گروه سیاسی/ ماهور ایرانی: با کشته شدن سیدعلی خامنهای رهبر دوم جمهوری اسلامی، سرنوشت سه رئیس قوای جمهوری اسلامی دستخوش تغییرات عمده شده و به طوری که معلوم نیست چه جریان یا نهادی این نظام را اداره میکند. مسعود پزشکیان رئیس قوه مجریه بعد از سپری کردن تقریبا دو سال از عمر دولت خود حالا معلوم نیست کجاست و چه میکند و چرا در تصمیمات اجرایی نخست کشور نقش کمرنگی دارد. او که با پشتوانه آرای ۱۶ میلیونی و تلاش برای بهبود وضعیت کشور به کرسی پاستور رسید از همان فال نحس روز اول ورود به پاستور باید متوجه میشد چه سرنوشت شومی در انتظار دومین فرد کشور بعد از رهبر است. او که در زمان جنگ قبل از انتخاب مجتبی خامنهای یکی از اعضای سه نفره شورای رهبری بود و بیان جمله عذرخواهی میکنیم از کشورهای منطقه به دلیل حمله موشکی در اوج جنگ و شروع اختلافات جدی با سپاه پاسداران، حالا به گوشهای رفته و کاری از دستش بر نمی اید.
مسعود امروز سخنانش را بعضا در شبکه اجتماعی ایکس منتشر میکند و حتی حضور خیابانی او نیز نتوانسته ضامن قدرت کرسی او باشد. او که وعده رفع فیلترینگ، بهبود وضعیت معیشت، ارتباط با جهان را داده بود، در موضوع اول ۶۶ روز از جنگ اینترنت قطع و با پایان آتش بس نیز همچنان قطع شده و حالا با طرح او برنامه اشتراک اینترنت سفید و پرو آغاز شده که مشخص است بنا ندارد فعلا کابل وصل شدن اینترنت را وصل کند. در موضوع بهبود معیشت وضع که بهتر نشد هیچ، رکورد تورم سالیانه، افزایش بی سابقه قیمتها و همچنین رکورد تاریخی بیکاری را هم شاهد بودیم که نشان دهنده عدم توان پزشکیان در کنترل کشور است.
در موضوع ارتباط با جهان نیز که دو جنگ در کمتر از یک سال در کشور رخ داد، مذاکره با آمریکا با شکستهای چندگانه مواجه شد و حتی نحوه ارتباط با جهان نیز مختل شده است. پزشکیان به حاشیه کامل رفته و حتی خبر میرسد کنترل اداره کشور به دست معاون اولش محمدرضا عارف سپرده شده و او فقط تنها در حد یک اسم اعتبار دارد. غلامحسین محسنی اژهای روحانی رئیس دستگاه عدلیه که این روزها نه تنها توان برقراری عدالت را ندارد بلکه از لحظه آغاز جنگ و همچنین پایان کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ماه، دست به انتقام خونین از معترضین زده و روزی نیست که خبر اعدام زندانیان و معترضان منتشر نشود. او به نسبت دیگر روسای قوه وضعیت بهتری دارد. تندرو شده، احکام فلهای اعدام را صادر میکند و تلاش کرده به جای برقراری عدالت تیغ دستگاه کشتار را هر لحظه تیزتر کند.
از زمان برقراری آتش بس و پایان جنگ تا به امروز ۲۶ نفر از زندانیان اعتراضات ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ که عمدتا مربوط به ۱۸ و ۱۹ دی بودند، اعدام شدند. موضوعی که وحشت را در بین سایر زندانیان بیشتر کرده و حتی وکلا و مدافعان حقوق بشر از افزایش روند اعدامها گله دارند که نحوه دادرسی عادلانه برای زندانیان محرمانه است و مشخص نیست به چه صورت این دادگاهها و روند بررسی پرونده و صدور حکم برگزار میشود. در زمانی که دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا از قوه قضاییه خواست زندانیان را اعدام نکند محسنی اژهای با قدرت تمام از تصمیم خود دفاع کرد و حتی رو به ترامپ و سایر افراد حقوق بشری که خواستار « اعدام نکنید » بودند گفت آنها غلط میکنند که میگویند اعدام نکنید چه کاره دنیا هستند و باید افرادی که علیه نظام اسلامی کودتا کردند، مردم و نیروهای نظامی را کشتند باید اعدام شوند.
