اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی: دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در جریان سفر تاریخی خود به پکن با شی جینپینگ دیدار و توافق کردند که جمهوری اسلامی هرگز به سلاح هستهای دست نیابد و تنگه هرمز به عنوان شاهرگ حیاتی تجارت جهانی، باز و امن باقی بماند. این توافق، که نتیجه نخستین نشست سطح بالا میان دو رهبر پس از سالها تنش محسوب میشود، میتواند نقطه عطفی در انزوای کامل رژیم تهران باشد. از منظر کسانی که سالها فاجعهبار بودن تداوم حکومت جمهوری اسلامی را هشدار دادهاند، این رویداد فراتر از یک معامله دیپلماتیک معمولی است. رژیمی که با ماجراجوییهای منطقهای و برنامه هستهای پنهان خود، امنیت جهانی را تهدید میکرد، اکنون با اجماعی مواجه شده که حتی چین، بزرگترین خریدار نفتش، بخشی از آن است. این اجماع، اهرمهای حکومت را یکی پس از دیگری میشکند. زمینهها و اهمیت سفر ترامپ به چین سفر ترامپ به چین در شرایطی انجام شده که بسته شدن موقت تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی، قیمت نفت را به سطوح بیسابقه رسانده و اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده است. جمهوری اسلامی امیدوار بود با این اقدام جهان را به عقبنشینی وادار کند، اما نتیجه دقیقا برعکس شد.
اختلال در جریان انرژی، نه تنها آمریکا و اروپا، بلکه چین را نیز به شدت متاثر کرد. پکن که برای رشد اقتصادی خود به واردات امن نفت وابسته است، نمیتواند اجازه دهد یک رژیم ایدئولوژیک و منزوی، زنجیره تأمین جهانی را گروگان بگیرد. در این دیدار، دو طرف بر دو اصل غیرقابل مذاکره تأکید کردند: جلوگیری قاطع از هستهای شدن جمهوری اسلامی و تضمین آزادی حمل و نقل انرژی در تنگه هرمز. ترامپ که همواره رویکرد «فشار حداکثری» را دنبال کرده، این بار با اهرم اقتصادی و دیپلماتیک وارد میدان شد و ظاهرا توانست شی جینپینگ را متقاعد کند که ادامه حمایت پنهان از تهران، به ضرر منافع بلندمدت چین تمام خواهد شد. ضربه به سیاست «نگاه به شرق» جمهوری اسلامی سالهاست که روی شکاف میان قدرتهای بزرگ حساب باز کرده و با شعار «نگاه به شرق» تلاش داشته چین و روسیه را به عنوان پشتیبانان خود معرفی کند. اما توافق پکن نشان داد که این سیاست نیز به بنبست رسیده است.
چین، به عنوان یک قدرت اقتصادی عملگرا، حاضر نیست برای حفظ یک رژیم منزوی و ناکارآمد، روابط تجاری عمیق خود با آمریکا و دسترسی به بازارهای غربی را به خطر بیندازد. این تحول برای جمهوری اسلامی به شدت دردناک است. پیش از این، مقامات تهران تصور میکردند در سایه رقابت آمریکا و چین میتوانند مانور دهند و زمان بخرند. اکنون اما، حتی پکن نیز خط قرمزهای خود را اعلام کرده: هیچ سلاح هستهای برای ایران و هیچ اختلال طولانی در تنگه هرمز. این یعنی حاکمان تهران در موقعیتی قرار گرفته که نه از شرق حمایت معناداری دریافت میکند و نه از غرب امیدی دارد. تأثیر بر جنگ علیه جمهوری اسلامی به طور قطع این توافق چند پیام استراتژیک روشن دارد: نخست، برنامه هستهای رژیم اکنون با مخالفت صریح دو ابرقدرت جهان مواجه است. این اجماع، هرگونه تلاش برای غنیسازی بالا یا نزدیک شدن به آستانه هستهای را به یک قمار پرریسک و احتمالا خودکشی تبدیل میکند. جمهوری اسلامی دیگر نمیتواند با وقتکشی و مذاکرات فریبنده، برنامه خود را پیش ببرد. دوم، تنگه هرمز به عنوان ابزار فشار از دست رفته است. جمهوری اسلامی با بستن آن فکر میکرد اهرم قدرتمندی به دست آورده، اما در عمل جهان را علیه خود متحد کرد. توافق ترامپ و شی، عملا هرگونه تهدید آینده نسبت به این آبراه را بیاثر میکند و رژیم را از یکی از آخرین کارتهای بازیاش محروم میسازد. سوم، تشدید انزوای اقتصادی و سیاسی. با کاهش احتمال حمایت چین، تحریمها و فشارهای بینالمللی میتوانند هماهنگتر و مؤثرتر اجرا شوند. سقوط احتمالی درآمدهای نفتی رژیم پس از بازگشایی کامل هرمز، کسری بودجه شدیدتر، تورم بیشتر و نارضایتی داخلی گستردهتری به همراه خواهد داشت. البته باید واقعبین بود. چین به طور کامل روابط خود با تهران را قطع نخواهد کرد، اما سطح حمایت خود را به شدت کاهش خواهد داد و احتمالا برای حفظ ظاهر، فشارهای ملایمی بر رژیم وارد میکند تا رفتارش را تعدیل کند.
این تغییر، هرچند تدریجی، برای حاکمان تهران که به شدت به درآمدهای ارزی و قطعات فنی نیاز دارد، بسیار چالشبرانگیز خواهد بود. فرصت برای مردم ایران این تحولات برای اپوزیسیون جمهوری اسلامی و مردم داخل کشور، فرصتی تاریخی ایجاد کرده است. جمهوری اسلامی اکنون بیش از همیشه منزوی، تحت فشار نظامی-اقتصادی و فاقد حامیان قابل اعتماد است. اعتراضات داخلی که در ماههای اخیر سرکوب شده، میتواند با تشدید فشارهای خارجی، مجددا در خیابانها ظاهر شود. با این حال، تجربه تلخ سالهای گذشته نشان میدهد که جمهوری اسلامی در لحظات ضعف، به سرکوب وحشیانهتر متوسل میشود. بنابراین، جامعه جهانی باید همزمان با فشار بر برنامه هستهای و ماجراجوییهای منطقهای، بر مسئله حقوق بشر و حمایت از صدای مردم ایران نیز تمرکز کند. پایان واقعی ماجرا زمانی فرا خواهد رسید که مردم ایران خود، سرنوشت کشورشان را رقم بزنند. سفر ترامپ به چین و توافق حاصل از آن، میتواند آغاز فصل جدیدی در جنگ علیه جمهوری اسلامی باشد؛ فصلی که در آن جمهوری اسلامی نه تنها با فشار خارجی، بلکه با انزوای کامل دیپلماتیک روبهرو است. آینده روشن خواهد کرد که این فشارها تا چه حد رژیم را به عقبنشینی یا تغییر رفتار وادار خواهد کرد، اما یک نکته قطعی به نظر میرسد: دوران بازی با کارتهای شکاف قدرتهای بزرگ برای جمهوری اسلامی به سر آمده است.