اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی: در حالی که آتشبس شکننده میان ایران و ایالات متحده هر لحظه خطر شعلهور شدن دوباره را دارد، نشانههای نگرانکنندهای از شکاف عمیق درون حاکمیت جمهوری اسلامی آشکار شده است. منابع آگاه از تحولات پشتپرده گزارش میدهند که رئیسجمهور، مسعود پزشکیان و رئیس مجلس، محمدباقر قالیباف، با آگاهی از خسارت روزانه میلیاردها دلاری تنش مداوم با آمریکا، دست به اقدامی بیسابقه زدهاند. این اقدام ارسال پیشنویس ناقص پاسخ به طرح ۱۴ مادهای دونالد ترامپ برای توقف درگیریها، بدون اطلاع مجتبی خامنهای و دور زدن نهادهای نظامی قدرتمند است. این ماجرا، که بیش از هر چیز تصویری از سردرگمی و استیصال رژیم حاکم بر ایران در برابر بحران اقتصادی رو به وخامت ترسیم میکند، حاکی از آن است که حتی حلقههای نزدیک به تصمیمگیری نیز دریافتهاند که تداوم سیاست تنشورزی، کشور را به قعر چاهی بیپایان فرو میبرد.
تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش ریال، کمبودهای مزمن ارزی و فلج شدن تجارت خارجی، دیگر حتی با شعارهای تکراری «مقاومت» قابل توجیه نیست. پزشکیان و قالیباف، که هر دو سابقهای در مدیریت اجرایی و تقنینی دارند، ظاهرا به این نتیجه رسیدهاند که بدون تنفس اقتصادی از طریق کاهش تنش با غرب، حتی حفظ حداقلهای بقا برای نظام ممکن نخواهد بود. اقدام عجولانه و ناقص طبق روایتهای متعدد، تیم مذاکرهکننده ایرانی به رهبری عباس عراقچی، در جلسات فشرده شبانه، پیشنویسی را آماده کرده که قرار بود پاسخی به طرح ترامپ باشد. اما این سند، به دلیل عدم دریافت تأیید از دفتر مجتبی خامنهای، به صورت ناقص و تنها برای جلوگیری از فروپاشی کامل آتشبس به واسطه پاکستان ارسال شد. حذف بخشهای کلیدی، به ویژه در حوزههای حساس امنیتی و محدودیتهای موشکی و منطقهای، سند را به «تکهای ناقص» تبدیل کرد که ارزش واقعی مذاکراتی نداشت. محمدباقر قالیباف، که گفته میشود بیش از دیگران بر لزوم دستیابی به توافق اصرار دارد، نقش محوری در همراه کردن پزشکیان ایفا کرده است. قالیباف که خود را «عملگرا» معرفی میکند، معتقد است توافق با آمریکا نه تنها ممکن، بلکه ضروری است تا چرخ اقتصاد دوباره بچرخد. او پزشکیان را تحت فشار قرار داد تا حتی بدون مجوز دفتر رهبری، پاسخی هرچند ناقص ارسال شود. این اقدام، نشاندهنده عمق نگرانی از وضعیت اقتصادی است؛ جایی که گزارشهای داخلی حتی از خطر اعتراضات گستردهتر از سال ۱۴۰۴ حکایت دارند. طوفان درونی و رویارویی غیرنظامی- نظامی این ماجرا، طوفانی در درون حاکمیت به پا کرده است. سپاه پاسداران و شورای عالی امنیت ملی، که نفوذ گستردهای بر تصمیمات دفتر رهبری دارند، از این ابتکار بیخبر بوده یا مستقیما مخالف آن بودند. گزارشها حاکی از آن است که قالیباف و پزشکیان تلاش کردهاند با مانورهای سیاسی، جلوی دخالت فرماندهان سپاه را بگیرند. این رویارویی، نه یک اختلاف ساده، بلکه نشانهای از تقابل میان دو جناح «غیرنظامی» که به دنبال بقا از طریق تعامل محدود با جهان هستند، و «نظامی» که همچنان بر ایدئولوژی گسترش نفوذ منطقهای و تقابل با «استکبار» پافشاری میکنند. رهبری غیرنظامی به رهبری پزشکیان – قالیباف، ظاهرا از دریافت راهنمایی شفاف از مجتبی خامنهای محروم مانده است. این خلا، فضا را برای اقدامات مستقل اما پرریسک باز کرده است. ارسال پیشنویس ناقص، در واقع قماری بود برای خرید زمان و جلوگیری از سقوط آزاد اقتصادی. اما نتیجه، عکسالعمل تند دونالد ترامپ بود که این سند را «یک تکه زباله» توصیف کرد. این واکنش، نه تنها اعتبار تیم مذاکرهکننده ایرانی را خدشهدار کرد، بلکه نشان داد که واشنگتن دیگر حاضر به پذیرش بازیهای تاکتیکی ناقص رژیم نیست. ریشههای بحران: اقتصاد در آستانه فروپاشی
از دید مخالفان جمهوری اسلامی، این رویدادها تأییدی است بر شکست استراتژیک کل نظام. بیش از چهار دهه سیاست خارجی مبتنی بر تنش، ضدیت با آمریکا و حمایت از گروههای نیابتی، اکنون کشور را به نقطهای رسانده که حتی چهرههای درون سیستم نیز به دنبال راه فرار هستند. خسارت روزانه میلیاردها دلار از محل کاهش صادرات نفت، تحریمهای بانکی، و فرار سرمایه، دیگر قابل پنهان کردن نیست. پزشکیان که با شعارهای اصلاحطلبانه بر سر کار آمد، اکنون در تنگنایی قرار گرفته که یا باید با سپاه درافتد یا شاهد تشدید بحران اقتصادی باشد. قالیباف نیز، با وجود سابقه نزدیک به نهادهای امنیتی، ظاهرا دریافته که بدون توافق، حتی حفظ قدرت سیاسیاش ممکن نخواهد بود. اما ارسال سند ناقص، بیش از آنکه نشانه هوشمندی باشد، نشاندهنده سردرگمی و نبود اجماع در رأس هرم قدرت است. مجتبی خامنهای، که گفته میشود کنترل کامل امور را در دست ندارد یا حداقل در این پرونده دخالت مستقیم نکرده، اکنون با چالشی روبرو است که میتواند تعادل شکننده میان جناحها را برهم بزند. آینده مبهم و درسهای تلخ این ماجرا، بار دیگر ماهیت جمهوری اسلامی را آشکار میکند: نظامی که حتی در لحظات بحرانی قادر به تصمیمگیری منسجم نیست. تلاش برای دور زدن سپاه و دفتر رهبری جدید، هرچند موقت، نشان میدهد که شکافها عمیقتر از آن است که در ظاهر به نظر میرسد. واکنش تند ترامپ نیز پیام روشنی داشت: زمان بازیهای قدیمی تمام شده و هرگونه توافق نیازمند تعهدات شفاف و کامل است، نه پیشنویسهای عجولانه و ناقص. برای مردم ایران، این تحولات جز تشدید ناامیدی و تأیید بیکفایتی حاکمان نتیجهای نداشته است. تا زمانی که ساختار قدرت بر پایه ایدئولوژی تقابل و سرکوب بنا شده، هر تلاشی برای «نجات» اقتصاد محکوم به شکست یا عقبنشینیهای تحقیرآمیز خواهد بود. آنچه در این روزهای اردیبهشت ۱۴۰۵ در جریان است، نه یک دیپلماسی موفق، بلکه آخرین تلاشهای پراکنده جریانی است که کشور را به این روز سیاه کشانده و اکنون برای بقا دست و پا میزند.