خانه جامعه تخریب کلیسای تاریخی مشهد و زنگ خطر برای میراث فرهنگی ایران

هموطن پیامدهای بی‌توجهی به آثار ملی را بررسی می‌کند:

تخریب کلیسای تاریخی مشهد و زنگ خطر برای میراث فرهنگی ایران

تخریب کامل کلیسای تاریخی انجیلی مشهد، که بنا بر گزارش‌ها در بامداد ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ رخ داد، بار دیگر موضوع حفاظت از میراث فرهنگی و مذهبی ایران را به صدر مباحث عمومی بازگرداند.

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

تخریب کامل کلیسای تاریخی انجیلی مشهد، که بنا بر گزارش‌ها در بامداد ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ رخ داد، بار دیگر موضوع حفاظت از میراث فرهنگی و مذهبی ایران را به صدر مباحث عمومی بازگرداند.
این بنا که از نمونه‌های شاخص معماری دوره پهلوی اول محسوب می‌شد، در سال ۱۳۸۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده بود و از معدود یادگارهای تاریخی جامعه مسیحیان مشهد به شمار می‌آمد. خبر تخریب این کلیسا تنها از منظر از دست رفتن یک ساختمان تاریخی اهمیت ندارد؛ بلکه پرسش‌هایی جدی درباره سرنوشت بناهای ثبت‌شده، وضعیت حفاظت از میراث اقلیت‌های مذهبی و روند فزاینده از میان رفتن آثار تاریخی در نقاط مختلف کشور را مطرح می‌کند.

میراثی که از حافظه شهری حذف می‌شود
کلیساها، کنیسه‌ها، آتشکده‌ها و دیگر بناهای مذهبی صرفاً مکان‌هایی برای انجام آیین‌های دینی نیستند؛ آنها بخشی از حافظه تاریخی شهرها و نشانه‌ای از تنوع فرهنگی و اجتماعی جوامع به شمار می‌روند. کلیسای انجیلی مشهد نیز در چنین جایگاهی قرار داشت. معماری آن بازتابی از تحولات شهرسازی و معماری ایران در دهه‌های نخست قرن چهاردهم خورشیدی بود و حضور آن در بافت شهری مشهد، روایتگر بخشی از تاریخ اجتماعی این شهر محسوب می‌شد. در سال‌های اخیر، گزارش‌های متعددی درباره تخریب یا تغییر کاربری بناهای متعلق به اقلیت‌های مذهبی منتشر شده است. از جمله می‌توان به تخریب کلیسای ادونتیست‌ها در تهران و مصادره کلیسای پنطیکاستی کرمانشاه اشاره کرد؛ رویدادهایی که از سوی فعالان میراث فرهنگی و نهادهای حقوق بشری مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. در کنار این موارد، بسیاری از خانه‌های تاریخی، بناهای صنعتی، کاروانسراها و بافت‌های ارزشمند شهری نیز طی سال‌های گذشته در معرض تخریب یا آسیب جدی قرار گرفته‌اند.
خانه‌های تاریخی در شهرهایی چون تهران، شیراز، اصفهان و تبریز بارها جای خود را به پروژه‌های عمرانی یا مجتمع‌های تجاری داده‌اند؛ روندی که کارشناسان از آن با عنوان «فرسایش تدریجی حافظه تاریخی شهرها» یاد می‌کنند.

موج تخریب آثار تاریخی؛ از بافت‌های قدیمی تا بناهای ثبت ملی
اگرچه ثبت یک اثر در فهرست آثار ملی باید به معنای برخورداری آن از حمایت‌های قانونی باشد، اما تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که این ثبت لزوماً تضمینی برای بقای یک بنا نیست. در دهه گذشته موارد متعددی از تخریب یا آسیب به آثار تاریخی خبرساز شده‌اند؛ از تخریب بخش‌هایی از بافت تاریخی شهرها گرفته تا آسیب به خانه‌های ثبت‌شده و بناهایی که ارزش معماری یا فرهنگی قابل توجهی داشته‌اند.

کارشناسان حوزه میراث فرهنگی بارها نسبت به ضعف نظارت، نبود بودجه کافی برای نگهداری بناها، تعارض میان توسعه شهری و حفاظت تاریخی و همچنین خلاهای اجرایی در اجرای قوانین هشدار داده‌اند. برخی از پژوهشگران معتقدند که تهدید میراث فرهنگی تنها به تخریب فیزیکی محدود نمی‌شود. رها شدن بناها، فرسودگی تدریجی، تغییر کاربری‌های نامتناسب و حذف عناصر تاریخی از بافت شهری نیز نوعی از نابودی میراث محسوب می‌شود؛ فرآیندی که آثار آن گاه کمتر دیده می‌شود، اما در بلندمدت به همان اندازه زیان‌بار است. در چنین شرایطی، تخریب کلیسای انجیلی مشهد به دلیل ثبت ملی بودن آن، حساسیت بیشتری ایجاد کرده است. زیرا این اتفاق می‌تواند این پرسش را مطرح کند که اگر یک اثر ثبت‌شده نیز از خطر تخریب مصون نباشد، وضعیت دیگر بناهای تاریخی کشور چگونه خواهد بود؟

پیامدهای اجتماعی بی‌توجهی به آثار تاریخی
پیامدهای تخریب آثار تاریخی معمولاً بسیار گسترده‌تر از یک رخداد تلخ مانند از بین رفتن یک بنای فیزیکی است. نخستین پیامد، تضعیف حس تعلق شهروندان به محیط زندگی خود است. بناهای تاریخی نقاط اتصال نسل‌های مختلف به گذشته مشترک هستند و حذف آنها به معنای گسسته شدن بخشی از این پیوند تاریخی است. پیامد دوم به مسئله اعتماد عمومی بازمی‌گردد. هنگامی که شهروندان شاهد از میان رفتن آثار ثبت‌شده یا بناهای دارای ارزش فرهنگی هستند، این پرسش شکل می‌گیرد که سازوکارهای قانونی حفاظت از میراث تا چه اندازه کارآمد هستند. چنین وضعیتی می‌تواند اعتماد به نهادهای مسئول حفاظت از میراث فرهنگی را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، تخریب اماکن متعلق به اقلیت‌های مذهبی می‌تواند آثار اجتماعی مضاعفی به همراه داشته باشد. این بناها بخشی از تاریخ مشترک همه شهروندان هستند، نه صرفاً اعضای یک جامعه دینی خاص.
از بین رفتن آنها ممکن است احساس حذف شدن از روایت رسمی تاریخ را در میان برخی گروه‌های اجتماعی تقویت کند و به کاهش سرمایه اجتماعی منجر شود. در سطحی گسترده‌تر، میراث فرهنگی یکی از مهم‌ترین منابع توسعه گردشگری فرهنگی نیز محسوب می‌شود.

کشورهایی که توانسته‌اند از آثار تاریخی خود حفاظت کنند، این میراث را به سرمایه‌ای اقتصادی و فرهنگی تبدیل کرده‌اند.
در مقابل، تخریب مستمر بناهای تاریخی به معنای از دست رفتن فرصت‌هایی است که می‌تواند در آینده به توسعه پایدار شهرها کمک کند. تخریب کلیسای انجیلی مشهد، صرف‌نظر از ابعاد حقوقی و اجرایی آن، بار دیگر اهمیت بازنگری در سیاست‌های حفاظت از میراث فرهنگی را یادآور می‌شود. این رویداد نشان می‌دهد که حفاظت از آثار تاریخی تنها یک مسئله فرهنگی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با هویت جمعی، سرمایه اجتماعی و کیفیت توسعه شهری در ایران امروز است.
پرسش اصلی اکنون این است که آیا این حادثه به نقطه‌ای برای بازنگری و تقویت نظام حفاظت از میراث فرهنگی تبدیل خواهد شد یا به فهرست بلندبالای بناهایی خواهد پیوست که تنها پس از تخریب، ارزش آنها مورد توجه قرار گرفته است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن