خانه بین الملل هموطن بررسی می‌کند: حمله موشکی جمهوری اسلامی به امارات؛ نماد تناقض سیاست خارجی تهران

هموطن بررسی می‌کند: حمله موشکی جمهوری اسلامی به امارات؛ نماد تناقض سیاست خارجی تهران

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی: در حالی که آتش‌بس میان تهران و واشنگتن همچنان شکننده است، جمهوری اسلامی تا لحظه تنظیم این گزارش حدود ۱۲ موشک بالستیک، سه موشک کروز و چهار پهپاد به سمت امارات متحده عربی شلیک کرده است. ارتش جمهوری اسلامی نیز مدعی شده که «امشب (بامداد ۱۵ اردیبهشت) فصل جدیدی را آغاز می کنیم، فصلی که دشمنان تا به حال ندیده‌اند.» از سوی دیگر، رسانه‌های اسرائیلی نیز نوشته‌اند که موساد و ارتش این کشور به رهبری سیاسی توصیه کردند که جنگ علیه جمهوری اسلامی ازسرگرفته شود. حملات جمهوری اسلامی به امارات که عمدتا تأسیسات نفتی و صادراتی فجیره را هدف قرار داد، دقیقا همزمان با اجرای مرحله‌ای از «پروژه آزادی» آمریکا برای تضمین عبور امن کشتی‌ها از تنگه هرمز رخ داد. امارات از رهگیری اکثر پرتابه‌ها خبر داد، اما گزارش‌هایی از آتش‌سوزی در منطقه صنعتی نفت فجیره و آسیب به زیرساخت‌ها منتشر شده است. در چند ساعت اخیر، تحولات سریع بوده‌اند: امارات این حمله را «تروریستی» خوانده و محکوم کرده؛ منابع نزدیک به سپاه آن را «واکنش به ماجراجویی آمریکا» توصیف کرده‌اند؛ و سنتکام از عبور ناوشکن‌های آمریکایی از تنگه هرمز در چارچوب پروژه آزادی سخن گفته است.

تنش‌ها در خلیج فارس به اوج رسیده و قیمت جهانی نفت مجددا صعودی شده است. چرا جمهوری اسلامی به امارات حمله کرد؟ این حمله نه یک اقدام استراتژیک هوشمندانه، بلکه بازتابی از ضعف ساختاری رژیم و سیاست‌های مخرب آن است. تهران در طول سال‌های گذشته امارات را به عنوان یک «دوست-دشمن» اقتصادی دیده: شریک تجاری حیاتی برای دور زدن تحریم‌ها، اما همزمان متحد راهبردی آمریکا و اسرائیل. دلایل اصلی حمله: ۱. بازدارندگی در برابر پروژه آزادی: آمریکا با حمایت نظامی مستقیم تلاش می‌کند تنگه هرمز را باز کند و وابستگی جهان به «کنترل» ایران را بشکند. جمهوری اسلامی که تنگه هرمز را اهرم اصلی خود می‌داند، با حمله به فجیره – که مسیر صادراتی جایگزین نفت امارات (بای‌پس هرمز) است – می‌خواهد پیام بفرستد: «اگر تنگه را از دست بدهم، بنادر شما را نابود می‌کنم.» این اقدام تلاشی ناامیدانه برای حفظ اهرم چانه‌زنی است. ۲. انتقام و نمایش قدرت داخلی: جمهوری اسلامی پس از آسیب‌های جنگ، نیاز به نمایش «پاسخ قاطع» دارد تا پایگاه داخلی‌اش را آرام کند. امارات به دلیل میزبانی از پایگاه‌های غربی، همکاری اطلاعاتی با اسرائیل و فشار بر شبکه‌های مالی ایرانی، هدف مناسبی بود. ۳. تناقض اقتصادی – سیاسی: جمهوری اسلامی دهه‌ها از امارات به عنوان «ریسمان نجات» اقتصادی استفاده کرد.

امارات هاب اصلی re-export کالاها به ایران، کانال بانکی برای دور زدن تحریم‌ها و مقصد هزاران تاجر و سرمایه‌گذار ایرانی بود. حجم تجارت دوجانبه پیش از جنگ به بیش از ۲۰-۲۸ میلیارد دلار رسیده بود و بخش قابل توجهی از واردات ایران (تا ۳۰ درصد) از این مسیر انجام می‌شد. این رابطه «انگل‌وار» بود: رژیم با پول و تجارت مردم ایران، امارات را غنی کرد، اما همزمان با سیاست‌های ماجراجویانه (حمایت از شبه‌نظامیان، موشک و هسته‌ای) همان شریک را به دشمن تبدیل کرد. حالا که جنگ فراگیر شده، امارات دارایی‌های ایرانی را تهدید به مسدود کردن کرده، اقامت ایرانی‌ها را محدود کرده و کاملا به سمت غرب چرخیده است. حمله اخیر، نابودی همان پلی است که رژیم سال‌ها برای بقایش به آن تکیه داشت – سیاستی کوتاه‌بینانه که اقتصاد ایران را بیشتر منزوی می‌کند. فجیره در آتش: چگونه رژیم ایران شریک اقتصادی دیرینه‌اش را به هدف تبدیل کرد

