خانه سیاست آقای جبلی! صدا و سیما؟ اعتبار؟ شوخی می‌کنید!

تاملی بر اظهارات جدید رئیس رادیو، تلویزیون؛

آقای جبلی! صدا و سیما؟ اعتبار؟ شوخی می‌کنید!

اگر بخواهیم برای فهم چگونگی عملکرد یک نهاد غیرشفاف، غیرپاسخگو و ایزوله در میان انحصار و رانت و البته، خروجی عملکرد آن به مصداقی جهت تنویر فضای ذهنی مخاطب اشاره کنیم، صدا و سیمای مملکت در وانفسای تاسف‌برانگیز امروز، یکی از چندین مصداق برجسته و البته از نوع گل‌درشت آن است. 

اختصاصی هم‌وطن/ سید امیر موسوی

اگر بخواهیم برای فهم چگونگی عملکرد یک نهاد غیرشفاف، غیرپاسخگو و ایزوله در میان انحصار و رانت و البته، خروجی عملکرد آن به مصداقی جهت تنویر فضای ذهنی مخاطب اشاره کنیم، صدا و سیمای مملکت در وانفسای تاسف‌برانگیز امروز، یکی از چندین مصداق برجسته و البته از نوع گل‌درشت آن است. 

نهادی که تا بن دندان به همه عوائد و مواهب انحصار و رانت حاکمیتی مسلح بوده و در مبتذل‌ترین وجه ممکن در قبال عملکرد اسفناک خود، اساسا احدی از آحاد ملت-که این نهاد از بیت‌المال آن‌ها ارتزاق می‌کند-را شایسته پاسخگویی نمی‌داند. رسانه‌ای با تخمین بکارگیری بالغ بر 80 هزار نیروی انسانی در سراسر کشور گوی رقابت از این حیث را از هر رسانه دیگری در جهان ربوده و به تعبیری؛ هفت دست آفتابه لگن دارد! شام و ناهار اما؛ همگی روی سفره رسانه‌ای عمومی مملکت، «هیچ» بودن آن را مستحضرید. 

اگر به خاطر داشته باشید، حتی در کوران پر التهاب اعتراضات سال 88، برنامه‌های پرمخاطب سیاسی در این رسانه روی آنتن می‌رفت و صدا و سیما با تولیداتی نظیر «رو به فردا» یا «دیروز، امروز، فردا» و با قرار دادن چهره‌هایی نظیر محمد جواد اطاعت‌ها از این سو و حسین شریعتمداری‌ها در سوی مقابل، ولو برای ساعاتی خیابان‌ها را خلوت می‌کرد. البته این مسئله، نافی کسادی بازار کنونی سیاست‌ورزی و میزان علاقمندی ایرانیان به موضوعات سیاسی به سیاق سال 88 نیست اما، ناگفته پیداست که وضع ترحم‌برانگیز کنونی، تنها شمای کلی از شرایط اسفناک کنونی است که به واسطه عملکرد مبتذل این نهاد در سال‌های اخیر حاصل شده و رادیو تلویزیون مملکت را به نقطه‎‌ای رسانیده که می‌بینید.

رسانه‌ای که از پس همان سال‌ها، رفته رفته تغییر معناداری به مشی خود به سمت رادیکالیسم داد و هرچه بیشتر، فضای حاکم بر این رسانه‌ را دگم و دگم‌تر کرد. بدین سان که مناظرات جواد اطاعت و شریعتمداری در سال 88 به سرعت، جای خود را به مناظراتی با حضور چهره‌هایی نظیر مرحوم روح‌الله حسینیان، شیخ جعفر شجونی، نبویان، رسایی و امثالهم داده و هر یک از این چهره‌ها برای سرکوب هرچه بیشتر کلامی اکثریت معترض به رقابتی سخیف و یکسویه مشغول شدند. 

همین دست فرمان با برنامه‌هایی نظیر، تریبون یکطرفه 20:30، پخش اعترافات اجباری هرآن کس که ضابطین میل‌شان می‌کشید و برنامه‌های یک طرفه سیاسی ادامه یافت و جایگاه نازل صدا و سیما را به شکل روزافزونی در ذهن مخاطب، نازل و نازل‌تر کرد و النهایه؛ کار را به اینجا رسانید که امروز در میان اقشار اکثریت جامعه بر سر نخواستنش دعواست! 

اخیرا نیز، پیمان جبلی، رئیس این رسانه در اظهاراتی، ضمن اشاره به عملکرد این نهاد در بحبوحه جنگ دوازده روزه، مدعی شده؛ «یک‌بار به اعتبار ما لطمه وارد شد. در ماجرای سقوط جنگنده F-۳۵، مقامی رسمی به ما اطلاع داد که این اتفاق رخ داده و ما عیناً بازتاب دادیم. اما بعد مشخص شد اطلاعات موثق نبوده است. بله، رسانه نباید اعتبار خود را وابسته به دستگاه‌های دیگر کند، اما وقتی اطلاعات حیاتی در اختیار نهادهای دیگر است، ناچاریم در آن چارچوب اطلاع‌رسانی کنیم.»

سوال! اینکه یک بار به اعتبار شما لطمه وارد شد؟ یک بار؟ نخیر جناب آقای رئیس! یک بار به اعتبار نیم‌بند شما، آن هم در ماجرای دروغ درباره سقوط جنگنده لطمه وارد نشد! هر بار که دست یک ناکارشناس صاحب‌نظرنما را گرفتید و جلوی دوربین‌هایی نشاندید که خرج برق و باطری‌اش را هم مردم می‌دهند، از اعتبارتان نزد وجدان عمومی کاسته شد. هر بار که به محمدرضا شهبازی‌ها، خداداد عزیزی‌ها فواد ایزدی‌ها و جواد لاریجانی‌ها مجال جولان و نشر اکاذیب نزد افکار عمومی دادید، اعتبارتان به مسلخ رفت. هر بار که سیرک مشمئز کننده‌ یک سویه در ارائه گزارش از اعتراضات به حق مردم به خرد مخاطب دادید، اعتبارتان کمرنگ و کمرنگ‌تر شد و هر بار که دروغ گل‌درشت‌تری از قابل تلویزیون‌تان به مخاطب رنج کشیده قالب شد، اعتبارتان را حراج کردید و امروز این مسیر به ایستگاهی رسیده که اساسا صحبت رئیس صدا و سیمای مملکت از «اعتبار»، خود طنز سخیفی است که حتی خنده از لب ‌‎دزدیده و ردای خشم بر تن هر مخاطبی می‌کند. 

باز سوال اینکه؛ خوب است تا آقای جبلی بفرمایند که کدام مقام رسمی به جناب‌شان از سقوط جنگنده اطلاع داد و نستجیربالله، این مقام محترم، «اسم» ندارد؟ الان کجاست؟ آیا بر منصب خود، سفت تکیه زده یا به خاطر این اباطیل و طرح دروغ به رسانه انحصاری مملکت، زبان‌مان لال استفعا داده است؟ ضمن اینکه آقای رئیس باید التفات داشته باشد که این، تنها اطلاعات حیاتی نیست که در اختیار نهادهای دیگر است.

بلکه در این مملکت، همه چیز در اختیار نهادهای دیگر است و هر نهاد به فراخور حیطه دسترسی خود بر یک رانت و انحصار چمبره زده و در را به روی هر کنشگر مستقل و آزادی سه قفله کرده است! 

جبلی اما در بخش دیگری از سخنان خود به پرسشی درباره عملکرد صدا و سیما در حوادث سال ۱۴۰۱ پاسخ داده و گفته که «در سال ۱۴۰۱ روایت اول را از دست دادیم؛ علتش این بود که داده‌های اساسی در اختیار ما قرار نگرفت. در جایی که رویداد مستقیم باشد، ما روایت اول را در دست می‌گیریم؛ مثل آغاز جنگ یا حادثه تلخ اخیر اهواز که بلافاصله صدا و سیمای استانی روایت اول را پوشش داد.»

دقت کنید! رئیس صدا و سیمای مملکت در پاسخ خود و اینکه چرا امپراطوری رسانه‌ای‌اش روایت دست اول را از بابت ما وقعی که در داخل همین سرزمین رخ داده از دست داده، می‌گوید که؛ علتش این بود که داده‌های اساسی در اختیار ما قرار نگرفت! الهی که ما به قربان مظلومیت این رسانه برویم! خب داده‌های اساسی در اختیارشان قرار نگرفت، چه کنند؟ اساسا قصوری متوجه این حضرات نیست! به حاضری‌خوری و پخته‌خوری انحصار عادت کرده‌اند. از سویی، رقابت آزاد رسانه‌ای برای اخذ مرجعیت نزد افکار عمومی نیز به خودی خود با این فضای رانت‌زده، منتفی است! کسی هم به خاطر دروغ‌پراکنی و بسط نفاق و گسست در میان جامعه به آقایان نمی‌گوید؛ بالای چشم مبارک‌شان ابروست! رئیس این دستگاه عریض و طویل را هم لابد، ما منصوب کرده‌ایم! وضع چنین سیرک مبتذلی، می‌شود؛ همینی که می‌بینیم! 

همه این اشارات در حالی است که؛ سهم هر ایرانی از هزینه‌های سالانه صداوسیما روزانه بیش از یک میلیون تومان و سالانه ۳۸۵ میلیون تومان است و این یعنی هر خانواده ایرانی، چه تلویزیون نگاه کند و چه نه، چه صداوسیما را قبول داشته باشد یا نه، چه آن را دنبال کند یا سال‌هاست قید آن را زده باشد، محکوم است که بخش قابل توجهی از بودجه خودش را برای رسانه‌ای بپردازد که انتخابش نمی‌کند.

به عنوان نمونه در ۱۳ سال گذشته بودجه این نهاد ۳۴۰۰ درصد رشد کرده و حالا به حدود ۳۵ هزار میلیارد تومان_منهای درآمدهای کلان این چاه ویل_رسیده است! شبه رسانه‌ای که در انحصار حکومتی کامل، محل جولان مشتی لمپنِ بی‌مایه و بی‌بته نظیر محمدرضا شهبازی‌ها، خداداد عزیزی‌ها و امثال این دری وری‌ها شده و این زالوها از سوراخی که دزدانه در جیب ملت ایجاد کرده‌اند، انگل‌وار هورت می‌کشند!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن