خانه پیشنهاد هم‌وطن اینجا انسان فقط با اصابت یک نارنجک نمی‌میرد

اینجا انسان فقط با اصابت یک نارنجک نمی‌میرد

اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق: در این جنگ، تازه فهمیدم چقدر داشتن یک «روال عادی» مهم است. همان چیزهایی که روزی ازشان خسته بودیم، مسیر تکراری رفت‌و‌آمد، شلوغی مترو، ترافیک آخر شب حالا آرزو شده‌اند. وقتی آزادی انتخاب از بین می‌رود، حتی روزمرگی معنا پیدا می‌کند. چند روز پیش از فشار خبرها و اضطراب مداوم بیمار شدم. پزشک جوانی که معاینه‌ام می‌کرد گفت: «هر روز چند نفر را می‌آورند که بدون دلیل جسمی، ناگهان از پا افتاده‌اند.

این هم بخشی از جنگ است.» اما من نمی‌خواهم درد و ترس برایم عادی شوند. هنوز یادم هست چند ماه پیش چطور برای حقوق زنان می‌جنگیدیم، و حالا باید برای ابتدایی‌ترین حقِ زندگی یعنی بقا تلاش کنیم. بااین‌حال، زنان این سرزمین از هر زمان قوی‌ترند. زنی که در بیمارستان با شالی آزاد بر شانه‌اش کار می‌کند، در سکوت مقاومت می‌کند. همین تصویر برای من امید است. مایع سردِ سرم در رگم جریان دارد و ذهنم را برای دقایقی از اخبار و سیاست جدا می‌کند. تقویم گوشی‌ام را نگاه می‌کنم: زمانی برای مهاجرت تعیین کرده بودم، اما سفارت‌ها بسته‌اند. مانده‌ایم با جمله‌ای تکراری که همه این روزها از هم می‌پرسند: «چه می‌شود؟» به عکس‌هایی از جاهایی نگاه می‌کنم که شاید روزی بتوان در آن‌ها دوباره زندگی را شروع کرد، البته نه در اینترنت آزاد، بلکه در همان دنیای فیلترشده‌ای که هنوز اجازه می‌دهد رؤیا ببینی.

در گزارشی خواندم که ایران حالا رکورددارِ طولانی‌ترین قطع ارتباط از اینترنت جهانی است. شرایط خسته کننده است اما همچنان باید برای بقا بجنگیم. هیچ امیدی برای آینده بهتر پیش رو نیست تا چشم کار می کند سیاهی و تباهی است. من زنده‌ام. هنوز زنده‌ام! گاهی برایم باورنکردنی است که نامم در تیترهای رسانه‌های جهان می آمد و حالا یک زن خانه نشین و بی اعصاب شدم.

بیش از یک ماه است که بارها میخواستم در اینستاگرامم بنویسم من زنده‌ام. هنوز زنده‌ام. اما چون اینجا انسان فقط با اصابت یک نارنجک نمی‌میرد، بلکه به دست جمهوری اسلامی هم جان می بازد خفه خون گرفتیم. خبرهای ویرانی و مرگ دوستان دور و نزدیک به گوشم می‌رسد نمیدانم ناراحت شوم یا بخندم. ۴۵ هزار نفر کشته شدند هزار نفر که چیزی نیست. اما مرگ یک نفر هم مرگه. شوهر یکی از دوستانم، کارمند اداره برق، بود.

چند روز پیش همراه همکارش روی برج انتقال رفته بود تا برق منطقه را وصل کند. انفجار دوردستی آن‌ها را به زمین پرت کرد. هر دو مردند. حتی در اخبار خواندم که یک مادر و پسر در رور ۱۳ به در در کرج دقیقا زیر پل B2 مردند. به همین سادگی و من هنوز زنده ام حالا نه مهاجرتی در کار است و نه زندگی….

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن