خانه پیشنهاد هم‌وطن رمزگشایی از خط و نشان رادان برای معترضان ؛ عمق استراتژیک نظام چطور جابه‌جا شد؟

هموطن بررسی می‌کند

رمزگشایی از خط و نشان رادان برای معترضان ؛ عمق استراتژیک نظام چطور جابه‌جا شد؟

اختصاصی گروه سیاسی/ آوا مهرگانی 

 در همه جهان پلیس باید نماد «نظم مدنی» و ارتش نماد «دفاع ملی» باشد اما وضعیت در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی به وضوح متفاوت است. شاهد این مدعا سخنان اخیر احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی است که تاکید می‌کند «با معترض همان کاری را می‌کنیم که با دشمن کردیم». این ادبیات تهدیدآمیز او رسماً اعلام فروپاشی مرز میان این دو نهاد و تولد شکلی از پادگان‌شهری در ایران است. 

استراتژی «تحدید داخلی» در برابر «تهدید خارجی»

ایالات متحده و اسرائیل در هفته‌های اخیر، پیامی شفاف به تهران مخابره کرده‌ و در دوازده روزی که از آغاز جنگ گذشته ، عملا ثابت کرده‌اند که «نیروی سرکوب» دیگر مصونیت ندارد. گذشته از هدف گرفتن مراکز امنیتی و نیروهای سرکوب در روزهای اخیر ، تحریم‌های هدفمند فرماندهان فراجا و شناسایی آن‌ها به عنوان بازوهای تروریسم، عملاً امنیت پرسنلی و عملیاتی این نیرو را در سطح بین‌المللی با چالش مواجه کرده است. در چنین فضایی، دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی دچار نوعی «پارانوای استراتژیک» شده است. آن‌ها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که هرگونه اعتراض خیابانی، نه یک کنش مدنی، بلکه عملیات پشتیبانی از دشمن خارجی است. از این رو، رادان با تهدیدات تند و اشاره به اینکه دست‌شان روی ماشه است، تلاش می‌کند تا با ایجاد بازدارندگی از طریق وحشت، از شکل‌گیری «جبهه دوم» در داخل خاک ایران جلوگیری کند.

فرسایش مشروعیت و گذار به «حاکمیت عریان»

وقتی یک نظام سیاسی از اقناع شهروندان ناتوان می‌ماند، به «حاکمیت عریان» یا اتکای محض به ابزار خشونت روی می‌آورد. تهدید صریح فرمانده انتظامی به برخورد جنگی با مردم، اعتراف به این واقعیت است که صندوق‌های رأی و تریبون‌های ایدئولوژیک دیگر کارکرد ندارند. در این پارادایم، «شهروند» به «سوژه امنیتی» تبدیل می‌شود. پیامد فوری این نگاه، رادیکالیزه شدن ناگزیر جامعه است؛ چرا که وقتی حاکمیت اعلام می‌کند با معترض همچون دشمن جنگی برخورد می‌کند، عملاً حق دفاع مشروع را در ذهن ناظران و معترضان مشروعیت می‌بخشد و فضای خاکستری میانه را از بین می‌برد.

ادغام دکترین نظامی و انتظامی؛ خیابان به مثابه عمق استراتژیک

نکته کلیدی در سخنان رادان، هم‌ترازی «باتوم» و «موشک» در منظومه دفاعی نظام است. حاکمیت به این درک رسیده که قدرت سخت نظامی در خارج از مرزها، بدون «تثبیت خشن» در داخل، کارایی خود را از دست می‌دهد. در واقع، جمهوری اسلامی دکترین «بازدارندگی» را از خلیج فارس به میدان پونک و خیابان ولیعصر و … منتقل کرده است. رادان با تاکید بر اینکه «کار دشمن را با معترض می‌کنیم»، در حقیقت اعتراف می‌کند که خیابان‌های ایران به «عمق استراتژیک» نظام تبدیل شده‌اند؛ جایی که شکست در آن، به معنای بی‌اثر شدن تمام توان موشکی و پهپادی در برابر فشارهای بین‌المللی است. این «نظامی‌گری افراطی» در برخورد با مسائل اجتماعی، پلیس را از یک داور نظم شهری به یک واحد رزمی در جنگی نامتقارن بدل کرده است که هدفش نه برقراری امنیت، بلکه «فتح سرزمین محصور» (یعنی شهرها) از دست شهروندان است.

شکاف در بدنه؛ قمار بزرگ روی وفاداری نیروها

لفاظی‌های تند رادان صرفاً رو به بیرون نیست؛ بخش عمده‌ای از مخاطبان او، نیروهای تحت امرش هستند. در سایه تهدیدهای نظامی خارجی علیه زیرساخت‌های امنیتی، هراس از «ریزش و نافرمانی» در بدنه فراجا به شدت افزایش یافته است. فرماندهی با استفاده از عبارات حماسی و جنگی، سعی دارد به پرسنل خود هویت «سرباز در خط مقدم» بدهد تا از تردید آن‌ها در لحظه مواجهه با مردم بکاهد. با این حال، این یک قمار پرخطر است؛ چرا که تحمیل هزینه سنگین «جنایت جنگی علیه هم‌وطن» بر دوش سربازان وظیفه و کادر میانی، در درازمدت می‌تواند به فروپاشی از درون منجر شود.

پایان افسانه «پلیس خدمتگزار»

جمهوری اسلامی با این رویکرد، آخرین بقایای ویترین مدنی پلیس را قربانی بقای سیاسی خود کرده است. هدف گرفتن نیروهای سرکوب توسط اسرائیل و آمریکا در کنار توان موشکی، نشان‌دهنده درک عمیق آن‌ها از پیوند میان «ثبات داخلی» و «ماجراجویی منطقه‌ای» است. رادان با گره زدن سرنوشت پلیس به سرنوشت نیروهای نظامی در جنگ، عملاً فراجا را در لبه پرتگاهی قرار داده است که هرگونه تنش بین‌المللی، به سرعت به یک تقابل خونین داخلی ترجمه شود. این وضعیت، بیش از آنکه نشان از اقتدار داشته باشد، تصویرگری از بن‌بست حکمرانی در کشوری است که تنها راه حرف زدن با شهروندانش را در «لوله تفنگ» می‌بیند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن