اختصاصی گروه اقتصادی/محمدرضا گلسار: جمهوری اسلامی سالهاست نشان داده هرجا پای پول، کنترل و بقا وسط باشد، حتی شعارهایی که دههها با آنها حکومت کرده را هم بدون کمترین تردیدی کنار میگذارد. حکومتی که زمانی اینترنت را «تهاجم فرهنگی» مینامید، امروز همان اینترنت را به کالایی لوکس تبدیل کرده و نسخه بدون فیلترش را مثل یک امتیاز ویژه به فروش گذاشته است؛ چیزی شبیه فروش هوای سالم در شهری که خود حکومت آن را آلوده کرده باشد. در هیچ جای جهان، اینترنت آزاد را به کالایی برای طبقه خاص تبدیل نمیکنند که فقط عدهای با پرداخت پول بیشتر یا داشتن رانت به آن دسترسی داشته باشند.
اینترنت امروز همان جایگاهی را دارد که برق، آب، تلفن و جاده در دهههای گذشته داشتند؛ با این حال جمهوری اسلامی سالهاست اینترنت را نه بهعنوان حق طبیعی مردم، بلکه بهعنوان ابزار کنترل سیاسی و منبع درآمد نگاه میکند. نتیجه این نگاه بیمارگونه هم مشخص است؛ کشوری که سرعت و کیفیت اینترنتش از بسیاری کشورهای فقیر و جنگزده پایینتر است اما هزینه دسترسی آزاد در آن از کشورهای توسعهیافته بیشتر تمام میشود. در این میان، عجیبتر از خود محدودیتها، تلاش مقامات برای عادیسازی این وضعیت است. وقتی نماینده مجلس میگوید «در کشورهای دیگر هم هنگام بحران اینترنت قطع میشود»، عمداً بخش مهم ماجرا را حذف میکند؛ هیچ کشوری اینترنت را به شکل دائمی و سیستماتیک به ابزار فشار اقتصادی و امنیتی علیه مردم خودش تبدیل نکرده است. بله، ممکن است در برخی کشورها در شرایط فوقالعاده و برای چند ساعت محدودیتهایی اعمال شود، اما کدام کشور بعد از بستن اینترنت، نسخه پولی و طبقاتی همان اینترنت آزاد را دوباره به فروش میگذارد؟ کدام حکومت مردم را مجبور میکند برای دسترسی عادی به جهان، به بازار سیاه VPN و اینترنت ویژه پناه ببرند؟ این مقایسهها بیشتر از آنکه دفاع منطقی باشند، نوعی مغلطه سیاسیاند؛ تلاشی برای پنهان کردن این واقعیت که جمهوری اسلامی نهتنها رکورددار محدودسازی اینترنت در جهان است، بلکه حالا همان محدودیت را به یک تجارت رسمی و انحصاری تبدیل کرده است. حتی نحوه فروش این اینترنت طبقاتی هم خودش یک نمایش تمامعیار از تبدیل شدن محدودیت به تجارت حکومتی است. ماجرا دیگر مخفی و زیرزمینی نیست که چند فروشنده ناشناس در گوشه بازار VPN بفروشند؛ حالا ساختار رسمی کشور وارد میدان شده است.
گفته میشود همراه اول برای فروش اینترنت پرو میلیونها پیامک تبلیغاتی ارسال کرده؛ چیزی حدود چهار میلیون پیامک برای مردمی که سالهاست همان حکومت دسترسی عادیشان به اینترنت را محدود کرده است. تناقض از این واضحتر نمیشود؛ حکومتی که تا دیروز مردم را بابت استفاده از ابزار عبور از فیلترینگ تهدید میکرد، امروز با پیامک انبوه آن را بازاریابی میکند. اما نکته مهمتر اینجاست که طبق آمار منتشرشده، تنها بخشی از دریافتکنندگان حاضر به ثبتنام شدند؛ نشانهای روشن از بیاعتمادی عمیق مردم به حکومتی که هر بحران را تبدیل به منبع درآمد میکند. این حجم از ریاکاری سیاسی حتی برای ساختارهای اقتدارگرا هم کمسابقه است.
مضحکتر از همه، نمایشهای تبلیغاتی دستگاه قضایی است؛ هرچند وقت یکبار چند نفر را به اتهام فروش فیلترشکن بازداشت میکنند تا وانمود شود حکومت مخالف این تجارت است. اما سؤال ساده اینجاست: وقتی خود حکومت اینترنت بدون فیلتر میفروشد، فرقش با فروشنده VPN چیست؟ فقط در یک چیز؛ حکومت میخواهد انحصار کامل بازار را در اختیار بگیرد. یعنی همان کاری که در بسیاری از صنایع دیگر هم انجام داده؛ حذف رقبا و تبدیل نیاز عمومی مردم به منبع درآمد انحصاری. جمهوری اسلامی سالهاست مفهوم «امنیت» را به ابزاری برای توجیه هر شکست و محدودیتی تبدیل کرده است. اینترنت را میبندند چون امنیت مهم است. اعتراضات شکل میگیرد چون دشمن نفوذ کرده. اقتصاد سقوط میکند چون تحریم هست. آب نیست چون دشمن توطئه کرده. برق قطع میشود چون مصرف مردم بالاست. در این ساختار، حکومت هیچگاه مقصر نیست؛ همیشه یا دشمن خارجی وجود دارد یا مردم بهاندازه کافی همراهی نکردهاند. این مدل حکمرانی مبتنی بر فرار دائمی از مسئولیت است.
اما واقعیت فناوری چیز دیگری میگوید. اینترنت یک شبکه جهانی است، نه اسلحه نظامی. هر متخصص ساده شبکه میداند که فیلترینگ گسترده نهتنها امنیت ایجاد نمیکند بلکه زیرساخت کشور را شکنندهتر میکند. وقتی میلیونها نفر مجبور به استفاده از VPNهای ناشناس میشوند، دقیقاً همان خطری ایجاد میشود که حکومت ادعا میکند نگران آن است. اما مسئله هرگز امنیت نبوده؛ مسئله کنترل بوده است. حکومتها زمانی سقوط میکنند که مشروعیت خود را در ذهن مردم از دست بدهند، نه صرفاً وقتی که اقتصاد ضعیف میشود.
خطر اصلی برای جمهوری اسلامی همینجاست؛ مردمی که هر روز بیشتر احساس میکنند حکومت نه نماینده آنها بلکه رقیب و حتی دشمن زندگی عادیشان است. وقتی مردم حس کنند حکومت بهجای خدمت، دائماً در حال فشار، تحقیر و کسب درآمد از رنج آنهاست، خشم اجتماعی به نقطهای میرسد که دیگر قابل کنترل نیست. جمهوری اسلامی امروز شاید بتواند اینترنت را بفروشد، سرعت را کم کند، دسترسی را محدود کند و بازار انحصاری بسازد، اما نمیتواند واقعیت را تغییر دهد؛ مردمی که احساس کنند چیزی برای از دست دادن ندارند، خطرناکترین نیروی اجتماعی جهان خواهند شد.