اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق: در کوچهپسکوچههای تهران و دیگر کلانشهرها، آنچه بیش از هر آمار رسمی به چشم میآید، صدای اعتراض به جهش قیمتهاست. شهروندان از واقعیتی میگویند که با ارقام اعلامی فاصله دارد: «هر شانه تخممرغ ۶۰۰ هزار تومان شده، نان بربری ۲۰ هزار تومان؛ قوت غالب را از سفره حذف کردهایم.» این روایتها در شرایطی بیان میشود که تورم رسمی در محدوده ۳۸ تا ۴۰ درصد اعلام شده، اما برآوردهای مستقل از تورم پنهان تا سطح ۱۲۸ درصد حکایت دارد؛ شکافی که به گفته تحلیلگران، به کاهش حداقل ۵۰ درصدی قدرت خرید انجامیده و بخش بزرگی از طبقه متوسط را به زیر خط فقر رانده است.
روایتهای میدانی: وقتی اعداد به تجربه روزمره تبدیل میشوند در سطح معیشت روزمره، فشار قیمتی با اعداد ملموستری خود را نشان میدهد. یک مادر خانهدار در جنوب تهران روایت میکند: «دو کیسه میوه ۲ میلیون تومان شد؛ هزینه نان روزانهمان به ۸۰ هزار تومان رسیده.» شهروندی دیگر از بازار مواد غذایی میگوید: «یک کیلو گوشت ۲ میلیون تومان، یک کیسه ۱۰ کیلویی برنج معمولی هم ۵ میلیون؛ با چند قلم خرید ساده، مجموع هزینه به ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان میرسد.» این ارقام نشان میدهد که حتی حداقل سبد مصرفی نیز به سطحی رسیده که برای بسیاری از خانوارها دستنیافتنی شده است.
حذف تدریجی از سفره در میان اقلام خوراکی، جهش قیمتها در کالاهای پایه، فشار مضاعفی ایجاد کرده است. تخممرغ که پیشتر بهعنوان جایگزین ارزان گوشت مصرف میشد، با افزایش تا ۳۰۰ درصدی به حدود ۶۰۰ هزار تومان برای هر شانه رسیده و عملاً از سبد بسیاری از خانوارها حذف شده است. نان، بهعنوان اصلیترین کالای مصرفی دهکهای پایین، با افزایش حدود ۱۵۰ درصدی به ۲۰ هزار تومان برای هر قرص بربری رسیده و در برخی خانوارها هزینه روزانه آن به ۸۰ هزار تومان بالغ میشود. لبنیات نیز از این روند مستثنی نیست؛ قیمت یک بطری شیر به حدود ۱۲۵ هزار تومان رسیده و روندی صعودی دارد. این در حالی است که تورم نقطهبهنقطه خوراکیها به محدوده ۹۰ تا ۹۹ درصد نزدیک شده و بیشترین فشار را بر حدود ۷۰ درصد خانوارهای کمدرآمد وارد کرده است. شوک ارزی و اثر دومینویی بر بازار در پس این افزایشها، شوک ارزی نقش تعیینکنندهای دارد. دلار که به حدود ۱۵۴ هزار تومان رسیده، جهش عجیبی را در بازههای زمانی مورد اشاره نشان میدهد و عملاً هزینه واردات و تولید را چند برابر کرده است.
پیامد مستقیم این وضعیت در بازار کالاها قابل مشاهده است: قیمت گوشت به حدود کیلویی ۱.۲ میلیون تومان (افزایش حدود ۲۰۰ درصدی) رسیده، برنج به محدوده ۵۰۰ هزار تومان نزدیک شده و بسیاری از اقلام اساسی رشدهایی فراتر از ۱۰۰ درصد را تجربه کردهاند. یک کارگر بازنشسته در اینباره میگوید: «نان ۲۰ هزار تومانی را هم نصف کردهام؛ پروتئین دیگر فقط در حد آرزوست.» از کسری بودجه تا چاپ پول کارشناسان اقتصادی، این سطح از تورم را صرفاً ناشی از عوامل جنگ نمیدانند و بر نقش کسری بودجه حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومانی، رشد نقدینگی و چاپ پول در کنار بیثباتی ارزی تأکید میکنند.
به باور آنها، همین عوامل باعث شکلگیری تورمی شده که در آمار رسمی بازتاب کامل ندارد و بهصورت «پنهان» در زندگی مردم خود را نشان میدهد. بیکاری گسترده؛ از دیجیکالا تا فولاد مبارکه در کنار تورم، بازار کار نیز با فشار مضاعف مواجه شده است. در بخش تجارت الکترونیک، دیجیکالا با حدود ۲۰۰ تعدیل مستقیم و از دست رفتن هزاران شغل غیرمستقیم در لجستیک و زنجیره توزیع مواجه شده و افت فروش تا ۸۰ درصد گزارش شده است. در بخش رسانه، شماری از خبرنگاران و فعالان رسانهای نیز در پی کاهش منابع مالی و محدودیتها شغل خود را از دست دادهاند.
در صنعت، به دلیل بمباران آن و آسیب به چرخه تولید در فولاد مبارکه باعث بیکاری صدها کارگر، راننده و نیروهای وابسته شده است. برآوردهای کلی نشان میدهد که این تحولات، در مجموع بیش از ۲ میلیون شغل مستقیم و غیرمستقیم را تحت تأثیر قرار داده است. چشمانداز اقتصاد؛ رشد منفی و بیکاری جوانان در نتیجه این روند، نرخ بیکاری جوانان به حدود ۲۸ درصد رسیده و اقتصاد با رشد منفی ۱.۷ درصدی مواجه شده است. یک جوان فارغالتحصیل که شغل خود را از دست داده، میگوید: «از کار اخراج شدم، اما هزینهها چند برابر شده؛ حتی اگر کار پیدا کنم، باز هم از پس این قیمتها برنمیآیم.» شکاف آماری و فرسایش اعتماد عمومی در سطح کلان، آنچه این بحران را پیچیدهتر کرده، شکاف فزاینده میان آمار رسمی و تجربه واقعی شهروندان است. این فاصله، به گفته تحلیلگران، به تضعیف اعتماد عمومی انجامیده و روایتهای مردمی را به شاخصی مهمتر از دادههای رسمی تبدیل کرده است.
حتی کالابرگ یک میلیون تومانی هم دردی از مردم دوا نکرده است. گزارشهای رسانهای نیز از «سفره خالی طبقه متوسط» و «فشار بیسابقه بر مزدبگیران» سخن میگویند؛ توصیفهایی که با دادههای قیمتی و روایتهای میدانی همراستا است. هشدار کارشناسان و جمعبندی در همین راستا کارشناسان هشدار میدهند که بدون کنترل رشد نقدینگی، اصلاح سیاستهای ارزی و شفافسازی آمار، روند فعلی میتواند تشدید شود. در چنین شرایطی، ترکیب تورم تا ۱۲۸ درصد، افزایش چندبرابری قیمت کالاهای اساسی، و بیکاری گسترده (تا سطح تأثیرگذاری بر ۲ میلیون شغل) نهتنها معیشت خانوارها را تحت فشار قرار داده، بلکه به عاملی برای افزایش نارضایتیهای اجتماعی نیز تبدیل شده است.
در نهایت آنچه در بهار ۱۴۰۵ در ایران جریان دارد، صرفاً افزایش قیمتها نیست، بلکه همزمانی تورم شدید، کاهش قدرت خرید، و بیکاری گسترده است؛ وضعیتی که در آن، اعداد از نان ۲۰ هزار تومانی تا تخممرغ ۶۰۰ هزار تومانی و دلار ۱۳۲ هزار تومانی به زبان مشترک روایت بحران تبدیل شدهاند. حتی اگر جنگ همین امروز تمام شود اما بحران همچنان ادامه دارد.