موضوعی که نشان دهنده عمق تندروی رئیس دستگاه عدلیه را نشان میدهد و حالا این قدرتنمایی در لباس انتقام از ملت بیشتر از گذشته خود را نشان میدهد. محمدباقر قالیباف رئیس قوه مقننه سومین فرد است که وضعیت به نسبت عجیب و غریبی را در جمهوری اسلامی طی میکند. او که در سالهای اولیه لباس جنگ را پوشیده بود، سپس بعد از جنگ لباس نیروی انتظامی را تن کرده و با شیوه گاز انبری با دانشجویان برخورد میکرد، بعد از آن در مقام شهردار تهران وضعیت حسابهای غیر قابل شمارش او به راه افتاد تا شکستهای چندباره در انتخابات ریاست جمهوری و بعد رسیدن به کرسی ریاست مجلس حالا وضعیتی دارد که حتی از سوی همرزمان سابقش نیست مورد قبول نیست و حتی اسمی هم از او به گوش نمیرسد. قالیباف که یک بار از سوی ترامپ به عنوان فردی نامیده شد که بعد از کشته شدن سیدعلی خامنهای با او قرار است رژیم چنج و مذاکره کند حالا بعد از شکست مذاکرات ۲۱ ساعته با جی.دی ونس معاون اول ترامپ در اسلام آباد در طول مذاکره از سوی پشت پرده قدرت تهدید به افشای رازهای مگو شد. مذاکرات اسلام آباد شکست خورد، قالیباف به تهران برگشت و از صحنه سیاسی به شکلی آرام حذف شد.
پرده حذف او از قدرت را میتوان در مصاحبه بازجوییطور او بعد از شکست مذاکرات اسلام آباد دید که مقابل دوربین صدا و سیما نشسته، مجری که در سایه پشتش به دوربین است و قالیباف تلاش میکند با اعتراف به قدرت رقیب در جنگ جرمهای خود را سبکتر کند اما در تحقق همان هم نتوانست. قالیباف که همواره خود را سپر بلای نظام و گوش به فرمان رهبری میدانست، حالا به شکلی شده که از سوی پشت پرده قدرت یعنی احمد وحیدی به طور کامل به حاشیه رفته است. وقتی که قرار بود در مذاکره اسلام آباد پرونده هستهای نیز مذاکره شود، از سوی حسین طائب مشاور مجتبی خامنهای و احمد وحیدی فرمانده سپاه دستوری آمد که مذاکره هستهای ممنوع است و این ترتیب شایعات کنارهگیری او از مسئولیت مذاکره پرونده هستهای تقویت شد.
مجتبی زارعی نماینده مجلس در توییتی بلند درباره دیدارش با قالیباف بعد از مذاکره با آمریکا نوشت: «شنبه به دیدار دکتر قالیباف رفتم و درباره جنگهای شناختیِ ترامپ پس از شکست آمریکا در میدان جنگ و تداوم جنگ در مذاکرات اسلامآباد گفتگو کردیم. برداشت خودم از این دیدار و فحوای آن را با رعایت قانون و مسائل طبقهبندی اینطور به ملّت تاریخساز و نخبگان جویای حقیقت گزارش میدهم؛ یکم: خیر دنیا و آخرت در اطاعت از ولایت فقیه و اینک آیتالله سید مجتبی خامنهای است. دوم: اساس مذاکراتِ با اذن رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده است؛ بدون اجازه آقا شرعاً و قانوناً مذاکرهای شکل نمیگیرد. سوم: من هرگز داوطلب مذاکره یا مسئولیت مذاکره با دشمن آمریکایی نبودم؛ پس از تصمیمات یکپارچه در ارکان نظام بهخاطر دفاع از دستاوردهای نظام و خون امام شهید و شهیدان و مردم و رزمندگان ایران و اسلام انجام وظیفه کردم؛ میدانستم حرفوحدیث پیش میآید اما باید از آبروی خود خرج میکردم.
چهارم: علاوه بر اذن مذاکرات؛ محتوای مذاکرات هم در چارچوب اذن ابلاغی رهبر معظم انقلاب اسلامی جلو رفت، وقتی طرف آمریکایی خواست وارد بحث تخصصی هستهای بشود به آنها گفته شد هیئت از طرف رهبر انقلاب برای ورود تخصصی به این موضوع ممنوع شده است؛ از این به بعد هم تصمیم در این حوزه منحصراً با معظمله خواهد بود، ما باید درک کنیم که در وضعیت جنگی هستیم و تصمیمات بر اساس آخرین اطلاعات مرتباً با اشراف ایشان مورد اصلاح و بهبود قرار میگیرد.
بدیهی است در نهایت تصمیم با رهبر معظم انقلاب است و همه تابعاند و هیچ اختلافی هم در این حوزه نیست. پنجم: بهخاطر پاسداشت و حرمت اذن آقا در همان ساعت، شخصاً و پیشتر و قبل از ورود به اسلامآباد، حضور رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی را در ترکیب تیم مذاکره منع کردم. ششم: حزبالله و مردم لبنان از شروط ورود به مرحله آتشبس بود؛ علاوه بر اینکه دستور آقا هم بود اما همه در این کار متفق بودیم؛ حتی دکتر پزشکیان در جلسه گفت؛ “جدا کردن حزبالله را نمیپذیریم چون این کار نامردی و ناجوانمردی است”! هفتم: به دکتر قالیباف گفتم صاحبانِ نظریه ضبطصوتنبودگی مقابل ولایت فقیه و اجتهادکنندگانِ مکررِ مقابل امام شهید، وانمود میکنند که از فرمان آقا تمرّد کردید؛ ضمن توضیحات دقیق گفت؛ “من سرباز و خانهزاد ولایت فقیه هستم؛ یادتون هست که شهید سنوار که یک مجاهد عزیز سُنیمذهب فلسطینی است با تأسّی از امیرالمؤمنین(ع) چی میگفت؟ گفت؛ “باید خودمان را و فکر و جسم و آبروی خودمان را به خدا بسپاریم؛ اگر خدا بخواهد و مقدّر کرده باشد هیچکس نمیتواند جانی را بستاند یا نستاند، ارادهای را بر کسی تحمیل کند یا مانع اثبات حقیقتی در ایران و جهان بشود که خدا ارادهاش به آن تعلق و تحقق یافته است”؛ سپس گفت؛ “برادر مجاهد بزرگ سُنیمان خود را در جنگ و مبارزه به خدا و امیرالمؤمنین سپرد و رستگار شد چگونه من از امیرالمؤمنین و فرزندانش؛ خمینی بزرگ و خامنهایهای عزیز دست بکشم و بهفکر دفاع از خود باشم؛ برای دفاع از خود وقت ندارم؛ وقت، وقت دفاع از ایران و ولایت فقیه و هجوم به دشمن است.» با بیان این جملات مشخص میشود از مجتبی خامنهای رهبر سوم که جز بیانیه با مدیریت هوش مصنوعی منتشر میشود و صدایی از او نیست وضعیت شکل گرفته در مذاکرات منحصرا در اختیار پشت پرده قدرت است که با اسم مجتبی خامنهای در حال زورآزمایی و با اسم جمهوری اسلامی در حال تقویت قدرت خود شده است حتی به بهانه قربانی کردن یک از چهرههای اصلی خود از جمله محمدباقر قالیباف.
در نهایت جمهوری اسلامی بعد از کشته شدن سیدعلی خامنهای بی رهبر شد، اختلافات درون قدرت آنقدر بالا رفت که وقتی ترامپ از اختلاف درون قوا صحبت کرد، سران سه قوه در توییتهای مشترک سعی کردن موضوع اختلافات را به شکل صوری تکذیب کنند اما در پشت پرده همچنان اختلافات به قوت خود باقی ماند و حالا جمهوری اسلامی مانده و سه رئیس قوه که دوتای آن به حاشیه رفته و دیگری تند رفتن به حالش مزه کرده و مشخص نیست تا به کجا این مسیر را ادامه خواهد داد.