در شامگاه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، آسمان امارات دوباره با صدای انفجارهای رهگیری پر شد. جمهوری اسلامی موج جدیدی از حملات موشکی و پهپادی را روانه فجیره کرد – حمله‌ای که همزمان با تلاش آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز انجام شد. این رویداد، نه تنها تنش نظامی را تشدید کرد، بلکه پرده از تناقض عمیق سیاست خارجی جمهوری اسلامی برداشت: سیاستی که همسایگان را ابتدا به شریک تبدیل می‌کند و سپس با خصومت نابودشان می‌سازد. این حمله در بستر آتش‌بس شکننده تهران – واشنگتن رخ می‌دهد. آتش‌بسی که ظاهرا برای مذاکره طراحی شده، اما با ادامه حملات جمهوری اسلامی به اهداف منطقه‌ای، اعتبار خود را از دست داده است.

امارات، که پیشتر صدها پرتابه ایرانی را رهگیری کرده، حالا خود را در خط مقدم می‌بیند. پیش از این درگیری‌ها، روابط اقتصادی ایران و امارات الگویی از «همزیستی اجباری» بود. امارات، به ویژه دبی، به دروازه اصلی ایران برای جهان تبدیل شده بود. طبق آمار پیش از جنگ، حدود ۳۰ درصد واردات ایران از مسیر امارات صورت می‌گرفت. تاجران ایرانی در دبی هزاران شرکت ثبت کرده بودند، درهم امارات نقش کلیدی در تسویه‌های ارزی ایفا می‌کرد و صدها هزار ایرانی در این کشور زندگی و کار می‌کردند. این رابطه فراتر از تجارت ساده بود: امارات به ایران کمک می‌کرد تحریم‌ها را دور بزند، کالاهای اساسی و قطعات صنعتی تأمین کند و حتی سرمایه‌های فراری را جذب نماید. این وابستگی محصول شکست سیاست‌های رژیم بود. به جای تنوع‌بخشی اقتصادی و بهبود روابط با جهان، رژیم با ماجراجویی‌های هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای، خود را منزوی کرد و مجبور شد به همسایه کوچک اما ثروتمند تکیه کند. امارات با زیرکی از این موقعیت استفاده کرد: سود برد، اما همزمان با آمریکا و اسرائیل متحد شد.

امروز، همان رژیم که از این شریک تغذیه می‌کرد، با موشک به آن حمله می‌کند. این نه قدرت، بلکه نشانه‌ای از درماندگی است – جمهوری اسلامی نمی‌تواند تنگه را نگه دارد، پس بنادر جایگزین همسایه را هدف می‌گیرد. تحلیل‌گران می‌گویند این حمله چند هدف دارد: بازدارندگی در برابر پروژه آزادی آمریکا، انتقام از همکاری امارات با غرب، و نمایش قدرت برای جبران شکست‌های داخلی. اما هزینه آن سنگین است. امارات حالا بیش از پیش به آمریکا نزدیک شده، دارایی‌های ایرانی را تهدید می‌کند و تجارت دوجانبه عملاً متوقف خواهد شد. برای اقتصاد ایران که پیشتر از این ریسمان نجات وابسته بود، این ضربه دیگری است در زنجیره انزوا. در سطح منطقه‌ای، این رویداد اعتماد به جمهوری اسلامی را به صفر رسانده است. کشورهای خلیج فارس که سال‌ها تعامل اقتصادی را ترجیح می‌دادند، حالا امنیت را اولویت قرار داده‌اند.

پروژه آزادی آمریکا، اگر موفق شود، نه تنها تنگه را باز می‌کند، بلکه اهرم اصلی رژیم را از آن می‌گیرد. در نهایت، حمله به فجیره بیش از آنکه ضربه‌ای به امارات باشد، خودزنی جمهوری اسلامی است. سیاستی که همسایگان را دشمن می‌سازد و شرکای اقتصادی را قربانی ایدئولوژی می‌کند، تنها راه به سوی فروپاشی بیشتر است. مردم ایران که سال‌ها هزینه این ماجراجویی‌ها را پرداخته‌اند، امروز بیش از همیشه حق دارند بپرسند: تا کی این چرخه ویرانگر ادامه خواهد داشت؟

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن