خانه پیشنهاد هم‌وطن هموطن به بهانه انتشار خبر توافق گزارش می دهد؛ هرمز، اورانیوم و میلیاردها پول بلوکه‌شده!

هموطن به بهانه انتشار خبر توافق گزارش می دهد؛ هرمز، اورانیوم و میلیاردها پول بلوکه‌شده!

گروه سیاسی / ماهور ایرانی: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بامداد یکشنبه با انتشار پیامی در تروث سوشال از شکل‌گیری یک «یادداشت تفاهم» میان ایالات متحده، جمهوری اسلامی ایران و مجموعه‌ای از بازیگران منطقه‌ای خبر داد؛ توافقی که به گفته او پس از هفته‌ها رایزنی فشرده اکنون تنها در مرحله نهایی‌سازی قرار دارد. ترامپ اعلام کرد که درباره این تفاهم با رهبران عربستان سعودی، امارات، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر، اردن و بحرین گفت‌وگو کرده و همچنین تماس مستقلی با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، داشته است. او بدون اشاره مستقیم به جزئیات فنی توافق، تأکید کرد که «صلح» محور اصلی مذاکرات بوده و از بازگشایی تنگه هرمز به‌عنوان یکی از بندهای مهم تفاهم نام برد. همزمان با این اظهارات، نیویورک تایمز به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد که یکی از مهم‌ترین محورهای توافق احتمالی، تعهد ایران به واگذاری ذخایر اورانیوم با غنی‌سازی بالا است؛ موضوعی که سال‌ها از اهداف اصلی واشنگتن در مذاکرات هسته‌ای به شمار می‌رفت. بر اساس این گزارش، هنوز درباره چگونگی انتقال یا مدیریت این ذخایر تصمیم نهایی گرفته نشده و تعیین تکلیف آن به دور بعدی مذاکرات موکول شده است، اما آمریکا خواهان آن است که تهران دست‌کم در قالب یک بیانیه رسمی، اصل این تعهد را بپذیرد. مقام‌های آمریکایی گفته‌اند چنین بندی برای عبور توافق از فضای بدبینانه جمهوری‌خواهان در کنگره حیاتی است.

به نوشته نیویورک تایمز، تهران در مراحل ابتدایی مذاکرات با گنجاندن موضوع ذخایر اورانیوم در فاز نخست مخالف بوده و ترجیح می‌داده این پرونده به مراحل بعدی منتقل شود، اما مذاکره‌کنندگان آمریکایی از طریق واسطه‌ها هشدار داده‌اند که در صورت عدم توافق اولیه بر سر این مسئله، واشنگتن مذاکرات را ترک کرده و «کارزار نظامی» خود را از سر خواهد گرفت. در همین حال، هنوز هیچ مقام رسمی جمهوری اسلامی درباره ادعاهای مطرح‌شده از سوی ترامپ موضع‌گیری علنی نکرده است.

طبق این گزارش، بخش دیگری از تفاهم در دست مذاکره به آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران مربوط می‌شود. با این حال، آمریکا قصد دارد بخش عمده این منابع را در قالب یک صندوق بازسازی تحت نظارت نگه دارد و دسترسی کامل تهران به آن را به حصول توافق نهایی هسته‌ای مشروط کند؛ سازوکاری که به گفته مقام‌های آمریکایی با هدف حفظ اهرم فشار و وادار کردن ایران به ادامه مذاکرات طراحی شده است. در فضای رسانه‌ای نزدیک به حاکمیت ایران نیز نشانه‌هایی از تأیید غیررسمی این مذاکرات دیده می‌شود. علی قلهکی، فعال رسانه‌ای نزدیک به جریان‌های حکومتی، در شبکه اجتماعی ایکس مدعی شد فرمانده ارتش پاکستان پس از سفر به تهران، حامل پاسخ آمریکا برای تدوین «یادداشت تفاهم مشترک» بوده است. او مدعی شد محورهای مورد توافق شامل پایان درگیری‌ها در تمامی جبهه‌ها، بازگشایی تنگه هرمز در برابر رفع محاصره دریایی آمریکا، آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و ایجاد یک بازه ۳۰ روزه برای مذاکرات هسته‌ای است. قلهکی همچنین از احتمال پرداخت فوری ۱۲ میلیارد دلار به ایران از سوی قطر خبر داد؛ پولی که بخشی از آن می‌تواند از منابع مسدودشده ایران در بانک‌های قطری و کره جنوبی تأمین شود.

او در ادامه مجموعه‌ای از پرسش‌ها و ابهامات را نیز مطرح کرد که نشان می‌دهد حتی در میان جریان‌های نزدیک به حاکمیت، هنوز اجماع روشنی درباره ابعاد توافق وجود ندارد. از جمله این پرسش‌ها، نحوه مدیریت آینده تنگه هرمز، احتمال مشارکت آمریکا در سازوکار امنیتی تنگه، وضعیت حضور نظامی آمریکا در منطقه، سرنوشت غنی‌سازی اورانیوم در سطوح ۳.۶۷ یا ۲۰ درصد، امکان انتقال ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی به روسیه یا چین و همچنین مسئله غرامت جنگ و خسارات اقتصادی واردشده به ایران است؛ خساراتی که برخی نهادهای دولتی ایران رقم آن را بین ۹ تا ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند. در همین حال، علی هاشم، خبرنگار الجزیره، نیز به نقل از منابع خود گزارش داد که پیش‌نویس توافق شامل پایان جنگ در همه جبهه‌ها از جمله لبنان، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران، لغو محاصره دریایی آمریکا و کاهش حضور نظامی واشنگتن در نزدیکی مرزهای ایران است. به گفته او، پس از اجرای این مرحله، دو طرف وارد یک بازه ۳۰ روزه برای دستیابی به توافق هسته‌ای خواهند شد؛ مهلتی که امکان تمدید آن نیز وجود دارد. هاشم همچنین گزارش داد که از دیدگاه تهران، مدیریت تنگه هرمز باید در چارچوب همکاری ایران و عمان تعریف شود و گفت‌وگوهایی در این زمینه با مسقط جریان دارد. مجموع داده‌های منتشرشده نشان می‌دهد آنچه از سوی ترامپ «یادداشت تفاهم صلح» توصیف شده، بیش از آنکه یک توافق جامع نهایی باشد، چارچوبی موقت برای توقف تنش‌های نظامی و باز کردن

منطقه‌ای خود استفاده کند. نگرانی اصلی اسرائیل آن است که کاهش فشار اقتصادی بر ایران و امکان فروش نفت، در نهایت منابع بیشتری در اختیار تهران و متحدان منطقه‌ای‌اش قرار دهد. به همین دلیل، در متن توافق تلاش شده با دادن حق اقدام نظامی به اسرائیل در صورت تسلیح مجدد حزب‌الله، بخشی از نگرانی‌های امنیتی تل‌آویو مدیریت شود. با وجود همه این تحولات، مهم‌ترین نقطه ضعف توافق احتمالی، موقتی و شکننده بودن آن است. کل ساختار این تفاهم بر پایه بی‌اعتمادی عمیق میان دو طرف بنا شده و هنوز هیچ نشانه قطعی وجود ندارد که ایران و آمریکا آماده عبور از اختلافات بنیادین خود باشند. اختلاف بر سر سطح غنی‌سازی، نحوه راستی‌آزمایی، فشارهای داخلی در هر دو کشور، مخالفت اسرائیل و احتمال وقوع حوادث امنیتی پیش‌بینی‌نشده، همگی عواملی هستند که می‌توانند توافق را در مدت کوتاهی با شکست روبه‌رو کنند. حتی مقام آمریکایی که جزئیات توافق را شرح داده نیز اذعان کرده که اگر واشنگتن احساس کند ایران درباره مذاکرات هسته‌ای جدی نیست، ممکن است این تفاهم حتی پیش از پایان دوره ۶۰ روزه فروبپاشد. در مجموع، توافق احتمالی ایران و آمریکا را می‌توان تلاشی برای خرید زمان و جلوگیری از انفجار همزمان چند بحران در خاورمیانه توصیف کرد.

آمریکا به دنبال کاهش تنش، حفظ ثبات بازار نفت و بازگرداندن ایران به مسیر مذاکره است و ایران نیز تلاش می‌کند فشار اقتصادی و خطر درگیری مستقیم نظامی را کاهش دهد. با این حال، فاصله میان یک آتش‌بس موقت و دستیابی به توافقی پایدار همچنان زیاد است و آینده این روند بیش از هر چیز به میزان آمادگی دو طرف برای ارائه امتیازهای واقعی و عبور از بی‌اعتمادی تاریخی وابسته خواهد بود. آنچه طی ساعات گذشته از سوی دونالد ترامپ، منابع آمریکایی، رسانه‌های منطقه‌ای و چهره‌های نزدیک به حاکمیت ایران منتشر شده، بیش از آنکه تصویری روشن از یک توافق قطعی ارائه دهد، نشان‌دهنده شکل‌گیری یک فضای دوگانه و پیچیده است؛ فضایی که در آن هم نشانه‌های واقعی از تلاش برای رسیدن به یک تفاهم موقت دیده می‌شود و هم امکان بهره‌برداری تاکتیکی واشنگتن از مذاکرات برای بازسازی موقعیت نظامی و سیاسی خود علیه جمهوری اسلامی وجود دارد. در ظاهر، حجم تماس‌های دیپلماتیک اعلام‌شده از سوی ترامپ غیرمعمول است. او از گفت‌وگو با رهبران عربستان، امارات، قطر، ترکیه، مصر، اردن، بحرین، پاکستان و اسرائیل سخن گفته؛ مجموعه‌ای از بازیگران که هر کدام به‌نوعی در معادله امنیت خلیج فارس، پرونده هسته‌ای ایران یا آینده درگیری‌های منطقه‌ای نقش دارند.

چنین آرایشی از تماس‌ها معمولاً زمانی رخ می‌دهد که واشنگتن بخواهد یا یک توافق بزرگ منطقه‌ای را هماهنگ کند یا مقدمات یک اقدام امنیتی چندلایه را بچیند. همین مسئله باعث شده تحلیلگران درباره نیت واقعی کاخ سفید دچار تردید شوند. از یک سو، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد آمریکا واقعاً به دنبال یک توافق موقت است. نخست آنکه اقتصاد جهانی و بازار انرژی تحمل یک بحران بلندمدت در تنگه هرمز را ندارد. هرگونه اختلال پایدار در عبور نفت از هرمز می‌تواند قیمت انرژی را جهشی کند و به اقتصاد آمریکا و متحدانش آسیب بزند. در چنین شرایطی، بازگشایی تنگه هرمز و تضمین امنیت عبور و مرور دریایی، یک اولویت فوری برای واشنگتن و کشورهای عربی محسوب می‌شود. دوم آنکه آمریکا در آستانه فضای انتخاباتی قرار دارد و ترامپ نیازمند ارائه تصویری از «مهار ایران بدون جنگ بزرگ» است؛ الگویی که بتواند آن را به‌عنوان موفقیت سیاست فشار حداکثری معرفی کند. سوم اینکه گزارش نیویورک تایمز درباره پذیرش احتمالی اصل واگذاری ذخایر اورانیوم غنی‌شده از سوی ایران، اگر درست باشد، نشان می‌دهد مذاکرات از سطح پیام‌های سیاسی فراتر رفته و وارد جزئیات حساس فنی شده است؛ موضوعی که بدون وجود کانال‌های واقعی مذاکره بعید به نظر می‌رسد. اما در سوی دیگر، نشانه‌هایی نیز وجود دارد که این روند می‌تواند بخشی از یک تاکتیک فشار یا حتی فریب راهبردی باشد. مهم‌ترین نکته آن است که هنوز هیچ مقام رسمی جمهوری اسلامی اصل توافق را تأیید نکرده است.

سکوت تهران در حالی ادامه دارد که ترامپ با لحنی بسیار قطعی از «توافقی که تقریباً نهایی شده» سخن می‌گوید. این شکاف روایی می‌تواند نشانه آن باشد که واشنگتن عمداً در حال ساختن یک فضای رسانه‌ای برای قرار دادن ایران در موقعیت انفعال است؛ موقعیتی که اگر مذاکرات شکست بخورد، آمریکا بتواند تهران را مسئول فروپاشی دیپلماسی معرفی کند. از سوی دیگر، متن‌های منتشرشده از منابع آمریکایی نشان می‌دهد تهدید نظامی همچنان بخشی از معادله است. نیویورک تایمز به‌صراحت نوشته که مذاکره‌کنندگان آمریکایی هشدار داده‌اند اگر ایران درباره ذخایر اورانیوم کوتاه نیاید، «کارزار نظامی» از سر گرفته خواهد شد. این جمله نشان می‌دهد واشنگتن مذاکرات را نه به‌عنوان جایگزین فشار، بلکه به‌عنوان امتداد همان فشار تعریف کرده است. در واقع، ممکن است هدف اصلی آمریکا خرید زمان، تثبیت موقعیت نیروهایش در منطقه، کاهش آمادگی عملیاتی ایران و سپس اجرای یک اقدام غافلگیرانه باشد. ابهام در موضوع تنگه هرمز نیز این تردیدها را تقویت می‌کند.

در روایت‌های نزدیک به حکومت ایران، صحبت از «رفع محاصره تنگه» و حتی احتمال نوعی مدیریت مشترک یا سازوکار امنیتی جدید مطرح شده است؛ موضوعی که اگر صحت داشته باشد، به معنای ورود آمریکا به یکی از حساس‌ترین حوزه‌های حاکمیت ژئوپلیتیکی ایران است. اما همین ابهام می‌تواند بخشی از بازی روانی نیز باشد. واشنگتن ممکن است با طرح ایده‌هایی چون کاهش حضور نظامی یا تسهیل عبور دریایی، در تلاش باشد تا تهران را به کاهش سطح آماده‌باش در خلیج فارس سوق دهد؛ اقدامی که در صورت شکست مذاکرات، مزیت عملیاتی مهمی برای آمریکا و اسرائیل ایجاد می‌کند. نکته مهم دیگر، حضور اسرائیل در این معادله است. ترامپ تأکید کرده تماسش با بنیامین نتانیاهو «به همان اندازه بسیار خوب» بوده است. این جمله از نظر ناظران امنیتی اهمیت زیادی دارد، زیرا بعید است اسرائیل با توافقی موافقت کند که به ایران فرصت بازیابی اقتصادی و تنفس راهبردی بدهد، مگر آنکه مطمئن باشد محدودیت‌های سختی بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال خواهد شد یا گزینه نظامی همچنان روی میز باقی می‌ماند.

بنابراین همراهی تل‌آویو با روند موجود می‌تواند به این معنا باشد که یا توافق پیشنهادی بسیار محدودکننده‌تر از چیزی است که فعلاً مطرح شده، یا اسرائیل آن را صرفاً مرحله‌ای برای مدیریت زمان تا یک اقدام بعدی می‌بیند. در داخل ایران نیز نشانه‌هایی از تردید و نگرانی دیده می‌شود. پرسش‌هایی که چهره‌های نزدیک به حاکمیت درباره سرنوشت غنی‌سازی، خروج اورانیوم ۶۰ درصدی، کاهش حضور نظامی آمریکا یا حتی مسئله غرامت جنگ مطرح می‌کنند، نشان می‌دهد هنوز تصمیم نهایی در ساختار قدرت ایران تثبیت نشده است. جمهوری اسلامی از یک سو زیر فشار اقتصادی و امنیتی سنگینی قرار دارد و آزادسازی بخشی از منابع مالی می‌تواند برایش حیاتی باشد، اما از سوی دیگر تجربه خروج آمریکا از برجام و ترور قاسم سلیمانی باعث شده بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به هرگونه توافق با واشنگتن وجود داشته باشد. برآیند این تحولات نشان می‌دهد سناریوی محتمل‌تر در مقطع فعلی نه یک توافق جامع پایدار و نه یک حمله فوری تمام‌عیار، بلکه یک «تفاهم موقت شکننده» است؛ توافقی که دو طرف برای جلوگیری از ورود به جنگ مستقیم به آن نیاز دارند، اما همزمان هر دو برای احتمال شکست آن نیز آماده می‌شوند. آمریکا احتمالاً می‌خواهد از این فرصت برای مهار فوری بحران هرمز، کنترل سطح تنش منطقه‌ای و وادار کردن ایران به عقب‌نشینی هسته‌ای استفاده کند، در حالی که تهران نیز می‌کوشد با خرید زمان، بخشی از فشار اقتصادی و نظامی را کاهش دهد. با این حال، سطح بی‌اعتمادی میان دو طرف به اندازه‌ای بالاست که حتی در صورت اعلام رسمی توافق، احتمال بازگشت سریع بحران یا حرکت به سمت درگیری نظامی همچنان بالا باقی خواهد ماند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن