتر با ریاض سخن می‌گوید نه از موضع عذرخواهی یا آشتی یک‌جانبه.

سطح سوم، در نقطه مقابل، در مورد قطر رفتاری متفاوت اما هم‌راستا با اهداف تهران دیده می‌شود. آیه صلح حدیبیه که برای هیئت دوحه خوانده شد، در تاریخ اسلامی نماد یک توافق موقت و مصلحتی با رقیب است، نه پیروزی نظامی. با توجه به نقش قطر به‌عنوان میانجی میان ایران و آمریکا، این انتخاب را می‌توان تلاشی برای قدردانی نمادین از این نقش و در عین حال چارچوب‌بندی هرگونه توافق احتمالی با واشنگتن به شکلی تلقی کرد که با غرور و کرامت جمهوری اسلامی سازگار باشد، شبیه صلحی که در روایت اسلامی نه تسلیم که مصلحت‌اندیشی موقت پیامبر خوانده می‌شود. چنین قیاسی به مخاطب داخلی ایران این پیام را می‌دهد که مذاکره احتمالی با آمریکا شکست یا عقب‌نشینی نیست بلکه تدبیری در چارچوب سنت دینی است.

سطح چهارم، حفظ سلسله‌مراتب نمادین میان کشورهای منطقه است. تمایز آشکار میان آیه خوانده‌شده برای عراق، که بر رحمت و همبستگی میان مؤمنان تأکید دارد، و آیات خوانده‌شده برای عربستان و قطر، نشان‌دهنده تلاشی برای درجه‌بندی نمادین متحدان و رقباست. عراق که میزبان زیارتگاه‌های شیعی و شریک راهبردی ایران است، در جایگاه «برادر ایمانی» قرار می‌گیرد، در حالی که عربستان و قطر، با وجود حضور رسمی و بلندپایه‌شان در تشییع، هرگز کاملاً از زیر سایه بدبینی تاریخی و رقابت منطقه‌ای بیرون نمی‌آیند.

نکته پایانی خود گویای این واقعیت است که در نظام معنایی جمهوری اسلامی، مرز میان مناسک مذهبی و ابزار دیپلماسی نمادین بسیار کم‌رنگ است و مخاطبان منطقه‌ای نیز به همین دلیل عادت کرده‌اند حتی در دل یک تشییع جنازه، به‌دنبال لایه‌های پنهان پیام سیاسی بگردند.

در جمع‌بندی این پرونده می‌توان گفت آنچه در تشریفات وداع با پیکر خامنه‌ای در برابر هیئت‌های خارجی رخ داد، بازتاب همان الگوی دیرینه‌ای است که جمهوری اسلامی از ابتدای تأسیس خود بر پایه آن با جهان اسلام و به‌ویژه با کشورهای منطقه سخن گفته است. در این الگو، رهبر جمهوری اسلامی نه صرفاً رئیس یک دولت‌ملت در کنار دولت‌های دیگر بلکه در قامت «ولی امر مسلمین جهان» تعریف می‌شود، جایگاهی که به‌خودی‌خود مرزهای دیپلماسی متعارف میان دولت‌ها را کنار می‌زند و رابطه با سایر کشورهای مسلمان را به رابطه‌ای عمودی‌تر، از جنس هدایت و نصیحت، بدل می‌کند نه صرفاً همکاری افقی و متقابل میان دو دولت هم‌تراز. از این زاویه، حتی مراسمی به‌شدت شخصی و اندوهبار مانند وداع با پیکر یک رهبر، فرصتی برای تکرار همین جایگاه تلقی می‌شود، تا جایی که ادای احترام هیئت‌های خارجی نیز به بستری برای یادآوری برتری اخلاقی، هشدار ضمنی یا حتی تلقین نوعی توبه و بازگشت به مسیر درست، آن‌گونه که آیه بدر برای عربستان یا آیه صلح حدیبیه برای قطر می‌توانستند القا کنند، تبدیل می‌شود.

بر پایه همین خوانش، جمهوری اسلامی در نگاه به کشورهای همسایه و عرب منطقه، صرفاً به‌دنبال رابطه‌ای متناسب و مبتنی بر منافع مشترک و احترام متقابل دولت به دولت نیست، بلکه در پس بسیاری از این تعاملات، خواست تربیت، اصلاح یا هدایت آن‌ها به‌سوی آنچه خود آن را مسیر درست ایمانی و سیاسی می‌داند نیز نهفته است. انتخاب آیاتی که هر یک به‌گونه‌ای بار معنایی تاریخی و اخلاقی مشخصی دارند، در این نگاه ابزاری است برای عبور یک پیام سیاسی از دالان تشریفات دینی، جایی که مخاطب نمی‌تواند علناً به آن اعتراض کند چون در ظاهر چیزی جز تلاوت قرآن در یک مراسم مذهبی نیست، اما در باطن حامل داوری درباره جایگاه اخلاقی و سیاسی کشور میهمان است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن