اختصاصی هم وطن، گروه سیاسی – سید امیر موسوی
«نباید پدیدههای اجتماعی را امنیتی کنیم، بلکه باید با سازوکار خودش موضوعات اجتماعی را حل کرد و به هر پدیدهای با نگاه امنیتی نباید نگریست، چرا که مردم زمانی در انتخابات مشارکت میکنند که جامعه آرام باشد.» اینها اظهاراتی بود که اسکندر مومنی، وزیر کشور دولت مسعود پزشکیان در نشست معاونت های سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداریهای سراسر کشور گفته و در خلال آن بر لزوم توجه به اتحاد و انسجام ملی تاکید کرد.
جملاتی که در صورت و سیرت آن، فینفسه مهم بوده و به شرط عمل، میتواند زمینهساز تحقق هدفی باشد که مومنی در این سخنان بر آن تاکید کرده است. اما، اما و اما تمام آن چه در این مرقومه، بنای پرداختن به آن را دارم در همین «اما» مستتر است. امایی که مرز میان بایدها و توصیههایی از این دست توسط مسئولین مملکت-از صدر تا ذیل-با آنچه در ساحت عمل و در زیر پوست شهر رخ میدهد را نمایان میکند.
اما، این بایدها و شرط تحقق آن، به هر شکل که باشد از قِبل این دست فرمان و مشی و رویکرد کنونی از سوی دولت وفاق، ره به ورطه اجرا نخواهد برد. چرا که آنچه دست کم در دستگاه تحت فرمان آقای وزیر در حال وقوع و حدوث بوده، نقض غرض کلام خودش است و در یک دو دو تا، چهارتای منطقی، مایه استحزا و نیشخند هر شنوندهای خواهد بود.
رئیس شورای امنیت کشور در دولت پزشکیان در ادامه این اظهارات خود، همچنین، تاکید داشته؛ «نخستین وظیفه همه ما حفظ وحدت و انسجام است و اگر این وحدت همیشه حفظ شود، هیچ دشمنی به فکر تعرض به کشور نخواهد بود و حفظ انسجام ملی و تقویت آن ضروری است.» اظهاراتی که البته، گوینده آن در ادامه، تصریح نکرده که مخاطب تحققش، چه کسانی هستند و چگونه در مسیر آن قدم برخواهند داشت؟
مع الاسف، آقای مومنی، اشاره نکرده که حفظ وحدت و انسجام مورد تاکیدش از ناحیه چه کسانی و یا کدام دستگاهها-بسته به دایره تحرکات و فعالیت و همچنین اختیاراتشان-محقق خواهد شد؟ سوال صریح و کوتاه از جناب وزیر، این است که در وضعیتی که نه صرفا پدیدههای اجتماعی که همه شئون ملک و مملکت با نگاه امنیتی سنجه و تراز میشود، بناست با تغییر نگرش در کدام حوزه، شاهد حفظ-یا به عبارت دقیقتر؛ وقوع-انسجام و اتحاد در میان آحاد جامعه ایرانی باشیم؟
جناب مومنی، لابد مستحضر است که کلام اخیر، مبنی بر اینکه؛ «مهمترین دلایلی که سبب شد در جنگ ۱۲ روزه دشمن به نیات خود نرسد، علاوه بر قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران، انسجام و همبستگی ملی بود که رهبر معظم انقلاب هم به آن اشاره فرموده و از این اتحاد ۹۰ میلیون ایرانی قدردانی کردند.»، قرائت حاکمیت از ماوقع جنگ دوازده روزه و پیرامون آن بوده و به رغم جار زدن آن در بوغ و کرنای صدا و سیما-به جز در بخشی از جامعه ایرانی-لزوما قرائت همه مردم در آنچه گذشت تهاجم خردادماه اسرائیل به ایران نیست. ایشان و همراهان و همکارانش، حتما باز التفات دارند که باید در راستای نزدیک کردن این دو قرائت با یکدیگر در جهت حفظ همان انسجامی که آقایان از آن دم میزنند نیز، قدمی برداشت و طرحی رقم زد.
جامعه امروز، یکی از پادگانهای آموزشی سازمان نظام وظیفه نیست که هر دستوری از بالا آمد، خلق الله بر زمین پا کوبیده و به حکم اصل «نظام، چرا نداره!» در چنین فضایی با نگاه داشتن دست راست خود در کنار شقیقه، بله قربان بگویند! بخش قابل اعتنای جامعهای که-به نظر میرسد-از تمام آنچه حضرات و انصارشان در بالغ بر پنج ماه گذشته در تریبونهای رسمی و حاکمیتی بیان داشتهاند، اقناع نشده، طبعا با اظهاراتی نظیر آنچه وزیر دولت در همایشی درون سازمانی بیان کرده، ردای اقناع بر تن نخواهد کرد.
همانگونه که صاحبنظران و کارشناسان حوزه جامعهشناسی و بالاخص؛ جامعهشناسی سیاسی بر آن تاکید دارند، اقناع و بسیج اجتماعی در راستای نیل به انسجام و وحدت عمومی، اجی مجی لاترجی نیست که به پوفی، یکباره رقم خورده و طبقات مختلف مردم را پشت سر آن هدف، قطار کند. جامعه امروز برای رقم خوردن چنین وضعی، نیازمند مشاهده و لمس واقعیاتی است که تومنی، سنار با بایدها و نبایدهای از بالا به پایین آقای وزیر و امثال آن، توفیر دارد.
به هر ترتیب، آقای حاکمیت و وزیر دولتش، باید یکبار به خود-و نه به مردم-پاسخ بدهند که رقم خوردن فعل یا ترک فعل از سوی جامعه، علیه حاکمیت در بحبوحه تجاوز اسرائیل به میهن، ایستادن مردم، پای نظام بود یا پای ایران؟ «ای ایران بخوان» نخستین روزهای پس از آتشبس و بنرهای عریض و طویل شهردار تراز پایتخت با تصاویری از آرش کمانگیر و داریوش هخامنشی و شاپور ساسانی، همچنان بر مدار و برقرار است یا این سیستم به تنظیمات کارخانه بازگشته و در به همان پاشنه پیش از بامداد ۲۳ خرداد میچرخد؟ دست کم بر اساس مشاهدات میدانی،
عجالتا که چنین است و مایه تاسف!
رئیس شورای امنیت کشور در دولت چهاردهم در کنار اظهارات و نطقهای همهکسپسندانه در راستای حفظ انسجام و وحدت ملی، باید به این پرسشها نیز پاسخ بدهد که تحقق این وحدت با خط و نشانهای هفتگی علمالهدی و احمد خاتمی و دیگران در این تریبون و آن تریبون نماز جمعه دنبال خواهند کرد یا با تهدید جریانهای سیاسی به حفظ وحدت و انسجام ملی زیر سایه برخورد تحکمآمیز قضائی و اقسام احضار و داغ و درفش؟ آقایان باید به خود پاسخ بدهند که وحدتی که از لزوم تحقق آن دم میزنند با تیترهای سخیف و مبتذل-نه جناحی که گروهی و قبیلهای-کیهان رقم خواهد خورد یا از دل تحرکات کودکانه و البته مشمئزکننده مشتی بلاگر نماینده در صحن پارلمان؟ باید در ادامه فرمایشات آقای وزیر، منتظر تحقق وحدت با احضارها و تهدیدهای خبرنگاران و روزنامهنگاران با پرایوتنامبرها و تشکیل پروندهشان در عدلیه! باشیم یا اردوکشی هر روزه اقلیت مطلقی در این خیابان و آن میدان برای تضییح و تحدید حقوق اکثریت همواره محروم، مظلوم و محجور؟
آقای رئیس شورای امنیت کشور، بنا دارند با خبر آمادگی و بسیج ۸۰ هزار آمر به معروف و سکوت وزارت مبتوعشان در مقابل این دست تحرکات خطرناک، انسجام و وحدت به ارمغان بیاورند یا با وفاق با جبهه پایداری و قماش پیرامونش؟
آقای مومنی، اگر پاسخی به این سوالات داشتند به خودشان بدهند که مخاطب همه بایدهایی که اخیرا از سوی ایشان بیان شده، دست کم تا چند اولویت نخست، متوجه خودش و ساختار حاکم است. چرا که مردم در بزنگاههای خطیر، نقش خود را ایفا کردهاند و از مدتها پیش، توپ در زمین خود آقایان است.